طنز؛ آخرین سنگر سکوت
بابا همیشه کت و شلوار میپوشید. البته آنوقتها، این چیز عجیبی نبود، چون حتی بعضی بچههای مدرسه هم، کت و شلوار میپوشیدند و کیف سامسونت دست میگرفتند. اصلا یکجور نشانه اعیانبودن به حساب میآمد.
علی رمضان در روزنامه شهروند نوشت:
بابا همیشه کت و شلوار میپوشید. البته آنوقتها، این چیز عجیبی نبود، چون حتی بعضی بچههای مدرسه هم، کت و شلوار میپوشیدند و کیف سامسونت دست میگرفتند. اصلا یکجور نشانه اعیانبودن به حساب میآمد. بعد از اینکه چند کشتی کیف سامسونت و پارچه کتشلواری فروش رفت، ناگهان کت و شلوار و سامسونت از مد افتاد. کمکم لباسهای راحت باب شد. کت و شلوار هم ماند برای عقد و عروسی.
بابا همیشه کت و شلوار میپوشید. البته آنوقتها، این چیز عجیبی نبود، چون حتی بعضی بچههای مدرسه هم، کت و شلوار میپوشیدند و کیف سامسونت دست میگرفتند. اصلا یکجور نشانه اعیانبودن به حساب میآمد. بعد از اینکه چند کشتی کیف سامسونت و پارچه کتشلواری فروش رفت، ناگهان کت و شلوار و سامسونت از مد افتاد. کمکم لباسهای راحت باب شد. کت و شلوار هم ماند برای عقد و عروسی.
دیگر تن هیچ بابایی دم مدرسه، کت و شلوار نبود. آستین کوتاه میپوشیدند با کفش کتانی. هیچکدامشان نه روزنامه دستشان میگرفتند، نه کیف همراهشان داشتند. بابا اما هنوز همانی بود که بود. حتی یک قدم هم از مواضع شق و رقش عقبنشینی نمیکرد. با آن باباهای دیگر هم قاطی نمیشد. میرفت برای خودش یک گوشه دنج گیر میآورد و زیر سایه درخت قدمرو میرفت تا زنگ بخورد. بابا داشت در آخرین سنگر مردهای سنتی نگهبانی میداد.
نه تنها کت و شلوار را کنار نگذاشت، حتی حاضر نشد تک دکمه یا کمر جذب بپوشد. یقه پهن میپوشید با سه دکمه و اپلهای درشتی که شانههای لاغرش را چند برابر میکرد. طوری که انگار عمری زیرهالتر و وزنه، مشغول هن و هون بوده، اما طوری که فقط از شانه عضله آورده.
با تمام این حرفها، بابا آنوقتها به نظر خوشحال میآمد. تمام آن سالها، حتی صبحها که کیفش را زیر بغلش میزد و دستش را به لبه کتش میگرفت و دنبال سرویس اداره میدوید، حالش طوری بود که میفهمیدی از زندگیاش راضی است.
البته آن بیرون سنگرهای سنت، داشت یکییکی در برابر مدرنیته سقوط میکرد. خانه آخرین قلعه نفوذناپذیر بابا بود. جایی که هنوز برای گل هندوانه، همه منتظر حرکت چنگال پدر خانواده میماندند. آنجا نه خبری از رکابی بود، نه شلوارک. همه با هم عرقگیر سفید میپوشیدیم با پیژامه. تازه اگر میهمان نداشتیم. وگرنه برای آشغالها هم بابا کت و شلوار مندرس مخصوص داشت. اما خیلی زود این آخرین سنگر هم سقوط کرد.
ازدواج خواهرمان برای من و سعید، بچه شیرهای غیرتی، به قدر کافی دردناک بود. بعد از عمری کتککاری با هر نرینهای به بهانه خواهرمان، حالا باید این سر خر تازهوارد را با شلوارک و رکابی وسط خانه خودمان پذیرایی میکردیم. داماد مفهوم عجیبی بود که هیچوقت با آن کنار نیامدیم. یعنی طرف هرکاری دلش میخواهد میکند، تهش کتکش که نمیزنی هیچ، باید برایش سفره هم بندازی که بخورد و تقویت شود.
به زور سعید، برادر کوچکترم را راضی کردم تا دیگر داخل چایش تف نکند. عقلش نمیرسید که سینی میچرخد و معلوم نمیشود کدام استکان قسمت خودمان میشود. فکر میکرد همین که به نیت چای پیمان تف کند، کافی است.
خون خون، بابا را میخورد اما صدایش درنمیآمد. پیمان، عشق خواهرم بود که با یک فوت از پشت تلفن شروع شد. بعد از کلی مزاحمت تلفنی، با خانواده آمدند خواستگاری و گرفتند و بردند. اما کجا بردند. یکی که کم نشدیم هیچ، یکی هم اضافه شدیم. خرس گنده از فردای عقد، دیگر آن کت و شلوار گولزنک را درآورد و با رکابی و شلوارک، آمد نشست وسط پذیرایی.
پیمان از بخت بد ما، بینهایت آدم راحتی بود. همیشه میگفت: «من اینجا رو مثل خونه خودم میدونم.» و این را طوری میگفت که انگار ملاقات هر روزِ با کرک و پر بیرون زده از رکابیاش، افتخاریست که نصیب هر کسی نمیشود. گردنش را تبر نمیزد. یکتنه به اندازه تمام اعضای خانواده ما وزن داشت. همیشه مراقب بودیم، بیهوا روی ما ننشیند و مثل گلابی لهمان کند.
بابا، تعارفیترین مرد کرهزمین. آدمی که به اندازه هرکول پوآرو، آدابدان و باملاحظه بود، حالا در خانه خودش، باید پشمالوترین داماد نسل جدید را تحمل میکرد، اما هنوز امید داشت. برای تولد پیمان، کتوشلوار کادو گرفت. نامرد یکبار هم نپوشید. روز مرد برایش عرقگیر آستیندار و پیژامه مجلسی کادو کرد. عرقگیر را فقط چندباری زمستان پوشید. پایین پیژامه را هم داد خواهرم برایش برید و شلوارک کرد.
قلعه سقوط کرده بود. بابا هم بالاخره یک روز تسلیم شد. هندوانه را برید و گلش را درسته گذاشت داخل بشقاب پیمان. به مامان گفته بود: «چکارش کنیم، گوشتمون زیر دندونشه.»
تبلیغات متنی
-
ایران خودرو: ماست و تخم مرغ گران شده، ما هم گران کردیم!
-
احضار ساپینتو به کمیته انضباطی پس از مصاحبه جنجالی
-
ستاره آمریکایی استقلال در ایران عاشق شد
-
تماشای استایل ستاره زن هالیوود حسرت شد!
-
لنز چشم رنگی از چه برندی و از کجا بخریم؟
-
رؤیت ۴ خورشید بر فراز آلاسکا
-
پخش غذای رایگان علیه ترامپ در مینیاپولیس
-
اندونگ نه؛ بمب پرسپولیس یک استقلالی دیگر است
-
خرید موشکی سنگین عربستان از آمریکا
-
آمار اولیه از مصدومان حادثه بندرعباس
-
منشا دود غلیظ در پرند مشخص شد
-
یا ویزیت میلیونی بدهید یا پزشکتان مهاجرت میکند!
-
حمله به ۵ مرکز صداوسیما در اعتراضات اخیر
-
واکنش رسمی به شایعه بازداشت پرستاران
-
هجوم برف و باران به سراسر ایران از این تاریخ
-
آمار اولیه از مصدومان حادثه بندرعباس
-
هجوم برف و باران به سراسر ایران از این تاریخ
-
تکذیب شایعه حمله پهپادی به ساختمان نیروی دریایی سپاه
-
اولین تصاویر از انفجار شدید در بندرعباس
-
روایت فرهیختگان از آخرین وضعیت دختر لاریجانی
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
-
سهراب پورناظری جشنواره فجر را تحریم کرد
-
تسنیم: شایعه ترور فرمانده نیروی دریایی سپاه کذب است
-
شنیده شدن صدای مهیب در بندرعباس
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
نشریه سپاه: ترامپ دنبال تسلیم است، نه مذاکره
-
ساپینتو علیه تاجرنیا: بگو چرا اندونگ رفت؟!
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
عصبانیت مزدک میرزایی: شما جیرهخوار هستید!
-
توییت تهدیدآمیز فعال اصولگرا درباره عربستان
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
ترامپ از تصمیم جدید خود درباره ایران خبر داد
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر