دستاورد پوچ و گزاف کلارنس سیدورف در استقلال!
همکاری باشگاه استقلال با کلارنس سیدورف، که در ابتدای فصل با عنوان پرطمطراق «Head of Football» معرفی شد، به پایان راه رسید! همکاریای که بیش از آنکه دستاوردی فنی یا اقتصادی داشته باشد، در حد یک خبر تبلیغاتی باقی ماند.
مهدی حاجیوند در تجارتنیوز نوشت: همکاری باشگاه استقلال با کلارنس سیدورف، که در ابتدای فصل با عنوان پرطمطراق «Head of Football» معرفی شد، به پایان راه رسید! همکاریای که بیش از آنکه دستاوردی فنی یا اقتصادی داشته باشد، در حد یک خبر تبلیغاتی باقی ماند.

طبق گزارشها، قرار بود سیدورف بهطور متوسط ماهی ۵ روز در ایران حضور داشته باشد، اما پس از سه ماه ابتدایی، عملا اثری از حضور مستمر یا نقشآفرینی ساختاری سیدورف دیده نشد.
محدودیتهای مالی ساختاری در استقلال و هزینه بدون بازده برای سیدورف
در فوتبال حرفهای امروز، جذب یک چهره بینالمللی معمولا با سه هدف اقتصادی توجیه میشود؛ افزایش درآمد تجاری و اسپانسری، ارتقای برند بینالمللی باشگاه، و بهبود ساختار فنی با اثرگذاری بر ارزش داراییها (بازیکنان).
این در حالی است که در مورد باشگاه استقلال، شواهدی از تحقق هیچیک از این سه محور در جذب سیدورف دیده نشد؛ قرارداد اسپانسری جدید یا ارتقایافتهای با اتکا به برند سیدورف اعلام نشد؛ پروژهای برای توسعه بازار بینالمللی یا جذب سرمایه خارجی شکل نگرفت و تغییر محسوسی در سیاست نقلوانتقالات، آکادمی یا افزایش ارزش بازیکنان گزارش نشد.
از سوی دیگر، اگر هزینه چنین همکاری را حتی محافظهکارانه برآورد کنیم، در غیاب دستاورد ملموس، این همکاری از منظر اقتصادی مصداق «هزینه بدون بازده» است؛ آن هم برای باشگاهی که با محدودیتهای مالی ساختاری مواجه است.
الگوهای موفق جهانی؛ مشاور خارجی چگونه ارزش خلق میکند؟
در فوتبال حرفهای، نمونههای موفق نشان میدهد حضور چهرههای بینالمللی زمانی توجیه دارد که به ساختار و درآمد گره بخورد، نه صرفا به نام و اعتبار.
به عنوان مثال در خصوص باشگاه آرسنال، آرسن ونگر علاوه بر موفقیت ورزشی، با کشف استعدادهای ارزانقیمت (آنری، ویرا، فابرگاس) و فروش هدفمند، مدل سودآور نقلوانتقالاتی ایجاد کرد. آرسنال در دهه ۲۰۰۰ بارها از محل فروش بازیکنان سود عملیاتی قابلتوجهی ثبت کرد.
در خصوص تجربه انگلستان در این زمینه هم باید گفت باشگاه منچسترسیتی ، ساختار «گروه فوتبال سیتی» را با هدف بهکارگیری مدیران و مشاوران بینالمللی مثل فران سوریانو و تکسیکی بگریستین، راهاندازی کرد و شبکهای جهانی از باشگاهها ساختند که هم در توسعه استعداد و هم در خلق درآمد تجاری موفق بوده است. در پی این اقدام، درآمد تجاری سیتی طی یک دهه چند برابر شد و برند باشگاه جهانی شد.
در فرانسه نیز همکاری باشگاه پاریسنژرمن و دیوید بکام قابل بیان است. حضور بکام هرچند در این باشگاه کوتاه بود، اما کاملا در چارچوب استراتژی بازاریابی تعریف شد. فروش پیراهن، رشد دنبالکنندگان جهانی و تقویت برند در بازار آسیا و آمریکا، نمونهای از بهرهبرداری اقتصادی از یک نام بزرگ بود.
در مجموع، جذب یک چهره جهانی در باشگاهها، زمانی که در قالب یک برنامه ساختاری و اقتصادی تعریف شود، میتواند سرمایهگذاری هوشمندانه باشد.
از این رو، همکاری باشگاه استقلال با سیدورف، دستکم بر اساس دادههای علنی، فاقد خروجی فنی و اقتصادی ملموس بود و بیشتر به یک تصمیم نمادین شباهت داشت تا یک استراتژی توسعه..
ارسال نظر