«ترانه» ای که با شهرزاد درخشید
دختر حمید علیدوستی، فوتبالیست نام آشنای كمان، علاوه بر سینما و تئاتر، دستی بر آتش ترجمه هم دارد و چهار سال پیش كتاب رویای مادرم نوشته آلیس مونرو را ترجمه كرد. او این روزها در حالی كه بیشتر از دو سال است، مادر شده، نقش اول سریال شهرزاد را برعهده دارد.
همشهری ۶ و ۷ - سعیده نیک اختر: احتیاج به معرفی دارد؟ کمتر پیش میآید بازیگری بی آنکه در تلویزیون حضور داشته باشد مورد توجه و محبوبیت مردم واقع شود. ترانه علیدوستی، چنین ویژگیای دارد. او ۱۴ سال پیش با بازی در نقش ترانه فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم / رسول صدرعاملی» دیده شد و در همان ۱۸ سالگی، سیمرغ گرفت.
او در این سالها با انتخابهای درست، در فیلمهای ماندگاری مانند شهرزیبا، درباره الی،چهارشنبه سوری، كنعان و ... بازی كرده و در سه تئاتر محمدرحمانیان (مانیفست چو، روز حسین و فنز) روی صحنه رفته است.
دختر حمید علیدوستی، فوتبالیست نام آشنای كمان، علاوه بر سینما و تئاتر، دستی بر آتش ترجمه هم دارد و چهار سال پیش كتاب رویای مادرم نوشته آلیس مونرو را ترجمه كرد. او این روزها در حالی كه بیشتر از دو سال است، مادر شده، نقش اول سریال شهرزاد را برعهده دارد.
این، اولین سریال علیدوستی ۳۲ ساله است كه البته برای شبكه نمایش خانگی تولید شده است. با او درباره این تجربه جدید گفتوگو كردهایم.

کار در شبکه خانگی ریسک بزرگی است و از آنجایی که کار تاریخی دشواریهای خاص خودش را دارد و همچنین ۲۶ قسمت زمان زیادی از بازیگر میگیرد به نحوی که ممکن است چند پیشنهاد فیلم سینمایی را رد کند، چطور حاضر به قبول بازی در شهرزاد شدید؟
من تابه حال با آقای فتحی همکاری نداشتم ولی از قبل ایشان را میشناختم. از کارهایشان شناخت داشتم و پیش از اینها صحبت همکاری بین ما اتفاق افتاده بود ولی شرایطش مهیا نشد.
نکته جالبی که درباره آقای فتحی وجود دارد این است که آدم اهل مطالعه و با معلوماتی در زمینه ادبیات نمایشی و تاریخی هستند و این از کارهایشان مشخص است. همیشه سریالهایشان را دنبال میکردم و برایم جالب بود.
وقتی به من پیشنهاد دادند كه نقش شهرزاد را بازی كنم، با تصور اینکه سر این کار نخواهم رفت و همکاری نخواهم داشت، حس خوبی نداشتم چون چیز تجربه شدهای نبود.
دیدگاهم این بود که تابه حال با تلویزیون کار نکردم و اینکه به نظرم شبکه نمایش خانگی مختص آیتمهای طنز است! تجربه نشان داده بود که کارهای شبکه خانگی کارهای موفقی نیستند و عمدتا به نتیجه نمیرسند و این گزینه هم امتحان خودش را پس نداده بود و واقعا کار ریسکی بود.
بعید میدانستم این کار را بکنم منتهی قصه را که خواندم، وسوسه شدم و قرار بر این شد که باهم صحبت کنیم.
خوشبختانه نه فقط من و آقای فتحی بلکه همه گروه عوامل و بازیگرها فهمیدیم که دنبال یک چیز واحدی هستیم؛ دنبال یک جنس خاصی از کار.

از کجا فهمیدید که جنس کار متفاوت است و با اقبال عمومیمواجه خواهید شد؟
نمیخواهم بگویم کار بیعیب و نقص است، ولی اول اینکه متن قوی داشت. دوم اینكه از شیوه پیشرفت كار مشخص است که قرار است چه اتفاقی بیفتد.
البته همه اینها به شرط این بود که کار خوب دیده شود. با این حال کار شبکه نمایش خانگی شبیه هندوانه دربسته است و نگرانی ما بیشتر از این جهت بود، واقعا نمیشود آینده را پیشبینی کرد.
با توجه به اینکه بیشتر بازیگر سینما هستید و تا الان در سریال ایفای نقش نكردهاید و بچه کوچک هم داشتید، چطور با این قضایا کنار آمدید؟
گروه ساخت شهرزاد انعطافپذیری زیادی با من داشتند. اگر تا الان توانستم ۲۴ ساعته در خدمت پروژههایی باشم و سر این کار این موقعیت را نداشتم، به خاطر فرزندم با من همه جوره کنار آمدند و من تمام آخر هفتهها کنار خانواده بودم. در اواسط کار هم خیلی هوای من را داشتند و همه اینها قبل از شروع کار مطرح و برنامهریزی شده بود.
وقتی کار را شروع کردید دخترتان چند سالش بود و بعد از اتمام چقدر؟
شهرزاد ۲۳ آذر ۹۳ کلید خورد که دخترم یکسال و سه ماهه بود. اتمام کار شهرزاد دقیقا مصادف شد با دو سالگی دخترم که الان دقیقا دو سال و سه ماهه است و من در اینمدت در تمام لحظههای فیلمبرداری شاهد بزرگ شدنش از نزدیک بودم.
تا به حال با جوانها کار کرده بودید، بازی در کنار آقای نصیریان چگونه بود؟
شاید اولین بار در زندگی بود که من اینقدر حیرتزده بودم. وقتی بازی ایشان را نگاه میکردم از فضای ذهنی خودم بیرون میآمدم. برایم باور نکردنی بود و الان خیلی خوشحالم از این اتفاق. این سریال بهانهای شد که به یاد بیاورم ایشان چه بازیگر بزرگی هستند.
فکر میکنم از این هنرمندان بینظیر كم نداریم اما گاهی از خاطرمان میروند كه هستند. آقای نصیریان برای بازی به من کمک میکردند و من واقعا لذت میبردم. جمله معروفی داشتند که میگفتند: «بازیگری است».
ایشان واقعا با این زندگی میکنند. برای من تمام صحنههایی که با آقای نصیریان بازی داشتم خیلی خیلی لذتبخش بود. پیشکسوتهای زیادی داریم که من تابه حال شانس این را نداشتم که کنارشان بازی کنم و متاسفانه گاهی فرصتها بهراحتی از دست میروند.

تاریخ ما بیشتر مردانه است تا زنانه؛ الگوهای مشخص زنانهای برای بازی در کار تاریخی آن برهه وجود ندارد، شما از چه منابعی استفاده کردید؟
در این زمینه الگوی سینمایی نداریم ولی ادبیات کمک بزرگی به من کرد. بالاخره همه ما اشرافی به اطلاعات آن زمان که خیلی هم دور نیست، داریم.
هم در مدرسه دربارهاش خواندهایم، هم در مجلات و روزنامهها دربارهاش نوشتهاند. کودتای ۲۸ مرداد و مصدق هنوز بحثاش بین مردم در جریان است و مساله فراموش شدهای نیست و با آن فضا بیگانه نیستیم.
ولی درباره الگوی زنانه تمام تخیل من به ادبیات برمیگردد و سعی کردم از کلمات خاص آن دوره استفاده کنم. ولی به طور مشخصی از یک شخصیت زن تاریخی الگو نگرفتم و همه شخصیت شهرزاد یک تخیل و تصور است.
وقتی فیلمبرداری یک کار سینمایی تمام میشود، کار بازیگر با آن پروژه هم تمام میشود. اما داستان پروژههای نمایش خانگی متفاوت است. بازیگران باید در نشستها، مراسم رونمایی، پرسش و پاسخهای رسانهای حضور مداوم و مستمر داشته باشند. این کار شبیه نوعی بازاریابی یا بیزنس است... این حضور در مجامع و محافل شما را اذیت نمیکند؟
نه! البته من در پروژههای سینمایی که حضورم نیاز بوده همیشه انجام وظیفه کردهام و در این قبیل مراسم شرکت کردهام، از اکران مردمیگرفته تا در مراسم نشست و پرسش و پاسخ. به نظرم بازیگری که کارش را دوست دارد باید در مرحله عرضه کار به مخاطب هم حضور داشته باشد.
این کار هم با طیف گستردهتری از قشرهای متفاوت روبروست که اقتضائات خاص خودش را دارد برای عرضه و فروش. به نظرم دردسری نیست. من با کمال میل این کارها را انجام میدهم.
چیزی که عجیب است این است که چقدر عوامل این کار خوشحال و راضیاند...
امیدوارم در انتقاد از این طریق به روی ما بسته نشود که چون ما این کار را دوست داریم ، معنیاش این است که این کار بدون نقص است. من خودم دوست دارم انتقادهای سازنده و به درد بخور را از مردم بشنوم. ولی نمیشود گفت که خوشحال نیستم.

نظرتان درباره جشنواره امسال چیست؟ از اینکه فیلمیندارید ناراحت نیستید؟
نه! اصلا ناراحت نیستم. راستش را بخواهید چون چند سالی است فیلمهایی که بازی کردم اکران نمیشود، در نتیجه خیلی ناراحت این قضیه نیستم. من قبلا جشنواره را خیلی دوست داشتم به خاطر دورهمیهایش. فضایی که برای دیدن همدیگر وجود داشت ضمن اینکه ارزیابی کلی برای كارنامه یك سال كار سینمایی ایران بود.
میشد درباره فیلمها صحبت کرد، نقد و بررسی وجود داشت. خوب مسلما ما هم دلمان میخواهد کاری که یک سال برایش زحمت کشیدیم دیده شود و بحث و بررسیهایش را هم بشنویم. منتهی چند سالی است که جشنواره از این فضا خارج شده است.
فکر نکنید منظورم فقط فیلمهایی است كه خودم در آن بازی كردم. من فیلمهای دیگران را هم دیدم و این فاصله گرفتن را حس کردم. چیزی که بیشتر در فضای جشنواره وجود دارد، حواشی فیلمهاست تا خود فیلمها. در نتیجه ترجیح میدهم درباره کاری صحبت کنم که مردم آن را میبینند و دربارهاش صحبت میکنند.
او در این سالها با انتخابهای درست، در فیلمهای ماندگاری مانند شهرزیبا، درباره الی،چهارشنبه سوری، كنعان و ... بازی كرده و در سه تئاتر محمدرحمانیان (مانیفست چو، روز حسین و فنز) روی صحنه رفته است.
دختر حمید علیدوستی، فوتبالیست نام آشنای كمان، علاوه بر سینما و تئاتر، دستی بر آتش ترجمه هم دارد و چهار سال پیش كتاب رویای مادرم نوشته آلیس مونرو را ترجمه كرد. او این روزها در حالی كه بیشتر از دو سال است، مادر شده، نقش اول سریال شهرزاد را برعهده دارد.
این، اولین سریال علیدوستی ۳۲ ساله است كه البته برای شبكه نمایش خانگی تولید شده است. با او درباره این تجربه جدید گفتوگو كردهایم.

من تابه حال با آقای فتحی همکاری نداشتم ولی از قبل ایشان را میشناختم. از کارهایشان شناخت داشتم و پیش از اینها صحبت همکاری بین ما اتفاق افتاده بود ولی شرایطش مهیا نشد.
نکته جالبی که درباره آقای فتحی وجود دارد این است که آدم اهل مطالعه و با معلوماتی در زمینه ادبیات نمایشی و تاریخی هستند و این از کارهایشان مشخص است. همیشه سریالهایشان را دنبال میکردم و برایم جالب بود.
وقتی به من پیشنهاد دادند كه نقش شهرزاد را بازی كنم، با تصور اینکه سر این کار نخواهم رفت و همکاری نخواهم داشت، حس خوبی نداشتم چون چیز تجربه شدهای نبود.
دیدگاهم این بود که تابه حال با تلویزیون کار نکردم و اینکه به نظرم شبکه نمایش خانگی مختص آیتمهای طنز است! تجربه نشان داده بود که کارهای شبکه خانگی کارهای موفقی نیستند و عمدتا به نتیجه نمیرسند و این گزینه هم امتحان خودش را پس نداده بود و واقعا کار ریسکی بود.
بعید میدانستم این کار را بکنم منتهی قصه را که خواندم، وسوسه شدم و قرار بر این شد که باهم صحبت کنیم.
خوشبختانه نه فقط من و آقای فتحی بلکه همه گروه عوامل و بازیگرها فهمیدیم که دنبال یک چیز واحدی هستیم؛ دنبال یک جنس خاصی از کار.

نمیخواهم بگویم کار بیعیب و نقص است، ولی اول اینکه متن قوی داشت. دوم اینكه از شیوه پیشرفت كار مشخص است که قرار است چه اتفاقی بیفتد.
البته همه اینها به شرط این بود که کار خوب دیده شود. با این حال کار شبکه نمایش خانگی شبیه هندوانه دربسته است و نگرانی ما بیشتر از این جهت بود، واقعا نمیشود آینده را پیشبینی کرد.
با توجه به اینکه بیشتر بازیگر سینما هستید و تا الان در سریال ایفای نقش نكردهاید و بچه کوچک هم داشتید، چطور با این قضایا کنار آمدید؟
گروه ساخت شهرزاد انعطافپذیری زیادی با من داشتند. اگر تا الان توانستم ۲۴ ساعته در خدمت پروژههایی باشم و سر این کار این موقعیت را نداشتم، به خاطر فرزندم با من همه جوره کنار آمدند و من تمام آخر هفتهها کنار خانواده بودم. در اواسط کار هم خیلی هوای من را داشتند و همه اینها قبل از شروع کار مطرح و برنامهریزی شده بود.
وقتی کار را شروع کردید دخترتان چند سالش بود و بعد از اتمام چقدر؟
شهرزاد ۲۳ آذر ۹۳ کلید خورد که دخترم یکسال و سه ماهه بود. اتمام کار شهرزاد دقیقا مصادف شد با دو سالگی دخترم که الان دقیقا دو سال و سه ماهه است و من در اینمدت در تمام لحظههای فیلمبرداری شاهد بزرگ شدنش از نزدیک بودم.
تا به حال با جوانها کار کرده بودید، بازی در کنار آقای نصیریان چگونه بود؟
شاید اولین بار در زندگی بود که من اینقدر حیرتزده بودم. وقتی بازی ایشان را نگاه میکردم از فضای ذهنی خودم بیرون میآمدم. برایم باور نکردنی بود و الان خیلی خوشحالم از این اتفاق. این سریال بهانهای شد که به یاد بیاورم ایشان چه بازیگر بزرگی هستند.
فکر میکنم از این هنرمندان بینظیر كم نداریم اما گاهی از خاطرمان میروند كه هستند. آقای نصیریان برای بازی به من کمک میکردند و من واقعا لذت میبردم. جمله معروفی داشتند که میگفتند: «بازیگری است».
ایشان واقعا با این زندگی میکنند. برای من تمام صحنههایی که با آقای نصیریان بازی داشتم خیلی خیلی لذتبخش بود. پیشکسوتهای زیادی داریم که من تابه حال شانس این را نداشتم که کنارشان بازی کنم و متاسفانه گاهی فرصتها بهراحتی از دست میروند.

در این زمینه الگوی سینمایی نداریم ولی ادبیات کمک بزرگی به من کرد. بالاخره همه ما اشرافی به اطلاعات آن زمان که خیلی هم دور نیست، داریم.
هم در مدرسه دربارهاش خواندهایم، هم در مجلات و روزنامهها دربارهاش نوشتهاند. کودتای ۲۸ مرداد و مصدق هنوز بحثاش بین مردم در جریان است و مساله فراموش شدهای نیست و با آن فضا بیگانه نیستیم.
ولی درباره الگوی زنانه تمام تخیل من به ادبیات برمیگردد و سعی کردم از کلمات خاص آن دوره استفاده کنم. ولی به طور مشخصی از یک شخصیت زن تاریخی الگو نگرفتم و همه شخصیت شهرزاد یک تخیل و تصور است.
وقتی فیلمبرداری یک کار سینمایی تمام میشود، کار بازیگر با آن پروژه هم تمام میشود. اما داستان پروژههای نمایش خانگی متفاوت است. بازیگران باید در نشستها، مراسم رونمایی، پرسش و پاسخهای رسانهای حضور مداوم و مستمر داشته باشند. این کار شبیه نوعی بازاریابی یا بیزنس است... این حضور در مجامع و محافل شما را اذیت نمیکند؟
نه! البته من در پروژههای سینمایی که حضورم نیاز بوده همیشه انجام وظیفه کردهام و در این قبیل مراسم شرکت کردهام، از اکران مردمیگرفته تا در مراسم نشست و پرسش و پاسخ. به نظرم بازیگری که کارش را دوست دارد باید در مرحله عرضه کار به مخاطب هم حضور داشته باشد.
این کار هم با طیف گستردهتری از قشرهای متفاوت روبروست که اقتضائات خاص خودش را دارد برای عرضه و فروش. به نظرم دردسری نیست. من با کمال میل این کارها را انجام میدهم.
چیزی که عجیب است این است که چقدر عوامل این کار خوشحال و راضیاند...
امیدوارم در انتقاد از این طریق به روی ما بسته نشود که چون ما این کار را دوست داریم ، معنیاش این است که این کار بدون نقص است. من خودم دوست دارم انتقادهای سازنده و به درد بخور را از مردم بشنوم. ولی نمیشود گفت که خوشحال نیستم.

نه! اصلا ناراحت نیستم. راستش را بخواهید چون چند سالی است فیلمهایی که بازی کردم اکران نمیشود، در نتیجه خیلی ناراحت این قضیه نیستم. من قبلا جشنواره را خیلی دوست داشتم به خاطر دورهمیهایش. فضایی که برای دیدن همدیگر وجود داشت ضمن اینکه ارزیابی کلی برای كارنامه یك سال كار سینمایی ایران بود.
میشد درباره فیلمها صحبت کرد، نقد و بررسی وجود داشت. خوب مسلما ما هم دلمان میخواهد کاری که یک سال برایش زحمت کشیدیم دیده شود و بحث و بررسیهایش را هم بشنویم. منتهی چند سالی است که جشنواره از این فضا خارج شده است.
فکر نکنید منظورم فقط فیلمهایی است كه خودم در آن بازی كردم. من فیلمهای دیگران را هم دیدم و این فاصله گرفتن را حس کردم. چیزی که بیشتر در فضای جشنواره وجود دارد، حواشی فیلمهاست تا خود فیلمها. در نتیجه ترجیح میدهم درباره کاری صحبت کنم که مردم آن را میبینند و دربارهاش صحبت میکنند.
تبلیغات متنی
-
زنبورها «ویروسها» را در غذا تشخیص میدهند
-
قهرمانی زودهنگام اینتر در سریآ
-
ترامپ عفو مجدد نتانیاهو را خواستار شد
-
فال روزانه دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
جنجال ستاره فرانسوی در آستانه الکلاسیکو
-
لحظه اصابت صاعقه به یک ساختمان در تبریز
-
فرود اضطراری هواپیمای حامل آقای نخستوزیر در ترکیه
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
شوک جدید تیم ملی به امیر قلعهنویی
-
ایران از عربستان قدردانی کرد
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
سفر ترامپ به چین طبق برنامه انجام میشود
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
ویتکاف: در حال انجام گفتوگو با ایران هستیم
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
خبرگزاری فارس: آمریکا شروط خود را تعدیل کرد
-
حمله حزبالله به خودروی حامل فرماندهان اسرائیل
-
چندین محموله سلاح وارد فرودگاه «بنگوریون» شد
-
آمریکا پاسخ طرح ۱۴ بندی ایران را داد
-
پیشنهاد دولت برای افزایش دو برابری کالابرگ
-
چند نکته درباره سخنان امام جمعه رشت علیه زنان بیحجاب
-
ادعای ترامپ: پیشنهاد جدید ایران خوب نیست
-
سلام یونایتد به لیگ قهرمانان با شکست رقیب دیرینه
-
ادعای مقام آمریکایی مبنیبر تعطیلی تاسیسات نفتی ایران
-
واکنش یاسر آسانی به پیشنهاد جدید و خبر جدایی
-
ادعای الجزیره درباره محتوای طرح پیشنهادی ایران
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
جنگ از تنگه هرمز به سوپرمارکتها و مراکز خرید رسید
-
داستان یک بیلبورد که آینده قالیباف را پیشبینی کرد
-
حرکات عجیب ترامپ در سخنرانی دیشب سوژه شد
-
مجری فاکسنیوز سلاح جدید انتحاری ایران را معرفی کرد
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر