جیمز باکانان دوک، پدر سیگار
این مرد سیگار را به تولید انبوه رساند
سیگارت در قرن بیستم ۱۰۰ میلیون نفر را از پا درآورد. اما در این پست در پی آن نیستم که درمورد مضرات دخانیات بنویسم، بلکه میخواهم روی کسی انگشت بگذارم که در قرن بیستم بیشتر و شاخصتر از هر فرد دیگری روند صنعتی شدن تولید و توزیع سیگار را پایه نهاد، این شخص جیمز باکانان دوک (به اختصار باک دوک) بود.
یک پزشک: یک جراح آمریکایی به نام آلتون اوکسنر، زمانی را به یاد میآورد که در سال ۱۹۱۹ یک دانشجوی پزشکی بود و در یک جلسه تشریح، ریه یک بیمار فوت شده به خاطر سرطان ریه را دیده بود، سرطان ریه در آن زمان آنقدر نادر بود که دانشجوها چنین فرصتی را برای دیدن یک نمونه سرطان ریه، از دست نمیدادند، چون ممکن بود دیگر در دوران تحصیل نتوانند مورد دیگری را ببینند.
اما حالا تخمین زده میشود که آمار تلفات سرطان ریه ۱٫۱ میلیون نفر در سال است که ۸۵ درصد این موارد به علت استعمال تنباکو است.
آیا میدانید کشندهترین دستساخته انسان چه چیز بوده است؟ سیگارت!
سیگارت در قرن بیستم ۱۰۰ میلیون نفر را از پا درآورد. اما در این پست در پی آن نیستم که درمورد مضرات دخانیات بنویسم، بلکه میخواهم روی کسی انگشت بگذارم که در قرن بیستم بیشتر و شاخصتر از هر فرد دیگری روند صنعتی شدن تولید و توزیع سیگار را پایه نهاد، این شخص جیمز باکانان دوک (به اختصار باک دوک) بود.
در سال ۱۸۸۰، دوک ۲۴ سال سن داشت، در آن زمان آنها گروه صنعتی کوچکی بودند که سیگارتهای آماده را در شهر کوچکی در کارولینای شمالی به نام دورهام با دست میپیجیدند و تولید میکردند.
اما ۲ سال بعد، فرصتی استثنایی به دوک رو کرد، در این زمان او با مکانیک جوانی به نام جیمز بونساک آشنا شد که ادعا میکرد میتواند ماشینی مکانیکی برای تولید سیگارت تولید کند، جیمز قانع شد که سیگارتهای تولیدی در دستگاه، به خاطر تر و تمیز بودن و شکل متقارنشان، خواهان زیادی دارند. ماشین بونساک، صنعت سیگارت را متحول کرد.
این ماشین سیگارتها را یکاندازه بیرون میداد و انتهای سیگارتها را برای خشک نشدن با مخلوطی از شکر، گلیسرین و ملاس آغتشه میکرد.
اما چیز مهمتر بالا رفتن میزان تولید بود، پیش از آن هر کارگر زن در هر شیفت کاری، ۲۰۰ سیگارت میپیچید، اما دستگاه میتوانست در هر روز ۱۲۰ هزار سیگارت بپیچد، که معادل یک پنجم کل مصرف آمریکا در آن زمان بود.
اما این مقدار سیگارت را باید کجا میفروختند؟! پاسخ در بازاریابی و تبلیغات نهفته بود. اینجا بود که دوک با زیرکی، پشتیبان مالی مسابقات میشد، سیگارها را به رایگان به شرکتکنندگان در رقابتهای زیبایی میداد و در مجلات، تبلیغ چاپ میکرد. او تنها در سال ۱۸۸۹، هشتصد هزار دلار صرف بازاریابی کرد که معادل ۲۵ میلیون دلار در این روزها میشود!
بونساک در این زمان حق اختراع دستگاهش را ثبت کرده بود، اما به خاطر تشکر از دوک برای حمایتهایش در تولید آن، برای او ۳۰ درصد تخفیف قائل شد.
سیگارتهای صنعتی او نسبت به سیگارهایی که با دست پچیده میشدند، این توهم را ایجاد میکردند که به خاطر عدم تماس با دست و بزاق انسان، بهداشتیتر و مدرنتر هستند، دوک از همین نکته در تبلیغاتش استفاده میکرد.
اما با اینکه در عرض ۱۵ سال، تا سال ۱۹۰۰، میزان مصرف سیگارتها، چهار برابر شد، باز هم نسبت به تنباکویی که جویده میشود یا به صورت پیپ و سیگار مورد استفاده قرار میگرفت، در اقلیت بود.
در این زمان دوک به این فکر افتاد که روی سبک بودن و آسانی استفاده از سیگارتها مانور بدهد و استفاده از آنها را در جاهایی مثل رستورانها باب کند.
البته ما امروز میدانیم که سیگارتها به هیچ عنوان سبکتر و به عبارت دیگر کمخطرتر از پیپ یا سیگار نیستند. تا سالهای دهه ۱۹۳۰ همراهی سیگارت و سرطان ریه مشخص نشده بود و رابطه علت و معلولی سیگارت و سرطان تا سال ۱۹۵۷ در انگلیس و سال ۱۹۶۴ در آمریکا، ثابت نشده بود.
در کمال تعجب، تا پیش از این زمان، تأثیرات مفیدی هم برای سیگارتها قائل بودند و سیگارتها حتی در دانشنامههای دارویی تا سال ۱۹۰۶ فهرست میشدند و حتی پزشکان به بیمارانی که سرفه داشتند، سرما خورده بودند یا مبتلا به سل شده بودند، مصرف سیگار را توصیه میکردند.
البته در سالهای دهه ۱۹۰۰ یک جنبش ضد سیگار شکل گرفت، اما در آن زمان دغدغه بیشتر اخلاقیات بود تا سلامت. در آن زمان افزایش مصرف سیگارت توسط زنان و کودکان، باعث نگرانیهای اخلاقی شده بود. به همین خاطر سیگارت در ۱۶ ایالت آمریکا بین سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۷ ممنوع شد.
در دو سه دهه اول، قرن بیستم جامعه نگاه خوبی به زنهایی که سیگار میکشیدند نداشت، برای تغییر این نگاه، یکی از اعضای خانواده فروید به نام ادوارد برنیز، راهبرد جالبی پیش گرفت، او تصمیم گرفت سیگار را نشان جنبش رهایی زنان در قرن جدید بکند، به همین خطر او تعدادی از زنان حوان را استخدام کرد که تا در خیابان راه بروند و سیگار را طوری به دست بگیرند و دود کنند، انگار که مشعل آزادیشان را در دست دارند!
در سال ۱۹۰۲، دوک شرکت دخانیات بریتانیا آمریکا را بنیاد نهاد که در آن سوی اقیانوس رقیب معتبری به نام دخانیات سلطنتی را داشت. در این زمان که یک دهه تا تولید خودروهای فورد مدل تی باقی مانده بود، دوک برای نخستین بار محصولی تولید کرده بود که در سطح دنیا توزیع میشد.
در واقع روند جهانیسازی که ما آن را با مکدونالد و استارباکس میشناسیم، سالها و دههها پیش با دوک و سیگارتهایش تجربه شده بود.
گفته میشود که زمانی باک دوک، روی نقشه کره زمین روی چین انگشت گذاشت و گفت: اینجا جایی است که میتوانیم امپراتوری خود را بنا کنیم!
مردی که او مأمور این کار کرد، شخصی به نام جیمز توماس بود، او تا سال ۱۹۵۳ در چین ماند، تا آن زمان سهم شرکت دخانیات بریتانیا آمریکا، هیچگاه کمتر از پنجاه درصد نشد. توماس هر سال پاداشی بین ۶۰ هزار تا ۱۰۰ هزار دلار میگرفت که به پول امروز، چیزی بین ۱٫۴ تا ۲٫۳ میلیون دلار میشود!
در واقع توماس نخستین غربیای بود که شیوه چینی اقتصاد را که بر پایه شبکهسازی و کمکهای مقابل بود، درک کرد.
در آغاز، سیگارتها به چین صادر میشدند، ولی به زودی فرایند تولید به چین منتقل شد. این شاید نخستین جلوه حرکت از تجارت استعماری به سوی روند کنونی جهانیسازی و شرکتهای چندملیتی بود.
در حال حاضر، مصرف سیگارتها در سطح دنیا همچنان در حال افزایش است، البته در کشورهای توسعهیافته آمار مصرف سیگار، سیر نزولی را نشان نیدهند. در کشورهای در حال توسعه میزان افزایش مصرف سیگار در سال ۳٫۴ درصد است.
سازمان بهداشت جهانی هشدار میدهد که با وجود همه برنامههای پیشگیرانه، در عرض ۳۰ سال گذشته، ۱۰۰ میلیون نفر به خاطر بیماریهای ناشی از مصرف دخانیات جان سپردهاند، یعنی خیلی بیشتر مجموع تلفات از ایدز، سل، تصادفات رانندگی و خودکشیها.
اما آیا ما باید باک دوک را مقصر بدانیم؟ آخر هیچ کس با اجبار سیگاری نمیشود و نمیتوان با این استدلال که ترک سیگار بعد از سیگاری شدن، دشوار است، او را مقصر دانست.
در مقالهای که اخیرا در مجله کنترل دخانیات چاپ شده است، رابرت پروکتور نوشته است که همه کسانی که در صنعت دخانیات هستند، به یک میزان مقصر هستند، از گرافیستهایی که جلد سیگار را طراحی میکنند تا کسانی که در فروشگاهها آن را میفروشند و از آژانسهای تبلیغاتی گرفته تا صاحبان اصلی این صنعت.
شاید بشود علیه صاحبان و تولیدکنندگان کنونی دخانیات به خاطر اینکه علیرغم اطلاع از مضراتش، کاری عملی برای کاهش مصرف آن انجام نمیدهند، اقامه دعوی کرد، اما باک دوک که در سال ۱۹۲۵ درگذشت، شاید به خاطر عدم اطلاع از مضرات سیگار، مقصر نباشد، به گقته زندگینامهنویس او، وی بسیار سختکوش و عاشق کارش بود.
او بیشتر از ۱۰۰ میلیون دلار به کالج ترینیتی در شهر دورهام اهدا کرد، این کالج بعد از توسعه و تغییر نام، از سال ۱۹۲۴، دانشگاه دوک نامیده میشود.
اگر دوک در آن زمان نمیجنبید، شخص فرصتطلب دیگری در آن هنگام، این فکر به سرش میزد، پس انتظار نداشته باشید که اگر دوکای نبود، هماکنون امریکاییها تنباکو میجویدند!
دوک شخصیتیای خاکستری بود، او از سویی به خاطر دانش و شناختش از بازار، روانشناسی، سیستم قیمتگذاری و اهمیت تبلیغات نابغه بود و از سویی هم یک آدم شریر.
اما حالا تخمین زده میشود که آمار تلفات سرطان ریه ۱٫۱ میلیون نفر در سال است که ۸۵ درصد این موارد به علت استعمال تنباکو است.
آیا میدانید کشندهترین دستساخته انسان چه چیز بوده است؟ سیگارت!
سیگارت در قرن بیستم ۱۰۰ میلیون نفر را از پا درآورد. اما در این پست در پی آن نیستم که درمورد مضرات دخانیات بنویسم، بلکه میخواهم روی کسی انگشت بگذارم که در قرن بیستم بیشتر و شاخصتر از هر فرد دیگری روند صنعتی شدن تولید و توزیع سیگار را پایه نهاد، این شخص جیمز باکانان دوک (به اختصار باک دوک) بود.
در سال ۱۸۸۰، دوک ۲۴ سال سن داشت، در آن زمان آنها گروه صنعتی کوچکی بودند که سیگارتهای آماده را در شهر کوچکی در کارولینای شمالی به نام دورهام با دست میپیجیدند و تولید میکردند.
اما ۲ سال بعد، فرصتی استثنایی به دوک رو کرد، در این زمان او با مکانیک جوانی به نام جیمز بونساک آشنا شد که ادعا میکرد میتواند ماشینی مکانیکی برای تولید سیگارت تولید کند، جیمز قانع شد که سیگارتهای تولیدی در دستگاه، به خاطر تر و تمیز بودن و شکل متقارنشان، خواهان زیادی دارند. ماشین بونساک، صنعت سیگارت را متحول کرد.
این ماشین سیگارتها را یکاندازه بیرون میداد و انتهای سیگارتها را برای خشک نشدن با مخلوطی از شکر، گلیسرین و ملاس آغتشه میکرد.
اما چیز مهمتر بالا رفتن میزان تولید بود، پیش از آن هر کارگر زن در هر شیفت کاری، ۲۰۰ سیگارت میپیچید، اما دستگاه میتوانست در هر روز ۱۲۰ هزار سیگارت بپیچد، که معادل یک پنجم کل مصرف آمریکا در آن زمان بود.
اما این مقدار سیگارت را باید کجا میفروختند؟! پاسخ در بازاریابی و تبلیغات نهفته بود. اینجا بود که دوک با زیرکی، پشتیبان مالی مسابقات میشد، سیگارها را به رایگان به شرکتکنندگان در رقابتهای زیبایی میداد و در مجلات، تبلیغ چاپ میکرد. او تنها در سال ۱۸۸۹، هشتصد هزار دلار صرف بازاریابی کرد که معادل ۲۵ میلیون دلار در این روزها میشود!
بونساک در این زمان حق اختراع دستگاهش را ثبت کرده بود، اما به خاطر تشکر از دوک برای حمایتهایش در تولید آن، برای او ۳۰ درصد تخفیف قائل شد.
سیگارتهای صنعتی او نسبت به سیگارهایی که با دست پچیده میشدند، این توهم را ایجاد میکردند که به خاطر عدم تماس با دست و بزاق انسان، بهداشتیتر و مدرنتر هستند، دوک از همین نکته در تبلیغاتش استفاده میکرد.
اما با اینکه در عرض ۱۵ سال، تا سال ۱۹۰۰، میزان مصرف سیگارتها، چهار برابر شد، باز هم نسبت به تنباکویی که جویده میشود یا به صورت پیپ و سیگار مورد استفاده قرار میگرفت، در اقلیت بود.
در این زمان دوک به این فکر افتاد که روی سبک بودن و آسانی استفاده از سیگارتها مانور بدهد و استفاده از آنها را در جاهایی مثل رستورانها باب کند.
البته ما امروز میدانیم که سیگارتها به هیچ عنوان سبکتر و به عبارت دیگر کمخطرتر از پیپ یا سیگار نیستند. تا سالهای دهه ۱۹۳۰ همراهی سیگارت و سرطان ریه مشخص نشده بود و رابطه علت و معلولی سیگارت و سرطان تا سال ۱۹۵۷ در انگلیس و سال ۱۹۶۴ در آمریکا، ثابت نشده بود.
در کمال تعجب، تا پیش از این زمان، تأثیرات مفیدی هم برای سیگارتها قائل بودند و سیگارتها حتی در دانشنامههای دارویی تا سال ۱۹۰۶ فهرست میشدند و حتی پزشکان به بیمارانی که سرفه داشتند، سرما خورده بودند یا مبتلا به سل شده بودند، مصرف سیگار را توصیه میکردند.
البته در سالهای دهه ۱۹۰۰ یک جنبش ضد سیگار شکل گرفت، اما در آن زمان دغدغه بیشتر اخلاقیات بود تا سلامت. در آن زمان افزایش مصرف سیگارت توسط زنان و کودکان، باعث نگرانیهای اخلاقی شده بود. به همین خاطر سیگارت در ۱۶ ایالت آمریکا بین سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۷ ممنوع شد.
در دو سه دهه اول، قرن بیستم جامعه نگاه خوبی به زنهایی که سیگار میکشیدند نداشت، برای تغییر این نگاه، یکی از اعضای خانواده فروید به نام ادوارد برنیز، راهبرد جالبی پیش گرفت، او تصمیم گرفت سیگار را نشان جنبش رهایی زنان در قرن جدید بکند، به همین خطر او تعدادی از زنان حوان را استخدام کرد که تا در خیابان راه بروند و سیگار را طوری به دست بگیرند و دود کنند، انگار که مشعل آزادیشان را در دست دارند!
در سال ۱۹۰۲، دوک شرکت دخانیات بریتانیا آمریکا را بنیاد نهاد که در آن سوی اقیانوس رقیب معتبری به نام دخانیات سلطنتی را داشت. در این زمان که یک دهه تا تولید خودروهای فورد مدل تی باقی مانده بود، دوک برای نخستین بار محصولی تولید کرده بود که در سطح دنیا توزیع میشد.
در واقع روند جهانیسازی که ما آن را با مکدونالد و استارباکس میشناسیم، سالها و دههها پیش با دوک و سیگارتهایش تجربه شده بود.
گفته میشود که زمانی باک دوک، روی نقشه کره زمین روی چین انگشت گذاشت و گفت: اینجا جایی است که میتوانیم امپراتوری خود را بنا کنیم!
مردی که او مأمور این کار کرد، شخصی به نام جیمز توماس بود، او تا سال ۱۹۵۳ در چین ماند، تا آن زمان سهم شرکت دخانیات بریتانیا آمریکا، هیچگاه کمتر از پنجاه درصد نشد. توماس هر سال پاداشی بین ۶۰ هزار تا ۱۰۰ هزار دلار میگرفت که به پول امروز، چیزی بین ۱٫۴ تا ۲٫۳ میلیون دلار میشود!
در واقع توماس نخستین غربیای بود که شیوه چینی اقتصاد را که بر پایه شبکهسازی و کمکهای مقابل بود، درک کرد.
در آغاز، سیگارتها به چین صادر میشدند، ولی به زودی فرایند تولید به چین منتقل شد. این شاید نخستین جلوه حرکت از تجارت استعماری به سوی روند کنونی جهانیسازی و شرکتهای چندملیتی بود.
در حال حاضر، مصرف سیگارتها در سطح دنیا همچنان در حال افزایش است، البته در کشورهای توسعهیافته آمار مصرف سیگار، سیر نزولی را نشان نیدهند. در کشورهای در حال توسعه میزان افزایش مصرف سیگار در سال ۳٫۴ درصد است.
سازمان بهداشت جهانی هشدار میدهد که با وجود همه برنامههای پیشگیرانه، در عرض ۳۰ سال گذشته، ۱۰۰ میلیون نفر به خاطر بیماریهای ناشی از مصرف دخانیات جان سپردهاند، یعنی خیلی بیشتر مجموع تلفات از ایدز، سل، تصادفات رانندگی و خودکشیها.
تبلیغ سیگار در مجله دانشمند در سال ۱۳۵۱ شمسی
اما آیا ما باید باک دوک را مقصر بدانیم؟ آخر هیچ کس با اجبار سیگاری نمیشود و نمیتوان با این استدلال که ترک سیگار بعد از سیگاری شدن، دشوار است، او را مقصر دانست.
در مقالهای که اخیرا در مجله کنترل دخانیات چاپ شده است، رابرت پروکتور نوشته است که همه کسانی که در صنعت دخانیات هستند، به یک میزان مقصر هستند، از گرافیستهایی که جلد سیگار را طراحی میکنند تا کسانی که در فروشگاهها آن را میفروشند و از آژانسهای تبلیغاتی گرفته تا صاحبان اصلی این صنعت.
شاید بشود علیه صاحبان و تولیدکنندگان کنونی دخانیات به خاطر اینکه علیرغم اطلاع از مضراتش، کاری عملی برای کاهش مصرف آن انجام نمیدهند، اقامه دعوی کرد، اما باک دوک که در سال ۱۹۲۵ درگذشت، شاید به خاطر عدم اطلاع از مضرات سیگار، مقصر نباشد، به گقته زندگینامهنویس او، وی بسیار سختکوش و عاشق کارش بود.
او بیشتر از ۱۰۰ میلیون دلار به کالج ترینیتی در شهر دورهام اهدا کرد، این کالج بعد از توسعه و تغییر نام، از سال ۱۹۲۴، دانشگاه دوک نامیده میشود.
مجسمه دوک در جلوی دانشگاه دوک
اگر دوک در آن زمان نمیجنبید، شخص فرصتطلب دیگری در آن هنگام، این فکر به سرش میزد، پس انتظار نداشته باشید که اگر دوکای نبود، هماکنون امریکاییها تنباکو میجویدند!
دوک شخصیتیای خاکستری بود، او از سویی به خاطر دانش و شناختش از بازار، روانشناسی، سیستم قیمتگذاری و اهمیت تبلیغات نابغه بود و از سویی هم یک آدم شریر.
تبلیغات متنی
-
سرقت ۵۰۰ گرم طلا در یک شیرینیفروشی لو رفت
-
اولین خرید تابستانی پرسپولیس مشخص شد
-
هدیه ویژه به رسانهها: اینترنت خبرنگاران قطع شد!
-
عکس نیویورک تایمز از میدان ولیعصر تهران
-
گزارش خبرنگار صداوسیما از وضعیت تنگه هرمز در جزیره لارک
-
بازیگر سرشناس ایرلندی درگذشت
-
عبور یک کشتی حامل گاز ایرانی از محاصره آمریکا
-
نقشه عجیب زن جوان ناخنکار برای مرد پولدار تهرانی
-
اظهارات کمسابقه ماکرون درباره جنگ در منطقه
-
دردسر بزرگ قلعهنویی در آستانه جام جهانی
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
سهمیه ارز مسافرتی ۱۴۰۵ مشخص شد
-
قفل کامل بازار خودرو؛ نه کسی میخرد نه کسی میفروشد
-
وزش باد شدید و احتمال طوفان گرد و خاک در تهران
-
هدیه ویژه به رسانهها: اینترنت خبرنگاران قطع شد!
-
دردسر بزرگ قلعهنویی در آستانه جام جهانی
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
وزش باد شدید و احتمال طوفان گرد و خاک در تهران
-
امارات مدعی حمله ایران به نفتکش این کشور شد
-
اولین تصاویر از خدمه آزادشده کشتی توسکا
-
بلیت نیمبهای سینما دو روزه شد
-
واکنش سنتکام به خبر هدف قرار دادن ناو جنگی آمریکا
-
قیمت نفت باز هم افزایش پیدا کرد
-
رپ خوانی یک جوان در تجمعات شبانه جلب توجه کرد
-
دفاع تمامقد از حضور بیحجابها در اجتماعات شبانه
-
برگزاری اولین کنسرت در کشور بعد از ۵ ماه تعطیلی
-
پیشنهاد جالب؛ تاج قبل از جام جهانی استعفا دهد!
-
پاسخ دو کلمهای ترامپ به سوالی درباره روند مذاکره با ایران
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
-
اقدام خودسرانه شهرداری تهران خبرساز شد
-
آقای تاج، خسته نباشی اما کسی حرفهایت را باور نکرد!
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
عکاس مشهور کافههای تهران، خانهنشین شد!
-
آمریکا پاسخ طرح ۱۴ بندی ایران را داد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل








نظر کاربران
خدا لعنتش کنه
و خدا لعنت کنه همه ی باعث و بانی ها رو
شدیداً از سیگار و افراد سیگاری متنفرم
پاسخ ها
اونا هم از تو متنفرن :)))
حتی اگر اون شخص یکی ازاعضای خونواده یافامیل خودتم باشه همینو میگی؟؟بعدشم اینطوری نگو ازافراد سیگاری متنفرم !سرت میادها!!
تنفر شاید واژه چندان مناسبی نباشه ولی سیگاری ها چیزی برای دفاع از کارشون ندارن
هم به خودشون و هم به دیگران آسیب میرسونن برای همین نمیتونن ادم های دوست داشتنی باشن
سلام
اینکه به فکر سلامتی انسانها میباشید حس انساندوستی شما را میرساند و من به نوبه خود تشکر میکنم ، اما مطمئن هستم شما در این دنیا موارد مشابهی را پیدا میکنید که بمراتب بیرحمانه تر جان انسانها را میگیرد اما چون منافع مالی در پس ان وجود دارد به آنها توجهی نمیشود. مثلآ اگر به بهشت زهرا یا آرمگاه های دیگر مناطق سری بزنید تنها افراد پیر را نمیبینید که بر اثر کهولت سن مرحوم شده اند بلکه جوانانی را ملاحظه میکنید که بر اثر جوادث و یا بیماری های جدید هورمونی و بعضی دلایل دیگر از دنیا رفته اند اگر به آمار پنجاه سال پیش دقت کنید تعداد جوانان به ای اندازه نبوده است و اختلاف زیادی وجود دارد این مطلب شامل آلودگی هوا و تغذیه و ... میباشد که کمتر از سیگار خسارت نمیزند بهر حال انسان نهایتآ هفتاد هشتاد سال عمر طبیعی میکند حالا این وسط ده سالی کیفیت زندگی تاثیر میگذارد اما مردن افراد بیست و سی ساله غیر طبیعی و خطرناک است . مثلآ با موتور چند نفر در سال تصادف میکنند که متاسفانه منجر به مرگشان میشود و یا جاده هراز چند نفر در سال کشته میدهد. البته سیگار هم خطرناک است.
با احترام
زندگی دراز بی کیفیت بهتر است یا زندگی باکیفیت و لذت بخش کوتاه با سیگار؟
پاسخ ها
یعنی منظورتون اینه سیگار برای زندگی کیفیت ولذت میاره!!!!؟؟؟؟؟؟؟
خدا ازشون نگذره .