محض خنده (۲۸)
اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.
هفت صبح: هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده.
اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.
1- اگه اسمم مراد بود اونوقت زندگی بر وفق هوشنگ می شد.
2- آیا می دونید که با زدن راهنما می تونید سرعت ماشین کناری تون رو تا چندین برابر افزایش بدین؟
3- داشتم تو اتوبان می رفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد، باباش هم اصلا حواسش نبود. رفتم کنارش هر چقدر بوق می زدم نمی فهمید. آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم: پس چرا حواست به بچه ات نیس؟
یه دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت: اصغر پس ننت کووو؟
۴- لاف جدید دختران دم بخت: من خواستگار پرایددار هم داشتم ولی قبول نکردم!
۵- افسر راهنمایی یه آقایی رو به علت سرعت غیرمجاز نگه می داره.
افسر: می شه گواهینامه تون رو ببینم؟
راننده: گواهینامه ندارم. بعد از پنجمین تخلفم باطلش کردن.
افسر: میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟
- این ماشین دزدیه؟
- آره همینطوره ولی بذار یه کم فکر کنم ... فکر کنم وقتی داشتم تفنگم رو می ذاشتم تو داشبورد کارت ماشین صاحبش رو دیدم!
- یعنی تو داشبورد یه تفنگ هست؟
- بله، همون تفنگی که باهاش خانم صاحب ماشین رو کشتم و بعدش هم جنازه اش رو گذاشتم تو صندوق عقب.
- یه جسد تو صندوق عقب ماشینه؟
- بله قربان همینطوره.
با شنیدن این حرف افسر سریع با مافوقش تماس می گیره. طولی نمی کشه که ماشین های پلیس ماشین مرد رو محاصره می کنن و سروان برای حل این قضیه پیچیده به پیش مراد می آد.
سروان: ببخشید آقا میشه گواهینامه تون رو ببینم؟
مرد: بله بفرمایید.
گواهینامه مرد کاملا صحیح بود!
سروان: این ماشین مال کیه؟
مرد: مال خودمه جناب سروان، اینم کارتش.
اوراق ماشین درست بود و ماشین مال خود مرد بود.
- میشه خیلی آروم داشبورد رو باز کنی تا ببینم تفنگی تو اون هست یا نه؟
- البته جناب سروان ولی مطمئن باشین که تفنگی اون تو نیست.
واقعا هم هیچ تفنگی اون تو نبود.
- میشه صندوق عقب رو بزنین بالا؟ به من گفتن که یه جسد اون توئه.
- ایرادی نداره.
مرد در صندوق عقب رو باز می کنه و صد البته که جسدی اونجا نیست.
سروان: من که سر در نمی آورم. افسری که جلوی شما رو گرفته به من گفت که شما گواهینامه ندارین، این ماشین رو دزدیدین، تو داشبوردتون یه تفنگ دارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه.
مرد: عجب! شرط می بندم که این دروغگو به شما گفته که من تند هم می رفتم!
6- سایپا داره یواش یواش به این نتیجه می رسه که اصلا پرایداش حیفه، نفروشه دیگه کلا
7- این خارجی ها با ابداع کلمه «lol» به جای Laughing out loud مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم اما قهرمانان ایرانی با ابداع خخخخخخ به جای «خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خیر ببینی» روی دست آنها بلند شدند!
8- امروز رفتم کفش بگیرم وایسادم پشت ویترین به فروشنده گفتم: آقا اون چنده؟
کفش رو ورداشت گذاشت تو کیسه گفت: ۷۰ تومن مبارکت باشه!
۹- جزوه امتحانی چیست؟
جسمی است سمی که در اولین تماس با دست یا حتی نگاه کردن به آن در کوتاهترین زمان ممکن، انسان را به خوابی عمیق فرو می برد.
10- زنگ زدم مامانم که بپرسم واسه تولد بابا چی کادو بگیرم؟
میگه از این ماهیتابه پیرکسا بگیر! اونایی که داشتیم شیکسته
۱۱- از مزایای اینترنت در اینجا اینه که می تونید در زمان لود شدن برید توالت و حتی حموم!
۱۲- این نصیحت «سیگار نکش، پسته بخور» مثل این می مونه که به یکی که داره کنار خیابون گدایی می کنه، بگی «گدایی نکن، پاشو یه سفر برو پاریس، روحیه ات عوض بشه!»
پسته کیلو 50 تومن!
13- یه ضرب المثل مادرونه هس که می گه:
این همه پول دادی یه بار هم تنت نکردی
۱۴- موندم دو نفر که با همن چرا تا دعواشون می شه سریع میان می زنن «سینگل؟!»
والا منم با مامان بابام دعوام می شه ولی هیچ وقت نمیام بزنم «یتیم!»
15- داشتیم فیلم هندی می دیدیم سلمان خان با یه کلاش یه گردان زرهی رو نابود کرد. گفتم اینا خالی بندیه. بابام گفت خالی بندی اینه که راننده سیگار می کشه تو بوی سیگار می دی!
16- تا حالا دقت کردید تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی انتهای راهرو سمت راست بستری هستن؟!
17- زمین جایی است که مردمش هر چه را نمی فهمند مسخره می کنند.
18- طرز نمره گرفتن پسرا و دخترا از استاد مرد:
پسرا: استاد به جون مادرم خرج خونه و دانشگا رو خودم می دم. مادرم مریضه، بابام مرده، دو شیفت کار می کنم، واسه همین نتونستم خوب درس بخونم!
دخترا: استاد!
19- آقایون، خانوما باور کنید ثروت آرامش نمیاره ...
مثلا منی که ماشینم پرایده وگوشیم هم جی ال ایکس، آرزو دارم یکم آرامش شما رو داشته باشم!
۲۰- کادویی که یکی از فامیلامون واسه عروسی دختر دایی مامانم آورده بود، اونقد دست به دست به عنوان کادو تو فامیل چرخید تا دوباره رسید به دست خودش!
۲۱- نسل ما یعنی خاله بازی با چادرای مامانامون تو کوچه. یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی. یعنی بوی نون و پنیر و نارنگی تو کیف. یعنی فوتبال دستی. یعنی مانتو خفاشی با اپول. یعنی توپ دو لایه رنگی پلاستیکی. یعنی صف نون. نسل ما یعنی بوی نم خاک بعد بارون تو کوچه خاکی ... یعنی ویدئوی قاچاق ... یعنی آتاری و میکرو ... یعنی سیگار زر ... یعنی انباری و بوی سرکه ... یعنی شکر، روغن، قند کوپنی ... یعنی فخر فروختن با کتونی میخی ... یعنی ته کلاس و تقسیم لواشک ... یعنی کارت صدآفرین ... یعنی حسرت یک دقیقه خواب بیشتر تو زمستون ... یعنی ادکلن کبرا و ویوا ... تلویزیون سیاه و سفید ... یعنی بستنی کیم دوقلو ... یعنی آدامس خروس نشان ... بوی آش و کشک تو یه روز بارونی ... یعنی کیسه و سفیدآب ... یعنی علاءالدین و سیب زمینی ... یعنی کوبلن و کاموا ... یعنی بوی ماهی دودی ... یعنی کارت بازی با دمپایی ... یعنی کپسول بوتان و پرسی ... یعنی جوجه رنگی ... یعنی نوار کاست ... آلبالو خشکه رو پشت بوم ... یعنی بوی نفتالین لای رختخواب ... یعنی پرش از روی رختخواب و سقوط آزاد با اونا ... یعنی تک درخت ته کوچه ... یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه مدرسه ... یعنی خوردن ساندویچ کثافتی اونم با ولع ... یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی ... یعنی ساختن آدم برفی با لگن حموم ... یعنی بوی نم زیرزمین ... یعنی نیمکت سه نفره ... یعنی چوبین و برانکا ... یعنی تیله بازی ... یعنی اشکنه ... یعنی خرپلیس ... عاشق شدن از پس پرده حیا و شرم ...
اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.
1- اگه اسمم مراد بود اونوقت زندگی بر وفق هوشنگ می شد.
2- آیا می دونید که با زدن راهنما می تونید سرعت ماشین کناری تون رو تا چندین برابر افزایش بدین؟
3- داشتم تو اتوبان می رفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد، باباش هم اصلا حواسش نبود. رفتم کنارش هر چقدر بوق می زدم نمی فهمید. آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم: پس چرا حواست به بچه ات نیس؟
یه دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت: اصغر پس ننت کووو؟
۴- لاف جدید دختران دم بخت: من خواستگار پرایددار هم داشتم ولی قبول نکردم!
۵- افسر راهنمایی یه آقایی رو به علت سرعت غیرمجاز نگه می داره.
افسر: می شه گواهینامه تون رو ببینم؟
راننده: گواهینامه ندارم. بعد از پنجمین تخلفم باطلش کردن.
افسر: میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟
- این ماشین دزدیه؟
- آره همینطوره ولی بذار یه کم فکر کنم ... فکر کنم وقتی داشتم تفنگم رو می ذاشتم تو داشبورد کارت ماشین صاحبش رو دیدم!
- یعنی تو داشبورد یه تفنگ هست؟
- بله، همون تفنگی که باهاش خانم صاحب ماشین رو کشتم و بعدش هم جنازه اش رو گذاشتم تو صندوق عقب.
- یه جسد تو صندوق عقب ماشینه؟
- بله قربان همینطوره.
با شنیدن این حرف افسر سریع با مافوقش تماس می گیره. طولی نمی کشه که ماشین های پلیس ماشین مرد رو محاصره می کنن و سروان برای حل این قضیه پیچیده به پیش مراد می آد.
سروان: ببخشید آقا میشه گواهینامه تون رو ببینم؟
مرد: بله بفرمایید.
گواهینامه مرد کاملا صحیح بود!
سروان: این ماشین مال کیه؟
مرد: مال خودمه جناب سروان، اینم کارتش.
اوراق ماشین درست بود و ماشین مال خود مرد بود.
- میشه خیلی آروم داشبورد رو باز کنی تا ببینم تفنگی تو اون هست یا نه؟
- البته جناب سروان ولی مطمئن باشین که تفنگی اون تو نیست.
واقعا هم هیچ تفنگی اون تو نبود.
- میشه صندوق عقب رو بزنین بالا؟ به من گفتن که یه جسد اون توئه.
- ایرادی نداره.
مرد در صندوق عقب رو باز می کنه و صد البته که جسدی اونجا نیست.
سروان: من که سر در نمی آورم. افسری که جلوی شما رو گرفته به من گفت که شما گواهینامه ندارین، این ماشین رو دزدیدین، تو داشبوردتون یه تفنگ دارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه.
مرد: عجب! شرط می بندم که این دروغگو به شما گفته که من تند هم می رفتم!
6- سایپا داره یواش یواش به این نتیجه می رسه که اصلا پرایداش حیفه، نفروشه دیگه کلا
7- این خارجی ها با ابداع کلمه «lol» به جای Laughing out loud مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم اما قهرمانان ایرانی با ابداع خخخخخخ به جای «خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خیر ببینی» روی دست آنها بلند شدند!
8- امروز رفتم کفش بگیرم وایسادم پشت ویترین به فروشنده گفتم: آقا اون چنده؟
کفش رو ورداشت گذاشت تو کیسه گفت: ۷۰ تومن مبارکت باشه!
۹- جزوه امتحانی چیست؟
جسمی است سمی که در اولین تماس با دست یا حتی نگاه کردن به آن در کوتاهترین زمان ممکن، انسان را به خوابی عمیق فرو می برد.
10- زنگ زدم مامانم که بپرسم واسه تولد بابا چی کادو بگیرم؟
میگه از این ماهیتابه پیرکسا بگیر! اونایی که داشتیم شیکسته
۱۱- از مزایای اینترنت در اینجا اینه که می تونید در زمان لود شدن برید توالت و حتی حموم!
۱۲- این نصیحت «سیگار نکش، پسته بخور» مثل این می مونه که به یکی که داره کنار خیابون گدایی می کنه، بگی «گدایی نکن، پاشو یه سفر برو پاریس، روحیه ات عوض بشه!»
پسته کیلو 50 تومن!
13- یه ضرب المثل مادرونه هس که می گه:
این همه پول دادی یه بار هم تنت نکردی
۱۴- موندم دو نفر که با همن چرا تا دعواشون می شه سریع میان می زنن «سینگل؟!»
والا منم با مامان بابام دعوام می شه ولی هیچ وقت نمیام بزنم «یتیم!»
15- داشتیم فیلم هندی می دیدیم سلمان خان با یه کلاش یه گردان زرهی رو نابود کرد. گفتم اینا خالی بندیه. بابام گفت خالی بندی اینه که راننده سیگار می کشه تو بوی سیگار می دی!
16- تا حالا دقت کردید تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی انتهای راهرو سمت راست بستری هستن؟!
17- زمین جایی است که مردمش هر چه را نمی فهمند مسخره می کنند.
18- طرز نمره گرفتن پسرا و دخترا از استاد مرد:
پسرا: استاد به جون مادرم خرج خونه و دانشگا رو خودم می دم. مادرم مریضه، بابام مرده، دو شیفت کار می کنم، واسه همین نتونستم خوب درس بخونم!
دخترا: استاد!
19- آقایون، خانوما باور کنید ثروت آرامش نمیاره ...
مثلا منی که ماشینم پرایده وگوشیم هم جی ال ایکس، آرزو دارم یکم آرامش شما رو داشته باشم!
۲۰- کادویی که یکی از فامیلامون واسه عروسی دختر دایی مامانم آورده بود، اونقد دست به دست به عنوان کادو تو فامیل چرخید تا دوباره رسید به دست خودش!
۲۱- نسل ما یعنی خاله بازی با چادرای مامانامون تو کوچه. یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی. یعنی بوی نون و پنیر و نارنگی تو کیف. یعنی فوتبال دستی. یعنی مانتو خفاشی با اپول. یعنی توپ دو لایه رنگی پلاستیکی. یعنی صف نون. نسل ما یعنی بوی نم خاک بعد بارون تو کوچه خاکی ... یعنی ویدئوی قاچاق ... یعنی آتاری و میکرو ... یعنی سیگار زر ... یعنی انباری و بوی سرکه ... یعنی شکر، روغن، قند کوپنی ... یعنی فخر فروختن با کتونی میخی ... یعنی ته کلاس و تقسیم لواشک ... یعنی کارت صدآفرین ... یعنی حسرت یک دقیقه خواب بیشتر تو زمستون ... یعنی ادکلن کبرا و ویوا ... تلویزیون سیاه و سفید ... یعنی بستنی کیم دوقلو ... یعنی آدامس خروس نشان ... بوی آش و کشک تو یه روز بارونی ... یعنی کیسه و سفیدآب ... یعنی علاءالدین و سیب زمینی ... یعنی کوبلن و کاموا ... یعنی بوی ماهی دودی ... یعنی کارت بازی با دمپایی ... یعنی کپسول بوتان و پرسی ... یعنی جوجه رنگی ... یعنی نوار کاست ... آلبالو خشکه رو پشت بوم ... یعنی بوی نفتالین لای رختخواب ... یعنی پرش از روی رختخواب و سقوط آزاد با اونا ... یعنی تک درخت ته کوچه ... یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه مدرسه ... یعنی خوردن ساندویچ کثافتی اونم با ولع ... یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی ... یعنی ساختن آدم برفی با لگن حموم ... یعنی بوی نم زیرزمین ... یعنی نیمکت سه نفره ... یعنی چوبین و برانکا ... یعنی تیله بازی ... یعنی اشکنه ... یعنی خرپلیس ... عاشق شدن از پس پرده حیا و شرم ...
تبلیغات متنی
-
برای یک گوشی باید ۵ ماه حقوق پسانداز کنید!
-
بخشی از شهریه مدارس غیردولتی عودت داده میشود
-
اولین واکنش قالیباف به اخبار داغ مذاکره
-
استقلال اولین خرید فصل بعدش را لو داد
-
فال روزانه پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
قیمت بنزین ویژه در بورس اعلام شد
-
پیام رسمی ایران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز
-
آمریکا: تا ۴۸ ساعت آینده منتظر پاسخ ایران هستیم
-
بایرن دیر بیدار شد و پاریسنژرمن به فینال رسید
-
نقاشی منصوریان روی سکوهای ورزشگاه عراق
-
برنامه پاکستان برای دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا
-
مصاحبه واشقانی با پویان مختاری جنجال به پا کرد
-
بگو و مگوی ترامپ با یک خبرنگار بر سر ایران
-
خسارت ۱.۷ میلیارد یورویی لوفتهانزا از جنگ ایران
-
چند نکته غیرمعمول در بازی تیم ملی با خودش
-
اولین واکنش قالیباف به اخبار داغ مذاکره
-
آمریکا: تا ۴۸ ساعت آینده منتظر پاسخ ایران هستیم
-
بایرن دیر بیدار شد و پاریسنژرمن به فینال رسید
-
برنامه پاکستان برای دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا
-
چند نکته غیرمعمول در بازی تیم ملی با خودش
-
تصاویر ترسناک از آتشی که به جان تالاب اراک افتاد
-
نطق تازه ترامپ: احتمال توافق با ایران زیاد است
-
اظهارات توجهبرانگیز شاکی پژمان جمشیدی در دادگاه
-
ترامپ برای توافق با ایران زمان تعیین کرد
-
رویای خانهدار شدن در ایران دود شد و به هوا رفت
-
کنفرانس خبری ترامپ درباره توافق با ایران
-
حمله اسرائیل به لبنان به قصد ترور فرمانده حزبالله
-
ادعای ارتش آمریکا درباره درگیری امروز با ایران
-
نگرانی نتانیاهو از امتیاز احتمالی ترامپ به ایران
-
مانور تازه فرانسه در تنگه هرمز زیر ذرهبین رفت
-
دو شغلی که این روزها پرطرفدار شده است
-
سه زن بالای ۵۰ سال سینمای ایران که این روزها بیننده دارند
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
۲ عاملی که ممکن است پشت حملات به امارات باشد
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
ادعای تازه آمریکا درباره احتمال حمله زمینی به ایران
-
ادعای آکسیوس درباره اقدام غیرمنتظره ایران و آمریکا در ۴۸ ساعت آینده
-
جزئیات تازه منتشر شده از محل شهادت لاریجانی
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
شگفتزدگی شکیرا از دیدن خیل عظیم هوادارانش
-
همه ایران این آخر هفته به لاتاری خودرو دعوت شدهاند
-
احتمال صدور فرمان نظامی ترامپ علیه ایران
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
فقط اون آخری+++++
یادش بخیر میکرو مرد قارچ خور...سگا....همشون...عالی بود+++
پاسخ ها
++++
يعني اين آخري؛ بغض به گلوم نشوند
ههههي. ولي خدايي مزش به همون يه بار بود :-(
من کاپیتان 34ساله متن اخرو عشق است
از همه باحال تر و گریه دار ترش 22بود نسل ما...!!!
پاسخ ها
++++++
:-(((
آخري؛ محض خنده نبود. محض حزن و اندوه بود
امیر جان من که نگفتم خنده داره کلی با متنش گریه ام کردم،خیلی ناراحت کننده بود...منفی دادی به من؟؟؟دارم واست شوخی میکنم داداشی جون.
هههه :-)) نه بخدا.تکذیب میکنم شما مثل اینکه سر اون منفیه هنوز شاکی هااا :-)
زهرا خانم؛ منظور منم از جمله (محض خنده...) این بود که مجله باید یه پیج محض اندوه بزنه.
مجله صفحه دهه 60ها رو راه بنداز و بذار خوده بچه ها مثل صفحه (اعتراف میکنم) پرش کنند
با سلام و خسته نباشيد
قشنگ بود كل مطالب يه طرف پاراگراف آخر يه طرف
چه لذت بخش احساس آدمو تحريك ميكنه و به سالهاي دور بر ميگردونه . سالهائي كه هر چند عزيز ولي به زباله دان تاريخ انتقال داده شد . حيف از اون روزاي قشنگ
با تقديم احترام
سلام.
آخری که جای خود داره
ولی دومی هم جداً عین حقیقته
مرسی عالی بود
آخریو عشق اســــــــــــــــــت...
آخری یاد آور بهترین خاطرات کودکی بود.
با گفتن مطلب اخری دست گذاشتی رو نقطه ضعفه همه مرسییییییی
کیا اون ادامس خرسیا رو یادشونه که یه برچسب روشون بود دستمونو لیس میزدیم میزدیمش به دستمون
از قرار معلوم همه با آخری حال کردن ! پس اینم میشه بهش اضافه کرد
نسل ما یعنی نسل بیکار پشت کامپیوتر تو اینترنت ........
اینم اضافه کن: رفتن به مدرسه با کیف و کفش و لباسای دو سه سال پیش. !
میدونین چیه؟!من از همین الان فکر پیری نسل پارگراف آخرم، فک کن، چه خواهد شد....
اخری عالی بود , عاشق شدن از پس پرده حیا و شرم ...
حیف که الان عشق جاشو داده به هوس....
مجله خوب رگ خواب ما رو گرفتي دستتآ!
دم همه دهه شصتيها گرم، عاشق صداقت و پاكي همهتونم، دم مجله هم گرم كه ما رو دور هم جمع كرده.
عالي بود.
7 هم خییییییییلی توپ بود.کللللی خندیدم.مرسی.لطفا این قسمت محض خندتونو زیادتر کنید
دم همه دهه شصتيها گرم
عاااااااشق مجلتونم.مرسییییییییییی
یعنی کفش ته سبز چینی ؛یعنی نوار های ویدیویی به در و پر خش زیر کاپشن؛یعنی نوار ترانه قاچاق؛یعنی شو جدید سال
من نمیدونم چرا میگن دهه شصتی ها. آخه دهه شصتی ها که تازه اون موقع به دنیا اومدن. دهه شصت رو ما دهه پنجاهی ها کاملا درک میکنیم چون اونموقع دوران دبستان و راهنمایی ما بود و دوران نوجوانی.
پاسخ ها
من با شما موافقم اين چيزا مال ما دهه پنجاهي ها بود
آخ آخ آخ يادش بخير بغض ام گرفت اى كاش هيچوقت بزرگ نميشدم خداجونم ناشكرى نميكنمااااا ولى اون موقع ها باحالتر بود.حداقل يبار تو خواب اون روزا رو ببينم چى ميشه،واسه تو كه كارى نداره،بچه ها شمام بگين الهي امين
راجب آخرین نوشته باید بگم:چقدر سختی های شیرینی داشتیم
اما نسل جدید چه راحتی های تلخی دارن حیف!!!!!
واقعا یادش بخیر عجب روزایی بودن من چند وقت بیش تو یه بقالی قدیمی از اون ادامس خرسیا دیدم هر چی داشت خریدن بچه ها جاتون جالی اونقد چسبید که همه ی عکساشونم چسبوندم به یخچال!