بدل ناصرالدین شاه قاجار +عکس
داستان بدل ناصرالدینشاه از آن جایی آغاز شد که چندی پیش در یکی از سایتهای جامعه کلیمیان ایران از شخصی به نام یوسف بخشی نام برده و گفته شد که او بدل سلطان صاحبقران است.
همشهری : داستان بدل ناصرالدینشاه از آن جایی آغاز شد که چندی پیش در یکی از سایتهای جامعه کلیمیان ایران از شخصی به نام یوسف بخشی نام برده و گفته شد که او بدل سلطان صاحبقران است.
براساس آنچه در این سایت آمده یوسف بخشی در سال ۱۲۳۱ خورشیدی (۱۸۵۲ میلادی) در یک خانواده یهودی در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش نوازنده ویولن بود و از این راه زندگی میکرد. یوسف از خردسالی همزمان با تحصیلات ابتدایی در مکتبخانه، اصول و فن موسیقی را از پدرش فراگرفت و با علاقه و استعدادی که از خود نشان داد، توانست خیلی زود در نواختن تنبک و ویولن تبحر پیدا کند.
در اینکه ناصرالدینشاه قاجار یکی از عجیب و غریبترین پدیدههای تاریخ معاصر است هیچ شکی وجود ندارد. اصلا مگر در تاریخ ایران چند پادشاه داریم که عکاسی کرده باشد و اصول نقاشی را از بزرگترین نقاش دوران خود بیاموزد؟ کدام یکی از این همه شاهان رنگارنگ را میشناسید که کتاب داستان برای کودکان بنویسد و در عین حالی که بهعنوان مستبدترین چهره معرفی میشود نخستین مجلس مشورتخانه را راهاندازی کرده باشد و از بیتالمال استفاده کند، سه بار با همه سختیهایش به فرنگ سفر کند و سفرنامههایی از خود به یادگار بگذارد که شبیه به خاطرات هیچ شاهی در سراسر دنیا نباشد؟ شکی نیست که چنین شخصیتی با این همه روایت عجیب و غریبی همراه با افسانهها و روایتهایی باشد که نه میتوان آنها را رد کرد و بعضی از آنها را هم نمیتوان قبول کرد. با وجود این روایتهای ضد و نقیض درباره چهارمین شاه قاجار، داستانی که این روزها از پیدا شدن بدل او است با هیچ مستند تاریخی نمیتواند ثابت شود.
داستان بدل ناصرالدینشاه از آن جایی آغاز شد که چندی پیش در یکی از سایتهای جامعه کلیمیان ایران از شخصی به نام یوسف بخشی نام برده و گفته شد که او بدل سلطان صاحبقران است. براساس آنچه در این سایت آمده یوسف بخشی در سال ۱۲۳۱ خورشیدی (۱۸۵۲ میلادی) در یک خانواده یهودی در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش نوازنده ویولن بود و از این راه زندگی میکرد. یوسف از خردسالی همزمان با تحصیلات ابتدایی در مکتبخانه، اصول و فن موسیقی را از پدرش فراگرفت و با علاقه و استعدادی که از خود نشان داد، توانست خیلی زود در نواختن تنبک و ویولن تبحر پیدا کند.
او مدتی را در گروه نوازندگان پدرش، با نواختن ویولن همکاری میکرد اما خیلی زود برای خود گروهی تشکیل داد و مستقلاً به فعالیتهای هنری پرداخت. مضاف بر آنکه در همین راستا برنامههای نمایشی (روحوضی) را کارگردانی و به صحنه میبرد. ادامه داستان این فرد تا جایی که در کنار کار نوازندگی و اجرای برنامههای هنری وارد تجارت جواهر میشود و همین شغل هم باعث معرفی شدنش به ناصرالدینشاه شد. در سال ۱۲۶۹ خورشیدی بر حسب تصادف توانست به دربار قاجار راه پیدا کند، از آن به بعد در هر فرصتی مجموعهای از جواهرات نفیس را مستقیما به خود شاه میفروخت و همین امر باعث رونق در کسبوکار و حصول اعتباری بیشتر در بین درباریان بهویژه خاندان دربار شد. در همین دیدارها هم بود که برخی از نزدیکان شاه و خود او متوجه شباهت ظاهریاش شدند و براساس متن این مقاله تصمیم گرفتند که بهعنوان بدل شاه تعلیم ببیند و استخدام شود. با کمی آموزش رسم و رسوم دربار و عادتهای شاخص ناصرالدینشاه در مواقع ضروری رسما بهعنوان بدل شاه در دربار قاجار استخدام شد.
این روایت در ادامه به آنجایی میرسد که این فرد بهخاطر داشتن رفتار درست مورد توجه شاه قرار گرفت و جزو حلقه نزدیک شاه قرار گرفت. او ابتدا در غیاب شاه در محافل غیررسمی بهویژه خارج از تهران شرکت میکرد و سپس در مأموریتهایی که به وی محول شده بود مانند مسافرت به شهرهای دوردست ایران و سرکشی به پادگانهای نظامی، ادارههای دولتی، بازدید از دهات، رسیدگی به شکایات ارباب و رعیت و کارهایی از این قبیل را انجام میداد. با گذشت زمان و بهدست آوردن تبحر بیشتر در حرفه خویش، مأموریتهایی هم در تهران، بهویژه هنگام مسافرت ناصرالدینشاه به خارج از تهران و حتی مسافرتهای غیررسمی به خارج از ایران به وی واگذار میشد. یکی از مهمترین مأموریتهای وی، هنگام عزیمت شاه قاجار به فرانسه بود که در دهه ۱۸۸۰ به وقوع پیوست و بیش از یک ماه به طول انجامید که یوسف بخشی طی این مدت بهخاطر آنکه دشمنان از این غیبت سوءاستفاده نکنند با لباس مبدل، ظاهرا زمام امور را بهدست گرفت و تا بازگشت شاه از فرنگ وظیفه خویش را به نحو احسن انجام داد. موضوع این است که این داستان دقیقا نمیگوید که با وجود داشتن بدل ناصرالدینشاه چرا در روزی که خیلیها میدانستند که حادثهای در راه است و این را به خود او هم گوشزد کرده بودند خودش شخصا تا زاویه مقدسه عبدالعظیم رفت و در آنجا به تیر غیب میرزارضای کرمانی دچار شد؟
حکایت درباره ترور ناصرالدینشاه به بخشی از استنطاقات میرزا رضای کرمانی استناد میکند: «من قبلا وسیله بهتری داشتم که ناصرالدینشاه را بکشم بدون آنکه گرفتار شوم، بدین ترتیب که اطلاع یافتم که شاه به باغ یکی از اعیان برای گردش میرود پس خود را به باغ رسانده مخفی شدم، شاه آمد و کشتن او بسیار آسان و راه فرار برای من باز بود اما او را نکشتم، زیرا عدهای یهودی در آن روز (یکی از اعیاد کلیمیان) برای تفریح در آن باغ اقامت داشتند و اگر شاه کشته میشد و من فرار میکردم، خون را به گردن یهودیانی که در باغ حضور داشتند میانداختند و به این دلیل من از انجام آن امر منصرف شدم.» داستان زندگی بدل ناصرالدینشاه پس از ترور او از دربار جدا میشود و به اینجا میرسد که از آنجا که دیگر نیازی به ماندن یوسف بخشی در دربار نبود، کاخ سلطنتی را برای همیشه ترک کرد. اما برای همه عمر با دریافت مستمری از دولت، دوران بازنشستگی را در خانه شخصی خود در کنار خانواده سپری نمود، ضمن آنکه هر از گاهی با پذیرفتن هنرجو بهعنوان استاد موسیقی به تدریس ویولن مشغول بود تا سال ۱۳۰۷ شمسی که در ۷۶ سالگی بر اثر عارضه قلبی درگذشت.
از واقعیت تا حقیقت
استفاده از بدل یا شخصی که در اوقات مقتضی جای شاه را بگیرد و در اصطلاح بلاگردان او باشد نه پدیدهای تازه است و نه خیلی غیرمنطقی و غیرمعمول. در حقیقت بسیاری از چهرههای سیاسی سرشناس و البته حاکمان - به خصوص کسانی که ریشههای استبدادی قویتری دارند - فرد یا افرادی شبیه خود را مییابند و در زمانهایی او را به جای خود به برخی از مراسم میفرستند. در همین دوره نزدیک به خودمان صدام حسین رئیسجمهور معدوم عراق و دو پسرش بدلهایی داشتند که در زمانهایی به جای آنها در مراسم حاضر میشدند. موضوع بدلها همیشه در زمان حکومت و حتی بعد از برکناری یا مرگ آن فرد برملا میشد. در گذشته بهدلیل نبودن وسایل ارتباط جمعی تصور زیادی درباره چهره پادشاهان وجود نداشت و به همین دلیل است که برخی از پادشاهان مثل شاه عباس به جای بدل داشتن با لباس بدلی به میان مردم میرفتند. در دورههای جدید با توجه به پیشرفتهای پزشکی و خلاقیت در هنر چهرهآرایی که پا به پای ارتباطات پیش رفتند، باعث شده بدلها شباهت زیادی با افراد داشته باشند.
با وجود این پذیرفتن وجود بدل برای ناصرالدینشاه قاجار از آن موضوعاتی است که هیچ مستنداتی درباره آن بهجز مطالب منتشر شده در این سایت نیست. باید بپذیریم که ناصرالدینشاه قاجار نهتنها شاه گمنامی نبود، از خود یادگاریهای نوشتاری و تصویری به جای گذاشت که در هیچ جای آنها نام و نشانی از این بدل وجود ندارد. این نشانی حتی در نوشتههای کسانی که بعد از سلطان صاحبقران به مسند کار میروند هم دیده نمیشود. بگذریم از اسنادی که از آن دوره به جای مانده و کم نیست در هیچکدام از خاطرات و روزنامه سفر اشارهای به این فرد که براساس آنچه در این نوشته از او یاد میشود نشده است.
در صورتی که ناصرالدینشاه فردی دقیق بود که از هیچ جزئیاتی حتی اگر به ضررش بود صرفنظر نمیکرد. نمیشود قبول کرد که از شنیدن خبر درگذشت لَهلِه فلان درباری بگوید و درباره سپردن امور اداره کشور به فردی بهعنوان بدل یاد نکند. علاوه بر اینکه در نخستین سفر ناصرالدینشاه که در سال ۱۲۹۰ هجری قمری رخ داد، او کامران میرزا سومین پسرش را که نایبالسلطنه و حاکم تهران بود مامور اداره کشور کرد. بهجز خود ناصرالدینشاه در نوشتههای هیچکدام از مورخان و خاطراتنویسان ردی از این فرد نیست. نه در میان روزنامه خاطرات اعتمادالسطلنه که به شاه نزدیک بود و در خاطراتش از گفتن هیچ جزئیاتی دریغ نکرده و نه در یادداشتهایی از زندگی خصوصی ناصرالدینشاه که توسط معیرالممالک که علاوه بر اینکه از نزدیکان او بود و نوه ناصرالدینشاه هم بود و از خیلی از علاقهمندیهای شاه گفته، ردی از این بدل نیست. البته اینها همه دلیل نیست که ادعای چنین فردی اشتباه باشد، منتها تا سندی درباره آن پیدا شود باید منتظر ماند؛ شاید یوسف بخشی بدل ناصرالدینشاه سند تازهای از حضور خود در دربخانه و جانشینی ناصرالدینشاه ارائه دهد.
براساس آنچه در این سایت آمده یوسف بخشی در سال ۱۲۳۱ خورشیدی (۱۸۵۲ میلادی) در یک خانواده یهودی در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش نوازنده ویولن بود و از این راه زندگی میکرد. یوسف از خردسالی همزمان با تحصیلات ابتدایی در مکتبخانه، اصول و فن موسیقی را از پدرش فراگرفت و با علاقه و استعدادی که از خود نشان داد، توانست خیلی زود در نواختن تنبک و ویولن تبحر پیدا کند.
در اینکه ناصرالدینشاه قاجار یکی از عجیب و غریبترین پدیدههای تاریخ معاصر است هیچ شکی وجود ندارد. اصلا مگر در تاریخ ایران چند پادشاه داریم که عکاسی کرده باشد و اصول نقاشی را از بزرگترین نقاش دوران خود بیاموزد؟ کدام یکی از این همه شاهان رنگارنگ را میشناسید که کتاب داستان برای کودکان بنویسد و در عین حالی که بهعنوان مستبدترین چهره معرفی میشود نخستین مجلس مشورتخانه را راهاندازی کرده باشد و از بیتالمال استفاده کند، سه بار با همه سختیهایش به فرنگ سفر کند و سفرنامههایی از خود به یادگار بگذارد که شبیه به خاطرات هیچ شاهی در سراسر دنیا نباشد؟ شکی نیست که چنین شخصیتی با این همه روایت عجیب و غریبی همراه با افسانهها و روایتهایی باشد که نه میتوان آنها را رد کرد و بعضی از آنها را هم نمیتوان قبول کرد. با وجود این روایتهای ضد و نقیض درباره چهارمین شاه قاجار، داستانی که این روزها از پیدا شدن بدل او است با هیچ مستند تاریخی نمیتواند ثابت شود.
داستان بدل ناصرالدینشاه از آن جایی آغاز شد که چندی پیش در یکی از سایتهای جامعه کلیمیان ایران از شخصی به نام یوسف بخشی نام برده و گفته شد که او بدل سلطان صاحبقران است. براساس آنچه در این سایت آمده یوسف بخشی در سال ۱۲۳۱ خورشیدی (۱۸۵۲ میلادی) در یک خانواده یهودی در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش نوازنده ویولن بود و از این راه زندگی میکرد. یوسف از خردسالی همزمان با تحصیلات ابتدایی در مکتبخانه، اصول و فن موسیقی را از پدرش فراگرفت و با علاقه و استعدادی که از خود نشان داد، توانست خیلی زود در نواختن تنبک و ویولن تبحر پیدا کند.
او مدتی را در گروه نوازندگان پدرش، با نواختن ویولن همکاری میکرد اما خیلی زود برای خود گروهی تشکیل داد و مستقلاً به فعالیتهای هنری پرداخت. مضاف بر آنکه در همین راستا برنامههای نمایشی (روحوضی) را کارگردانی و به صحنه میبرد. ادامه داستان این فرد تا جایی که در کنار کار نوازندگی و اجرای برنامههای هنری وارد تجارت جواهر میشود و همین شغل هم باعث معرفی شدنش به ناصرالدینشاه شد. در سال ۱۲۶۹ خورشیدی بر حسب تصادف توانست به دربار قاجار راه پیدا کند، از آن به بعد در هر فرصتی مجموعهای از جواهرات نفیس را مستقیما به خود شاه میفروخت و همین امر باعث رونق در کسبوکار و حصول اعتباری بیشتر در بین درباریان بهویژه خاندان دربار شد. در همین دیدارها هم بود که برخی از نزدیکان شاه و خود او متوجه شباهت ظاهریاش شدند و براساس متن این مقاله تصمیم گرفتند که بهعنوان بدل شاه تعلیم ببیند و استخدام شود. با کمی آموزش رسم و رسوم دربار و عادتهای شاخص ناصرالدینشاه در مواقع ضروری رسما بهعنوان بدل شاه در دربار قاجار استخدام شد.
این روایت در ادامه به آنجایی میرسد که این فرد بهخاطر داشتن رفتار درست مورد توجه شاه قرار گرفت و جزو حلقه نزدیک شاه قرار گرفت. او ابتدا در غیاب شاه در محافل غیررسمی بهویژه خارج از تهران شرکت میکرد و سپس در مأموریتهایی که به وی محول شده بود مانند مسافرت به شهرهای دوردست ایران و سرکشی به پادگانهای نظامی، ادارههای دولتی، بازدید از دهات، رسیدگی به شکایات ارباب و رعیت و کارهایی از این قبیل را انجام میداد. با گذشت زمان و بهدست آوردن تبحر بیشتر در حرفه خویش، مأموریتهایی هم در تهران، بهویژه هنگام مسافرت ناصرالدینشاه به خارج از تهران و حتی مسافرتهای غیررسمی به خارج از ایران به وی واگذار میشد. یکی از مهمترین مأموریتهای وی، هنگام عزیمت شاه قاجار به فرانسه بود که در دهه ۱۸۸۰ به وقوع پیوست و بیش از یک ماه به طول انجامید که یوسف بخشی طی این مدت بهخاطر آنکه دشمنان از این غیبت سوءاستفاده نکنند با لباس مبدل، ظاهرا زمام امور را بهدست گرفت و تا بازگشت شاه از فرنگ وظیفه خویش را به نحو احسن انجام داد. موضوع این است که این داستان دقیقا نمیگوید که با وجود داشتن بدل ناصرالدینشاه چرا در روزی که خیلیها میدانستند که حادثهای در راه است و این را به خود او هم گوشزد کرده بودند خودش شخصا تا زاویه مقدسه عبدالعظیم رفت و در آنجا به تیر غیب میرزارضای کرمانی دچار شد؟
حکایت درباره ترور ناصرالدینشاه به بخشی از استنطاقات میرزا رضای کرمانی استناد میکند: «من قبلا وسیله بهتری داشتم که ناصرالدینشاه را بکشم بدون آنکه گرفتار شوم، بدین ترتیب که اطلاع یافتم که شاه به باغ یکی از اعیان برای گردش میرود پس خود را به باغ رسانده مخفی شدم، شاه آمد و کشتن او بسیار آسان و راه فرار برای من باز بود اما او را نکشتم، زیرا عدهای یهودی در آن روز (یکی از اعیاد کلیمیان) برای تفریح در آن باغ اقامت داشتند و اگر شاه کشته میشد و من فرار میکردم، خون را به گردن یهودیانی که در باغ حضور داشتند میانداختند و به این دلیل من از انجام آن امر منصرف شدم.» داستان زندگی بدل ناصرالدینشاه پس از ترور او از دربار جدا میشود و به اینجا میرسد که از آنجا که دیگر نیازی به ماندن یوسف بخشی در دربار نبود، کاخ سلطنتی را برای همیشه ترک کرد. اما برای همه عمر با دریافت مستمری از دولت، دوران بازنشستگی را در خانه شخصی خود در کنار خانواده سپری نمود، ضمن آنکه هر از گاهی با پذیرفتن هنرجو بهعنوان استاد موسیقی به تدریس ویولن مشغول بود تا سال ۱۳۰۷ شمسی که در ۷۶ سالگی بر اثر عارضه قلبی درگذشت.
از واقعیت تا حقیقت
استفاده از بدل یا شخصی که در اوقات مقتضی جای شاه را بگیرد و در اصطلاح بلاگردان او باشد نه پدیدهای تازه است و نه خیلی غیرمنطقی و غیرمعمول. در حقیقت بسیاری از چهرههای سیاسی سرشناس و البته حاکمان - به خصوص کسانی که ریشههای استبدادی قویتری دارند - فرد یا افرادی شبیه خود را مییابند و در زمانهایی او را به جای خود به برخی از مراسم میفرستند. در همین دوره نزدیک به خودمان صدام حسین رئیسجمهور معدوم عراق و دو پسرش بدلهایی داشتند که در زمانهایی به جای آنها در مراسم حاضر میشدند. موضوع بدلها همیشه در زمان حکومت و حتی بعد از برکناری یا مرگ آن فرد برملا میشد. در گذشته بهدلیل نبودن وسایل ارتباط جمعی تصور زیادی درباره چهره پادشاهان وجود نداشت و به همین دلیل است که برخی از پادشاهان مثل شاه عباس به جای بدل داشتن با لباس بدلی به میان مردم میرفتند. در دورههای جدید با توجه به پیشرفتهای پزشکی و خلاقیت در هنر چهرهآرایی که پا به پای ارتباطات پیش رفتند، باعث شده بدلها شباهت زیادی با افراد داشته باشند.
با وجود این پذیرفتن وجود بدل برای ناصرالدینشاه قاجار از آن موضوعاتی است که هیچ مستنداتی درباره آن بهجز مطالب منتشر شده در این سایت نیست. باید بپذیریم که ناصرالدینشاه قاجار نهتنها شاه گمنامی نبود، از خود یادگاریهای نوشتاری و تصویری به جای گذاشت که در هیچ جای آنها نام و نشانی از این بدل وجود ندارد. این نشانی حتی در نوشتههای کسانی که بعد از سلطان صاحبقران به مسند کار میروند هم دیده نمیشود. بگذریم از اسنادی که از آن دوره به جای مانده و کم نیست در هیچکدام از خاطرات و روزنامه سفر اشارهای به این فرد که براساس آنچه در این نوشته از او یاد میشود نشده است.
در صورتی که ناصرالدینشاه فردی دقیق بود که از هیچ جزئیاتی حتی اگر به ضررش بود صرفنظر نمیکرد. نمیشود قبول کرد که از شنیدن خبر درگذشت لَهلِه فلان درباری بگوید و درباره سپردن امور اداره کشور به فردی بهعنوان بدل یاد نکند. علاوه بر اینکه در نخستین سفر ناصرالدینشاه که در سال ۱۲۹۰ هجری قمری رخ داد، او کامران میرزا سومین پسرش را که نایبالسلطنه و حاکم تهران بود مامور اداره کشور کرد. بهجز خود ناصرالدینشاه در نوشتههای هیچکدام از مورخان و خاطراتنویسان ردی از این فرد نیست. نه در میان روزنامه خاطرات اعتمادالسطلنه که به شاه نزدیک بود و در خاطراتش از گفتن هیچ جزئیاتی دریغ نکرده و نه در یادداشتهایی از زندگی خصوصی ناصرالدینشاه که توسط معیرالممالک که علاوه بر اینکه از نزدیکان او بود و نوه ناصرالدینشاه هم بود و از خیلی از علاقهمندیهای شاه گفته، ردی از این بدل نیست. البته اینها همه دلیل نیست که ادعای چنین فردی اشتباه باشد، منتها تا سندی درباره آن پیدا شود باید منتظر ماند؛ شاید یوسف بخشی بدل ناصرالدینشاه سند تازهای از حضور خود در دربخانه و جانشینی ناصرالدینشاه ارائه دهد.
تبلیغات متنی
-
عبور کمهزینه استقلال از زمستان پُرمخاطره
-
ممنوعیت واردات گاز روسیه قطعی شد
-
نقشه اهداف آمریکایی در تیررس موشکهای ایران
-
ارسال بستههای ۹ قلمی کالابرگ رایگان شد
-
انجام ۱۲۹۸۶ عمل جراحی در حوادث اخیر
-
سومین سوءقصد به آقای شهردار خنثی شد
-
همه چیز درباره چگونگی و زمان دریافت وام ۳۰ میلیونی
-
نماینده مجلس: امکان ندارد مجروحان را در زندان نگه دارند
-
پهپادهای ایران حریف ناو آبراهام لینکلن میشود؟
-
دولت آمریکا علیه این شهر اعلان جنگ کرد!
-
پرونده روزنامه هممیهن در راه دادسرا
-
استقرار موشکهای ایران در سواحل خلیج فارس
-
احمد خاتمی: اغتشاشگران مفسد فیالارض و قاتلاند
-
نقش یک ویتامین در محافظت از بدن در برابر آنفلوآنزا
-
زیبایی و رازآلودی برف نیارق اردبیل در یک قاب
-
نقشه اهداف آمریکایی در تیررس موشکهای ایران
-
انجام ۱۲۹۸۶ عمل جراحی در حوادث اخیر
-
استقرار موشکهای ایران در سواحل خلیج فارس
-
دریادار ایرانی: نیروهای مسلح در آمادگی کامل قرار دارند
-
سنگینترین ریزش بورس رقم خورد
-
حضور کشتیگیران ایران در مسابقات کرواسی ممنوع شد!
-
ترفند ایران برای اختلال در اینترنت استارلینک فاش شد
-
شایعات مضحک درباره محرومیت حامد لک و رامین رضاییان
-
تکذیب تماس عراقچی با ویتکاف از سوی ایران
-
سکه تمام مرز ۱۷۰ میلیون تومانی را شکست
-
توضیح درباره ادعای تیر خلاص زدن به مجروحان اعتراضات
-
وزارت خارجه: هر تعرض، پشیمانی بزرگ به دنبال خواهد داشت
-
انتقاد شدید «مهر» از افزایش آمار کشتهها در ایران اینترنشنال
-
پیشبینی هوا طی ۵ روز آینده اعلام شد
-
تفاهم کامل نمایندگان ترامپ با نتانیاهو درباره ایران
-
پوستر معنادار رسانه مرتبط با سپاه جلبتوجه کرد
-
دو سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
استقرار زیردریاییهای ایران در تنگه هرمز
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
درخواست بازخواست از صداوسیما در پی اتفاقات اخیر
-
طرز تهیه کیک یخچالی موز و گردو در چند دقیقه
-
ورود کاروان نظامی آمریکا به کشور همسایه ایران
-
اوج بارشها را مردم این مناطق تجربه خواهند کرد
-
بارش برف ۹ جاده را مسدود کرد
-
دیدار فرمانده سنتکام با رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل
-
خبر مهم درباره اتصال اینترنت در ساعات آینده
-
درگذشت کارگردان جوان سینمای ایران
-
تردد دریایی از بنادر کیش ممنوع شد
-
تکلیف تعطیلی مدارس تهران برای فردا اعلام شد
-
سازمان لیگ، ۲ امتیاز از استقلال و تراکتور کم کرد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
خود خوذشه !!!!!!!!!!!!!1