داستانک؛ پشتکار
یک دانش آموز دبستانی که در درس خواندن نسبت به همکلاسی هایش بیشترین تلاش را می کرد، همیشه از این متعجب بود که علی رغم تلاش هایش در امتحانات بهترین نمره را کسب نمی کند.
برترین ها: یک دانش آموز دبستانی که در درس خواندن نسبت به همکلاسی هایش بیشترین تلاش را می کرد، همیشه از این متعجب بود که علی رغم تلاش هایش در امتحانات بهترین نمره را کسب نمی کند.
او روزی از مادرش پرسید: مامان، به نظر تو من کودنم؟ من که همیشه با دقت به درس معلم گوش می کنم، چرا همیشه از دوستانم عقب هستم؟
مادر احساس می کرد که مدرسه احترام کافی به غرور پسرش نمی گذارد، اما نمی دانست که چگونه به او جواب بدهد.
در امتحان بعدی هم که پسر فکر می کرد در کل مدرسه شاگرد اول می شود، جایی بهتر از رتبۀ هفتادم نگرفت. وقتی به خانه رسید، دوباره همان سؤال را از مادرش پرسید. مادرش خیلی دوست داشت که به او جواب بدهد، بهرۀ هوشی هر کسی با دیگران متفاوت است و شاید کسی که شاگرد اول شده، از همۀ همکلاسی هایش باهوش تر است. اما دلش نیامد که این حرف ها را به او بگوید.
ذهن مادر همیشه مشغول این بود که چگونه به سؤال پسرش جواب بگوید. والدین معمولاً عادت دارند که بچه هایشان را در چنین وضعیت هایی شماتت کنند و مثلاً بگویند «برای این که تو خیلی بازیگوش هستی! برای این که اصلاً تلاش نمی کنی!». اما او می دانست علی رغم این که پسرش چندان باهوش نیست و حتی شاید کمی کندذهن است، با این حال پشتکار زیادی دارد. او نمی خواست مثل والدین دیگر به پسرش جواب بدهد. زیرا می دید که پسرش با چه مشقتی درس می خواند و تلاش می کند. او می خواست جواب بهتر و کامل تری برای سؤال پسرش پیدا کند.
تا این که وقتی پسر از مقطع راهنمایی فارغ التحصیل شد، علی رغم این که زحمت کمتری نسبت به گذشته کشیده بود، نتایج بهتری کسب کرد. البته پیشرفت جهشی نکرده بود، اما نسبت به گذشته خوش بین تر شده بود.
مادرش برای تشویق، او را به کنار دریا برد. او در آنجا جواب پسرش را داد.
وقتی روی شن های ساحل نشسته بودند، به پسرش گفت: به پرنده هایی که در ساحل هستند، نگاه کن. وقتی موج به ساحل می کوبد، گنجشک ها به سرعت پرواز می کنند و به آسمان می روند. مرغان دریایی چالاک نیستند و آغاز پرواز برایشان سخت است. اما در نهایت مرغان دریایی هستند که توان پرواز و گذر از دریاها را دارند.
چند سال از آن زمان گذشت. پسر با کارنامه ای خوب وارد بهترین دانشگاه شد.
در تعطیلات زمستانی، وقتی به شهر خودش برگشته بود، مدرسۀ سابقش از او دعوت کرد که برای دانش آموزان سخنرانی کند و تجربه هایش را با آنان در میان بگذارد. او خاطرۀ کنار دریا و جواب مادر به سؤالش را تعریف کرد. مادرهای دانش آموزان که در کنار آنها به حرف های او گوش می کردند و همین طور مادر خودش از شنیدن خاطره اش متأثر شدند و به گریه افتادند.
یک مثل چینی می گوید «کسی که پشتکار دارد، می تواند ناتوانی هایش را جبران کند». کشاورز هر چه بیشتر زمین را شخم بزند و علف های هرز را وجین کند، محصول بیشتری برداشت می کند.
نابغه نبودن مسئله ای نیست. اگر انسان تلاش بیشتری بکند و هر روز در کارش مقدار کمی پیشرفت کند، سرانجام روزی را خواهد دید که همچون مرغان دریایی از دریاها عبور می کند.
او روزی از مادرش پرسید: مامان، به نظر تو من کودنم؟ من که همیشه با دقت به درس معلم گوش می کنم، چرا همیشه از دوستانم عقب هستم؟
مادر احساس می کرد که مدرسه احترام کافی به غرور پسرش نمی گذارد، اما نمی دانست که چگونه به او جواب بدهد.
در امتحان بعدی هم که پسر فکر می کرد در کل مدرسه شاگرد اول می شود، جایی بهتر از رتبۀ هفتادم نگرفت. وقتی به خانه رسید، دوباره همان سؤال را از مادرش پرسید. مادرش خیلی دوست داشت که به او جواب بدهد، بهرۀ هوشی هر کسی با دیگران متفاوت است و شاید کسی که شاگرد اول شده، از همۀ همکلاسی هایش باهوش تر است. اما دلش نیامد که این حرف ها را به او بگوید.
ذهن مادر همیشه مشغول این بود که چگونه به سؤال پسرش جواب بگوید. والدین معمولاً عادت دارند که بچه هایشان را در چنین وضعیت هایی شماتت کنند و مثلاً بگویند «برای این که تو خیلی بازیگوش هستی! برای این که اصلاً تلاش نمی کنی!». اما او می دانست علی رغم این که پسرش چندان باهوش نیست و حتی شاید کمی کندذهن است، با این حال پشتکار زیادی دارد. او نمی خواست مثل والدین دیگر به پسرش جواب بدهد. زیرا می دید که پسرش با چه مشقتی درس می خواند و تلاش می کند. او می خواست جواب بهتر و کامل تری برای سؤال پسرش پیدا کند.
تا این که وقتی پسر از مقطع راهنمایی فارغ التحصیل شد، علی رغم این که زحمت کمتری نسبت به گذشته کشیده بود، نتایج بهتری کسب کرد. البته پیشرفت جهشی نکرده بود، اما نسبت به گذشته خوش بین تر شده بود.
مادرش برای تشویق، او را به کنار دریا برد. او در آنجا جواب پسرش را داد.
وقتی روی شن های ساحل نشسته بودند، به پسرش گفت: به پرنده هایی که در ساحل هستند، نگاه کن. وقتی موج به ساحل می کوبد، گنجشک ها به سرعت پرواز می کنند و به آسمان می روند. مرغان دریایی چالاک نیستند و آغاز پرواز برایشان سخت است. اما در نهایت مرغان دریایی هستند که توان پرواز و گذر از دریاها را دارند.
چند سال از آن زمان گذشت. پسر با کارنامه ای خوب وارد بهترین دانشگاه شد.
در تعطیلات زمستانی، وقتی به شهر خودش برگشته بود، مدرسۀ سابقش از او دعوت کرد که برای دانش آموزان سخنرانی کند و تجربه هایش را با آنان در میان بگذارد. او خاطرۀ کنار دریا و جواب مادر به سؤالش را تعریف کرد. مادرهای دانش آموزان که در کنار آنها به حرف های او گوش می کردند و همین طور مادر خودش از شنیدن خاطره اش متأثر شدند و به گریه افتادند.
یک مثل چینی می گوید «کسی که پشتکار دارد، می تواند ناتوانی هایش را جبران کند». کشاورز هر چه بیشتر زمین را شخم بزند و علف های هرز را وجین کند، محصول بیشتری برداشت می کند.
نابغه نبودن مسئله ای نیست. اگر انسان تلاش بیشتری بکند و هر روز در کارش مقدار کمی پیشرفت کند، سرانجام روزی را خواهد دید که همچون مرغان دریایی از دریاها عبور می کند.
تبلیغات متنی
-
رونمایی از ماکت مجسمه رهبر شهید در صداوسیما
-
اگر شوهرتان زیاد قهر میکند، منتکشی نکنید
-
روشن: علی پروین، پله ایران است
-
عاقبت چوپانی که پایگاه اسرائیل در عراق را لو داد
-
این استان، امروز تعطیل شد
-
چرا وقتی خجالت میکشیم صورتمان سرخ میشود؟
-
ادعای ترامپ: بهزودی کار را تمام خواهیم کرد
-
بنرهای ممنوعهای که در سراسر شهر دیده میشود
-
مراسم استقبال رسمی از پوتین در پکن
-
سارا کنعانیِ ۳۸ ساله؛ هنوز عروسکم را نگه داشتهام
-
این ژست خاص در سلفیها خطرناک شد
-
برنامه کیهان برای بازگشت بحرین به ایران
-
ادعای نیویورکتایمز درباره طرح آمریکا برای رهبری ایران
-
این درد ناشی از جنگ را فقط زنان تجربه میکنند
-
حکم اعدام قاتل الهه حسیننژاد اجرا شد
-
ادعای نیویورکتایمز درباره طرح آمریکا برای رهبری ایران
-
حکم اعدام قاتل الهه حسیننژاد اجرا شد
-
سنای آمریکا قطعنامه پایان جنگ ایران را تصویب کرد
-
عراقچی برای آغاز جنگ با آمریکا اعلام آمادگی کرد
-
مهدی طارمی بالاخره یاد رفیق قدیمی خودش افتاد
-
پایان حسرت ۲۲ ساله آرسنالیها پای تلویزیون
-
چرخش معنادار چین علیه اقدام جنگی ایران
-
آتشبس ایران و آمریکا در آستانه فروپاشی قرار گرفت
-
دهمین فرزند مادر ۴۱ ساله به دنیا آمد
-
کنایه یک مداح به امام جمعه رشت درباره حجاب
-
صداوسیما از سفر احتمالی عراقچی به نیویورک شاکی شد
-
قاتل الهه حسینزاده در آستانه قصاص
-
حکم شلاق برای پژمان جمشیدی صادر شد؟!
-
اسرائیل: ایران ممکن است زودتر دست به حمله بزند
-
مطالبه خبرگزاری فارس برای استعفای مخالف آزادسازی اینترنت
-
گزارش تصویری پرحرفوحدیث ایرنا ادیت شد
-
غیرمنتظرهترین سانسور تاریخ صداوسیما رقم خورد
-
ترامپ تاریخ حمله به ایران را مشخص کرد
-
توضیح درباره وضعیت سلامت چهره رهبر انقلاب
-
چرخش معنادار چین علیه اقدام جنگی ایران
-
سه فرضیه پررنگ درباره تعویق حمله آمریکا به ایران
-
سنای آمریکا قطعنامه پایان جنگ ایران را تصویب کرد
-
تنها تصاویر منتشرشده از پگاه آهنگرانی در کن
-
گزارش اکسیوس از آخرین تحولات میان ایران و آمریکا
-
آغاز طرح بنزینی جدید در تهران
-
یک سریال ایرانی در حد غافلگیرکنندهای جذاب شده است
-
حکم شلاق برای پژمان جمشیدی صادر شد؟!
-
زیرنویس فوری شبکه خبر بعد از تصمیم امشب ترامپ
-
لفظ باورنکردنی یک رسانه برای اشکان خطیبی
-
خبر جدید یک منبع آگاه درباره گره بزرگ در مذاکرات
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
بسیار عالی بود و تأمل برانگیز
این داستان منو یاد داستان زندگی ادیسون انداخت.
چون او هم به خاطر گرفتن نمره های کم از مدرسه اخراج شد و پدرش هم بش میگفت: کودنی و ...
اما این مادرش بود که برخلاف همه بش میگفت : نابغه.
همین تلقین در نهادش درونی شد و از او همان ادیسونی ساخت که میشناسیم