سینما یعنی... (۱۲)
سینما نقطه عطفی در زندگی بشر بود. وقتی چارلی با پای لنگ و زندگی ندارش تنها گل سرخ زندگی اش را به سمت معشوقه اش گرفت، تا زمانی که جک در سرمای اقیانوس یخ زد تا رُزش زنده بماند، آن روزهایی که اندی دوفرین بیست سال تمام با امید به آینده راه فرارش را ساخت تا هنگامی که جک سالیِ معلول در دنیای غیرزمینی ها یک قهرمان شد و اژدهای افسانه ای را رام کرد...
سینما نقطه عطفی در زندگی بشر بود. وقتی چارلی با پای لنگ و زندگی ندارش تنها گل سرخ زندگی اش را به سمت معشوقه اش گرفت، تا زمانی که جک در سرمای اقیانوس یخ زد تا رُزش زنده بماند، آن روزهایی که اندی دوفرین بیست سال تمام با امید به آینده راه فرارش را ساخت تا هنگامی که جک سالیِ معلول در دنیای غیرزمینی ها یک قهرمان شد و اژدهای افسانه ای را رام کرد... تمامی این لحظات بودند که این سوال را بی جواب ساختند. سینما کلکسیونی از زندگی هاست، لحظاتی که برای خیلی ها یک دنیا بوده است و سال ها با آن زندگی و رویا پردازی کرده است. سینما یعنی زندگی.... یعنی عشق...
با ما همراه باشید.
ارسال نظر