طنز؛ آه، باز زن ملانصرالدين
ملا نصرالدين نشست روبروي خرش و كلاه شاپوي مارك آديداساش را گذاشت جلوش و گفت بيا كلاهمان را قاضي كنيم پسر. خره چيزي نگفت؛ دراز كشيده بود روي كاناپه و چخ چخ تخمه ميشكست و نگاهش به تلويزيون بود و بفهمي نفهمي لبخندي محسوس هم بر لبهاي قلوهاش بود.
ابراهيم افشار در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
ملا نصرالدين نشست روبروي خرش و كلاه شاپوي مارك آديداساش را گذاشت جلوش و گفت بيا كلاهمان را قاضي كنيم پسر. خره چيزي نگفت؛ دراز كشيده بود روي كاناپه و چخ چخ تخمه ميشكست و نگاهش به تلويزيون بود و بفهمي نفهمي لبخندي محسوس هم بر لبهاي قلوهاش بود. يكهو زن ملانصرالدين آمد تو كه از شوهرش پول بگيرد برای خريد شب عيد. گفت بَه بَه، بَه بَه (نه بابا اشتباه شد. ربطي به حامد همايون ندارد قصه من) ميبينم كه ديگه مشورتهاتم بي من ميكني؟ ملانصرالدين غمزه آمد كه عجيجم عچقم، اين چيزا فقط براي خوشبختي شما دوتاس. زن ملانصرالدين گفت ما دوتا يعني من و كي؟ ملانصرالدين با اشاره انگشت خرش را نشان داد كه همچنان از رو كاناپه زل زده بود به صفحه تلويزيون كه برفك پخش ميكرد. لبخند محسوسي هم به لبش بود. زن گفت: اولش كارت بانكيات رو اَخ كن، ميخوام برم خريد.
ملا نصرالدين نشست روبروي خرش و كلاه شاپوي مارك آديداساش را گذاشت جلوش و گفت بيا كلاهمان را قاضي كنيم پسر. خره چيزي نگفت؛ دراز كشيده بود روي كاناپه و چخ چخ تخمه ميشكست و نگاهش به تلويزيون بود و بفهمي نفهمي لبخندي محسوس هم بر لبهاي قلوهاش بود. يكهو زن ملانصرالدين آمد تو كه از شوهرش پول بگيرد برای خريد شب عيد. گفت بَه بَه، بَه بَه (نه بابا اشتباه شد. ربطي به حامد همايون ندارد قصه من) ميبينم كه ديگه مشورتهاتم بي من ميكني؟ ملانصرالدين غمزه آمد كه عجيجم عچقم، اين چيزا فقط براي خوشبختي شما دوتاس. زن ملانصرالدين گفت ما دوتا يعني من و كي؟ ملانصرالدين با اشاره انگشت خرش را نشان داد كه همچنان از رو كاناپه زل زده بود به صفحه تلويزيون كه برفك پخش ميكرد. لبخند محسوسي هم به لبش بود. زن گفت: اولش كارت بانكيات رو اَخ كن، ميخوام برم خريد.
ملانصرالدين گفت: بذار يارانهها رو بريزن ميدم باهاش بري همه چي بخري. زن گفت برو بابا من از يه ماه پيش وقت آرايشگر گرفتم، هفتصدهزارتومن خرجِ مِش گورخريام ميشه. ملانصرالدين داشت با انگشتهاش هفتصد هزار را ميشمرد كه زنش رفت تیراميسو درست كند برايش. خره همچنان تو برفك بود. ملانصرالدين مجبور شد كنترل تلويزيون را شپلق بزند تو گوش او كه من الان دوساعته علاف توام كه بشينيم كلاهمونو قاضي كنيم، حالا تو نشستي برفك ميبيني؟ خره گفت شما كه غريبه نيستي، من هر وقت ميخوام تمركز كنم بايد زل بزنم به برفك سينماي خونگي تا سلولهاي مغزم شكوفا بشه. ملانصرالدين گفت من از دار دنيا يه لحاف داشتم كه اونم خيليها سرش دعوا دارن. هرچي هم تيكه بهشون مياندازم انگار نه انگار. هر روز يه لحاف جديد ميخوان. خره در مخچهاش غوغايي بود برگشت آساش را زمين كوبيد: الان پول تو برندسازيه.
بيا اول برندتو بسازيم بعدش ببين چه شكلي تو كوهي از «اشرفي» گم ميشي. اگه اين دفعه تورو نفرستادم تو انتخابات انجمن شهر، بگو خري. اگه به يه آلاف اولوفي نرسوندمت، بگو خري. ملانصرالدين دماغش را خاراند و گفت خر كه هستي و پشتبندش كمي فكر كرد: آخه من نه ورزشكارم، نه هنرمند، نه آرشيتكت، نه سياستمدار. انجمن شهر كه راهم نميدن. خره گفت اتفاقا هر چهار هنر در تو خلاصه شده ولي اعتماد به نفس نداري. مثلا تخصص ورزش رو اونجا در شما ديدم كه هرگاه جامون عوض شد و منو سوار كولت كردي معلوم شد كه تمرينات هوازيات حرف نداره. هنرمنديات هم كه تو فلسفهات مستتره. سياستمداريات هم تو حاضرجوابيات. همه چي الان ديگه براي برند شدنت آماده است و سبلريتي شدنت رو شاخ شه. به محض اينكه ستادت را هم تشكيل داديم، انتشار روزنامه طنز ملانصرالدين رو از سر ميگيريم. ملانصرالدين گفت ايول. من خر باهوشي مثل تو نديدم.
از فردا بنرهاي تبليغاتي روزنامه طنز ملانصرالدين تو اتوبانها رفت بالا و مردم دستهدسته جلوي دكهها صف كشيدند. ملانصرالدين هرروز عكس خودش و خرش را ميزد روي جلد و درباره بردن پول نفت و گاز و پشم شيشه، سر سفره مردم شعارهاي خفن مينوشت. بيشترين قسمتي هم كه در روزنامه ملانصرالدين غوغا كرده بود بخش «ملانصرالدين درماني» بود كه مردم دسته دسته مراجعت ميكردند. نسخههاي ملانصرالدين شامل استامينوفن كدیين و بيزاكوديل، ضميمه روزنامه تقديم مخاطب ميشد.
از فردا بنرهاي تبليغاتي روزنامه طنز ملانصرالدين تو اتوبانها رفت بالا و مردم دستهدسته جلوي دكهها صف كشيدند. ملانصرالدين هرروز عكس خودش و خرش را ميزد روي جلد و درباره بردن پول نفت و گاز و پشم شيشه، سر سفره مردم شعارهاي خفن مينوشت. بيشترين قسمتي هم كه در روزنامه ملانصرالدين غوغا كرده بود بخش «ملانصرالدين درماني» بود كه مردم دسته دسته مراجعت ميكردند. نسخههاي ملانصرالدين شامل استامينوفن كدیين و بيزاكوديل، ضميمه روزنامه تقديم مخاطب ميشد.
حالا ديگر ملانصرالدين آنقدر معروف شده بود كه هر وقت با خرش و زنش ميآمد تو خيابان، مردم از سرو كولش ميرفتند بالا و عكسهاي سلفي ميانداختند. زنش كه عكسهاي او را با آنجلينا و كيم كارداشیان تو اينستاگرام ديد رگ گردنش زد بيرون و رفت خِر خَرش را گرفت كه مرد حسابي تو وقتي معروف نبودي دائم با ما نون و ماست و سكنجبين ميخوردي اما از روزي كه سلبريتي شدي همهاش تو پالاديوم فست فود ميخوري الان اما غذاي ما هنوز همون نون و لبوست.
ملانصرالدين از اين حرف زنش الهام گرفت (كدوم حرف زنش!؟)و براي نماد ستادش، علامت دوانگشت رو به بالا را به نشانه «پيروزي» انتخاب و آن را تبديل به آرم و برند خودش كرد. هرچه مردم ميگفتند آخه اين علامت پيروزي واسه چيه؟ كدوم فتحالفتوح رو كردي كه علامت پيروزي نشان ميدهي؟ ملانصرالدين ميگفت پيروزي چيه؟ من فقط ميخوام بگم «ما فقط دونفريم»( من و خرم ) خوشبختانه آقازاده هم نداريم. برنامه كلاننگرمون هم اينكه تمام خرهاي عالم را باسواد و بورژوا كنيم. خرش نگاه خر در چمني به او كرد و پرسيد چطور ميشه خرها را همزمان باسواد و بورژوا كرد استاد؟
ملانصرالدين از اين حرف زنش الهام گرفت (كدوم حرف زنش!؟)و براي نماد ستادش، علامت دوانگشت رو به بالا را به نشانه «پيروزي» انتخاب و آن را تبديل به آرم و برند خودش كرد. هرچه مردم ميگفتند آخه اين علامت پيروزي واسه چيه؟ كدوم فتحالفتوح رو كردي كه علامت پيروزي نشان ميدهي؟ ملانصرالدين ميگفت پيروزي چيه؟ من فقط ميخوام بگم «ما فقط دونفريم»( من و خرم ) خوشبختانه آقازاده هم نداريم. برنامه كلاننگرمون هم اينكه تمام خرهاي عالم را باسواد و بورژوا كنيم. خرش نگاه خر در چمني به او كرد و پرسيد چطور ميشه خرها را همزمان باسواد و بورژوا كرد استاد؟
ملانصرالدين گفت خودت يادته روز اول چقدر جيره غذايي داشتي؟ خره گفت ها يادش بخير. ملانصرالدين گفت يادته هي روز به روز از جيرهات كم كردم؟ خره گفت ها ها يادش بخير. ملانصرالدين گفت يادته اين اواخر ديگه جيره نميگرفتي ولي مثل خر كار ميكردي؟ خره گفت ها ها يادش بخير. ملانصرالدين گفت چي چي يادش بخير. آدمها هم مثل شماها براي تصميمگيري نيازمند داستاناند. من اگه بتونم همه خرهارو به اين مدل زيست عادت بدم كه بدون سر سوزن جيرهاي فقط كار بكنن و داستان بشنفن، خب مدل خوبي از مديريت جهاني بيرون ميدم كه تو دنيا ابَرالگو ميشه. خره گفت بابا تو مغز انيشتن خوردي؟ ملانصرالدين گفت نه من مغز تورو خوردم، بس كه حرف زدم.
سپس هر دو تصميم گرفتند براي سرمقاله آن فرداي روزنامه ملانصرالدين بنويسند : «جامعه پساشغلي» يعني جيره در مقابل داستان. داستان در مقابل جيره. خره گفت آيا اين همان تز معروف «كار كردن من، خوردن يابو نيست؟». ملانصرالدين از عمق كلام خرش بيهوش شد و خرش رفت رو كاناپه دراز كشيد. از خري كه روكاناپه دراز كشيده هميشه بترسيد.
سپس هر دو تصميم گرفتند براي سرمقاله آن فرداي روزنامه ملانصرالدين بنويسند : «جامعه پساشغلي» يعني جيره در مقابل داستان. داستان در مقابل جيره. خره گفت آيا اين همان تز معروف «كار كردن من، خوردن يابو نيست؟». ملانصرالدين از عمق كلام خرش بيهوش شد و خرش رفت رو كاناپه دراز كشيد. از خري كه روكاناپه دراز كشيده هميشه بترسيد.
تبلیغات متنی
-
شکار پهپاد پنهانکار روی عرشه ناو هواپیمابر
-
شهرآوردی برای درمان بیخوابی؛ توپچیها فینالیست شدند
-
بیانیه اتحادیه عرب درباره جنگ احتمالی در ایران
-
اینترنت هنوز به شرایط عادی بازنگشته است
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
گلزن پرسپولیس، تنها نامزد مایکل برای بوندسلیگا!
-
تصویری از ملاقات وینیسیوس و کیم کارداشیان در پاریس!
-
بگذارید هنرمندان از درد مردم حرف بزنند
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
فال روزانه چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
دعوت رسمی نتانیاهو از آذربایجان خبرساز شد
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
ستاره پرسپولیسی یاغی شد!
-
دانشمندان راز بازگشت جوانی را کشف کردند
-
توضیحات مهم وزارت خارجه درباره محل مذاکره با آمریکا
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
روسیه برای یکسره شدن توافق ایران و آمریکا بسته پیشنهادی داد
-
ارتباط ایران با پهپاد ارسالی بر فراز ناو آمریکا قطع شد
-
گزارشی از احتمال انتقال پیام رهبر انقلاب به پوتین توسط لاریجانی
-
مالزی نفتکشهای توقیفی منتسب به ایران را آزاد کرد
-
سکوت هادی چوپان درباره وقایع اخیر شکست
-
نتانیاهو پیش از آغاز مذاکرات، درباره ایران به آمریکا هشدار داد
-
پیغام کاخ سفید درباره مذاکرات بعد از تنش ساعات پیش
-
ایران با کشور همسایه وارد یک معامله عجیب شد
-
یک روایت از علت درخواست ایران برای تغییر محل مذاکره
-
پیغام تلخ علی نصیریان به مردم در تولد ۹۱ سالگیاش
-
علی شمخانی خبر داد: جنگ حتمی است
-
ناو هواپیمابر آمریکا مدعی سرنگونی یک پهپاد ایرانی شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر