کتابهای وطنی که «برگزیده جایزه...» شدند
یک قانون نانوشته وجود دارد که به برگزیدگان جایزههای دولتی و حتی خصوصی نباید چندان وقعی نهاد! معلوم نیست پشت پرده داوریها چه خبر است؛ کسی رفیقش را امسال انتخاب میکند تا سال بعد که دیگر داور نیست، در رودربایستی هم که شده، خودش انتخاب شود... هزار و یک حرف و انگ مشابه این وجود دارد.
هفته نامه همشهری جوان - حورا نژادصداقت: یک قانون نانوشته وجود دارد که به برگزیدگان جایزه های دولتی و حتی خصوصی نباید چندان وقعی نهاد! معلوم نیست پشت پرده داوری ها چه خبر است؛ کسی رفیقش را امسال انتخاب می کند تا سال بعد که دیگر داور نیست، در رودربایستی هم که شده، خودش انتخاب شود... هزار و یک حرف و انگ مشابه این وجود دارد. نتیجه اش هم این است که وقتی اثری برگزیده می شود، چندان تاثیر زیادی روی فروشش نمی گذارد.
فرض بگیریم باندبازی هایی پشت تعدادی از این جوایز باشد اما بد نیست گاهی هم به این انتخاب ها اعتماد کرد؛ حداقل نسبت به آن دسته ای که خود ما هم با خط و گرایش داروها و سابقه کارها و نظراتشان چندان بی ربط نیستیم. حالا که سال ۹۶ به پایان رسیده است، مروری کرده ایم بر کل جوایز ادبی سال ۹۶ اما راستش نشد که همه اش را بنویسیم.
ما هم می دانیم که جای بعضی از کتاب ها در این لیست برگزیدگان خالی است اما برای کسانی که می خواهند کمی سفارش شده کتاب بگیرند، خوب است که هم نگاهی به لیست برگزیدگان بیندازند و هم نامزدهایی که تا مرحله آخر بالا آمده اند. بالاخره کتابی که در چند جایزه، با چند گرایش متفاوت نامزد شده، لابد چیزی داشته که توانسته نظر داوران مختلف را به خودش جلب کند.
حواشی تمام نشدنی
عنوان: جایزه جلال آل احمد
دوره: دهم
اثر برگزیده بخش داستان: اسم شوهر من تهران است
نویسنده: زهره شعبانی
ناشر: مرکز
خلاصه: بیایید با اولین داستان او شروع کنیم: «نمی دونم دیشب شب اول قبر کدوم گناهکار بود که تا صبح، خواب به چشمام نیومد. دم صبح هم که پلک هایم رو هم رفت، خواب بد دیدم. بلا دور. بچه ها رو با قل هو الله راهی مدرسه کردم. غیر نون هم چیزی واسه چاشت نداشتیم. امان از خونه داری، هر چی می خرید بازم نداری! آخه یکی نیست بگه حوضی که آب نداره، این همه قورباغه می خواد چی کار؟ عیب از خودمه...» از همین جا کم و بیش معلوم است که شعبانی از احوال سخت روزگار در مجموعه داستانش صحبت کرده؛ چشم هایش را رو به واقعیت باز کرده و گاهی، بدون ملاحظات عجیب و غریب راوی شان شده است.
اثر برگزیده بخش رمان: بی کتابی/ این خیابان سرعت گیر ندارد
نویسنده: محمدرضا شرفی خوبشان و مریم جهانی
ناشر: شهرستان ادب و مرکز
حواشی: مگر می شود جایزه جلال آل احمد برگزار شود و هیچ حاشیه ای نداشته باشد و یک عده در خلوت و جلوت شلوغ نکنند که انتخاب ها غیرمنصفانه بوده و جای فلان رمان در لیست خالی است و...؟ پس امسال هم مثل تمام سال ها. کلا داوران جایزه جلال هر کاری که بکنند، باز هم منتقدان جدی دارند.
خلاصه: رمانی «بی کتابی» نثر عجیب خودش را دارد، با طراحی جلد خاص و موضوع داستان متفاوت که درباره کتاب است! شخصیت اصلی رمان مردی به نام میرزا یعقوب آنتیک فروش، از شیفتگان نسخ خطی است که از همان شروع رمان با ماجرای قتلی مواجه می شود که در آن به دنبال وسیله ای ارزشمند با نام کتاب گلشن نادری هستند! این رمان هم تاریخی است و حوادث آن در ایام به توپ بستن مجلس مشروطه در زمان محمدعلی شاه قاجار می گذرد.
شما آقایان تقویم هستید
عنوان: جایزه احمد محمود
دوره: اول
اثر برگزیده بخش رمان: یک پرونده کهنه
نویسنده: رضا جولایی
ناشر: آموت
حواشی: یکی از پرحاشیه ترین جایزه های امسال بود؛ عده ای نقد کردند که اصلا با اجازه چه کسی نام احمد محمود را بر جایزه گذاشته اند، چطور داورانش را انتخاب کرده اند، چطور امتیازدهی کرده اند و خلاصه هزار و یک حرف. وقتی هم که مراسم اختتامیه در خانه هنرمندان برگزار شد، حرف های محمود دولت آبادی سر و صدای زیادی به پا کرد؛ مثلا این جمله اش: «شما آقایان تقویم هستید و ما تاریخ». اما به نظر می رسد این جایزه به خاطر انتخاب هایش ختم به خیر شد. ضمن این که در بخش داستان هم «بی باد بی پارو» نوشته فریبا وفی و «همین امشب بر می گردیم» از پیمان اسماعیلی به صورت مشترک برگزیده شدند.
خلاصه: رمان با دیدار پنج نفر دور یک میزگرد قدیمی با چند صندلی لهستانی و یک چراغ سقفی حبابدار در جمع 10 بهمن 1326 شروع می شود. رضا جولایی فضا را در اولین پاراگراف این طور توصیف می کند: «جمعه بود. جمعه روز بدی است برای کارهای خطیر اما انضباط حزبی چیزی درباره بدی و خوبی روزها نگفته بود.» بعد تاریخ ها در ابتدای بخش کمی عقب می روند و کمی هم جلو تا بتوانند ماجرای قتل محمد مسعود (روزنامه نگار) و قاتلان احتمالی او را در یک رمان تاریخی نقل کنند.
دست بردار از من
عنوان: کتاب سال شعر جوان (جایزه قیصر امین پور)
دوره: (به نوعی) اول
اثر برگزیده: اندوهان (کلاسیک)/ پوسیدگی (سپید)
نویسنده: مرتضی لطفی و میثم زرتشتیان
ناشر: شانی و ماه باران
حواشی: این از آن دسته جایزه هایی است که سرگذشت عجیب و غریبی دارد. اولش برگزار شد، بعد تغییر اسم پیدا کرد و بعد دیگر کلا برگزار نشد و امسال دوره جدیدش به سلامتی به نتیجه رسید. یعنی از سال 91 تا حالا آخرین دوره جایزه کتاب سال شعر جوان موسوم به جایزه قیصر امین پور کلا به کسی اهدا نشده بود. ما این جا از دو برگزیده می گوییم ولی بدانید که سیده تکتم حسینی که هر از گاهی پیشنهادهای شعرخوانی در ه.ج به ما می دهد، به خاطر «نارنج مویه ها» در همین دوره مقام دوم را آورده بود.
خلاصه: مرتضی لطفی در یکی از غزل هایش که اتفاق با حال و هوای این روزها و خبرهای گاه و بیگاه تلخش سازگار است، می گوید:
«ای دل این انبوه اندوهان من/ کوره در پیرهن پنهان من
دیدی و جز خون و خاکستر نبود/ دست بردار از من و از جان من
آنچه را سرمایه می پنداشتم/ دور شد؛ شد مایه خسران من
سوختی در سوگ فرزندان خویش/ آه ای ایران من، ایران من»
رضایت نسبی همگان
عنوان: جایزه دوسالانه بهار شیرازدوره: اول
اثر برگزیده: خانه کوچک ما
نویسنده: داریوش احمدی
ناشر: نیماژ
حواشی: تا ان جا که به گوش ما رسید، این جایزه حواشی عجیب و غریبی نداشت و در مجموع، دیگران هم از انتخاب هایش راضی بودند؛ یعنی هر دو اثر (چه در بخش رمان و چه داستان کوتاه) را از کتاب های خواندنی می دانستند. هر چند، چون اولین دوره اش بود، نقدهایی هم به عملکرد آن ها وارد شد که قاعدتا عجیب نیست.
خلاصه: این مجموعه داستان، اولین اثر داریوش احمدی است؛ پر از خاطراتی در گذشته دور و نزدیک که به سراغشان می رود و در آن ها از عشق می گوید و مرارت های زندگی. با قلمی روان که کار را تندخوان می کند. اولین پاراگراف داستان «خانه کوچک ما» را بخوانید: «آن شب، وقتی نور لامپ ها کم و زیاد می شد و از کرانه های دور آسمان صدای رعد می آمد، بارقه ای از امید در دلم جوانه می زد که اگر فردا باران باشد، سر کار نخواهم رفت. پدرم که توی رختخواب افتاده بود مرتب با خودش حرف می زد و می گفت: «خاب! اینم از این...» سال های سال بود که به این جمله اش عاده کرده بودیم...» (صفحه 151) راستی، این کتاب نامزد بخش داستان جایزه جلال در این دوره هم بود.
آیا اثر شاخص نداریم؟
عنوان: جایزه شعر احمد شاملو
دوره: سوم
اثر برگزیده: آشویتس خصوصی من
نویسنده: چشمه
ناشر: این جایزه، از آن دسته جوایزی است که اعتبار نام آن برای شاعران اهمیت بیشتری دارد تا وجه مادی اش. پس از برگزاری جایزه صحبت های دکتر ضیاء موحد، شاعر و پژوهشگر و استاد دانشگاه، در گفت و گو با ایبنا خبرساز شد: «این آخرین فعالیت من در داوری یک جایزه بود و بعد از این در هیچ جایزه ای داوری نخواهم کرد؛ چرا که چشمانم هنگام مطالعه اذیت می شود و ترجیح می دهم به جای خواندن کتاب های سطح متوسط، وقتم را صرف خواندن کتاب های مهم و مفید کنم. به اعتقاد من جوایز مهم نیستند و شعر خوب، خوب است و هر کسی که آن را بخواند، به راحتی متوجه آن می شود، البته در میان این 11 اثر چنین ویژگی ای وجود نداشت و اثر شاخصی نبود.»
خلاصه: بیایید به جای معرفی کردن این مجموعه شعر، یکی از اشعار همایون که خودش هم روزنامه نگار است، با نام «سلول انفرادی خاورمیانه» را بخوانیم: «آن مرد/ روزنامه نویسی بود/ با ستونی پانصد کلمه ای برای هر روز/ حالا سال هاست در زندان/ با خروارها جدول حل نشده کلمات متقاطع/ با مشت مشت قرص های آرامبخش/ با ساعت ها قدم زدن در اتاقی دو در دو/ با از بَر کردن دیوارنویسی های سلول/ آن مرد به اسب شاه نگفته بود یابو/ به مردمک هایش خیره می شد هر صبح در آینه...»
میزانی برای ترجمه بهتر
عنوان: جایزه ابوالحسن نجفی
دوره: دوم
اثر برگزیده: مارش رادتسکی
نویسنده: یوزف روت با ترجمه محمد همتی
ناشر: نو
حواشی: مرحوم ابوالحسن نجفی از آن دسته شخصیت های چندبعدی بود؛ نویسنده، مترجم، ویراستار و... در این جایزه هم قرار است هر سال بهترین اثر ترجمه به لحاظ فن تجربه و البته مهارت های درست نویسی در سال قبلش انتخاب شود. در دوره اول آن هم کتاب «آشیانه اشراف» از «تورگینف» با ترجمه آبتین گلکار برگزیده شده بود.
خلاصه: این رمان مهم ترین اثر روت است و در آن ماجرای سه نسل را تعریف می کند که به امپراتوری اتریش مجارستان خدمت می کرده اند، البته در عمل، رمان روند فروپاشی این امپراتوری را نشان می دهد و نویسنده هم در آن به قدرت رسیدن رایش سوم را برای اولین بار پیش بینی می کند. پس می توان گفت، کسانی که به رمان های تاریخی علاقه دارند، احتمالا از این اثر هم خوششان می آید و درگیر پیچیدگی ها و چند لایه بودن روایت آن می شوند.
روایتی پرهراس
رمان «تپه خرگوش» از علی اکبر حیدری، در بیشتر جایزه های امسال مثل جایزه جلال آل احمد، هفت اقلیم و احمد محمود جزء نامزدهای نهایی بود.
• امسال در اولین «جشنواره ملی شعر جایزه نیما» به دکتر سیروس شمیسا، استاد زبان و ادبیات فارسی تندیس نیما اهدا شد. یکی از آثار شاخص او کتاب «نگاهی به سهراب سپهری» است که برای علاقه مندان به سهراب جذابیت و نکات زیادی دارد.
دکتر سیروس شمیسا
تبلیغات متنی
-
زنبورها «ویروسها» را در غذا تشخیص میدهند
-
قهرمانی زودهنگام اینتر در سریآ
-
ترامپ عفو مجدد نتانیاهو را خواستار شد
-
فال روزانه دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
جنجال ستاره فرانسوی در آستانه الکلاسیکو
-
لحظه اصابت صاعقه به یک ساختمان در تبریز
-
فرود اضطراری هواپیمای حامل آقای نخستوزیر در ترکیه
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
شوک جدید تیم ملی به امیر قلعهنویی
-
ایران از عربستان قدردانی کرد
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
سفر ترامپ به چین طبق برنامه انجام میشود
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
ویتکاف: در حال انجام گفتوگو با ایران هستیم
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
خبرگزاری فارس: آمریکا شروط خود را تعدیل کرد
-
حمله حزبالله به خودروی حامل فرماندهان اسرائیل
-
چندین محموله سلاح وارد فرودگاه «بنگوریون» شد
-
آمریکا پاسخ طرح ۱۴ بندی ایران را داد
-
پیشنهاد دولت برای افزایش دو برابری کالابرگ
-
چند نکته درباره سخنان امام جمعه رشت علیه زنان بیحجاب
-
ادعای ترامپ: پیشنهاد جدید ایران خوب نیست
-
سلام یونایتد به لیگ قهرمانان با شکست رقیب دیرینه
-
ادعای مقام آمریکایی مبنیبر تعطیلی تاسیسات نفتی ایران
-
واکنش یاسر آسانی به پیشنهاد جدید و خبر جدایی
-
ادعای الجزیره درباره محتوای طرح پیشنهادی ایران
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
جنگ از تنگه هرمز به سوپرمارکتها و مراکز خرید رسید
-
داستان یک بیلبورد که آینده قالیباف را پیشبینی کرد
-
حرکات عجیب ترامپ در سخنرانی دیشب سوژه شد
-
مجری فاکسنیوز سلاح جدید انتحاری ایران را معرفی کرد
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
باز خوبه خودت اعتراف کردی که کتابایی که خط فکری خودتو دارن اوردی
متاسفانه بيشتر رمان نويس هاي ايراني فكر ميكنن هرچي گيج كننده تر بنويسن هنر بيشتري بخرج دادن مثله كتاب ارميا . يه عده مثله من علاقه مند به خوندن كتابهاي سر راست و عادي اند مثله (چراغ ها را من خاموش مي كنم ) اما از اين دست در ادبيات امروز ايران زياد نيست .
پاسخ ها
دقیقا! کتاب چراغ ها را من خاموش میکنم که عالی بود ولی خدایش من خودم با اینکه نویسنده هستم ولی اصلا رغبت نمیکنم کتابای ایرانی رو بخونم ،حتی سرهمین دلم نمیخاد کتابمو چاپ کنم چون فک میکنم رمان های ایرانی طرفدار نداره با اینکه رمان من آبکی نیست البته از نظر خودم