گفت و گو با اولین نقاش ماسهای ایران
نقاشیهای دیدنی جوان ایرانی با ماسه
تا به حال کلیپی از نقاشی با ماسه روی شیشه را دیده اید؟ شاید شما هم این هنر متفاوت را می شناسید، حالا می توانید با مبدع این هنر در ایران آشنا شوید.
مجله مهر - زهرا شاهرضایی: تا به حال کلیپی از نقاشی با ماسه روی شیشه را دیده اید؟ شاید شما هم این هنر متفاوت را می شناسید، حالا می توانید با مبدع این هنر در ایران آشنا شوید.
نقاشی روی ماسه از هنرهای جدیدی است که همه ما در تلفن همراه خود یا در شبکه های مختلف سیما ویدئویی از آن را تماشا کرده و از آن لذت برده ایم. کسی که در ایران این کار را شروع کرده، جوان ۲۸ ساله ای است که به گفته خودش مبدع هنر «انیمشین ماسه ای» در ایران آن هم با روایت های داخلی است. «سینا شریعتمدار» نقاش ماسهای است که کار های او را از برنامه ها و شبکه های مختلف سیما دیده ایم.
من بچه مثبت بودم
متولد اردیبهشتماه سال ۱۳۶۶ در تهران است. علاقه به نقاشی از همان کودکی در او شکل میگیرد و پابهپای خواهرش شروع به نقاشی میکند. «از کودکی به نقاشی علاقهمند شدم. خواهرم نقاشی کار میکرد و من هم کمکم به سمت هنر گرایش پیدا کردم. البته به نظر من هنر ذاتی است و خیلی ربطی به پدر و مادر و جایی که در آن بزرگ میشوید ندارد. بعد از دوره راهنمایی وارد هنرستان شدم. آن ایام من خیلی بچه مثبت و درسخوان و حتی مذهبی بودم تا اینکه وارد فضای هنرستان شدم. از همان سال اول دچار شوک شدم. چرا که فضای آن هنرستان با آن فضایی که من داخل خانه تجربه کرده بودم، متفاوت بود. من در آن سن با اساتیدی با موی بلندو تیپ و فضایی خاص مواجه شدم که اول برای من باورکردنی نبود؛ اما کمکم خود من هم جذب این فضا شدم. کم کم تحت تاثیر فضای هنر قرار گرفتم و دیدم چقدر این فضا بزرگ و هیجانانگیز است. از طرفی آن زمان وارد دنیای موسیقی هم شدم. گیتار میزدم و راک میخواندم. و الان به شما میگویم در فضای آن زمان من عقلانیتی نبود و فقط یک هیجان کاذبی وجود داشت که من جذب این فضای هیجانی شده بودم. تازه بعد از این ها وارد فضای تئاتر شدم. و درست در همین فضا بود که من باید وارد دانشگاه میشدم و من آنقدر غرق در این فضا و جذابیت های آن بودم که اصلا دوست نداشتم توی خانه بنشینم و برای قبولی در دانشگاه تست بزنم. رتبه ام هم زیاد خوب نشد؛ اما چون کار عملی من نسبتا خوب بود، در دو دانشگاه قبول شدم و بین این دو کارشناسی گرافیک را انتخاب کردم اما وقتی رفتم و دانشگاه را دیدم، کاملا توی ذوق من خورد و در نتیجه به این حس رسیدم که اصلا دانشگاه برای فراگیری هنر مناسب نیست.»

تصویر سازی از مرحوم آیت الله بهجت
خودم را پیدا کردم
از دانشگاه که ناامید میشود، به ناچار به سمت سربازی میرود. «به اینجا که رسیدم، نه تنها از رفتن به دانشگاه منصرف شدم که حتی تمام آرزوهایم فرو ریخت. بعد از این اتفاق مدتی افسردگی گرفتم و تصمیم گرفتم مدتی بی خیال همه چیز بشوم تا بتوانم دوباره خود را پیدا کنم. بعد از مدتی هم رفتم سربازی. سربازی برای من خیلی قشنگتر و واقعیتر از دانشگاه بود. در آنجا آدم های ساده دیدم و واقعا عشق کردم و با اینکه شرایط سخت بود، روح و روانم با آن محیط منطبق بود. در همان سربازی هم کار تئاتر و گرافیک و نقاشی انجام دادم. آدمهایی که من در سربازی ان ها را تجربه کردم خیلی واقعی تر از آدمهایی بودند که در فضای هنری با آنها آشنا شده بودم. من گم شده بودم در این فضا و دنبال یک حقیقتی بودم. اصلا من با زندگی مشکل داشتم و با خودم درگیر بودم. تا اینکه گذشت و کمکم خودم را پیدا کردم و فهمیدم پشت «هیچستان» جایی است و بالاخره «روزگار وصل» من برگشت.»

خیلی اتفاقی نقاش ماسهای شدم
نقاشی با قهوه، آدامس، سبزیجات و حتی چای نپتون، از سری نقاشیهای عجیبوغربی است که نمونههای خارجی آن را کم ندیدهایم. از آقای نقاش ماسهای میپرسیم که هنر او هم در خارج از کشور نمونهای دارد که بلافاصله میگوید: «مطمئنا نقاشی ماسهای تقلیدی است و من مبدع آن نیستم چون اصلا این هنر مال ما نیست. ماجرا از جایی شروع شد که شبی در خانه یکی از دوستانم جمع بودیم. آن موقع من در فضای رسانه نبودم و کاملا در فضای نقاشی غرق بودم. این دوستان من کار برنامهسازی میکردند. یکی از دوستانی که در آن جمع بود به نام «فرهاد ناصح» یکی از برنامه سازان شبکه پنج سیما هم در این جمع حضور داشت. در این جمع بحث درباره این بود که چه خوب میشود اگر بتوانیم در برنامه از نقاشی ماسهای استفاده کنیم و این کار، ایده جدیدی است و تا به حال کار نشده است. اول نظر این بود که با این ماسهها خطاطی شود. آقای ناصح خیلی اصرار داشت که نقاشی هم وارد ماجرا شود. من هم اتفاقی با این ماسه ها شروع به کار کردم و چندین پرتره و تصاویری که در ذهنم بود را طراحی کردم و دیدم ماسه چه ظرفیتی برای طراحی دارد. دو سه تا طرح که نقاشی کردم؛ دوسه نفر با تعجب به کار من نگاه کردند و تعریف کردند و خود آقای ناصح هم با دیدن این نقاشی ها سریع پیشنهاد با همکاری با برنامه «صورت ماه» را داد.» این نقاشی ماسه ای برای اولین بار در برنامه «صورت ماه» که یک ویژه برنامه برای ماه رمضان بود، به قاب تلویزیون وارد. «برای این برنامه حدود ۶۳ تا نقاشی کشیدم. صورت ماه برنامه ای درباره محله های تهران بود یعنی در سی روز ماه رمضان هر روز درباره یکی از محلهها بود. روند کار به شکلی بود که اول تصاویر را تهیه می کردم و بعد با استفاده از آن تصاویر، طراحی با ماسه را آغاز میکردم.»
نام کار من انیمیشن است؛ نه نقاشی
تاکید خاصی بر عنوان نقاشی ماسه ای دارد و می گوید نقاشی شنی تعبیر مناسبی برای آن نیست و بیشتر از آنکه کار خودش را نقاشی بداند، آن را انیمیشن میداند. «این هنر بیش از آنکه نقاشی باشد، انیمیشن است و من نام آن را "sand animation" یا «انیمیشن ماسهای» میگذارم؛ چرا که بیشتر از آنکه نقاشی باشد انیمیشن است و در آن میتوانید روند را مشاهده کنید و یک قاب بی تحرک نیست. و به نظر من عنوان انیمیشن برای آن مناسبتر است.»

هر چه کار جلوتر میرود، حساسیتش بیشتر و کار برای او سختتر میشود. «اوایل چون حساسیتم پایینتر و دقتم کمتر بود، خیلی زودتر یک قاب را تمام می کردم؛ اما الان یک ساعت تا یک ساعت و نیم طراحی هر فریم طول می کشد. البته این به شرطی است که من در کار اشتباهی نکنم. چون در کار من هیچ پاککن و دکمه برگشتی نیست و حتما باید بدون اشتباه کار کنم که بدون اشتباه هم فیلمبرداری شود و اگر خراب شود، باید همه ماسه ها را بریزم یک طرف و دوباره از نو شروع کنم. فشار در در حین اجرا خیلی زیاد است. چون مثلا اگر از دست من سه چهار تا دانه ماسه اشتباها بریزد، یک خال می شود روی یک چهره و کل کار را خراب میکند.» آقای شریعتمدار خودش نقاشی میکشد، خودش فیلمبرداری میکند و بالاخره خودش آن را تدوین میکند و با طی کردن تمام این مراحل، طراحی هر قاب برای او دو روز طول میکشد.
کار من تقلیدی نیست
درست است که کار با ماسه و نقاشی ماسهای کار جدیدی نیست؛ اما این نقاش جوان معتقد است روش او در این کار منحصربهفرد است. «با اینکه کار نقاشی با ماسه کار جدیدی در جهان نیست؛ اما من هیچ موقع تقلید نکردم. تا جایی که حتی تازه من بعد از تمام شدن برنامه صورت ماه به دنبال این رفتم که ببینم کسی در جهان مثل من این کار را انجام میدهد یا خیر؟! و متوجه شدم به شکلی که من کار می کنم در هیچ جای دنیا نیست؛ چرا که آن ها ماسه را می ریزند و از دل ماسه ها طرح و نقش درمیآوردند؛ اما من ماسه را با دست میریزم و نقاشی کشیده میشود. در واقع کار آن ها شبیه نگاتیو دوربین است یعنی تیرگی ها را دارند از درون آن روشنیها را درمیآورند؛ اما من تیرگیها را روی سطح روشن میریزم و کار میکنم. بعد از من این کار سریع پخش شد و افرادی این کار را تقلید کردند که البته از نظر من کیفیت بالایی نداشت.»

تصویر سازی آیت الله قاضی با ماسه
بعد از صورت ماه، همکاریاش با «مصیر» شروع میشود تا اینکه این برنامه با مشکل مواجه میشود و بالاخره بعد از وقفهای به برنامه «توقف ممنوع» میآید. «شروع دوباره من در تلویزیون هم با برنامه مصیر بود که این برنامه متوقف شد و بعد از توقف این برنامه همکاری من با برنامه «توقف ممنوع» آغاز شد.در توقف ممنوع هم مثل برنامه مصیر از میان شهدا، حکیمان، علما و آدم های بزرگ روایتهایی مرتبط با آن قسمت برنامه را داریم. متن را به من میدهند که من اول تصویرسازی میکنم و بعد از اینکه تصاویر توسط تهیهکننده تایید شدند، در قالب نقاشی ماسهای اجرا میکنم و پس از فیلمبرداری و تدوین و صداگذاری تحویل میدهم.»
قاب مورد علاقهام از شاهرخ است!
معتقد است هنوز کار هنری بزرگ زندگیاش را انجام نداده؛ با این حال تا الان همه کارهایش را عاشقانه کشیده است. «اصلا من کاری که دوست نداشته باشم را دنبال نمیکنم و نمیتوانم انجام بدهم و اول از همه خودم باید به آن کار اعتقاد داشته باشم.» برای همین وقتی از قاب مورد علاقهاش میپرسیم، سریع اسم چندتایی از آنها را ردیف میکند. «در برنامه مصیر یک قسمت درباره شهید «شاهرخ ضرغام» بود که من این قسمت را خیلی دوست داشتم. چون تا حدی که من شبیه من بود و او هم تا جایی یک مسیر را اشتباه رفته و برگشته بود. علاوه بر این پرتره امام خمینی را هم خیلی دوست داشتم. بعد از اینها کار اولم در مصیر را هم خیلی دوست داشتم. این کار درباره فردی بود که میخواست دنیا را تغییر بدهد و هرچه که بزرگتر می شود دنیایی که می خواهد تغییر دهد، کوچکتر میشود تا اینکه به خودش میرسد و میفهمد باید خودش را تغییر بدهد نه دنیا را.» این علاقه به حدی بوده که گاهی برخی کارها را بارها و بارها نقاشی میکرده: «بعضی کارها را با اینکه تایید میشدند و مشکلی نداشتند؛ اما باز آنها را خراب میکردم و از نو شروع میکردم؛ چون از طراحی آن کار لذت میبردم.»

آقای شریعتمدار اصرار داشت که ما عکاسی نکنیم و خودش عکس ها را بفرستد اما دست آخر فقط همین سلفی به دست ما رسید!
با اینکه کار آقای نقاش، حرفهای است؛ اما ابزار کار او بسیار ساده است. و تمام آنها از میز، چوب فیلمبرداری و ... دستساز خودش است.« کل ابزار کار من ابتدایی و ساخته دست خودم است. مثلا میزم را با چوب و مهتابی و شیشه ساختم. چوب دوربینم را خودم ساختم و به سقف نصب کردم یا مثلا چون من باید در محیطی تاریک کار کنم، اگر نور اتاق زیاد باشد از چادر مادرم برای کم کردن نور استفاده میکنم!»
نقاشی روی ماسه از هنرهای جدیدی است که همه ما در تلفن همراه خود یا در شبکه های مختلف سیما ویدئویی از آن را تماشا کرده و از آن لذت برده ایم. کسی که در ایران این کار را شروع کرده، جوان ۲۸ ساله ای است که به گفته خودش مبدع هنر «انیمشین ماسه ای» در ایران آن هم با روایت های داخلی است. «سینا شریعتمدار» نقاش ماسهای است که کار های او را از برنامه ها و شبکه های مختلف سیما دیده ایم.
من بچه مثبت بودم
متولد اردیبهشتماه سال ۱۳۶۶ در تهران است. علاقه به نقاشی از همان کودکی در او شکل میگیرد و پابهپای خواهرش شروع به نقاشی میکند. «از کودکی به نقاشی علاقهمند شدم. خواهرم نقاشی کار میکرد و من هم کمکم به سمت هنر گرایش پیدا کردم. البته به نظر من هنر ذاتی است و خیلی ربطی به پدر و مادر و جایی که در آن بزرگ میشوید ندارد. بعد از دوره راهنمایی وارد هنرستان شدم. آن ایام من خیلی بچه مثبت و درسخوان و حتی مذهبی بودم تا اینکه وارد فضای هنرستان شدم. از همان سال اول دچار شوک شدم. چرا که فضای آن هنرستان با آن فضایی که من داخل خانه تجربه کرده بودم، متفاوت بود. من در آن سن با اساتیدی با موی بلندو تیپ و فضایی خاص مواجه شدم که اول برای من باورکردنی نبود؛ اما کمکم خود من هم جذب این فضا شدم. کم کم تحت تاثیر فضای هنر قرار گرفتم و دیدم چقدر این فضا بزرگ و هیجانانگیز است. از طرفی آن زمان وارد دنیای موسیقی هم شدم. گیتار میزدم و راک میخواندم. و الان به شما میگویم در فضای آن زمان من عقلانیتی نبود و فقط یک هیجان کاذبی وجود داشت که من جذب این فضای هیجانی شده بودم. تازه بعد از این ها وارد فضای تئاتر شدم. و درست در همین فضا بود که من باید وارد دانشگاه میشدم و من آنقدر غرق در این فضا و جذابیت های آن بودم که اصلا دوست نداشتم توی خانه بنشینم و برای قبولی در دانشگاه تست بزنم. رتبه ام هم زیاد خوب نشد؛ اما چون کار عملی من نسبتا خوب بود، در دو دانشگاه قبول شدم و بین این دو کارشناسی گرافیک را انتخاب کردم اما وقتی رفتم و دانشگاه را دیدم، کاملا توی ذوق من خورد و در نتیجه به این حس رسیدم که اصلا دانشگاه برای فراگیری هنر مناسب نیست.»

تصویر سازی از مرحوم آیت الله بهجت
خودم را پیدا کردم
از دانشگاه که ناامید میشود، به ناچار به سمت سربازی میرود. «به اینجا که رسیدم، نه تنها از رفتن به دانشگاه منصرف شدم که حتی تمام آرزوهایم فرو ریخت. بعد از این اتفاق مدتی افسردگی گرفتم و تصمیم گرفتم مدتی بی خیال همه چیز بشوم تا بتوانم دوباره خود را پیدا کنم. بعد از مدتی هم رفتم سربازی. سربازی برای من خیلی قشنگتر و واقعیتر از دانشگاه بود. در آنجا آدم های ساده دیدم و واقعا عشق کردم و با اینکه شرایط سخت بود، روح و روانم با آن محیط منطبق بود. در همان سربازی هم کار تئاتر و گرافیک و نقاشی انجام دادم. آدمهایی که من در سربازی ان ها را تجربه کردم خیلی واقعی تر از آدمهایی بودند که در فضای هنری با آنها آشنا شده بودم. من گم شده بودم در این فضا و دنبال یک حقیقتی بودم. اصلا من با زندگی مشکل داشتم و با خودم درگیر بودم. تا اینکه گذشت و کمکم خودم را پیدا کردم و فهمیدم پشت «هیچستان» جایی است و بالاخره «روزگار وصل» من برگشت.»

خیلی اتفاقی نقاش ماسهای شدم
نقاشی با قهوه، آدامس، سبزیجات و حتی چای نپتون، از سری نقاشیهای عجیبوغربی است که نمونههای خارجی آن را کم ندیدهایم. از آقای نقاش ماسهای میپرسیم که هنر او هم در خارج از کشور نمونهای دارد که بلافاصله میگوید: «مطمئنا نقاشی ماسهای تقلیدی است و من مبدع آن نیستم چون اصلا این هنر مال ما نیست. ماجرا از جایی شروع شد که شبی در خانه یکی از دوستانم جمع بودیم. آن موقع من در فضای رسانه نبودم و کاملا در فضای نقاشی غرق بودم. این دوستان من کار برنامهسازی میکردند. یکی از دوستانی که در آن جمع بود به نام «فرهاد ناصح» یکی از برنامه سازان شبکه پنج سیما هم در این جمع حضور داشت. در این جمع بحث درباره این بود که چه خوب میشود اگر بتوانیم در برنامه از نقاشی ماسهای استفاده کنیم و این کار، ایده جدیدی است و تا به حال کار نشده است. اول نظر این بود که با این ماسهها خطاطی شود. آقای ناصح خیلی اصرار داشت که نقاشی هم وارد ماجرا شود. من هم اتفاقی با این ماسه ها شروع به کار کردم و چندین پرتره و تصاویری که در ذهنم بود را طراحی کردم و دیدم ماسه چه ظرفیتی برای طراحی دارد. دو سه تا طرح که نقاشی کردم؛ دوسه نفر با تعجب به کار من نگاه کردند و تعریف کردند و خود آقای ناصح هم با دیدن این نقاشی ها سریع پیشنهاد با همکاری با برنامه «صورت ماه» را داد.» این نقاشی ماسه ای برای اولین بار در برنامه «صورت ماه» که یک ویژه برنامه برای ماه رمضان بود، به قاب تلویزیون وارد. «برای این برنامه حدود ۶۳ تا نقاشی کشیدم. صورت ماه برنامه ای درباره محله های تهران بود یعنی در سی روز ماه رمضان هر روز درباره یکی از محلهها بود. روند کار به شکلی بود که اول تصاویر را تهیه می کردم و بعد با استفاده از آن تصاویر، طراحی با ماسه را آغاز میکردم.»
نام کار من انیمیشن است؛ نه نقاشی
تاکید خاصی بر عنوان نقاشی ماسه ای دارد و می گوید نقاشی شنی تعبیر مناسبی برای آن نیست و بیشتر از آنکه کار خودش را نقاشی بداند، آن را انیمیشن میداند. «این هنر بیش از آنکه نقاشی باشد، انیمیشن است و من نام آن را "sand animation" یا «انیمیشن ماسهای» میگذارم؛ چرا که بیشتر از آنکه نقاشی باشد انیمیشن است و در آن میتوانید روند را مشاهده کنید و یک قاب بی تحرک نیست. و به نظر من عنوان انیمیشن برای آن مناسبتر است.»

هر چه کار جلوتر میرود، حساسیتش بیشتر و کار برای او سختتر میشود. «اوایل چون حساسیتم پایینتر و دقتم کمتر بود، خیلی زودتر یک قاب را تمام می کردم؛ اما الان یک ساعت تا یک ساعت و نیم طراحی هر فریم طول می کشد. البته این به شرطی است که من در کار اشتباهی نکنم. چون در کار من هیچ پاککن و دکمه برگشتی نیست و حتما باید بدون اشتباه کار کنم که بدون اشتباه هم فیلمبرداری شود و اگر خراب شود، باید همه ماسه ها را بریزم یک طرف و دوباره از نو شروع کنم. فشار در در حین اجرا خیلی زیاد است. چون مثلا اگر از دست من سه چهار تا دانه ماسه اشتباها بریزد، یک خال می شود روی یک چهره و کل کار را خراب میکند.» آقای شریعتمدار خودش نقاشی میکشد، خودش فیلمبرداری میکند و بالاخره خودش آن را تدوین میکند و با طی کردن تمام این مراحل، طراحی هر قاب برای او دو روز طول میکشد.
کار من تقلیدی نیست
درست است که کار با ماسه و نقاشی ماسهای کار جدیدی نیست؛ اما این نقاش جوان معتقد است روش او در این کار منحصربهفرد است. «با اینکه کار نقاشی با ماسه کار جدیدی در جهان نیست؛ اما من هیچ موقع تقلید نکردم. تا جایی که حتی تازه من بعد از تمام شدن برنامه صورت ماه به دنبال این رفتم که ببینم کسی در جهان مثل من این کار را انجام میدهد یا خیر؟! و متوجه شدم به شکلی که من کار می کنم در هیچ جای دنیا نیست؛ چرا که آن ها ماسه را می ریزند و از دل ماسه ها طرح و نقش درمیآوردند؛ اما من ماسه را با دست میریزم و نقاشی کشیده میشود. در واقع کار آن ها شبیه نگاتیو دوربین است یعنی تیرگی ها را دارند از درون آن روشنیها را درمیآورند؛ اما من تیرگیها را روی سطح روشن میریزم و کار میکنم. بعد از من این کار سریع پخش شد و افرادی این کار را تقلید کردند که البته از نظر من کیفیت بالایی نداشت.»

تصویر سازی آیت الله قاضی با ماسه
بعد از صورت ماه، همکاریاش با «مصیر» شروع میشود تا اینکه این برنامه با مشکل مواجه میشود و بالاخره بعد از وقفهای به برنامه «توقف ممنوع» میآید. «شروع دوباره من در تلویزیون هم با برنامه مصیر بود که این برنامه متوقف شد و بعد از توقف این برنامه همکاری من با برنامه «توقف ممنوع» آغاز شد.در توقف ممنوع هم مثل برنامه مصیر از میان شهدا، حکیمان، علما و آدم های بزرگ روایتهایی مرتبط با آن قسمت برنامه را داریم. متن را به من میدهند که من اول تصویرسازی میکنم و بعد از اینکه تصاویر توسط تهیهکننده تایید شدند، در قالب نقاشی ماسهای اجرا میکنم و پس از فیلمبرداری و تدوین و صداگذاری تحویل میدهم.»
قاب مورد علاقهام از شاهرخ است!
معتقد است هنوز کار هنری بزرگ زندگیاش را انجام نداده؛ با این حال تا الان همه کارهایش را عاشقانه کشیده است. «اصلا من کاری که دوست نداشته باشم را دنبال نمیکنم و نمیتوانم انجام بدهم و اول از همه خودم باید به آن کار اعتقاد داشته باشم.» برای همین وقتی از قاب مورد علاقهاش میپرسیم، سریع اسم چندتایی از آنها را ردیف میکند. «در برنامه مصیر یک قسمت درباره شهید «شاهرخ ضرغام» بود که من این قسمت را خیلی دوست داشتم. چون تا حدی که من شبیه من بود و او هم تا جایی یک مسیر را اشتباه رفته و برگشته بود. علاوه بر این پرتره امام خمینی را هم خیلی دوست داشتم. بعد از اینها کار اولم در مصیر را هم خیلی دوست داشتم. این کار درباره فردی بود که میخواست دنیا را تغییر بدهد و هرچه که بزرگتر می شود دنیایی که می خواهد تغییر دهد، کوچکتر میشود تا اینکه به خودش میرسد و میفهمد باید خودش را تغییر بدهد نه دنیا را.» این علاقه به حدی بوده که گاهی برخی کارها را بارها و بارها نقاشی میکرده: «بعضی کارها را با اینکه تایید میشدند و مشکلی نداشتند؛ اما باز آنها را خراب میکردم و از نو شروع میکردم؛ چون از طراحی آن کار لذت میبردم.»

آقای شریعتمدار اصرار داشت که ما عکاسی نکنیم و خودش عکس ها را بفرستد اما دست آخر فقط همین سلفی به دست ما رسید!
با اینکه کار آقای نقاش، حرفهای است؛ اما ابزار کار او بسیار ساده است. و تمام آنها از میز، چوب فیلمبرداری و ... دستساز خودش است.« کل ابزار کار من ابتدایی و ساخته دست خودم است. مثلا میزم را با چوب و مهتابی و شیشه ساختم. چوب دوربینم را خودم ساختم و به سقف نصب کردم یا مثلا چون من باید در محیطی تاریک کار کنم، اگر نور اتاق زیاد باشد از چادر مادرم برای کم کردن نور استفاده میکنم!»
تبلیغات متنی
-
استفاده مستقیم از اینترنت ماهوارهای در آیفون ممکن میشود
-
وزیر دفاع عربستان وارد واشنگتن شد
-
۱۵۰ نفر از مصدومان وقایع اخیر همچنان بین مرگ و زندگی
-
استایل گنگ روسی امیرحسین فتحی در فیلم «مارون»
-
فال روزانه جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
سرمربی محبوب بارسلوناییها گزینه هدایت رئال مادرید!
-
جلیلی: ترامپ سرنگون خواهد شد
-
ترامپ: ما تروریستها را از غزه بیرون کردیم
-
وزارت دفاع اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه را محکوم کرد
-
کارکرد ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن از زبان سخنگوی دولت رئیسی
-
یک پدیده از پرسپولیس جدا شد
-
چرا فردین از ایران نرفت؟
-
واکنش قالیباف به تروریستی اعلام شدن سپاه
-
واکنش کاپیتان تیم ملی به اتفاقات اخیر کشور
-
نان گران میشود؟
-
۱۵۰ نفر از مصدومان وقایع اخیر همچنان بین مرگ و زندگی
-
واکنش قالیباف به تروریستی اعلام شدن سپاه
-
واکنش کاپیتان تیم ملی به اتفاقات اخیر کشور
-
ترامپ توییت اخیر خود در مورد ایران را پین کرد
-
بیانیه وزارت خارجه ایران پیرامون مصوبه اروپا در مورد سپاه
-
واکنش رسایی به اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه
-
هگست: آمادهایم تا هر آنچه ترامپ در مورد تهران از ما بخواهد را انجام دهیم
-
سخنگوی ارتش: پاسخ ما به خطای دشمن بلادرنگ است
-
واکنش وزیر خارجه اسرائیل به اقدام اروپا علیه سپاه
-
دکلمه شعر پرویز پرستویی برای مادران داغدیده
-
پزشکیان برای مذاکره با آمریکا شرط گذاشت
-
ریزش شدید طلا و بیتکوین در بازار جهانی
-
واکنش قالیباف به تهدید آمریکا علیه رهبر انقلاب
-
رقص هادی چوپان در تلویزیون حاشیهساز شد
-
ستاد کل نیروهای مسلح بیانیه داد
-
فرمانده سپاه: نزدیک ناو آمریکا شدیم و آنها ندیدند
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
-
بنسلمان به پزشکیان تضمین داد
-
روزنامه اطلاعات: حضور ناوهای آمریکا نمایشی است
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
علت اصلی لغو حمله آمریکا به ایران فاش شد
-
صابرین نیوز: آغاز احتمالی محاصره دریایی ایران از شنبه
-
مردم این ۲۰ استان منتظر بارش شدید برف و باران باشند
-
زیدآبادی: این همه فشار روانی برای ساکت کردن یک نگاه متفاوت برای چیست؟
-
خانه لیلا فروهر و فردین که در قلب یک ایران است
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر