طنز؛ راننده تاکسی
ـ بیا بالا... بجنب تا افسر جریمه نکرده... نکوبی در ماشینو... تا خود میدون نمیرما... اما کرایه همونه فرقی نداره...
علی رمضان در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
ـ بیا بالا... بجنب تا افسر جریمه نکرده... نکوبی در ماشینو... تا خود میدون نمیرما... اما کرایه همونه فرقی نداره...
ـ سلام...
ـ نمردیمو یه با تربیت هم سوار ماشین شد، باقی که همه بیشعور و نفهمند... علیک
ـ اختیار دارید قربان... اینطورها هم که میفرمايید نیست...
ـ چرا همینطوره که میفرمایم... این ماکس چیه زدی جلو دهنت... نکنه میخوای بانک بزنی؟
ـ نخیر قربان... بهخاطر بیماریهای مسری و همینطور آلودگی هوا...
ـ آهان آنفولانزاي خوکی رو میگی... ما که صبح تا شب هزارتا کور و کچل سوارمون میشنو تو صورتمون عطسه و سرفه میکنن... هنوزم که هنوزه دور از جونمون هیچ مرضی نگرفتیم... البته ما قدیمیها این چهار ستون بدنمون محکمه... شما دیگه نسل روغن نباتی و شیر پاستوریزه و پوشک بچهاید...
ـ درست میفرمايید اما... ضعف بدنی چه ربطی به پوشک بچه داره؟
ـ شما نبودی اون وقتا... ندیدی! قدیم بچهها را کهنهپیچ میکردن مثل گل، از این پوشکا نبود که همه جون بچه رو بگیره... بعدشم آب تو لوله نبود که... باید یخ حوض رو میشکستی تا کهنهتو بشوری...
ـ اسائه ادب نباشه... شما جسارتا مگه خودتون کهنه خودتون رو میشستید؟
ـ پس فکر کردی مثل الان بود که از همون روز اول همه کارای بچه گردن پدر مادر باشه... قدیم پدر مادر راحت بودن... واسه همین هرکدوم هفت هشتا بچه پس مینداختن... آهان اونجا رو ببین... مسافر!... سفت بیشنین که باید یه دور پلیسی بزنیم... الانه که یه دونه از این عبوریها سر برسه و از چنگمون درش بیاره...
ـ ولی ماشین که دیگه جا نداره آقای راننده... سه نفر عقب... بنده هم جلو...
ـ شما مثل اینکه هنوز نفهمیدی من چقدر خاطرتو میخوام... میخوای همینطوری این جلو باز باز بشینی؟... بیا یه کم اینطرفتر... آهان... حالا دو نفر دیگه هم کنارت جا میشن... این بیچاره که فقط یه نفره...فقط یه خورده چاقه... بپر بالا کپلی...
ـ آقای راننده...متاسفانه بنده الان بدجايي نشستم... حالا چطور میخواهید حرکت کنید؟... ای بابا.. آقای عزیز اینقدر خودتان را به بنده نچسبانید... آقای راننده مگه سوار کردن دونفر جلو خلاف مقررات نیست... ایشون هم که ماشاا... هیکل ساخته و پرداختهای دارند...
ـ ببین دیگه عشوه نیا... يه ذره همكاري كني، ميرسيم. رانندگی که بلدی... نیستی؟
ـ بنده گواهینامه رانندگی دارم... ولی تاحالا متاسفانه سعادت دنده بودن رو نداشتم... آقا میشه زیر بغلتون رو اینقدر به گردن بنده فشار ندهید؟... سر بنده خیس شد... چرا اینقدر مرطوب هستید شما...
ـ گرمش شده خب... چربی سوزونده... روغن کرمانشاهی که نخورده تا گوشت بشه به تنش... دنبه خورده خرس شده... خب دیگه بریم دنده یک...
ـ ای بابا... گیري کردیما....
ـ یه تکون بخور ببینم اصلا دنده خلاص هست یا نه...
ـ متاسفانه این آقا با این اندام درشتشون چنان به بنده فشار میارند که اصلا امکان حرکت جانبی برای من وجود نداره...
ـ خانمهایی که عقب نشستن ...یکی از اون عقب یه لگد بزنه به کمر این آقا تا بتونه جابهجا بشه بریم دنده یک... بجنبید ظهر شد... بزن آبجی شما که وسط نشستی... آهان... همینه... یکی دیگه... محکمتر...
ـ رفت دنده یک... ای بابا نزن دیگه خانم... شما هم انگار دنبال بهانه بودیها... با همون لگد اولی که شما به ستون فقرات بنده وارد کردی ماشین دیگه کاملا دنده اتوماتیک شد...
ـ تا نباشد چوب تر... فرمان نبرد دنده خر... هر هر هر... چقدر من بامزهام نه؟... عیالم هم همیشه میگه...
ـ آقا ممنون بنده دیگه پیاده میشم...
ـ کجا پیاده میشی؟... هنوز نرسیدیم که... ضمنا شما دیگه رو این ماشینی... باید صبر کنی همه رو برسونم بعد...
ـ قربان لااقل قول بدهید از دنده دو بالاتر نروید...
ـ باشه بابا... حالا بذار این کپلی رو پیاده کنیم... بعد هم این آبجیها پیاده بشن... باهم صحبت میکنیم...
ـ بیا بالا... بجنب تا افسر جریمه نکرده... نکوبی در ماشینو... تا خود میدون نمیرما... اما کرایه همونه فرقی نداره...
ـ سلام...
ـ نمردیمو یه با تربیت هم سوار ماشین شد، باقی که همه بیشعور و نفهمند... علیک
ـ اختیار دارید قربان... اینطورها هم که میفرمايید نیست...
ـ چرا همینطوره که میفرمایم... این ماکس چیه زدی جلو دهنت... نکنه میخوای بانک بزنی؟
ـ نخیر قربان... بهخاطر بیماریهای مسری و همینطور آلودگی هوا...
ـ آهان آنفولانزاي خوکی رو میگی... ما که صبح تا شب هزارتا کور و کچل سوارمون میشنو تو صورتمون عطسه و سرفه میکنن... هنوزم که هنوزه دور از جونمون هیچ مرضی نگرفتیم... البته ما قدیمیها این چهار ستون بدنمون محکمه... شما دیگه نسل روغن نباتی و شیر پاستوریزه و پوشک بچهاید...
ـ درست میفرمايید اما... ضعف بدنی چه ربطی به پوشک بچه داره؟
ـ شما نبودی اون وقتا... ندیدی! قدیم بچهها را کهنهپیچ میکردن مثل گل، از این پوشکا نبود که همه جون بچه رو بگیره... بعدشم آب تو لوله نبود که... باید یخ حوض رو میشکستی تا کهنهتو بشوری...
ـ اسائه ادب نباشه... شما جسارتا مگه خودتون کهنه خودتون رو میشستید؟
ـ پس فکر کردی مثل الان بود که از همون روز اول همه کارای بچه گردن پدر مادر باشه... قدیم پدر مادر راحت بودن... واسه همین هرکدوم هفت هشتا بچه پس مینداختن... آهان اونجا رو ببین... مسافر!... سفت بیشنین که باید یه دور پلیسی بزنیم... الانه که یه دونه از این عبوریها سر برسه و از چنگمون درش بیاره...
ـ ولی ماشین که دیگه جا نداره آقای راننده... سه نفر عقب... بنده هم جلو...
ـ شما مثل اینکه هنوز نفهمیدی من چقدر خاطرتو میخوام... میخوای همینطوری این جلو باز باز بشینی؟... بیا یه کم اینطرفتر... آهان... حالا دو نفر دیگه هم کنارت جا میشن... این بیچاره که فقط یه نفره...فقط یه خورده چاقه... بپر بالا کپلی...
ـ آقای راننده...متاسفانه بنده الان بدجايي نشستم... حالا چطور میخواهید حرکت کنید؟... ای بابا.. آقای عزیز اینقدر خودتان را به بنده نچسبانید... آقای راننده مگه سوار کردن دونفر جلو خلاف مقررات نیست... ایشون هم که ماشاا... هیکل ساخته و پرداختهای دارند...
ـ ببین دیگه عشوه نیا... يه ذره همكاري كني، ميرسيم. رانندگی که بلدی... نیستی؟
ـ بنده گواهینامه رانندگی دارم... ولی تاحالا متاسفانه سعادت دنده بودن رو نداشتم... آقا میشه زیر بغلتون رو اینقدر به گردن بنده فشار ندهید؟... سر بنده خیس شد... چرا اینقدر مرطوب هستید شما...
ـ گرمش شده خب... چربی سوزونده... روغن کرمانشاهی که نخورده تا گوشت بشه به تنش... دنبه خورده خرس شده... خب دیگه بریم دنده یک...
ـ ای بابا... گیري کردیما....
ـ یه تکون بخور ببینم اصلا دنده خلاص هست یا نه...
ـ متاسفانه این آقا با این اندام درشتشون چنان به بنده فشار میارند که اصلا امکان حرکت جانبی برای من وجود نداره...
ـ خانمهایی که عقب نشستن ...یکی از اون عقب یه لگد بزنه به کمر این آقا تا بتونه جابهجا بشه بریم دنده یک... بجنبید ظهر شد... بزن آبجی شما که وسط نشستی... آهان... همینه... یکی دیگه... محکمتر...
ـ رفت دنده یک... ای بابا نزن دیگه خانم... شما هم انگار دنبال بهانه بودیها... با همون لگد اولی که شما به ستون فقرات بنده وارد کردی ماشین دیگه کاملا دنده اتوماتیک شد...
ـ تا نباشد چوب تر... فرمان نبرد دنده خر... هر هر هر... چقدر من بامزهام نه؟... عیالم هم همیشه میگه...
ـ آقا ممنون بنده دیگه پیاده میشم...
ـ کجا پیاده میشی؟... هنوز نرسیدیم که... ضمنا شما دیگه رو این ماشینی... باید صبر کنی همه رو برسونم بعد...
ـ قربان لااقل قول بدهید از دنده دو بالاتر نروید...
ـ باشه بابا... حالا بذار این کپلی رو پیاده کنیم... بعد هم این آبجیها پیاده بشن... باهم صحبت میکنیم...
تبلیغات متنی
-
پروازهای تهران–استانبول از سر گرفته شد
-
این ۵ کشور به مذاکرات ایران و آمریکا دعوت شدند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
امیرمحمد: نمیدونم چی بگم، دارم دِق میکنم
-
آغاز حکمرانی اینترنت در ایران با لهجه روس و چینی
-
ورزشگاههای میزبان استقلال و سپاهان در آسیا مشخص شد
-
تحریمهای استرالیا علیه اعضای سپاه پاسداران
-
جنجالی ترین کشف روز! ایرانیان فرمول ویژه رویش مو بدون کاشت را کشف کردند
-
مهاجم تیم ملی با ضربهای دیدنی گل زد اما شادی نکرد
-
پرونده واگذاری ایرانخودرو به قوه قضاییه رفت
-
صحبتهای یک خبرنگار خطاب به سخنگوی دولت جلب توجه کرد
-
همه نشانههایی که کفه جنگ احتمالی را سنگینتر میکند
-
وزیر اقتصاد: کاهش چشمگیر تورم در راه است!
-
کریستیانو رونالدو ساز جدایی کوک کرد
-
این ۵ کشور به مذاکرات ایران و آمریکا دعوت شدند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هشدار نارنجی هواشناسی برای این ۱۹ استان
-
امیرمحمد: نمیدونم چی بگم، دارم دِق میکنم
-
آغاز حکمرانی اینترنت در ایران با لهجه روس و چینی
-
تحریمهای استرالیا علیه اعضای سپاه پاسداران
-
صحبتهای یک خبرنگار خطاب به سخنگوی دولت جلب توجه کرد
-
همه نشانههایی که کفه جنگ احتمالی را سنگینتر میکند
-
وزیر اقتصاد: کاهش چشمگیر تورم در راه است!
-
این شخص برای مذاکره با آمریکا اختیار تام گرفت
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر