آقای صداوسیما! اتفاقا این مورد را خوب یادمان میماند
امارات معتقد است که جنگ اخیر ثابت کرده، ایران همچنان مهمترین تهدید امنیتی برای کشورهای خلیجفارس محسوب میشود و برای تحقق اهداف خود از هدف قرار دادن مراکز اقتصادی و غیرنظامی نیز ابایی ندارد.
برترینها: به تازگی برشی از اظهارات ضدآریایی فردی به نام فرامرز پارسی که ظاهرا فعال حوزه معماریست در شبکههای اجتماعی به شدت بحثبرانگیز شده است. اظهاراتی که از اساس به مقابله با هویت آریایی برخاسته و مشخص نیست آقای پارسی دقیقا و با چه شواهدی بر مدعای خود اینقدر استوار مانده است؟ مگر مطلق حرف زدن درباره تاریخی که مربوط به هزاران سال پیش است اینقدر سهل و آسان است که فرد مذکور گویی پس از معاشرت با آریاییها به استودیوی صداوسیما آمده و این قسم از اظهارات را مطرح میکند؟
این نوع اظهارنظرها نه تنها زمینهی ایجاد تنش و سوءتفاهم و به طور کلی نوعی جهان دوقطبی در میان مخاطبان عمومی را فراهم میآورد، بلکه خطر تحریف تاریخ و کاهش ارزش پژوهشهای علمی و مستند تاریخی را نیز در پی دارد. تاریخ، علمی است پیچیده و نیازمند تحلیل دقیق اسناد، شواهد باستانشناسی، متون کهن و مقایسهای میان منابع مختلف؛ بنابراین، اظهاراتی که به صورت کلی و بدون ارجاع به مستندات معتبر ارائه میشوند، از منظر علمی و فرهنگی قابل قبول نیستند.
البته کمی مطالعه هم بد نیست!
در همین ارتباط صفحه توییتری فلات ایران یادداشتی معنادار منتشر کرده است: من از هویت و تخصص این آقا آگاه نیستم؛ اما میکوشم ادعاهای ایشان را با تکیه بر شواهد باستانشناختی بررسی کنم.
نخست آنکه، مفهوم "۶۵ هزار سال تمدن در ایران" از نظر علمی مبهم و فاقد پشتوانهی پژوهشی است. اگر منظور ایشان صرفاً "حضور انسان" در فلات ایران باشد، باید یادآور شد که شواهد باستانشناختی در مناطقی نظیر "کشفرود" خراسان، قدمت حضور گونههای انسانی در این فلات را به ۸۰۰ هزار تا یک میلیون سال پیش بازمیگرداند؛ بنابراین بازهی زمانی ۶۵ هزار سال، نه مبین آغاز تمدن است و نه دقیقترین بازه برای حضور اولیه انسان.
نکتهی کلیدی در این بحث، تفکیک دقیق میان "حضور انسان" و "تمدن" است. در دانش باستانشناسی، "تمدن" (Civilization) تعریف مشخصی دارد و مترادف با "شهرنشینی" است. شاخصههایی همچون وجود ساختارهای حکومتی، بناهای عامالمنفعه، سازماندهی فضایی (مانند محوطههای اقماری)، راههای تجاری، انباشت کالا و تراکم جمعیتی، از مؤلفههای ضروری برای اطلاق واژهی "شهر" به یک محدودهی باستانی هستند.
بر اساس اجماع باستانشناسان، آغاز شهرنشینیِ نظاممند در مرزهای کنونی ایران به شهر "شوش" بازمیگردد که دیرینگی آن به حدود ۵۱۰۰ سال پیش میرسد. در مورد مکانهای مهمی چون تپه سیلک، جیرفت، تل باکون یا تپهحصار نیز باید گفت که اگرچه این محوطهها مراکز مهم سکونتگاهی و فرهنگی بودهاند، اما لزوماً تمامی شاخصههای تعریف کلاسیک "تمدن" یا "شهرنشینیِ متمرکز" را به شکلی که در شوش مشاهده میشود، در همان بازهی زمانی دارا نبودهاند.
شاید هم کمی غرضورزی در میان است...
در کنارهمه اینها، نمیتوان از نحوه پرداخت و بازنمایی این اظهارات در رسانه ملی نیز به سادگی عبور کرد. به نظر میرسد صداوسیما با انتخاب و برجستهسازی چنین دیدگاههایی، بدون فراهم کردن امکان طرح نظرات متقابل یا حضور کارشناسان صاحبنظر در حوزه تاریخ، باستانشناسی و مطالعات ایران، ناخواسته یا شاید هم عامدانه به شکلگیری یک روایت یکسویه دامن زده است. این پرسش قابل طرح است که آیا هدف صرفاً ایجاد یک بحث علمی بوده یا آنکه انتخاب چنین سوژههایی در چارچوب یک رویکرد رسانهای خاص صورت گرفته است؟ در هر صورت، رسانهای با گستره مخاطبان ملی موظف است در موضوعات حساس هویتی، توازن، دقت و بیطرفی بیشتری را رعایت کند تا از ایجاد شائبه جانبداری یا جهتدهی افکار عمومی جلوگیری شود.
اما این پایان کار نیست، کاربران نیز نظراتی دارند، اتفاقا برخی به شدت خواندنیست:
میا نوشت: فرامرز پارسی، معمار و موسس شرکتِ .... چندتا پروژه خوب (عالی نه) در زمینه مرمت انجام داده و خودش رو علامه دهر در این زمینه و سایر زمینهها میدونه. البته عقایدش باعث شده که مثل سایر همدورهایهاش در صنف معماری و شهرسازی خودش رو از همه برتر میدونه و بقیه رو تحقیر میکنه.
رُما هم این اظهارات را ریشه در مواردی دیگر میداند: اینا فقط میخوان با وطنپرستی مخالفت کنن. یه زمانی میگفتن اصلا تمدن گذشته و تاریخ ایران مهم نیست، پادشاهان ایران همه ظالم بودن و ... الان چون مردم رفتن سمت وطنپرستی، میگن تمدن ما خیلی قبل تر بوده، انسانها برابرند و ایرانیا اصلا آریایی نیستن
بردیا هم اینگونه واکنش نشان داد: چرت و پرت مطلق! همه انسانها به لحاظ حقوق انسانی مساوی هستند چه ربطی داره به بررسی ژنتیکی نژاد و تبار اجداد آدمیزاد!!؟
ارسال نظر