طنز؛ پروفسور مجید سمیعی، آن برگشته به میهن
حسام حیدری در ستون طنز روزنامه قانون نوشت: آن جراح متشخص، آن پزشک متخصص، آن در کار مغز و اعصاب، آن مبادی آداب، آن چهره ماندگار، آن دارای جملات قصار، آن پروفسور ماهر، آن همه جا حاضر، آن ميهمان دورهمی و۹۰، آنکه مرتب به تلویزیون میرود، آن شاگرد کورت شورمن، آن برگشته به میهن، آن با وجود مشکل قافیه از...
حسام حیدری در ستون طنز روزنامه قانون نوشت: آن جراح متشخص، آن پزشک متخصص، آن در کار مغز و اعصاب، آن مبادی آداب، آن چهره ماندگار، آن دارای جملات قصار، آن پروفسور ماهر، آن همه جا حاضر، آن ميهمان دورهمی و۹۰، آنکه مرتب به تلویزیون میرود، آن شاگرد کورت شورمن، آن برگشته به میهن، آن با وجود مشکل قافیه از استادان قدیمی، شیخنا و مولانا پروفسور مجید سمیعی (کثر ا... فالوئره) مجاهدتي عظیم و شأنی رفیع داشت و در جمله علوم، عالم بود و مولود او از رشت بود و به آلمان اوفتاد و طبابت آموخت مگر پروفسور شد. پس جراحی مغز و اعصاب میکرد و تومور خوشخیم و بدخیم بیرون میکشید و دستگاه عصبی محیطی ترمیم میکرد.
نقل است کلینیک تخصصی و بیمارستان گردالی داشت و بیماران بر خلاف میلشان بدانجا میرفتند و درمان میشدند. او را گفتند: «این حالت با مریضان چرا کنی؟ و چرا به زور درمانشان کنی؟» گفت: «اون نمیدونه مریضه. من که میدونم اون مریضه» رحمه ا... علیه.
ابتدای حال او آن بود که بزرگی از ادمینان تلگرام به خواب دید؛ سر در گوشی فرو برده و پیام ارسال میکرد و پست میگذاشت. گفت: «چه میکنی؟»
ادمین گفت: «پول در میآورم». پس مجید را از این سخن آتشی بر دل افتاد که هیچ گاه فرو ننشست و بیدار شد و راه تلگرام در پیش گرفت. پس کانال «جوک نامحدود» و «تو رو خدا با احتیاط» افتتاح کرد و آموزش درمان بیرونروی با چای و لیمو میگذاشت و دمنوش لاغری میفروخت و قول داده بود اگر به ۱۰k برسد، برنامه رژیم الکسیس سانچز در کانالش بگذارد.
پس لختی نگذشته کارش سکه شد و مامانها و شوهر عمهها پیامهایش میخواندند و اجرا میکردند و در گروههای فامیلی فوروارد میکردند.
فوروارد کردنی. او را گفتند: «تا مقام شاخ تلگرام شدن چند منزل است؟» گفت: «اول حکایتهای آموزنده کوروش کبیر و برادرش، ديوم صبح آدینهتون به خیر، سیوم استیکر دسته گل و قلب و کبد، چهارم زود بزن روش تا پاک نکردم، پنجم این پیام رو چهارصد بار فوروارد کن یک نفر نکرد شرحه شرحه شد» و همین طور میگفت.
در منزلت مقام او همین بس که با کراوات به صدا و سیما میشد و کسی را به پنسش هم حساب نکرد. او را گفتند: «چگونه به این مقام رسیدی؟» گفت: «در زندگی هیچکس را نشناختم» و حقا که راست میگفت و نمیشناخت.
همچنین آوردهاند روزی با شیخ سالار عقیلی در جایی نشسته بودند و من باب ناشناختههایشان سخن میراندند و کلکلی بود. سالار گفت: «من شبکه من و تو و بیبیسی و آی.فیلم هیچ نشناسم» پروفسور گفت: «من رییسجمهور و وزرا و نمایندگان مجلس نیز نشناسم» شیختنا و مولاتنا سحر قریشی (منقلبها شدید، اعصابها ضعیف) از آنجا میگذشت. آن دو بدید. گفت: «وااااای برادران تاچیبانا... چقدر پیر شدید شماااا».
نقل است او را گفتند: «توانی جراحی مغز را در کانال آموزش دهی؟» گفت:«آره، اول جمجه رو باز میکنم... حالا آروم آروم دستم رو میکنم تو مغزت» و همین طور میگفت. و او همان است که شیخنا و مولانا جواد خیابانی در باب او گوید: «پروفسور سمیعی هیچ نسبتی با پروفسور حسابی نداره به خصوص با ایرجشون».
نقل است که جملات قصار فراوان داشت و در این طریقش با حسین پناهی و اُرُد بزرگ و مارک تواین رقابتی بود. شیخنا و مولانا فامیل دور را گفتند: «تو جمله قصار بیشتر داری یا پروفسور؟» گفت: «چه گویی که نهایت میدان قصارگویان و سخن بزرگان نویسان، بدایت پروفسور است و جملات قصار ما جملات قصار سمیعی را باد در پیت زدن ماند».
در آخر کار او آوردهاند که قابضالروح بر او وارد شد و او را برد. لختی گذشت و در کانال پست جدید آمد: «سلام، قابضالروحم. با همکاری پروفسور سیمعی از اون دنیا یه کانال زدم برا آموزش مرگ و میر. چند تا فیلم خوب گذاشتم. زود فالو کنید تا فیلتر نشده» تمه.
نقل است کلینیک تخصصی و بیمارستان گردالی داشت و بیماران بر خلاف میلشان بدانجا میرفتند و درمان میشدند. او را گفتند: «این حالت با مریضان چرا کنی؟ و چرا به زور درمانشان کنی؟» گفت: «اون نمیدونه مریضه. من که میدونم اون مریضه» رحمه ا... علیه.
ابتدای حال او آن بود که بزرگی از ادمینان تلگرام به خواب دید؛ سر در گوشی فرو برده و پیام ارسال میکرد و پست میگذاشت. گفت: «چه میکنی؟»
ادمین گفت: «پول در میآورم». پس مجید را از این سخن آتشی بر دل افتاد که هیچ گاه فرو ننشست و بیدار شد و راه تلگرام در پیش گرفت. پس کانال «جوک نامحدود» و «تو رو خدا با احتیاط» افتتاح کرد و آموزش درمان بیرونروی با چای و لیمو میگذاشت و دمنوش لاغری میفروخت و قول داده بود اگر به ۱۰k برسد، برنامه رژیم الکسیس سانچز در کانالش بگذارد.
پس لختی نگذشته کارش سکه شد و مامانها و شوهر عمهها پیامهایش میخواندند و اجرا میکردند و در گروههای فامیلی فوروارد میکردند.
فوروارد کردنی. او را گفتند: «تا مقام شاخ تلگرام شدن چند منزل است؟» گفت: «اول حکایتهای آموزنده کوروش کبیر و برادرش، ديوم صبح آدینهتون به خیر، سیوم استیکر دسته گل و قلب و کبد، چهارم زود بزن روش تا پاک نکردم، پنجم این پیام رو چهارصد بار فوروارد کن یک نفر نکرد شرحه شرحه شد» و همین طور میگفت.
در منزلت مقام او همین بس که با کراوات به صدا و سیما میشد و کسی را به پنسش هم حساب نکرد. او را گفتند: «چگونه به این مقام رسیدی؟» گفت: «در زندگی هیچکس را نشناختم» و حقا که راست میگفت و نمیشناخت.
همچنین آوردهاند روزی با شیخ سالار عقیلی در جایی نشسته بودند و من باب ناشناختههایشان سخن میراندند و کلکلی بود. سالار گفت: «من شبکه من و تو و بیبیسی و آی.فیلم هیچ نشناسم» پروفسور گفت: «من رییسجمهور و وزرا و نمایندگان مجلس نیز نشناسم» شیختنا و مولاتنا سحر قریشی (منقلبها شدید، اعصابها ضعیف) از آنجا میگذشت. آن دو بدید. گفت: «وااااای برادران تاچیبانا... چقدر پیر شدید شماااا».
نقل است او را گفتند: «توانی جراحی مغز را در کانال آموزش دهی؟» گفت:«آره، اول جمجه رو باز میکنم... حالا آروم آروم دستم رو میکنم تو مغزت» و همین طور میگفت. و او همان است که شیخنا و مولانا جواد خیابانی در باب او گوید: «پروفسور سمیعی هیچ نسبتی با پروفسور حسابی نداره به خصوص با ایرجشون».
نقل است که جملات قصار فراوان داشت و در این طریقش با حسین پناهی و اُرُد بزرگ و مارک تواین رقابتی بود. شیخنا و مولانا فامیل دور را گفتند: «تو جمله قصار بیشتر داری یا پروفسور؟» گفت: «چه گویی که نهایت میدان قصارگویان و سخن بزرگان نویسان، بدایت پروفسور است و جملات قصار ما جملات قصار سمیعی را باد در پیت زدن ماند».
در آخر کار او آوردهاند که قابضالروح بر او وارد شد و او را برد. لختی گذشت و در کانال پست جدید آمد: «سلام، قابضالروحم. با همکاری پروفسور سیمعی از اون دنیا یه کانال زدم برا آموزش مرگ و میر. چند تا فیلم خوب گذاشتم. زود فالو کنید تا فیلتر نشده» تمه.
تبلیغات متنی
-
سرنوشت تلخ قاتلی که از قصاص گریخت
-
هافبک استقلال به سیم آخر زد: شورش را درآوردید!
-
ثابتی: قوه قضاییه باید با روحانی برخورد کند
-
پروژه تازه ترامپ در آمریکا خبرساز شد
-
اولویت بعدی پرسپولیس در نقلوانتقالات
-
مهندس گوگل جاسوس چین از آب درآمد
-
شادی گل خاص طارمی بعد از حساسترین گل فصل
-
فال روزانه دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
سرباز سابق آمریکایی برای دفاع از ایران فرم پر کرد!
-
رشیدپور برای برکناری رئیس صداوسیما کارزار راه انداخت!
-
بزرگترین کارگاه تولید مشروب در تهران لو رفت!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
واکنش فارس به کنارهگیری دو لژیونر از تیمملی
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
چقدر حسادت ...متأسفم براتون واقعا...به جای اینکه تلاش کنیم بچه هائی تربیت کنیم بشوند مثل پروفسور سمیعی...واقعا متأسفم برای این طنز ...
بزرگان فقط حرفان بزرگانه زدند ولی ایشون حرف نزد کار کرد و عمل کرد بدون حرف زدن...طوطی فقط حرف میزنه...
آدم باید عمل کنه نه حرف بزنه خدا هم اینقدر حرف نزده...
به بزرگان و افتخاران وطن مان طنز نزنیم...چرا فرهنگ نداریم ما...
تنها چیزی که میتونم بگم اینکه متاسفم براتون
پاسخ ها
من نمیدونم چرا تا یکنفر خودش هیچ حرفی درمورد این نوشته ها نميزنه اعتراضی نميکنه همه زود برای تاچه خواری شروع به ابراز ناراحتی میکنند اقايان بانوان طرف خودش زبان داره خیلی از من وشما با شعور تراست واحتياج به لله نداره ايشان به چند زبان مسلت به سخن گفتن هستند احتیاجی به حامی نداره پس لطف کنید پاچه خواری نکنید