جشنواره فجر با برترین ها: روز دوم و سوم
حس ما به صف ها متناقض است، صف های نیاز و احتیاج دهه شصت، از کبریت تا پنیر و صف های متفرعن جشنواره فیلم فجر. صف ها همیشه داستان خودشان را داشته اند، اما این داستان را با هر زاویه ای که بخوانیم و تفسیر کنیم یک حس مشترک و انکار ناپذیر دارد.
برترین ها - ایمان عبدلی: حس ما به صف ها متناقض است، صف های نیاز و احتیاج دهه شصت، از کبریت تا پنیر و صف های متفرعن جشنواره فیلم فجر. صف ها همیشه داستان خودشان را داشته اند، اما این داستان را با هر زاویه ای که بخوانیم و تفسیر کنیم یک حس مشترک و انکار ناپذیر دارد، صف ها همدلی دارند و با هم بودن را تقویت می کنند، صف ایستادن تمرین دموکراسی است، مگر غیر از این است؟ نوبتی که رعایت می کنی ، حقی که به آن احترام می گذاری و دشواری هایی که تقسیم می کنی.
جالب اینکه صف عرصه ی گفت و گو می شود و خب دموکراسی مگر غیر گفت و گو است، تحمل حرف هایی که دوستش نداری و ذوق مرگ شدن از حرف هایی که دوستش داری و بعدتر ایجاد تعادل میان احساسات و منطقی رفتار کردن. در روزهای جشنواره از حال و هوای صف ها می نویسم و از فیلمهایی که دیده ایم؛ یک جور راهنمای خودمانی برای فیلم دیدن و فیلم جویدن؛ «روزگار عشاق سینما است، خیابان را دریابید»

جالب اینکه صف عرصه ی گفت و گو می شود و خب دموکراسی مگر غیر گفت و گو است، تحمل حرف هایی که دوستش نداری و ذوق مرگ شدن از حرف هایی که دوستش داری و بعدتر ایجاد تعادل میان احساسات و منطقی رفتار کردن. در روزهای جشنواره از حال و هوای صف ها می نویسم و از فیلمهایی که دیده ایم؛ یک جور راهنمای خودمانی برای فیلم دیدن و فیلم جویدن؛ «روزگار عشاق سینما است، خیابان را دریابید»

۲۱:۳۰ شب دوم
مقابل سینما تقریبا هیچ خبری نیست، شک می کنم نکند اشتباهی شده، می پرسم می گویند درست است ساعت ۲۲:۳۰ «به دنیا آمدن» اکران می شود، هوا سرد تر از شب گذشته است، کمی شریعتی گردی میکنم به صرف یک آش رشته و به انضمام مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی آن ها هم آش رشته می خورند، بر می گردم سمت سینما شاید ده نفر در صف هستند، بی دردسر بلیط می گیرم در سالن امید روحانی و الهام کردا هم هستند، خانم کردا که نقش اول فیلم است و امید روحانی مشغول سلفی گرفتن با هوادارانش، دستیار رخشان بنی اعتماد و سازنده ی «لطفا مزاحم نشوید» باید بیشتر استقبال میشد، لا به لای صحبت ها حرف هایی از «اژدها وارد می شود» می شنوم، پسر خنده رویی که نباید بیشتر از بیست سال سن داشته باشد از فیلم خوشش آمده می گوید: خیلی با حال بود! می گویم: چرا؟ می گوید: تازه بود هالیوودی بود ..
بچه دار شدن یا نشدن؟ فردیت یا ایثار؟
در کمال تعجب سالن پر است! «به دنیا آمدن» فیلم خلوتی است، عمده ی بار فیلم روی دوش هدایت هاشمی و الهام کردا است موقعیت ها چند بار تکرار می شود؛ فیلم با گذر از ۱۵ دقیقه ابتدایی شناسنامه کاراکترهایش را پیش رویمان می گذارد، کردا یک بازیگر تئاتر است که بچه ای در شکم دارد و در تردید میان نگه داشتن و نداشتن آن است. همسرش که هدایت هاشمی باشد مصمم به سقط بچه است آن ها یک فرزند دیگر دارند و حداقل مرد خانه، وجود فرزند دوم را نقض کننده فردیتش می داند.

وضع مالی آن ها خیلی مناسب نیست و مرد فیلمساز داستان، وجود فرزند دوم را مانعی برای پیشرفت می داند این هسته مرکزی داستان فیلم است و بقیه فعل و انفعالات حول همین مضمون می چرخد، «به دنیا آمدن» لحن آرامی دارد و داستانش را متمرکز تعریف می کند، ریتم فیلم به گونه ای است که خیلی دچار افت و خیز نمی شود و ما نه گره ی خاصی می بینیم و نه طبیعتا گره افکنی خاصی، بازی ها در سطح مطلوبی است و مایه روانکاوانه اثر در سطح مناسبی پرداخت شده است.
۰۰:۱۵
آرا بیشتر متعلق به میانه است و بعد از آن پسندیدم، به نظر هم منطقی می آید.
«به دنیا آمدن» در یک جمله: ظرفیت کره زمین ۴ میلیارد، الان هفت میلیارد رو زمین هستند!
۲۰:۳۰ شب سوم
یک ردیف صف کاملا پر شده و ردیف دیگر هم در حال پر شدن است، هنوز دوساعتی تا اکران «بارکد» مانده ، «اژدها وارد می شود» هم یک ساعت و نیم دیگر شروع می شود، ازدحام جمعیت نا امید کننده است، همه می پرسند بلیط می رسد؟ کسی پاسخ مشخصی ندارد، صف دوتا فیلم را یکی کرده اند، خانمی که قد بلندی دارد و کلاه به سرش گذاشته از «نیمه شب اتفاق افتاد» می گوید: خوب بود اما گریه دار بود، پسری که موهای سرش را تراشیده به نظر ۱۸ سال را هم ندارد در نکوهش «خشم و هیاهو» می گوید: چرت بود.

یکی از مسن تر های جمع از سینمای ایران قطع امید کرده: داستان ندارند همشون بیست دقیقه ان، خیلی بیراه نمی گوید بحث به سینمای فینچر و تارانتینو می رسد، به اسکار امسال، به مد مکس و پل جاسوس ها، به هجوم فیلمهایی با مضمون همجنس گرایی، حالا هفت هشت نفری بحث می کنند از کیمیا می گویند.
آقایی که پالتوی مشکی بلندی دارد موهایش را آنکارد کرده از محدودیت های تلویزیون می گوید: کیمیا که ضعیفه اما محدودیت هم دارند، به «شهرزاد» می رسیم به اتفاقات سیاسی معاصر به موسیقی رپ و...گذر برادران کیایی از کنار جمعیت حواس ها را پرت می کند، جیغ و هورا به سبک فیتیله ای، فضا به شدت گرم و شوخ و شنگ است، معتمد آریا و مانی حقیقی هم می آیند، درخواست سلفی می شود از این طرف داربست پسرک دستش را دور گردن حقیقی می اندازد، معمتدآریا جانانه تشویق می شود، رادان هم می آید، صف خانم ها زلزله شد؛ رادان لبخند و دست هدیه می کند و بازغی و همسر و فرزند جان هم هستند، جمعیت از دیدن این همه سلبریتی به هیجان آمده اند یک صدا فریاد می زنند : علیه دایییییی.
از بلیط خبری نیست «بارکد» به سانس ویژه می کشد ۰۰:۰۰
خوش ریتم و بامزه و فانتزی

داستان میلاد و حامد دو جوان بی کس و کاری که خوبند، اما کمی احمقند و مناسبات اجتماع را نمی دانند و وارد داستان هایی می شوند که خیلی به روحیاتشان سازگار نیست، داستان شوربختی های این دو احمق که شمایل مینیون واری هم دارند، با زبانی طنز که هم در موقعیت و هم در کلام ایجاد شده و با ریتمی متوازن و خلق فضاهایی خلاف عادت و باور ها به خوبی با تماشاگر ارتباط برقرار می کند، بهرام رادان و کیایی خیلی خوب از عهده ی نقش هایشان بر آمده اند و تصویری جدید از سحر دولتشاهی و پژمان بازغی می بینیم، فیلم البته در جاهایی شوخی های خفیف جنسی هم دارد اما در مجوع طنزی قابل احترام و تازه دارد، مطمئنا «بارکد» از آن دست آثاری است که خیلی خوب خواهد فروخت و تماشاچی را سرحال می آورد، در مجموع «بارکد» فیلمی است که با مخاطب عام ارتباط می گیرد و حال بد اقتصاد سینما را در قالبی که مقبولیت دارد خوب می کند.
۰۱:۵۰
بیشترین آرا متعلق به بسیار پسندیدم است، مردم خیلی راضی اند.
«بارکد» در یک جمله: کیفم تو جیبت! و تو با تو، علی الخصوص جفتتون!
مقابل سینما تقریبا هیچ خبری نیست، شک می کنم نکند اشتباهی شده، می پرسم می گویند درست است ساعت ۲۲:۳۰ «به دنیا آمدن» اکران می شود، هوا سرد تر از شب گذشته است، کمی شریعتی گردی میکنم به صرف یک آش رشته و به انضمام مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی آن ها هم آش رشته می خورند، بر می گردم سمت سینما شاید ده نفر در صف هستند، بی دردسر بلیط می گیرم در سالن امید روحانی و الهام کردا هم هستند، خانم کردا که نقش اول فیلم است و امید روحانی مشغول سلفی گرفتن با هوادارانش، دستیار رخشان بنی اعتماد و سازنده ی «لطفا مزاحم نشوید» باید بیشتر استقبال میشد، لا به لای صحبت ها حرف هایی از «اژدها وارد می شود» می شنوم، پسر خنده رویی که نباید بیشتر از بیست سال سن داشته باشد از فیلم خوشش آمده می گوید: خیلی با حال بود! می گویم: چرا؟ می گوید: تازه بود هالیوودی بود ..
بچه دار شدن یا نشدن؟ فردیت یا ایثار؟
در کمال تعجب سالن پر است! «به دنیا آمدن» فیلم خلوتی است، عمده ی بار فیلم روی دوش هدایت هاشمی و الهام کردا است موقعیت ها چند بار تکرار می شود؛ فیلم با گذر از ۱۵ دقیقه ابتدایی شناسنامه کاراکترهایش را پیش رویمان می گذارد، کردا یک بازیگر تئاتر است که بچه ای در شکم دارد و در تردید میان نگه داشتن و نداشتن آن است. همسرش که هدایت هاشمی باشد مصمم به سقط بچه است آن ها یک فرزند دیگر دارند و حداقل مرد خانه، وجود فرزند دوم را نقض کننده فردیتش می داند.

وضع مالی آن ها خیلی مناسب نیست و مرد فیلمساز داستان، وجود فرزند دوم را مانعی برای پیشرفت می داند این هسته مرکزی داستان فیلم است و بقیه فعل و انفعالات حول همین مضمون می چرخد، «به دنیا آمدن» لحن آرامی دارد و داستانش را متمرکز تعریف می کند، ریتم فیلم به گونه ای است که خیلی دچار افت و خیز نمی شود و ما نه گره ی خاصی می بینیم و نه طبیعتا گره افکنی خاصی، بازی ها در سطح مطلوبی است و مایه روانکاوانه اثر در سطح مناسبی پرداخت شده است.
۰۰:۱۵
آرا بیشتر متعلق به میانه است و بعد از آن پسندیدم، به نظر هم منطقی می آید.
«به دنیا آمدن» در یک جمله: ظرفیت کره زمین ۴ میلیارد، الان هفت میلیارد رو زمین هستند!
۲۰:۳۰ شب سوم
یک ردیف صف کاملا پر شده و ردیف دیگر هم در حال پر شدن است، هنوز دوساعتی تا اکران «بارکد» مانده ، «اژدها وارد می شود» هم یک ساعت و نیم دیگر شروع می شود، ازدحام جمعیت نا امید کننده است، همه می پرسند بلیط می رسد؟ کسی پاسخ مشخصی ندارد، صف دوتا فیلم را یکی کرده اند، خانمی که قد بلندی دارد و کلاه به سرش گذاشته از «نیمه شب اتفاق افتاد» می گوید: خوب بود اما گریه دار بود، پسری که موهای سرش را تراشیده به نظر ۱۸ سال را هم ندارد در نکوهش «خشم و هیاهو» می گوید: چرت بود.

یکی از مسن تر های جمع از سینمای ایران قطع امید کرده: داستان ندارند همشون بیست دقیقه ان، خیلی بیراه نمی گوید بحث به سینمای فینچر و تارانتینو می رسد، به اسکار امسال، به مد مکس و پل جاسوس ها، به هجوم فیلمهایی با مضمون همجنس گرایی، حالا هفت هشت نفری بحث می کنند از کیمیا می گویند.
آقایی که پالتوی مشکی بلندی دارد موهایش را آنکارد کرده از محدودیت های تلویزیون می گوید: کیمیا که ضعیفه اما محدودیت هم دارند، به «شهرزاد» می رسیم به اتفاقات سیاسی معاصر به موسیقی رپ و...گذر برادران کیایی از کنار جمعیت حواس ها را پرت می کند، جیغ و هورا به سبک فیتیله ای، فضا به شدت گرم و شوخ و شنگ است، معتمد آریا و مانی حقیقی هم می آیند، درخواست سلفی می شود از این طرف داربست پسرک دستش را دور گردن حقیقی می اندازد، معمتدآریا جانانه تشویق می شود، رادان هم می آید، صف خانم ها زلزله شد؛ رادان لبخند و دست هدیه می کند و بازغی و همسر و فرزند جان هم هستند، جمعیت از دیدن این همه سلبریتی به هیجان آمده اند یک صدا فریاد می زنند : علیه دایییییی.
از بلیط خبری نیست «بارکد» به سانس ویژه می کشد ۰۰:۰۰
خوش ریتم و بامزه و فانتزی

داستان میلاد و حامد دو جوان بی کس و کاری که خوبند، اما کمی احمقند و مناسبات اجتماع را نمی دانند و وارد داستان هایی می شوند که خیلی به روحیاتشان سازگار نیست، داستان شوربختی های این دو احمق که شمایل مینیون واری هم دارند، با زبانی طنز که هم در موقعیت و هم در کلام ایجاد شده و با ریتمی متوازن و خلق فضاهایی خلاف عادت و باور ها به خوبی با تماشاگر ارتباط برقرار می کند، بهرام رادان و کیایی خیلی خوب از عهده ی نقش هایشان بر آمده اند و تصویری جدید از سحر دولتشاهی و پژمان بازغی می بینیم، فیلم البته در جاهایی شوخی های خفیف جنسی هم دارد اما در مجوع طنزی قابل احترام و تازه دارد، مطمئنا «بارکد» از آن دست آثاری است که خیلی خوب خواهد فروخت و تماشاچی را سرحال می آورد، در مجموع «بارکد» فیلمی است که با مخاطب عام ارتباط می گیرد و حال بد اقتصاد سینما را در قالبی که مقبولیت دارد خوب می کند.
۰۱:۵۰
بیشترین آرا متعلق به بسیار پسندیدم است، مردم خیلی راضی اند.
«بارکد» در یک جمله: کیفم تو جیبت! و تو با تو، علی الخصوص جفتتون!
تبلیغات متنی
-
استوری تازه و معنادار عمو پورنگ جلبتوجه کرد
-
گردش خبرساز یک زوج با کالابرگ دو میلیونی در فروشگاه
-
ادعای وال استریت؛ توافق ایران و آمریکا ممکن است
-
حبوبات ۳۰ درصد گران شد
-
بهترین فروشگاههای سنگ قبر در ایران
-
پست پرویز پرستویی در ساعات اخیر پربازدید شد
-
سه قابی از ایران که در سال ۲۰۲۶ جهانی شد
-
نامه کسر امتیاز به دست آبیها رسید!
-
عزاداری تلخ محمد خاکپور در چهلم جانباختگان دی ماه
-
گزارش اسرائیل از اقدام خبرساز سپاه همزمان با مذاکرات
-
اسکوئید گیم واقعی در تهران اجرا شد!
-
احسان خواجهامیری: نفسم در این روزها بالا نمیآید
-
تصاویر برگزاری مراسم چهلم جانباختگان دی ماه توسط دولت
-
اولین واکنش آمریکا به نتیجه مذاکرات امروز با ایران
-
عکس هادی چوپان از باشگاههای ورزشی حذف شد
-
ادعای وال استریت؛ توافق ایران و آمریکا ممکن است
-
سه قابی از ایران که در سال ۲۰۲۶ جهانی شد
-
عزاداری تلخ محمد خاکپور در چهلم جانباختگان دی ماه
-
گزارش اسرائیل از اقدام خبرساز سپاه همزمان با مذاکرات
-
تصاویر برگزاری مراسم چهلم جانباختگان دی ماه توسط دولت
-
اولین واکنش آمریکا به نتیجه مذاکرات امروز با ایران
-
عکس هادی چوپان از باشگاههای ورزشی حذف شد
-
ممیزی عجیب صداوسیما ناگهان لغو شد!
-
هزینه سفره افطار در رمضان ۱۴۰۴ هم باورنکردنی شد
-
تصویر متفاوت از عراقچی در جریان مذاکره امروز
-
عمان مذاکره امروز ایران و آمریکا را توصیف کرد
-
نطق توجهبرانگیز پزشکیان بعد از اتمام دور دوم مذاکرات
-
عراقچی زمان دور بعدی مذاکرات را مشخص کرد
-
هیأت ایرانی همین امشب به تهران بازمیگردد
-
اظهارات مهم عراقچی بعد از پایان مذاکرات
-
آمریکا دو شرط را پذیرفت، ایران پای میز مذاکره رفت
-
پخش آهنگ شهرام صولتی در حضور عراقچی!
-
شبکه سه تلویزیون از احتمال آغاز جنگ جهانی خبر داد
-
مداح معروف مالیاتش را به دولتهای خارجی تقدیم کرد
-
توضیح قالیباف درباره بنزین ۶۰هزار تومانی در سال ۱۴۰۵
-
ادعای همکاری دستگاههای امنیتی ایران و جداییطلبان باسک
-
قالیباف در پاسخ به رسایی: من پیک جنابعالی هستم
-
احمدینژاد بعد از حواشی اخیر اطلاعیه صادر کرد
-
«قربان، طلا، سوسن و زیبا» در پشتصحنه سریال «سوجان»
-
بنیفاطمه، از پاکتهای دریافتی مداحان میگوید
-
پایان مذاکرات امروز ایران و آمریکا در ژنو
-
چهره «سوسن» در اتاق گریم سریال «سوجان»
-
زیپ شلوار عراقچی مساله برخی رسانهها شد
-
موافقت تلویحی مجلس با گران شدن سوخت و نان
-
مزارهای بدون سنگ؛ روایتی از چهلم نگین و مجید
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
جناب عبدلی در نوشتن مطالب، خیلی قصد دارند که روایت جذابی را ارائه کنند اما گنگ وار ارائه کردن محتوا با غلط های املایی، از جذابیت تحلیل در رویکرد سینمایی کاسته است. درتحلیل های روزهای بعد، روایی و انسجام را در گزارش لحاظ کنند تا درک بهتری به مخاطب بدهد.