طنز؛ ذکر شیخنا و مولانا علیمطهری (قدس ا... نفسه الزکیه)
حسام حیدری در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
آن نماینده کاردان، آن زیر چشمش خورده قندان (یا سوزندان)، آن تا صبح بیدار، آن از ساپورت بیزار، آن راننده پرگاز، آن لغو شده از مشهد تا شیراز، آن فعال پرشور، آن سوال کننده از رئیس جمهور، آن مخالف با هر نوع خودکامگی و خودسری، شیخنا و مولانا علی مطهری (قلمه طویل، کلامه سوزشناک) بزرگزاده بود و از خوبهای مجلس هشتم تا دهم.
در خبر است که جگر بسیار داشت چندان که میتوانست چندین جگرکی بنا کند. مگر مغرضی همفری بوگارت طور بر او گذر کرد. گفت: «جیگرات اذیتت نمیکنه؟» گفت: «نه» مغرض گفت: «ولی ما رو جراحت داده» و سوار بر موتورش شد و خودسرانه فرار کرد.
نقل است که مصلحتاندیش بود و قبل از هر کار همه جوانب را و کانالهای کولر را به دقت مینگریست. او را دیدند که نیمه شب در زیر کانال کولر نشسته و بر لب این وِرد دارد: «انصافا فردا رو لغوش نکن... جون من لغوش نکن» چندان که مریدان را تصور حاصل شد که او را عقل زائل گشته و بر همین منوال بود که ناگاه صدا از کانال بلند شد: «حله داداش ... یه کاریش میکنم» و این از کرامات بود.
پای خواجه -سلمه الله- بدشگون بود و نقل است که بر هر سخنرانی عزم میکرد، لغو و بر هر مکان ورود میکرد، پلمپ میشد. نزد طبیب رفت. طبیب گفت: «مشکل از پا نیست و از کله است که بوی قرمهسبزی میدهد» و یک قوطی شامپو لیمو امانی پرژک روی میز گذاشت، حاوی عصاره لیمو امانی، مناسب برای موهایی که به هیچ صراطی مستقیم نیستند.
محامد او بسیار و فضایل او بیشمار است. او را دیدند؛ نالان و پریشان و اشکها بر گونهها در جریان. گفتند: «این چه حالت است؟ و باز فیلم هندی دیدی؟» گفت:«این حال مغموم برادرزنی است که دامادش رئیس باشد و خودش نايب ريیس» و بیخویشتن اشک میریخت.
گویند دست در نوشتن داشت و نامه بسیار مینگاشت و چون به زیر دوش میشد با خود میخواند: «ای تو ياااارم روزگاااارم ... گفتنیها با تو دارم ...» و همسایهها از صدایش در فغان بودند ولی گوشش بدهکار نبود و مدام میخواند و فریاد میزد: «عجب شبی شده امرووووز».
آوردهاند که طبیعت را بسیار دوست داشت و به محیط زیست بسیار توجه میکرد. چنانکه حتی در ناسزا گفتن هم جانب محیط زیست رعایت میکرد و فحشهای «یوز»دار دوستتر داشت.
نقل است که چون خواجه را وفات نزدیک شد؛ گفتند: «مرقع تو به که دهیم؟» گفت: «به مولانا صادقی که مریدی جگردار است». گفتند: «عصای تو به که دهیم؟» گفت: «به مولانا عارف، که همینطور دست به عصا برود» گفتند: «کفش تو به که دهیم؟» گفت: «لنگهای به مولانا رسایی و لنگهای به مولانا کوچکزاده که یک عمر پا در کفش ما داشتند» و گفتند: «موبایل تو به که دهیم؟» گفت: «بیخیال دیگه حالا ... رو دادم بهتونا» و در دم جان سپرد. رحمهالله. تمه.
آن نماینده کاردان، آن زیر چشمش خورده قندان (یا سوزندان)، آن تا صبح بیدار، آن از ساپورت بیزار، آن راننده پرگاز، آن لغو شده از مشهد تا شیراز، آن فعال پرشور، آن سوال کننده از رئیس جمهور، آن مخالف با هر نوع خودکامگی و خودسری، شیخنا و مولانا علی مطهری (قلمه طویل، کلامه سوزشناک) بزرگزاده بود و از خوبهای مجلس هشتم تا دهم.
در خبر است که جگر بسیار داشت چندان که میتوانست چندین جگرکی بنا کند. مگر مغرضی همفری بوگارت طور بر او گذر کرد. گفت: «جیگرات اذیتت نمیکنه؟» گفت: «نه» مغرض گفت: «ولی ما رو جراحت داده» و سوار بر موتورش شد و خودسرانه فرار کرد.
نقل است که مصلحتاندیش بود و قبل از هر کار همه جوانب را و کانالهای کولر را به دقت مینگریست. او را دیدند که نیمه شب در زیر کانال کولر نشسته و بر لب این وِرد دارد: «انصافا فردا رو لغوش نکن... جون من لغوش نکن» چندان که مریدان را تصور حاصل شد که او را عقل زائل گشته و بر همین منوال بود که ناگاه صدا از کانال بلند شد: «حله داداش ... یه کاریش میکنم» و این از کرامات بود.
پای خواجه -سلمه الله- بدشگون بود و نقل است که بر هر سخنرانی عزم میکرد، لغو و بر هر مکان ورود میکرد، پلمپ میشد. نزد طبیب رفت. طبیب گفت: «مشکل از پا نیست و از کله است که بوی قرمهسبزی میدهد» و یک قوطی شامپو لیمو امانی پرژک روی میز گذاشت، حاوی عصاره لیمو امانی، مناسب برای موهایی که به هیچ صراطی مستقیم نیستند.
محامد او بسیار و فضایل او بیشمار است. او را دیدند؛ نالان و پریشان و اشکها بر گونهها در جریان. گفتند: «این چه حالت است؟ و باز فیلم هندی دیدی؟» گفت:«این حال مغموم برادرزنی است که دامادش رئیس باشد و خودش نايب ريیس» و بیخویشتن اشک میریخت.
گویند دست در نوشتن داشت و نامه بسیار مینگاشت و چون به زیر دوش میشد با خود میخواند: «ای تو ياااارم روزگاااارم ... گفتنیها با تو دارم ...» و همسایهها از صدایش در فغان بودند ولی گوشش بدهکار نبود و مدام میخواند و فریاد میزد: «عجب شبی شده امرووووز».
آوردهاند که طبیعت را بسیار دوست داشت و به محیط زیست بسیار توجه میکرد. چنانکه حتی در ناسزا گفتن هم جانب محیط زیست رعایت میکرد و فحشهای «یوز»دار دوستتر داشت.
نقل است که چون خواجه را وفات نزدیک شد؛ گفتند: «مرقع تو به که دهیم؟» گفت: «به مولانا صادقی که مریدی جگردار است». گفتند: «عصای تو به که دهیم؟» گفت: «به مولانا عارف، که همینطور دست به عصا برود» گفتند: «کفش تو به که دهیم؟» گفت: «لنگهای به مولانا رسایی و لنگهای به مولانا کوچکزاده که یک عمر پا در کفش ما داشتند» و گفتند: «موبایل تو به که دهیم؟» گفت: «بیخیال دیگه حالا ... رو دادم بهتونا» و در دم جان سپرد. رحمهالله. تمه.
تبلیغات متنی
-
مستند جنجالی ملانیا ترامپ سلاخی شد
-
۵ اشتباهی که هنگام خرید طلا باید از آنها اجتناب کنید
-
این مغازه قدیمی چشم ۹۰ میلیون ایرانی را خیس کرده است
-
پروازهای رفت و برگشت تهران - استانبول از سر گرفته شد
-
این ۵ کشور به مذاکرات ایران و آمریکا دعوت شدند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
امیرمحمد: نمیدونم چی بگم، دارم دِق میکنم
-
آغاز حکمرانی اینترنت در ایران با لهجه روس و چینی
-
ورزشگاههای میزبان استقلال و سپاهان در آسیا مشخص شد
-
تحریمهای استرالیا علیه اعضای سپاه پاسداران
-
جنجالی ترین کشف روز! ایرانیان فرمول ویژه رویش مو بدون کاشت را کشف کردند
-
مهاجم تیم ملی با ضربهای دیدنی گل زد اما شادی نکرد
-
پرونده واگذاری ایرانخودرو به قوه قضاییه رفت
-
صحبتهای یک خبرنگار خطاب به سخنگوی دولت جلب توجه کرد
-
مستند جنجالی ملانیا ترامپ سلاخی شد
-
این ۵ کشور به مذاکرات ایران و آمریکا دعوت شدند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
امیرمحمد: نمیدونم چی بگم، دارم دِق میکنم
-
آغاز حکمرانی اینترنت در ایران با لهجه روس و چینی
-
تحریمهای استرالیا علیه اعضای سپاه پاسداران
-
صحبتهای یک خبرنگار خطاب به سخنگوی دولت جلب توجه کرد
-
همه نشانههایی که کفه جنگ احتمالی را سنگینتر میکند
-
وزیر اقتصاد: کاهش چشمگیر تورم در راه است!
-
این شخص برای مذاکره با آمریکا اختیار تام گرفت
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر