فرماندهای که جواب نامه سردار را با خونش امضا کرد
«سردار رحیم نوعیاقدم» طی سالهای اخیر، فرماندهی یکی از قرارگاههای اصلی سپاه در سوریه یعنی قرارگاه حضرت زینب(س) را بهعهده دارد.
خبرآ«لاین: «سردار رحیم نوعیاقدم» طی سالهای اخیر، فرماندهی یکی از قرارگاههای اصلی سپاه در سوریه یعنی قرارگاه حضرت زینب(س) را بهعهده دارد.
وی اهل اردبیل و از رزمندگان سالهای دفاع مقدس در لشکر عاشورا بهفرماندهی شهید مهدی باکری است. او در گفتگویی خاطره ای خواندنی را روایت کرده که در ادامه به نقل از تسنیم می خوانید؛
نمیتوانم بگویم حاج قاسم اصلاً در کار عصبانی نمیشد ولی من در رفتارهای شخصیشان عصبانیتی ندیدم. اتفاقاً در شرایط سخت و بحرانی، سکینه و آرامش خاصی در وجودشان احساس میشد انگار که اتفاقات مهم اصلاً نمیتوانست حاج قاسم را به لحاظ روانی به وحشت بیندازد و یا حرکاتش را کُند یا متوقف کند. البته اینطور مواقع بر تعجیل در مقاومت و تحرک بیشتر کار تاکید داشتند و گاهی لحن، تُن صدا و برخوردشان تغییر میکرد ولی در عمق وجودشان آرامش احساس میشد.
یک بار که من چنین وضعیتی را دیدم، در جریان عملیات آزادسازی شهر «دیر العدس» -شهری در جنوب سوریه و تقریبا در نزدیکی سرزمینهای اشغالی- بود. ما به عنوان قرارگاه حضرت زینب (س) در آنجا مأموریت داشتیم تا این شهر را آزاد کنیم. دیر العدس در آن زمان در دست گروههای مختلفی مثل مسلحین معارض داخل سوریه و جبهة النصره عراق و شام بود.
قبل از طلوع آفتاب و همزمان با اذان صبح به خط زدیم و توانستیم یک سوم شهر را آزاد کنیم. هوا که روشن شد، هنوز دو سوم شهر در دست آنها بود.بعد از روشن شدن هوا دشمن عقبه و مسیر پشتیبانی ما را مختل کرد و دیگر نتوانستیم ادامه دهیم.
نزدیکی های ظهر در بیسیم متوجه شدم سردار سلیمانی میخواهد به منطقه بیاید. آنجا به شدت زیر آتش بود و شرایط سختی داشتیم. حاج قاسم همیشه در شرایط سخت میآمد و در خط مقدم حضور مییافت و از نزدیک شرایط و میدان را میدید و تدابیر و برنامههای خود را به نیروها و فرمانده منطقه ابلاغ میکرد.
وقتی به منطقه آمدند، اولین چیزی که به محض دیدن ایشان دریافت کردم -علی رغم شدت آتش توپخانه و خمپاره های دشمن- سکینه و آرامش قلبی ایشان بود. مأموریت ما آزادسازی دیر العدس بود ولی توانسته بودیم تنها یک سوم را آزاد کنیم و دو سوم را هنوز آزاد نکرده بودیم، انتظار داشتم ایشان به ما بگوید که چرا نتوانستید و نشد؛ اما هیچی نگفتند و فقط وضعیت را پرسیدند و قسمتهای مختلف میدان را بررسی کردند و رفتند.
قبلاً با سردار سلیمانی بر سر موضوع «توکل» صحبتی داشتم و برایشان گفته بودم که شهید باکری به ما یاد داده که اگر کاری به لحاظ عقلی، محاسباتی، نظامی، منطقی و منطقهای غیر ممکن باشد، به شرط اخلاص و توکل به خدا، ممکن میشود.
بعد از 20 دقیقه دیدم پیک آمد و یک یادداشت از طرف ایشان آورد که شامل 8 دستور برای بنده بود. در انتهای آن هم نوشته بود: «ابوحسین بنویسد که آیا میتواند آنها را اجرا کند یا نه؟»
نامه را نگاه کردم. دیدم نمیتوانم اجرا کنم. واقعا هیچ کدام از آنها قابل اجرا نبود. با ایشان تماس گرفتم تا سوالی بپرسم. در انتهای مکالمه گفتند اگر بتوانی توکلی که شهید باکری گفته است را پیدا کنی، میتوانی.
شرایط سختی بود. قلباً به شهید باکری پناه بردم و گفتم: «میبینید نمیتوانم و شدنی نیست؛ چه کار کنم؟» با تمام وجودم احساس کردم و میتوانم به جرأت بگویم شهید باکری آمدند و دست مرا گرفتند و گفتند توکل کن. آنجا به خدا توکل کردم و از آن به بعد چند کلامی به زبان مادری (ترکی) با خداوند صحبت کردم و گفتم خدایا به من کمک میکنی؟ میخواهم به تو توکل کنم. آخر سر هم گفتم ای خدای باکری از این به بعد به تو توکل کردم؛ از این به بعد با توست.
در جواب نامه ننوشتم که میتوانم انجام بدهم. یک سوزن به انگشتم زدم و خونم را پای کاغذ گذاشتم و گفتم این نامه را به حاج قاسم بدهید؛ با خونم نامه را امضاء میکنم. بینی و بینالله نمیتوانستم و هیچ زمینه و امکانی فراهم نبود که این اتفاق بیفتد.
از زبان راوی میگویم که «نامه را برای حاج قاسم بردیم و ایشان نامه را باز کردند. خون را که دیدند، اندکی منقلب شدند و آن را تا کردند و در جیب گذاشتند و گفتند میبرم به آقا نشان بدهم تا ببینند چه سربازانی در خط مقدم دارند».
باید به منطقه میرفتم، شرایط بسیار سخت و آتش دشمن خیلی سنگین و عقبهمان هم بسته بود. وقتی هوا کاملاً تاریک شد، از خاکریزی که بین ما و دشمن بود رد شدم و به سمت دیگر رفتم و دیدم دشمن بساطش را برداشته و در حال فرار است. یک نفر از آنان از شب تا روز پنهان شده بود که ما صبح او را پیدا کردیم. او گفت نیروهای ما احساس کردند که شما میخواهید ما را دور بزنید. واقعاً در آنجا برای ما ثابت شد که سکینه و آرامش قلبی حاج قاسم برای چه بوده و توکلی که شهید باکری فرمودهاند اگر خالصانه باشد، خدا غیرممکن را ممکن میسازد. فردا صبح حاج قاسم آمدند و همدیگر را در دیر العدس دیدیم. درحالی که تبسم بر لب داشتند گفتند: «ابوحسین خوب کارش را کرد.»
تبلیغات متنی
-
ادعای CNN مبنی بر دسترسی به توافقی عادلانه بین ایران و آمریکا
-
ادعای یک رسانه از افزایش حضور بمبافکنهای b-۱ در خاورمیانه
-
استوری مهدی طارمی در روز ملی خلیج فارس
-
مجلس به موضوع «اینترنت پرو» ورود میکند
-
پیشنهاد تازه خانه کارگر برای افزایش دستمزدها
-
اضطراب تازهای که در طبقه متوسط رخنه کرده!
-
گرشا رضایی بین مردم از خلیجفارس خواند
-
قول مهم یاسر آسانی به استقلالیها
-
از ماشین چینی ۲.۷میلیون دلاری رونمایی شد!
-
پیام محرمانه وزارت خارجه آمریکا به سفارتخانهها
-
ترامپ وعده هستهایِ ویتکاف به ایران را لغو کرد
-
روایت خبرگزاری آنا از آمار تجمعات شبانه مردم
-
چرا ساحل لاوان سیاه شد؟
-
آپدیت بزرگ اینستاگرام علیه پستهای کپیشده
-
یک روزنامه سردی روابط ترامپ و نتانیاهو را فاش کرد
-
مجلس به موضوع «اینترنت پرو» ورود میکند
-
از ماشین چینی ۲.۷میلیون دلاری رونمایی شد!
-
پیام محرمانه وزارت خارجه آمریکا به سفارتخانهها
-
ترامپ وعده هستهایِ ویتکاف به ایران را لغو کرد
-
روایت خبرگزاری آنا از آمار تجمعات شبانه مردم
-
چرا ساحل لاوان سیاه شد؟
-
آپدیت بزرگ اینستاگرام علیه پستهای کپیشده
-
پیشبینی غیرمنتظره برای پاییز و زمستان کشور
-
ارائه طرح «ضربه نهایی» به ایران در جلسه با ترامپ
-
بازگشت پرواز آمریکا - ونزوئلا بعد از ۷ سال
-
دستور جدید ترامپ علیه ایران ابلاغ شد
-
نماینده جبهه پایداری، پادشاهان عرب را تهدید کرد
-
دولت ثبت سفارش کالاهای ضروری را حذف کرد
-
اولین قرص ضدپیری در این سال عرضه خواهد شد
-
بهاره افشاری: آقای کارگردان، زن خودت در سن یائسگی است
-
نقاطی که ممکن است در جنگ بعدی هدف آمریکا باشند
-
گزارش تازه از وضعیت جسمانی رهبر انقلاب
-
واکنش مجید موسوی به ادعای آکسیوس درباره جنگ
-
پیام تازه ترامپ: طوفان در راه است!
-
نطق شبانه ترامپ درباره شرط توافق با ایران
-
عکس دیدهنشده از مهدی تاج در فرودگاه کانادا
-
قیمت این خودرو ۶۰۰ میلیون تومان تغییر کرد!
-
افشاگری رشیدیکوچی درباره مسائل پشت پرده اینترنت پرو
-
والاستریت ژورنال تصمیم نهایی ترامپ را فاش کرد
-
گزینههای جدید نظامی علیه ایران، امروز روی میز ترامپ!
-
وریا غفوری دوباره به تیتر یک رسانهها برگشته است
-
طرح ارتش آمریکا برای موج تازه حملات علیه ایران
-
چند سناریو درباره لحظه خاموشی جنگ ایران و آمریکا
-
بهاره افشاری: آقای کارگردان، زن خودت در سن یائسگی است
-
دستور جدید ترامپ علیه ایران ابلاغ شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
خداوند متعال به همه ی سربازان اسلام کمک تا اسلام همیشه پایدار بماند انشاءالله
پاسخ ها
روح شهیدانمان شاد ، یادشان گرامی
که جانشان را فدای اسلام و ایران کردند .
آقا صاحب الزمان خودتان شاهدشان باشبد ، تا ما را در آن دنیا شفاعت نمایند .
رحمت خدا بر روح این شهید عزیز. و درود بر عزت همه مجاهدان اسلام
سردار بخاطر توکلی که به خدا داشت به اینجا رسید که همیشه یادش ماندنی است
همه باید در مشکلات به خدا توکل کنیم......
شماها مردان خدا هستین...
سردار رحیم نوعی اقدم برادر دو شهید (دکتر) هستند.برادر دیگرشان دکتر حسن نوعی اقدم خدمات فراوانی برای استان اردبیل کردند.
جانم فدای شهدا
پاسخ ها
ای مردان خدا خدا شمارا با چهارده معصوم مشهور کند
جانم به فدای سرداردلها.روحش شادیادش تاابددرقلبهاباقیست.