طنز؛ داستان مرد دانا و مریدان غیردانا
وحید میرزایی در روزنامه شهروند نوشت:
روزی مرد دانا که به ذکاوت و دانش در شهر شهره بود، در بستر بیماری افتاد. آنقدر افتاد که فاصلهاش تا مرگ به قدر تار مویی بود.
آن شنیدستی که آن پیر مریض
آمد از اوج و فراز رو به حضیض
پیر فرزندانش را گرد خویش جمع کرد به جهت موعظه، پند، اندرز، وصیت و این دست کارهای روتین قبل از مرگ. فرزندان وی، یکی از یکی نفهمتر و به غایت ابله اما از حیث هیبت و بزرگی سرشانهها و عضله فیله، دارای شش پَک در جلو و دو پِک در عقب بودند طوریکه نافشان هرگز در پیراهنشان نمیگنجید. القصه، پیر به هر یک چوبی داد و گفت: «ملکالموت به سراغم آمده و عنقریب شما را ترک کنم. میخواهم وصیت کنم شما را. این چوبها را بشکنید تا درس زندگی را به شما بیاموزم.» فرزند اول شکست. فرزند دوم شکست. فرزند سوم شکست. پیر که گمان نمیکرد فرزندان چوبها را بشکنند و پیشبینی چنین وضع بغرنجی را نکرده بود، گفت: «الحق بلاهت را تمام کردهاید و از این حیث به خر گفتهاید زِکی. چرا چوبها رو شکستید؟ مگر مریضید خب؟» اولی پاسخ داد: «جسارتاً اگه به جامعه پزشکی توهین نمیشه، آره مریضیم، تو دکتری؟» مرد دانا که از گستاخی فرزند قشنگ تسمه تایم پاره کرده بود، گفت «بیتربیت! الان چوبهارو شکستید من چی بگم؟ خوب الان نصف مطلب مونده، ستون هم هنوز تموم نشده. خاک بر سرتان.» و با عصبانیت کولر را خاموش کرد. مرد دانا مستأصل مانده بود و با خود فکر میکرد کجای کارش میلنگد که در آستانه مرگ هم پیشبینیهایش غلط از آب درمیآید. درهمین افکار بود که ناگهان رعشهاش گرفت، دهانش کج شد و کف و خون بالا آورد، بالا آوردنی. بله او داشت میمرد یا اصطلاحاً به دیار باقی میشتافت. حالا آنقدر هم که نمیشتافت اما خب به هرحال میشتافت. فرزندان با دیدن رعشههای پدر به تکاپو افتادند چونان حبوبات داخل آبگوشت درحال جوش. چونان نگارنده این مطلب که جلز و ولز میکند و زور میزند تمثیل بازی دربیاورد بیخودی.
هر سه تا ماندند و هم حیران شدند
در حماقت لایق پالان شدند
فرزند اول به طرفهالعینی موبایل آیپدش را درآورد و از لحظات جان دادن پدر فیلم گرفت و با اجازه شیر کرد. فرزند دوم که قطب عالم عکس سلفی بود، بلافاصله لپ خویش را به پیرِ کف بالا آورده، چسباند، سلفی گرفت. فرزند سوم که از بیشعوری هیچ چیز کم نداشت، به سرعت خود را به رایانک مالشیاش (تبلت سابق) رساند و در مدح و ستایش پدر تا جا داشت، پست و استاتوس گذاشت. مخلص اینکه پس از مردن پیر تازه فضیلتهای پدر یادش افتاد، درحالی که وقتی حیات داشت، محل اسب به او نمیگذاشت. حالا پدر را میگویید، مانده بود مثل آدم بمیرد یا به این فکر کند که کجای کارش میلنگد که در آستانه مرگ هم پیشبینیهایش غلط از آب درمیآید ، اما فرزندان بیتوجه به افکار پدر، در آخرین لحظات وداع نهچندان تلخی با وی کردند و با تهیه دابسمش با آهنگ «چرا رفتی، چرا من بیقرارم؟» تعداد فالوورهای خود را افزایش داده و همزمان از کادر خارج شدند. جدی خاک بر سرشان. مردم همیشه حاضر که از آنجا میگذشتند- و اصلا معلوم نبود آنجا وسط خانه مرد دانا چه میکنند- پس از اینکه این صحنههای دلخراش را دیدند، با هشتک # من عاشق پدرمم، از توجه به والدین و احترام به پیشکسوت تا جا داشت و سرعت اینترنت اجازه میداد، عکسها و جملاتی به اشتراک گذاشتند. این درحالی بود که فرزندان مرد دانا با گذاشتن عکسی از دوران شباب پدر، مریدان وی را به دو دسته «مرد داناییها» و «غیرمرد داناییها» تقسیم کردند و حاشیهسازیها را به غیرداناییها نسبت دادند. به هرحال روحش شاد و یادش گرامی.
روزی مرد دانا که به ذکاوت و دانش در شهر شهره بود، در بستر بیماری افتاد. آنقدر افتاد که فاصلهاش تا مرگ به قدر تار مویی بود.
آن شنیدستی که آن پیر مریض
آمد از اوج و فراز رو به حضیض
پیر فرزندانش را گرد خویش جمع کرد به جهت موعظه، پند، اندرز، وصیت و این دست کارهای روتین قبل از مرگ. فرزندان وی، یکی از یکی نفهمتر و به غایت ابله اما از حیث هیبت و بزرگی سرشانهها و عضله فیله، دارای شش پَک در جلو و دو پِک در عقب بودند طوریکه نافشان هرگز در پیراهنشان نمیگنجید. القصه، پیر به هر یک چوبی داد و گفت: «ملکالموت به سراغم آمده و عنقریب شما را ترک کنم. میخواهم وصیت کنم شما را. این چوبها را بشکنید تا درس زندگی را به شما بیاموزم.» فرزند اول شکست. فرزند دوم شکست. فرزند سوم شکست. پیر که گمان نمیکرد فرزندان چوبها را بشکنند و پیشبینی چنین وضع بغرنجی را نکرده بود، گفت: «الحق بلاهت را تمام کردهاید و از این حیث به خر گفتهاید زِکی. چرا چوبها رو شکستید؟ مگر مریضید خب؟» اولی پاسخ داد: «جسارتاً اگه به جامعه پزشکی توهین نمیشه، آره مریضیم، تو دکتری؟» مرد دانا که از گستاخی فرزند قشنگ تسمه تایم پاره کرده بود، گفت «بیتربیت! الان چوبهارو شکستید من چی بگم؟ خوب الان نصف مطلب مونده، ستون هم هنوز تموم نشده. خاک بر سرتان.» و با عصبانیت کولر را خاموش کرد. مرد دانا مستأصل مانده بود و با خود فکر میکرد کجای کارش میلنگد که در آستانه مرگ هم پیشبینیهایش غلط از آب درمیآید. درهمین افکار بود که ناگهان رعشهاش گرفت، دهانش کج شد و کف و خون بالا آورد، بالا آوردنی. بله او داشت میمرد یا اصطلاحاً به دیار باقی میشتافت. حالا آنقدر هم که نمیشتافت اما خب به هرحال میشتافت. فرزندان با دیدن رعشههای پدر به تکاپو افتادند چونان حبوبات داخل آبگوشت درحال جوش. چونان نگارنده این مطلب که جلز و ولز میکند و زور میزند تمثیل بازی دربیاورد بیخودی.
هر سه تا ماندند و هم حیران شدند
در حماقت لایق پالان شدند
فرزند اول به طرفهالعینی موبایل آیپدش را درآورد و از لحظات جان دادن پدر فیلم گرفت و با اجازه شیر کرد. فرزند دوم که قطب عالم عکس سلفی بود، بلافاصله لپ خویش را به پیرِ کف بالا آورده، چسباند، سلفی گرفت. فرزند سوم که از بیشعوری هیچ چیز کم نداشت، به سرعت خود را به رایانک مالشیاش (تبلت سابق) رساند و در مدح و ستایش پدر تا جا داشت، پست و استاتوس گذاشت. مخلص اینکه پس از مردن پیر تازه فضیلتهای پدر یادش افتاد، درحالی که وقتی حیات داشت، محل اسب به او نمیگذاشت. حالا پدر را میگویید، مانده بود مثل آدم بمیرد یا به این فکر کند که کجای کارش میلنگد که در آستانه مرگ هم پیشبینیهایش غلط از آب درمیآید ، اما فرزندان بیتوجه به افکار پدر، در آخرین لحظات وداع نهچندان تلخی با وی کردند و با تهیه دابسمش با آهنگ «چرا رفتی، چرا من بیقرارم؟» تعداد فالوورهای خود را افزایش داده و همزمان از کادر خارج شدند. جدی خاک بر سرشان. مردم همیشه حاضر که از آنجا میگذشتند- و اصلا معلوم نبود آنجا وسط خانه مرد دانا چه میکنند- پس از اینکه این صحنههای دلخراش را دیدند، با هشتک # من عاشق پدرمم، از توجه به والدین و احترام به پیشکسوت تا جا داشت و سرعت اینترنت اجازه میداد، عکسها و جملاتی به اشتراک گذاشتند. این درحالی بود که فرزندان مرد دانا با گذاشتن عکسی از دوران شباب پدر، مریدان وی را به دو دسته «مرد داناییها» و «غیرمرد داناییها» تقسیم کردند و حاشیهسازیها را به غیرداناییها نسبت دادند. به هرحال روحش شاد و یادش گرامی.
تبلیغات متنی
-
در نزدیکی محل اقامت ترامپ تیراندازی شد
-
پاسخ ترامپ به ادعای نقض آتشبس توسط ایران
-
صداوسیما محاصره دریایی امارات را اعلام کرد
-
هیات داوران کن ۲۰۲۶ معرفی شدند
-
اقدام تازه و هماهنگ آمریکا و کشورهای عربی علیه ایران
-
ادعای تازه و خبرساز امارات درباره حمله ایران
-
خارجی استقلال در راه بازگشت به تهران
-
صداوسیما: آمریکا مقصر اتفاق امروز در امارات بود
-
زمان واریز کالابرگ اعلام شد
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
روسیه با اوکراین اعلام آتشبس کرد
-
ادموند بزیک در پرسپولیس پست گرفت
-
تصاویری از انفجار در امارات پس از اصابت پرتابه
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
تصویری از چند موشک در آسمان سواحل جنوبی ایران
-
در نزدیکی محل اقامت ترامپ تیراندازی شد
-
پاسخ ترامپ به ادعای نقض آتشبس توسط ایران
-
اقدام تازه و هماهنگ آمریکا و کشورهای عربی علیه ایران
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
تصاویری از انفجار در امارات پس از اصابت پرتابه
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
آمادهباش در اسرائیل و بحرین برای حمله احتمالی
-
بعد از امارات، عمان نیز هدف حمله قرار گرفت
-
اطلاعیه سنتکام درباره عملیات نظامی در تنگه هرمز
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
اماراتیها از آمریکا و اسرائیل کمک خواستند
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
امارات مدعی حمله ایران به بندر فجیره شد
-
فعال شدن پدافند هوایی امارات در پی تهدید موشکی
-
قطر، حملات ایران در تنگه هرمز را محکوم کرد!
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر