فقط استخدام گارسون نابینا؛
ماجرای شگفت انگیز این رستورانِ عجیب
رستورانی به تاریکی ظلمات: به رستوران «دان لو نوآر» خوش آمدید! نزدیک به ۱۰ سال است که این رستوران جامعه را نسبت به نابینایی آگاه میکند. شعار آنها اما جالب است: «متحمل شدن کمی رنج گاهی اوقات میتواند شما را به مسیر درست راهنمایی میکند.»
وبسایت فرادید: رستورانی به تاریکی ظلمات: به رستوران «دان لو نوآر» خوش آمدید! نزدیک به ۱۰ سال است که این رستوران جامعه را نسبت به نابینایی آگاه میکند. شعار آنها اما جالب است: «متحمل شدن کمی رنج گاهی اوقات میتواند شما را به مسیر درست راهنمایی میکند.»

به گزارش هافینگتن پست، اگر داخل این رستوران شوید و پس از شکاندن حداقل یک لیوان بتوانید میزتان را پیدا کنید، شانس آوردهاید؛ آن وقت است که معنای ثانوی جمله «متحمل شدن کمی رنج گاهی اوقات میتواند شما را به مسیر درست راهنمایی میکند» برایتان تداعی میشود!
من هم پس از شکاندن یک لیوان در رستوران دان لو نوآر توانستم آن مقدار نانی که میخواستم را پیدا کنم. فقط امیدوار بودم که نان را به سس داخل بشقاب خودم بزنم، نه بشقاب غذای دوستم!
بله این اتفاق فقط و فقط در رستوران دان لو نوآر رخ میدهد. دان لو نوآر در زبان فرانسوی معنای «در تاریکی» یا حتی «در شب» میدهد.
ماجرای تاسیس رستوران دان لو نوآر
مردم به این رستوران کاملا تاریک میروند؛ جایی که تمام گارسونهای آن نابینا هستند. این رستوران، که شعبه لندن آن دهمین سال تاسیسش را جشن میگیرد، توسط «ادوارد دو برگولی» افتتاح شد. «بنیاد پاول ژینو» که در زمینه بهبود کیفیت زندگی «افراد نابینا» فعالیت میکند، در امر افتتاح رستوران دان لو نوآر به برگولی کمک کرد.
این بنیاد در دهه ۹۰ میلادی، مسابقات دو در تاریکی برگزار میکرد تا آگاهی اجتماعی نسبت به این قضیه افزایش یابد. برگولی که پیشتر در بخش صنعت مشغول به کار بود، به این بنیاد رفت و ایده تاسیس رستوران را با آنها در میان گذاشت.

او میگوید: «من سود خوبی به جیب زده بودم و دوست داشتم بر روی ایدهای سرمایه گذاری کنم که برای جامعه مفید باشد. آن بنیاد هم هر بار که مسابقات دو برگزار میکرد، پولش را کاملا از دست میداد. به همین دلیل بود که به آنجا رفتم و پیشنهادم را مطرح کردم.»
در بدو ورود!
هنگام ورود همراه دوستم به جلوی رستوران که روشن بود، راهنمایی شدیم. آنجا چهار منو وجود داشت: منوی سفید (غذاهای ناشناخته)، منوی قرمز (گوشت)، منوی آبی (ماهی) و منوی سبز (گیاه خواری).
من منوی قرمز و دوستم منوی سفید را انتخاب کرد. سپس گارسون نابینای ما به اسم «روبرتو ربچی» برای خوشامدگویی به سمتمان آمد. او ما را به سمت در راهنمایی کرد و پشت در نیز پردهای نصب شده بود. سپس ما وارد سالن اصلی رستوران شدیم.
آنجا به تاریکی ظلمات بود؛ چشم چشم را نمیدید! اصلا قابل وصف نیست. اگر چشمانتان را بسته و دوباره باز کنید، هیچ تفاوتی ایجاد نخواهد شد. عادی بود که برای اولین بار هیجان زده شویم. قبلم تند تند میزد و همینطور جلو میرفتیم.
گارسون کمی ما را راهنمایی کرد و سپس همسایههای مجاورمان را نیز به ما معرفی کرد. من صدای افراد زیادی را در آنجا میشنیدم؛ صداهایی که کاملا دوستانه به نظر میرسیدند، اما در حین حال کاملا غریبه بودند.
برگولی میگوید: «این ایده که اول با دیگران آشنا شوی، ایده خوبی است. زیرا افراد میتوانند به راحتی با هم رابطه دوستانه برقرار کنند، چون هیچ کس چهره دیگری را نمیبیند و بنابراین ذهنیت پیدا نمیکند.»

ادوار دو برگولی
بروگلی میگوید: «محال است که شما هیچ یک از افراد را در خارج از رستوران بشناسید، مگر اینکه از قبل هماهنگ کرده باشید و یا همزمان از رستوران خارج شوید.»
در این حالت، حتی غذایی که میل میکنید که برایتان کاملا هیجانی خواهد بود. من برای پیش غذا یک استیک سفارش دادم که اتفاقا خوشمزهترین استیکی بود که در عمرم خورده بودم. اول فکر کردم که گوشت معمولی است، اما بعدا متوجه شدم که هیچ آشنایی با آن گوشت نداشتهام.
برگولی میگوید: «کسانی که به اینجا میآیند، یک جوری غذا را مزه مزه میکنند که محال است در جای دیگر به این شکل رفتار کنند. آنها حتی از روی بوی غذا هم تلاش میکنند تا حدس بزنند آن غذای چیست.
همین حس ماجراجویی است که نام رستوران دان لو نوآر را سر زبانها انداخته است.

مشتریها به داخل رستوران هدایت میشوند

درس زندگی!
این رستوران علاوه بر آن ماجراجویی، به ما درس زندگی هم میدهد؛ ما میتوانیم با زندگی افرادی مانند گارسونهای رستوران دان لو نوآر آشنا شویم.
این رستوران برای برگزاری دهمین سال تاسیسش، به گروهی از جوانان ۱۶ تا ۲۵ سالهی بیخانمان به صورت کاملا رایگان خدمات داد. این برند حتی پروژهای را تحت عنوان «دان لو نوآر (در تاریکی)؟ نوری برای آفریقا» راهاندازی کرده که تلاش دارد جریان برق و رایانه را برای مدارس قاره آفریقا تامین کند.
ایده این کار نیز این است که «دانشآموزانی که در مدارس خود به رایانه دسترسی ندارند، تقریبا نابینا هستند.» از این رو، بروگلی میگوید: «ایده این بود که نابیناها نور و روشنایی را به افراد بینا اهدا کنند.»
وقتی از سالن اصلی غذاخوری رستوران خارج شدیم و روشنایی را دوباره دیدم، برای اولین بار در زندگی قدر این نعمت خدادادیام را فهمیدم.
از رستوران خارج شدم و جمله ربچی در ذهنم طنینانداز شده بود: ««متحمل شدن کمی رنج گاهی اوقات میتواند شما را به مسیر درست راهنمایی میکند.»

به گزارش هافینگتن پست، اگر داخل این رستوران شوید و پس از شکاندن حداقل یک لیوان بتوانید میزتان را پیدا کنید، شانس آوردهاید؛ آن وقت است که معنای ثانوی جمله «متحمل شدن کمی رنج گاهی اوقات میتواند شما را به مسیر درست راهنمایی میکند» برایتان تداعی میشود!
من هم پس از شکاندن یک لیوان در رستوران دان لو نوآر توانستم آن مقدار نانی که میخواستم را پیدا کنم. فقط امیدوار بودم که نان را به سس داخل بشقاب خودم بزنم، نه بشقاب غذای دوستم!
بله این اتفاق فقط و فقط در رستوران دان لو نوآر رخ میدهد. دان لو نوآر در زبان فرانسوی معنای «در تاریکی» یا حتی «در شب» میدهد.
ماجرای تاسیس رستوران دان لو نوآر
مردم به این رستوران کاملا تاریک میروند؛ جایی که تمام گارسونهای آن نابینا هستند. این رستوران، که شعبه لندن آن دهمین سال تاسیسش را جشن میگیرد، توسط «ادوارد دو برگولی» افتتاح شد. «بنیاد پاول ژینو» که در زمینه بهبود کیفیت زندگی «افراد نابینا» فعالیت میکند، در امر افتتاح رستوران دان لو نوآر به برگولی کمک کرد.
این بنیاد در دهه ۹۰ میلادی، مسابقات دو در تاریکی برگزار میکرد تا آگاهی اجتماعی نسبت به این قضیه افزایش یابد. برگولی که پیشتر در بخش صنعت مشغول به کار بود، به این بنیاد رفت و ایده تاسیس رستوران را با آنها در میان گذاشت.

او میگوید: «من سود خوبی به جیب زده بودم و دوست داشتم بر روی ایدهای سرمایه گذاری کنم که برای جامعه مفید باشد. آن بنیاد هم هر بار که مسابقات دو برگزار میکرد، پولش را کاملا از دست میداد. به همین دلیل بود که به آنجا رفتم و پیشنهادم را مطرح کردم.»
در بدو ورود!
هنگام ورود همراه دوستم به جلوی رستوران که روشن بود، راهنمایی شدیم. آنجا چهار منو وجود داشت: منوی سفید (غذاهای ناشناخته)، منوی قرمز (گوشت)، منوی آبی (ماهی) و منوی سبز (گیاه خواری).
من منوی قرمز و دوستم منوی سفید را انتخاب کرد. سپس گارسون نابینای ما به اسم «روبرتو ربچی» برای خوشامدگویی به سمتمان آمد. او ما را به سمت در راهنمایی کرد و پشت در نیز پردهای نصب شده بود. سپس ما وارد سالن اصلی رستوران شدیم.
آنجا به تاریکی ظلمات بود؛ چشم چشم را نمیدید! اصلا قابل وصف نیست. اگر چشمانتان را بسته و دوباره باز کنید، هیچ تفاوتی ایجاد نخواهد شد. عادی بود که برای اولین بار هیجان زده شویم. قبلم تند تند میزد و همینطور جلو میرفتیم.
گارسون کمی ما را راهنمایی کرد و سپس همسایههای مجاورمان را نیز به ما معرفی کرد. من صدای افراد زیادی را در آنجا میشنیدم؛ صداهایی که کاملا دوستانه به نظر میرسیدند، اما در حین حال کاملا غریبه بودند.
برگولی میگوید: «این ایده که اول با دیگران آشنا شوی، ایده خوبی است. زیرا افراد میتوانند به راحتی با هم رابطه دوستانه برقرار کنند، چون هیچ کس چهره دیگری را نمیبیند و بنابراین ذهنیت پیدا نمیکند.»

ادوار دو برگولی
در این حالت، حتی غذایی که میل میکنید که برایتان کاملا هیجانی خواهد بود. من برای پیش غذا یک استیک سفارش دادم که اتفاقا خوشمزهترین استیکی بود که در عمرم خورده بودم. اول فکر کردم که گوشت معمولی است، اما بعدا متوجه شدم که هیچ آشنایی با آن گوشت نداشتهام.
برگولی میگوید: «کسانی که به اینجا میآیند، یک جوری غذا را مزه مزه میکنند که محال است در جای دیگر به این شکل رفتار کنند. آنها حتی از روی بوی غذا هم تلاش میکنند تا حدس بزنند آن غذای چیست.
همین حس ماجراجویی است که نام رستوران دان لو نوآر را سر زبانها انداخته است.

مشتریها به داخل رستوران هدایت میشوند

این رستوران علاوه بر آن ماجراجویی، به ما درس زندگی هم میدهد؛ ما میتوانیم با زندگی افرادی مانند گارسونهای رستوران دان لو نوآر آشنا شویم.
این رستوران برای برگزاری دهمین سال تاسیسش، به گروهی از جوانان ۱۶ تا ۲۵ سالهی بیخانمان به صورت کاملا رایگان خدمات داد. این برند حتی پروژهای را تحت عنوان «دان لو نوآر (در تاریکی)؟ نوری برای آفریقا» راهاندازی کرده که تلاش دارد جریان برق و رایانه را برای مدارس قاره آفریقا تامین کند.
ایده این کار نیز این است که «دانشآموزانی که در مدارس خود به رایانه دسترسی ندارند، تقریبا نابینا هستند.» از این رو، بروگلی میگوید: «ایده این بود که نابیناها نور و روشنایی را به افراد بینا اهدا کنند.»
وقتی از سالن اصلی غذاخوری رستوران خارج شدیم و روشنایی را دوباره دیدم، برای اولین بار در زندگی قدر این نعمت خدادادیام را فهمیدم.
از رستوران خارج شدم و جمله ربچی در ذهنم طنینانداز شده بود: ««متحمل شدن کمی رنج گاهی اوقات میتواند شما را به مسیر درست راهنمایی میکند.»
تبلیغات متنی
-
تا این لحظه یک اسپانیایی در تهران کشته مُردهها دارد
-
درخواست رسول خادم برای آزادی علیرضا نجاتی
-
پوتین وارد دکوراسیونِ کاخ سفید شد!
-
سوپ ماست و گشنیز، نسخه خوشمزه کاهش وزن
-
آمریکا ۶۶۰ میلیون تتر بابک زنجانی را توقیف کرد
-
رئیس جدید فدرال رزرو معرفی شد
-
دنیل گرا: در ایران از خانواده و دوستانم دور شدهام
-
فروش سنگین سلاح به اسرائیل و عربستان تأیید شد
-
تازهترین نقل و انتقالات نظامی آمریکا به منطقه
-
گزینه جدید مدیرعاملی استقلال مشخص شد
-
رکورد تاریخی مهدی طارمی در لیگ قهرمانان اروپا
-
پیراهن خاطرهانگیز مسی ۱۸۳ هزار پوند فروخته شد
-
ستاره پرسپولیسی با استایل متفاوت در میامی
-
کدام دمنوشها سرماخوردگی را کوتاهتر میکنند؟
-
این جنگندهها معادلات جنگ را تغییر میدهند
-
درخواست رسول خادم برای آزادی علیرضا نجاتی
-
آمریکا ۶۶۰ میلیون تتر بابک زنجانی را توقیف کرد
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
-
واکنش یحیی گلمحمدی به وقایع اخیر کشور
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
درخواست سنتکام از سپاه درباره رزمایش تنگه هرمز
-
پیشبینی درباره زمان حمله احتمالی ترامپ به ایران
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
برای فردا سقوط سنگین طلا پیشبینی شد!
-
پیام فوری نماینده رهبر انقلاب درباره شرایط جنگ
-
رقم قرارداد خرید جدید پرسپولیس فاش شد
-
۹ نکته و یک جمعبندی درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است
-
ژیلا صادقی پیچ اینستاگرامش را بست!
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
ترامپ از تصمیم جدید خود درباره ایران خبر داد
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر