طنز؛ فشار، سر قرار
داشتیم تلفنی راجع به بیحوصلگیمون حرف میزدیم. من هم هر دو دقیقه یه بار مثل تلفن سکهایهای قدیم میپرسیدم کجا بریم؟
محمدامین فرشادمهر در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
داشتیم تلفنی راجع به بیحوصلگیمون حرف میزدیم. من هم هر دو دقیقه یه بار مثل تلفن سکهایهای قدیم میپرسیدم کجا بریم؟
اون هم به شکل خستگی ناپذیری میگفت بریم بیرون. دیدم حرفش یه کلامه گفتم باشه حالا که حوصله نداری میذاریم یه وقت دیگه. گفت نه اصلا، دارم کارهام رو میکنم بریم. گفتم گرم نیست؟ گفت تو یه مقالهای خوندم این گرمای عشقه وگرنه ۵۰ درجه دما که دمایی نیست. گفتم باشه وسیله که داری؟
گفت نه دیگه تو با ماشین تا یه جایی بیا سمت ما، من هم یه جوری میندازم از کنار آشپزخونه و سرویس میام تو راه پله. بعد از اونجا خودم رو میرسونم تا دم در؛ جوری که دم در خونهمون به همدیگه برسیم، تو هم تو این گرما زیاد اذیت نشی هانی.
گفتم طرح که نیست اونطرف؟ گفت چرا حد فاصل سرویسمون تا در خونه طرحه ولی خب پول دادم طرح خریدم. ۳۰ ثانیه به احترام همه درگذشتگان سکوت کردم و گفتم باشه بیا دیگه حرف نزنیم که وقتی همدیگه رو دیدیم حرف واسه گفتن داشته باشیم؛ شارژم هم الان تموم میشه، پول هم تو کارتم ندارم شارژ کنم، سوپریهای محلمون هم چند ساله که جمع کردن رفتن.
گفت باشه، فقط میخواستم بگم بهجای بیرون رفتن تو این گرما گزینه دیگهای هم شاید باشه، ولی ولش کن الان شارژت تموم میشه. جلوی خونه میبینمت هااانی. گفتم نه چیزه یه کم ته حسابم هست بگو. الو، الو. قطع شده بود.
رسیدم در خونهشون. بعد از نیم ساعت معطلی اومد و راه افتادیم. اینبار اون هر پنج دقیقه یه بار میپرسید حالا کجا بریم؟ من هم میگفتم بیرون! از جلوی هر رستوران و کافیشاپ هم که رد میشدیم مثل گنجیاب تند تند میگفت کجا بریم، کجا بریم. من هم میگفتم بیرون، بیرون. دیدم بیخیال نمیشه چشمم یه آبمیوهفروشی رو گرفت که نوشته بود آب کرفس اعلا پارچی ۲۵۰۰. سریع گفتم خیلی وقته اینجا نیومدیما خانمی!
گفت قرار اولمونهها! گفتم بابا همون داستانی که من از بچگی خواب تو رو میدیدم و این حرفا دیگه. گفت آهان باشه هانی. رفتیم تو نشستیم، هرچی تعارفش میکردم چیزی نمیخورد. من هم تریپ مایهداری گرفته بودم، آب کرفس میخوردم و با دستمال کاغذی گوشه سبیلم رو پاک میکردم و راجع به تاثیر بلغميسم بر نئوپاستاهای بلوک شرق صحبت میکردم.
تموم که شد با ژست خاصی یه ۱۰ تومنی کوبیدم رو دخل و اومدیم بیرون. داشتیم میرفتیم سمت ماشین که گفت هااانی! تو نمیخواهی من رو ببری خونهتون به خونوادت معرفی کنی؟ جملهاش منعقد نشده بود که عرق سردی نشست روی پیشونیم. دست و پام میلرزید. تپش قلب گرفته بودم.
زبونم توی دهنم مثل پنیر پیتزا کش میومد. حال من رو که دید گفت باشه بابا نخواستیم؛ معنای عشق رو هم فهمیدیم. پیاده شد و در رو به هم کوبید و رفت. هیچوقت هم نفهمید اون آب کرفس کوفتی فشار من رو انداخته بود وگرنه من خودم کلی طرفدار خانه و خانوادهام.
داشتیم تلفنی راجع به بیحوصلگیمون حرف میزدیم. من هم هر دو دقیقه یه بار مثل تلفن سکهایهای قدیم میپرسیدم کجا بریم؟
اون هم به شکل خستگی ناپذیری میگفت بریم بیرون. دیدم حرفش یه کلامه گفتم باشه حالا که حوصله نداری میذاریم یه وقت دیگه. گفت نه اصلا، دارم کارهام رو میکنم بریم. گفتم گرم نیست؟ گفت تو یه مقالهای خوندم این گرمای عشقه وگرنه ۵۰ درجه دما که دمایی نیست. گفتم باشه وسیله که داری؟
گفت نه دیگه تو با ماشین تا یه جایی بیا سمت ما، من هم یه جوری میندازم از کنار آشپزخونه و سرویس میام تو راه پله. بعد از اونجا خودم رو میرسونم تا دم در؛ جوری که دم در خونهمون به همدیگه برسیم، تو هم تو این گرما زیاد اذیت نشی هانی.
گفتم طرح که نیست اونطرف؟ گفت چرا حد فاصل سرویسمون تا در خونه طرحه ولی خب پول دادم طرح خریدم. ۳۰ ثانیه به احترام همه درگذشتگان سکوت کردم و گفتم باشه بیا دیگه حرف نزنیم که وقتی همدیگه رو دیدیم حرف واسه گفتن داشته باشیم؛ شارژم هم الان تموم میشه، پول هم تو کارتم ندارم شارژ کنم، سوپریهای محلمون هم چند ساله که جمع کردن رفتن.
گفت باشه، فقط میخواستم بگم بهجای بیرون رفتن تو این گرما گزینه دیگهای هم شاید باشه، ولی ولش کن الان شارژت تموم میشه. جلوی خونه میبینمت هااانی. گفتم نه چیزه یه کم ته حسابم هست بگو. الو، الو. قطع شده بود.
رسیدم در خونهشون. بعد از نیم ساعت معطلی اومد و راه افتادیم. اینبار اون هر پنج دقیقه یه بار میپرسید حالا کجا بریم؟ من هم میگفتم بیرون! از جلوی هر رستوران و کافیشاپ هم که رد میشدیم مثل گنجیاب تند تند میگفت کجا بریم، کجا بریم. من هم میگفتم بیرون، بیرون. دیدم بیخیال نمیشه چشمم یه آبمیوهفروشی رو گرفت که نوشته بود آب کرفس اعلا پارچی ۲۵۰۰. سریع گفتم خیلی وقته اینجا نیومدیما خانمی!
گفت قرار اولمونهها! گفتم بابا همون داستانی که من از بچگی خواب تو رو میدیدم و این حرفا دیگه. گفت آهان باشه هانی. رفتیم تو نشستیم، هرچی تعارفش میکردم چیزی نمیخورد. من هم تریپ مایهداری گرفته بودم، آب کرفس میخوردم و با دستمال کاغذی گوشه سبیلم رو پاک میکردم و راجع به تاثیر بلغميسم بر نئوپاستاهای بلوک شرق صحبت میکردم.
تموم که شد با ژست خاصی یه ۱۰ تومنی کوبیدم رو دخل و اومدیم بیرون. داشتیم میرفتیم سمت ماشین که گفت هااانی! تو نمیخواهی من رو ببری خونهتون به خونوادت معرفی کنی؟ جملهاش منعقد نشده بود که عرق سردی نشست روی پیشونیم. دست و پام میلرزید. تپش قلب گرفته بودم.
زبونم توی دهنم مثل پنیر پیتزا کش میومد. حال من رو که دید گفت باشه بابا نخواستیم؛ معنای عشق رو هم فهمیدیم. پیاده شد و در رو به هم کوبید و رفت. هیچوقت هم نفهمید اون آب کرفس کوفتی فشار من رو انداخته بود وگرنه من خودم کلی طرفدار خانه و خانوادهام.
تبلیغات متنی
-
علت تفاوت قیمت سکه و طلا چیست؟
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
درخواست یک چهره از احمدینژاد درباره ملاقات با اپستین!
-
جمله معنادار روی لباس چهره مشهور در جشنواره فجر
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
عمو فیتیلهای در اینستاگرام آرزوی مرگ کرد
-
حکم تاریخی کمیته اخلاق؛ ۱۹۰ سال محرومیت
-
قیمت دلار و طلا بعد از خبر مذاکرات پایین کشید
-
آقای گلزار این روزها یک دفعه نگرانتان شدیم!
-
کار استقلال با ستاره خارجیاش به شکایت میکشد
-
پیغام غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله ایران
-
امتیازات استقلال و تراکتور صدای اوسمار را درآورد
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
درخواست یک چهره از احمدینژاد درباره ملاقات با اپستین!
-
جمله معنادار روی لباس چهره مشهور در جشنواره فجر
-
پیغام غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله ایران
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
اقدام ترامپ درباره ایران، خسارت نجومی به بار آورد
-
بازداشت ۳ نفر پس از جنجال پیرامون میرحسین موسوی
-
چرخش ۱۸۰ درجهای وزارت خارجه نسبت به خبر مذاکرات!
-
جزئیات جدید از گفتوگوی احتمالی ایران و آمریکا
-
سند دیدار جفری اپستین و احمدینژاد لو رفت!
-
واکنش ایران به اخبار خروج اورانیوم غنیشده از کشور
-
موشکهای عراقی برای مقابله با آمریکا آماده شدند
-
«فارس» دستور هستهای پزشکیان را از کانال خود حذف کرد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
جزئیات طرح جدید افزایش حقوق کارمندان
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر