حمله مرد چکش به دست به مامور اورژانس
۱۲ سال قبل، یک شب که شیفت بودم از اتاق فرمان اورژانس برای رسیدگی به وضعیت بیماری که دچار تشنج شده بود، به مأموریت اعزام شدیم.
روزنامه ایران: رسول نظری تکنیسین اورژانس خاطره ای از ۱۲سال قبل را در این روزنامه منتشر کرده است.
وی نوشته است: ۱۲ سال قبل، یک شب که شیفت بودم از اتاق فرمان اورژانس برای رسیدگی به وضعیت بیماری که دچار تشنج شده بود، به مأموریت اعزام شدیم.
ترافیک زیاد بود و برای اینکه زودتر برسیم، از کوچه پس کوچهها خودمان را به محل رساندیم. از آنجا که نشانی دقیق خانه بیمار را به ما اعلام نکرده بودند به همکارم گفتم به احتمال زیاد مثل بسیاری از مأموریتها، یکی از بستگان بیمار بیرون خانه ایستاده تا راهنماییمان کند در همین فکرها بودم که زنی را جلوی در خانهای دیدم.
او با دیدن آمبولانس طوری نگاه کرد که تصور کردم منتظرمان است. با دیدن ما به داخل خانه رفت. من هم بسرعت کیف کمکهای اولیه را برداشتم و از ماشین پیاده شدم. آن شب من بهدلیل اینکه لباس کارم در عملیات قبلی کثیف شده بود به ناچار یک پیراهن سفید ساده به تن داشتم. با عجله به سمت همان خانه رفتم و وارد شدم. اما پس از ورود متوجه شدم خبری از بیمار تشنجی نیست و فقط مردی در حیاط خانه با لباس راحتی در حال کوبیدن میخ به دیوار بود و با صدای بلند آواز میخواند.
چشمش که به من افتاد ناگهان خشکش زد. من که تازه متوجه شده بودم آدرس را اشتباه آمدم میخواستم برگردم که ناگهان مرد صاحبخانه به تصور اینکه دزد هستم با همان چکشی که در دست داشت فریاد زنان به طرفم دوید. آن لحظه آنقدر ترسیده بودم که با وجود سنگینی ساک تجهیزات، همه توانم را در پاهایم جمع کرده و با سرعت هر چه تمامتر از محل دور شدم. با اینکه از او فاصله گرفته بودم اما همچنان صدای فریادش را از پشت سرم میشنیدم که میگفت: «بگیریدش دزد، دزد!!»
به یک دو راهی رسیدم. فکر میکردم دیگر خلاص شدم اما از شانس بدم انتهای کوچه بنبست بود. خیلی ترسیده بودم. مرد چکش به دست قصد کشتنم را داشت.
آن لحظه فقط خدا با من یار بود که در یکی از خانهها باز شد و خانمی از آن بیرون آمد. با دیدن این صحنه بسرعت داخل آن خانه شدم و در را محکم بستم، غافل از اینکه به دردسر بزرگتری افتاده ام. مرد عصبانی پشت در رسیده بود و با فریادهای «دزد، دزد...» به در میکوبید و رو به رویم هم نزدیک ۲۰ نفر دور سفرهای در حیاط خانه نشسته بودند. مردان خانه با دیدن من از سر سفره بلند شده و به طرفم هجوم آوردند.
زبانم بند آمده بود در همین لحظه صدای بیسیم همراهم بلند شد. در حالی که از ترس زبانم بند آمده بود با بالا بردن دستانم از آنها امان خواستم. یکی از مردان که از همه بزرگتر بود جلو آمد. با اینکه صورتش خشمگین بود اما منطقی به نظر میرسید.
خودم را معرفی کردم و گفتم از پرسنل اورژانسم. کارت شناساییام را که دیدند مطمئن شدند. همکارم که شاهد صحنه تعقیب و گریز بود با مرکز تماس گرفته و اعلام کرده بود بیمار تشنجی نیست بلکه مشکل روانی دارد!!! وقتی اهالی آن خانه قانع شدند که من دزد نیستم بیرون رفتند و با کمک همکارم موضوع را برای مرد چکش به دست توضیح دادند و بالاخره او را قانع کردند که من دزد نبودم.
فضا که کمی آرامتر شد، با اتاق فرمان تماس گرفتم و جریان را گفتم، آنها که متوجه اشتباه من شده بودند، گفتند: «جناب آقای نظری آدرس را اشتباه رفتی. خانواده بیمار تشنجی چندین بار تماس گرفتهاند و به دیر رسیدن اورژانس اعتراض کردهاند. آدرس دو کوچه پایینتر است... سریع خودتان را به آنجا برسانید...»
تبلیغات متنی
-
تماسه مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
شوک امشب؛ سلام به پراید یک میلیارد تومانی!
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
علت انفجار در بندرعباس اعلام شد
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
چرا سفرمارکت بهترین قیمت بلیط هواپیما را به شما ارائه می کند؟
-
ویتکاف: دیدارم با فرستاده پوتین سازنده بود
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
واکنش رسمی فدراسیون فوتبال به خبر خداحافظی ملیپوشان
-
در خانه و هنگام حمله هوایی، این نکات را رعایت کنید
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
تصویر توجهبرانگیز یک رسانه از آسمان ایران
-
تماسه مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
واکنش رسمی فدراسیون فوتبال به خبر خداحافظی ملیپوشان
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
تصویر توجهبرانگیز یک رسانه از آسمان ایران
-
یک ادعا: گزینه جنگ از دستور کار آمریکا خارج شد
-
پاسخ یک مقام ارشد عرب درباره اهداف آمریکا در ایران
-
واکنش رسمی تلآویو به انفجار امروز در بندرعباس
-
خداحافظی تلخ یک ملیپوش از تیم ملی
-
شوک شبانه به صرافیهای ارز دیجیتال در ایران
-
حضور بازیگر پرحاشیه در جشنواره فجر به چشم آمد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
خاک تو سرتان با این خبر
پاسخ ها
عقل کل میتونستی نخونی
چ مصیبت بزرگی
خالی بندی بود؟
پاسخ ها
وخیلی بی مزه و غیر واقعی .
ههههه.طفلی .خب شد نکشتنش.
این هم منطق ایرانی جماعت.
اگر دزد بود که اون اول دخلت رو میآورد پیرمرد.