طنز؛ این میمون از جان ما چه میخواهد؟
ساعت ١٢شب بود. رو به سقف اتاق داشتم گوسفندهایم را میشمردم که از پنجره اتاق دیدم ناگهان برق کل محله رفت. چنان لبخندی زدم که انگار براساس اراده من برقها رفته تا راحتتر بخوابم، زهی خیال باطل.
ساعت ١٢شب بود. رو به سقف اتاق داشتم گوسفندهایم را میشمردم که از پنجره اتاق دیدم ناگهان برق کل محله رفت. چنان لبخندی زدم که انگار براساس اراده من برقها رفته تا راحتتر بخوابم، زهی خیال باطل. عمر لبخند کوتاه بود چون در ساعت ١٢ و ٥ دقیقه شب مردی شیکپوش با ظاهری آراسته و چهرهای شبیه به میمون در اتاق را باز کرد و بیمقدمه گفت: بریم!
واقعا نیازی به گفتن این جمله کوتاه نبود. با دیدن هیبت و هیأت مرد میمونی و ورود بیموقع و بیملاحظهاش خودم داشتم میرفتم به همان سرزمین توریستی ناخوشایند!
دوباره با همان لحن آمرانه تکرار کرد: بریم!
گفتم: آخه قرار نبود به این شکل....
پرید وسط حرفم: به کدوم شکل؟
گفتم: مگه نباید مراحل قانونیش طی بشه؟
گفت: نه دیگه ... معمولا یهویی اتفاق میافته.
با تعجب گفتم: یهویی؟
گفت: بله دوست من. تصور کن که الان در جاده بودی و بهمن بر سرت میریخت یا ناگهان دچار حمله قلبی میشدی. آیا برای اینها نامهنگاری اداری لازمه؟
ترسان و لرزان گفتم: داداش رحم کن! آخه من که کاری نکردم.
گفت: حتما که نیازی نیست کاری کرده باشی.
بعد غرغرکنان زیر لب زمزمه کرد: چرا همیشه فکر میکنن باید کاری کرده باشن.
گفتم: یعنی میخوای منو بکشی؟
بعد از چند ثانیه مکث و خیره به من قاه قاه خندید.
گفتم: واسه چی میخندی؟
گفت: آخه یه لحظه شبیه سجاد رضایی فرزند اکبر شدی.
کمی خودش را جمع و جور کرد و لبخندش را خورد: نه من که تو رو نمیکشم. خودت میمیری.
سوالی را که باید همان اول میپرسیدم، الان پرسیدم: - شما کی هستید؟
مرد میمونی لبخندی زد و گفت: من سال ٩٥ هستم.
گفتم: ببند نیشتو. نکبت! خجالت نمیکشی با این آمار مرگومیرت؟
گفت: به من چه؟ قسمته دیگه!
گفتم: یه کم از سالهای دیگه یاد بگیر. لااقل اگه ١٠ تا مصیبت توش اتفاق میافتاد، یه موفقیت ملی و طبل شادانهای هم وسطاش بود!
گفت: ببین امسال نه جامجهانی فوتبال بود نه لیگ جهانی والیبال نه انتخابات نه برجام ... هیچی! من باید چیکار میکردم؟
گفتم: درستش این بود که تو اصلا کاری نمیکردی! یه نگاه به خودت بنداز. اومدن ترامپ، رفتن هاشمی، پلاسکو، کولبرها، بهمن، حسن جوهرچی و... اینا فقط کارهای دو، سهماهت بودن!
سال ٩٥ خودش هم متأثر شد و گفت: واقعا چه جوری تاب آوردین؟
گفتم: ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.
به گستاخی قبل برگشت و گفت: خب دیگه. لوسبازی بسه. پاشو بریم.
گفتم: کجا بریم؟ من نمیام!
گفت: بابا تو که بودنت فایدهای به حال کسی نداره، نبودنت هم ضربهای به کسی نمیزنه. پاشو بریم دیگه اذیت نکن. به جان تو ٢٤ساعته تلفات ندادم، تمام بدنم درد میکنه.
من که دیدم عزمش جدی است، فریاد زدم و کمکم همسایهها جمع شدند و توانستیم با کمک اهالی محل سال ٩٥ را دریک بیمارستان روانی مجهز بستری کنیم. این حجم از لذتبردن از واردکردن مصیبت به دیگران نمیتوانست طبیعی باشد!
واقعا نیازی به گفتن این جمله کوتاه نبود. با دیدن هیبت و هیأت مرد میمونی و ورود بیموقع و بیملاحظهاش خودم داشتم میرفتم به همان سرزمین توریستی ناخوشایند!
دوباره با همان لحن آمرانه تکرار کرد: بریم!
گفتم: آخه قرار نبود به این شکل....
پرید وسط حرفم: به کدوم شکل؟
گفتم: مگه نباید مراحل قانونیش طی بشه؟
گفت: نه دیگه ... معمولا یهویی اتفاق میافته.
با تعجب گفتم: یهویی؟
گفت: بله دوست من. تصور کن که الان در جاده بودی و بهمن بر سرت میریخت یا ناگهان دچار حمله قلبی میشدی. آیا برای اینها نامهنگاری اداری لازمه؟
ترسان و لرزان گفتم: داداش رحم کن! آخه من که کاری نکردم.
گفت: حتما که نیازی نیست کاری کرده باشی.
بعد غرغرکنان زیر لب زمزمه کرد: چرا همیشه فکر میکنن باید کاری کرده باشن.
گفتم: یعنی میخوای منو بکشی؟
بعد از چند ثانیه مکث و خیره به من قاه قاه خندید.
گفتم: واسه چی میخندی؟
گفت: آخه یه لحظه شبیه سجاد رضایی فرزند اکبر شدی.
کمی خودش را جمع و جور کرد و لبخندش را خورد: نه من که تو رو نمیکشم. خودت میمیری.
سوالی را که باید همان اول میپرسیدم، الان پرسیدم: - شما کی هستید؟
مرد میمونی لبخندی زد و گفت: من سال ٩٥ هستم.
گفتم: ببند نیشتو. نکبت! خجالت نمیکشی با این آمار مرگومیرت؟
گفت: به من چه؟ قسمته دیگه!
گفتم: یه کم از سالهای دیگه یاد بگیر. لااقل اگه ١٠ تا مصیبت توش اتفاق میافتاد، یه موفقیت ملی و طبل شادانهای هم وسطاش بود!
گفت: ببین امسال نه جامجهانی فوتبال بود نه لیگ جهانی والیبال نه انتخابات نه برجام ... هیچی! من باید چیکار میکردم؟
گفتم: درستش این بود که تو اصلا کاری نمیکردی! یه نگاه به خودت بنداز. اومدن ترامپ، رفتن هاشمی، پلاسکو، کولبرها، بهمن، حسن جوهرچی و... اینا فقط کارهای دو، سهماهت بودن!
سال ٩٥ خودش هم متأثر شد و گفت: واقعا چه جوری تاب آوردین؟
گفتم: ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.
به گستاخی قبل برگشت و گفت: خب دیگه. لوسبازی بسه. پاشو بریم.
گفتم: کجا بریم؟ من نمیام!
گفت: بابا تو که بودنت فایدهای به حال کسی نداره، نبودنت هم ضربهای به کسی نمیزنه. پاشو بریم دیگه اذیت نکن. به جان تو ٢٤ساعته تلفات ندادم، تمام بدنم درد میکنه.
من که دیدم عزمش جدی است، فریاد زدم و کمکم همسایهها جمع شدند و توانستیم با کمک اهالی محل سال ٩٥ را دریک بیمارستان روانی مجهز بستری کنیم. این حجم از لذتبردن از واردکردن مصیبت به دیگران نمیتوانست طبیعی باشد!
تبلیغات متنی
-
۵۰ درصد کارکنان ادارات این استان دورکار شدند
-
تنها پرسپولیسی که میخواهد استقلال به آسیا برود!
-
دیدار ونس و نخستوزیر قطر درباره مذاکرات با ایران
-
علی منصوریان سهساله بست و خط و نشان کشید!
-
آتلانتیک: ترامپ از جنگ ایران خسته و کلافه است
-
تماس تلفنی وزرای خارجه ایران و انگلیس
-
هشدار رادیویی ایران برای فاصله گرفتن از ناوهای آمریکا
-
موافقت روسیه با آتشبس پیشنهادی ترامپ
-
سامانه راداری اسرائیل هشدار حمله ایران را دریافت کرد!
-
پدر و نامادری؛ مظنونان آزار پسربچه ۱۰ ساله
-
توقیف وانت حامل ماهوارههای استارلینک در قم
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
-
نوید محمدزاده با این عکس آفتابی شد
-
تلویزیون جبلی به سریال خودش هم رحم نکرد!
-
عکس ناسا از یک دنبالهدار عجیب در میان ستارهها
-
دیدار ونس و نخستوزیر قطر درباره مذاکرات با ایران
-
موافقت روسیه با آتشبس پیشنهادی ترامپ
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
-
تلویزیون جبلی به سریال خودش هم رحم نکرد!
-
تصاویری از رانش شدید زمین در سوادکوه
-
اولین واکنش به ادعای حمله ایران به نفتکش چینی
-
چند مفقودی در پی حمله دیشب آمریکا به میناب
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
ادعای سنتکام مبنیبر حمله به دو نفتکش ایرانی
-
آقای قلعهنویی ما مردم را رها کن، آمریکا هم خوش بگذرد!
-
توضیح بقایی درباره پاسخ ایران به آمریکا
-
شنیده شدن صدای انفجار در شهرستان سیریک
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
اولین اظهارات تند روبیو پس از حملات شب گذشته
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
نقشه جدید برای وصل اینترنت باعث اختلاف شد
-
شیوع یک ویروس مرگبار، کل دنیا را ترسانده است!
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
نخستین تصاویر از اسکله بهمن قشم
-
رونمایی از آهنگ رسمی جام جهانی ۲۰۲۶
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
شغل محبوب سالهای اخیر در آستانه ورشکستگی کامل
-
چند نشانه که میگوید این جنگ طولانی خواهد شد
-
پخش تصاویری از جورجیا ملونی جنجالی شد
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
سنتکام به صورت رسمی حملات به ایران را تأیید کرد
-
اولین واکنش قالیباف به اخبار داغ مذاکره
-
اولین واکنش اسرائیل به انفجار اسکله بهمن قشم
-
تاوان سفر به آمریکا و کانادا در زمان جنگ برای دو چهره مشهور
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر