بابک جهانبخش، یک استقلالی ۴ آتیشه
بابک جهانبخش می گوید به شدت خجالتی است و به شدت اهل خانواده، کت های قرمزرنگش معروف است ولی ادعا می کند خونش آبی است و برای ریانشدن قرمز می پوشد.
همشهری تماشاگر: خودش می گوید به شدت خجالتی است و به شدت اهل خانواده، کت های قرمزرنگش معروف است ولی ادعا می کند خونش آبی است و برای ریانشدن قرمز می پوشد. البته از شانس بدی که دارد امسال زیاد نتوانسته حرف اول و آخر را در خانه بزند. چون قرمزها برنده میدان نبرد لیگ امسال بوده اند.
بابک اهل ورزش هم هست؟
من حقیقتش ورزشکار بودم، خیلی هم دوست دارم اما وقتی می روم در یک مجموعه و همه یک جوری نگاهم می کنند مودب می شوم. قبلا کاراته کار می کردم ولی الان نه دیگر، خیلی بشود بدن سازی و... اگر برسم بیشتر سعی می کنم در خانه تردمیل بروم چون خیلی خجالتی هستم.
لباس قرمز و در این چند مدت کت قرمز زیاد تن می کنید، طرفدار قرمزها هستید؟
نه. توی کارم هیچ کدوم اما سلیقه فوتبالی ام آبی است. در کل فکر می کنم آبی و قرمز در کشور ما کنار هم معنی پیدا می کنند و چقدر خوب است که ما به هم و به سلیقه هم احترام بگذاریم و همدیگر را به خاطر رنگ قضاوت نکنیم.
چندی پیش یکی از دوستان نوشته بود که چون تو آبی هستی ما دیگر طرفدارت نیستیم، اصلا از تو متنفر هستیم. من به این دسته از افراد این جا چنین می گویم: مگر من طرفدارهای خود را به قرمز و آبی انتخاب می کنم که آن ها این طوری حرف می زنند؟ از حرف آن فرد محترم خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم جایی دیگر علنی علاقه ام را بیان نکنم ولی نمی دانم چرا با شما دوباره بیان کردم.
چقدر اهل توپ و فوتبال و جنجال هایش هستی؟
دروغ نمی گویم فوتبال را دوست دارم ولی جنجال و حاشیه را نه، چون بیشترین صدمه ای که یک فرد می تواند بخورد از حاشیه است.
روپایی چند تا می زنی؟
فکر کنم قصد دارید اذیتم کنید. (با خنده)
اصطلاحا با شورت ورزشی عکس داری؟
اگر قول می دهید دیگر به این سمت از سوال ها نروید همین الان می اندازم. (باخ خنده)
درباره تیم ملی و کارلوس کی روش چه نظری داری؟
تیممان بسیار دوست داشتنی است و همین مورد باعث می شود اگر با ضعیف ترین تیم هم بازی داشته باشد فرد مشتاق به دیدن بازی شود. مربی تیم ملی همه که جای تعریف ندارد، چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
برویم سراغ خانواده و بحث داغ کری خوانی. خانواده چطور است؟ چه رنگی هستند؟
همسرم به شدت پرسپولیسی است ولی هنوز پسرم به سنی نرسیده که انتخاب کند. بنده و همسرم تلاش می کنیم او را به سمت خودمان سوق دهیم.
کرکری معروفت با همسر بعد از داربی؟
نپرسید که امسال این موضوع سبب شد حسابی در خانه کار کنم و حرف خانم، حرف الو باشد. تا یک هفته فردی که برده حرف اول و آخر را می زند.
پس بابکی که متولد آلمان است و اولین بار با فرهنگ یک کشور خارجی آشنا شده، فرهنگ اصیل را یک فرهنگ ایرانی می داند و سرلوحه کارهایش فرهنگ و زندگی ایرانی است؟
من خونم ایرانی است، پدر و مادرم ایرانی هستند و خودم ایرانی هستم. زادگاهم فقط آلمان است و به خاطر تحصیلات پدرم آن جا متولد شده ام. ایده هایی برای آن ها ارزش است که برای ما نیست و بالعکس.
همه باید به عقاید هم احترام بگذارند. من همیشه به تمام تفکرات آدم ها احترام گذاشته ام اما ما اگر بخواهیم مثل دیگران رفتار کنیم درست نیست چون خودمان ارزش هایی داریم که برایمان محترم است و باید به آن ها پایبند باشیم وگرنه نظم جامعه مان را به هم خواهیم زد.
موسیقی را برای شهرت و پول شروع کردی یا عاشقش بودی و قدم به این عرصه گذاشتی؟
هرکسی در یک سنی دوست دارد تلاش کند و به نقطه بالایی برسد. همه موفق بودن را دوست دارند. خیلی ها که موفق نمی شوند برای خواسته شان زحمت نمی کشند و یا به گفته تعدادی اگر زحمت هم می کشند استعداد لازم را ندارند یا انتخاب غلطی می کنند و به این فکر نمی کنند که شاید در چیز دیگری استعداد دارند. روزی که این کار را آغاز کردم به دنبال پولدارشدن نبودم. من عاشق هنر بودم و هنوز با تمام وجودم کار می کنم. اگر این حس عشق به کارم در من یک لحظه وجود نداشته باشد اصلا در این کار موفق نمی شوم.
شهرت چطور؟
واقعا نه. نه شهرت و نه حتی پول نمی تواند شور و عشق و نشاطی که روزگار قدیم داشته ام را به من برگرداند. جدی می گویم؛ قدیم کارها با احساس تر بود. نمی دانم دلیلی چیست ولی دلم برای گذشته تنگ شده است.
شهرت و این همه طرفدار دلیل نبود آن ارامش و حس علاقه گذشته است؟
نه، شهرت دلیل نبود حس های قدیم نیست حتی در بیشتر زمان ها احساس محبت مردم تداعی کننده روزهای خوب گذشته من است و شاید اگر این همه طرفدار پرشور را نداشتم خیلی زودتر خسته می شدم. ناخودآگاه شما دنبال حاشیه نیستی اما برایت به وجود می آید که در خیلی مکان ها به چشم یک کالا دیده می شوی و آن وقت وضع فرق می کند. شاید خیلی ها این قضیه را باز نکنند اما شهرت همین طور که خیلی چیزها به تو می دهد خیلی ها را هم ازت می گیرد.
بحث شهرت و آثارش خیلی بزرگ است. شاید همه آرزو دارند در نقطه ای قرار بگیرند که دیده شوند و همه برایشان سر و دست بشکنند... وقتی شهرت پیدا می کنی خیلی کارها نمی تواند باب میلت باشد و به تنهایی تصمیم بگیری. واقعیت این است چیزی که من در جامعه هنری تصور می کردم و می دیدم و دنبالش بودم امروز با ایده آل هایم فاصله زیادی دارد.
قطعه برف، در این چند ساله یکی از قطعه های توفانی اجرا شده است بوده و برای شنیده شدن فصل نمی شناسد.
ببینید، همین را بگویم که من با موسیقی زندگی می کنم. من موسیقی را نمی سازم که بگیرد، من موسیقی را می سازم که به دل بنشیند و این دو خیلی فرق دارند. من حرف دلم را می زنم و مردم چیزی که از دل بیاید را دوست خواهندداشت.
ترانه برف چطور برف شد؟
روزی برفی پشت شیشه خانه ایستاده بودم و همینطور داشتم به حرکت برف ها نگاه می کردم. نوشتم که برف برف برف می باره قلب من امشب بی قراره و بعدا این شعر را تا یک جا پیش بردم و هرچه سعی می کردم ترانه را ادامه دهم برایم مشکل تر می شد.
به خاطر همین با یکی دوتا از دوستان مشورت کردم و آن ها لطف کردند و ترانه را کامل کردند. چیزی که ترانه سرای این کار در ادامه آن ترانه گفت بیشتر به دلم نشست ولی در کل ملودی کاملی از آب درآمده بود و همان جا حسی خوب برای این قطعه در من رشد کرد که بابت آن خدا را شکر می کنم. الان تابستان هم که هست می گویم بابا این را این قدر برای اجرا نزنید اما پرطرفدار است دیگر. خوشحالم هر سال که برف بیاید این آهنگ هم به یاد مردم می نشیند و این همان ماندگاری است که از آن حرف زدم.
در زندگی چقدر با همسرت مشورت می کنی؟
ما همه کارها را با مشورت هم پیش بردیم و همسرم در خیلی از زمان ها صبوری به خرج داده. در زندگی ما مکمل بودن زن و مرد به درستی تعریف می شود. واقعا همسرم در این چند ساله یار تمام فصول من بوده است.
خاطره انگیزترین و یا به تعبیری انرژیک ترین جمله همسرت چه جمله ای است؟
نمی توانم بگویم، خصوصی است. جدا از شوخی ما همیشه به یکدیگر می گوییم که در هر شرایطی پشت هم هستیم و این که هیچ وقت خودت را ارزان نفروش و برای کارت زحمت بکش انرژیک ترین حرف او به من است. یعنی هم من و هم ایشان پای حرف هایمان ایستاده ایم.
کار من خیلی به سختی پیش رفته و فراز و فرودهای زیادی داشته اما هیچ وقت حاضر نشدم هنرم را به چیزهایی بفروشم که شاید من را سریع تر به مقصدم برساند و این برای من خیلی مهم بود که با سختی های کارم برای پیشرفت بجنگم ولی همیشه گزینه هایی هستند که انحراف دارند و اگر سرت را بالا نگیری مستقیم در گرداب آن فرو می روی، چون همه دوست دارند زودتر به مقصد برسند. خدا را شاکرم چون شریکی در کنارم دارم که در بعضی از مواقع با یک اشاره سبب شده سرم را بالا بگیرم و مسیر انحرافی را پشت سر بگذارم.
بیشتر مایلی اوقات فراغتت را چطور بگذرانی؟
اهل سفرم؛ مخصوصا جاهایی که دریا دارد بیشتر می روم و با طبیعت انسم بهتر است.
باور مردم این است که خواننده جماعت درد ندارد چون پول دارد. درست است؟
ذنه نه! واقعا این طور نیست. همه آدم ها درد دارند. اصلا درد و ناراحتی جوهره زندگی و دنیاست.
دستمزد فروش آلبوم و اجرای یک کنسرت به پای دستمزد فوتبالی ها می رسد؟
دستمزد ما و فوتبالیست ها؟ اصلا امکان ندارد.
می گویند فلان خواننده از فروش یک آلبوم خودش را می بندد، با اجرای دو سانس کنسرت آینده فرزندش را تضمین می کند. درست می گویند؟
می شود یک سوال هم من بکنم؟
بفرمایید، اختیار دارید.
اصلا فلان کس میلیاردی پول می گیرد. این پول ها در حال حاضر اوضاع کشور ما دلیل می شود بگویید فلان نفر میلیاردر است؟
هم بله همه نه. بگذریم... دنبال پولدارشدن بیشتر از این هستی؟
(خنده) من به همینی که هستم راضی ام و دنبال پولدارشدن صرف نیستم، چون می گویم پول یک چیزهایی را از آدم می گیرد. من همیشه در زندگی دوست داشتم در رفاه زندگی کنم که البته رفاه بسیار با پولداربودن فرق می کند. رفاه یعنی هرکس از زندگی یک سهمی داشته باشد. یک وقت می بینید طرف هفت هشت تا برج دارد باز هم راضی نیست و باز هم از نداشتن رفاه حرف می زند ولی من نمی خواهم اصلا به آن شکل باشم و دنبالش هم نیستم. به جان پسرم همینی که الان هستم را دوست دارم.
سخن پایانی؟
امیدوارم زندگی همه جوان های کشورم ایرانی باشد و میانگین ازدواج از طلاق پیش بگیرد و عاشق باشند. عاشق همه شان هستم.
بابک اهل ورزش هم هست؟
من حقیقتش ورزشکار بودم، خیلی هم دوست دارم اما وقتی می روم در یک مجموعه و همه یک جوری نگاهم می کنند مودب می شوم. قبلا کاراته کار می کردم ولی الان نه دیگر، خیلی بشود بدن سازی و... اگر برسم بیشتر سعی می کنم در خانه تردمیل بروم چون خیلی خجالتی هستم.
لباس قرمز و در این چند مدت کت قرمز زیاد تن می کنید، طرفدار قرمزها هستید؟
نه. توی کارم هیچ کدوم اما سلیقه فوتبالی ام آبی است. در کل فکر می کنم آبی و قرمز در کشور ما کنار هم معنی پیدا می کنند و چقدر خوب است که ما به هم و به سلیقه هم احترام بگذاریم و همدیگر را به خاطر رنگ قضاوت نکنیم.
چندی پیش یکی از دوستان نوشته بود که چون تو آبی هستی ما دیگر طرفدارت نیستیم، اصلا از تو متنفر هستیم. من به این دسته از افراد این جا چنین می گویم: مگر من طرفدارهای خود را به قرمز و آبی انتخاب می کنم که آن ها این طوری حرف می زنند؟ از حرف آن فرد محترم خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم جایی دیگر علنی علاقه ام را بیان نکنم ولی نمی دانم چرا با شما دوباره بیان کردم.
چقدر اهل توپ و فوتبال و جنجال هایش هستی؟
دروغ نمی گویم فوتبال را دوست دارم ولی جنجال و حاشیه را نه، چون بیشترین صدمه ای که یک فرد می تواند بخورد از حاشیه است.
روپایی چند تا می زنی؟
فکر کنم قصد دارید اذیتم کنید. (با خنده)
اصطلاحا با شورت ورزشی عکس داری؟
اگر قول می دهید دیگر به این سمت از سوال ها نروید همین الان می اندازم. (باخ خنده)
درباره تیم ملی و کارلوس کی روش چه نظری داری؟
تیممان بسیار دوست داشتنی است و همین مورد باعث می شود اگر با ضعیف ترین تیم هم بازی داشته باشد فرد مشتاق به دیدن بازی شود. مربی تیم ملی همه که جای تعریف ندارد، چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
برویم سراغ خانواده و بحث داغ کری خوانی. خانواده چطور است؟ چه رنگی هستند؟
همسرم به شدت پرسپولیسی است ولی هنوز پسرم به سنی نرسیده که انتخاب کند. بنده و همسرم تلاش می کنیم او را به سمت خودمان سوق دهیم.
کرکری معروفت با همسر بعد از داربی؟
نپرسید که امسال این موضوع سبب شد حسابی در خانه کار کنم و حرف خانم، حرف الو باشد. تا یک هفته فردی که برده حرف اول و آخر را می زند.
پس بابکی که متولد آلمان است و اولین بار با فرهنگ یک کشور خارجی آشنا شده، فرهنگ اصیل را یک فرهنگ ایرانی می داند و سرلوحه کارهایش فرهنگ و زندگی ایرانی است؟
من خونم ایرانی است، پدر و مادرم ایرانی هستند و خودم ایرانی هستم. زادگاهم فقط آلمان است و به خاطر تحصیلات پدرم آن جا متولد شده ام. ایده هایی برای آن ها ارزش است که برای ما نیست و بالعکس.
همه باید به عقاید هم احترام بگذارند. من همیشه به تمام تفکرات آدم ها احترام گذاشته ام اما ما اگر بخواهیم مثل دیگران رفتار کنیم درست نیست چون خودمان ارزش هایی داریم که برایمان محترم است و باید به آن ها پایبند باشیم وگرنه نظم جامعه مان را به هم خواهیم زد.
موسیقی را برای شهرت و پول شروع کردی یا عاشقش بودی و قدم به این عرصه گذاشتی؟
هرکسی در یک سنی دوست دارد تلاش کند و به نقطه بالایی برسد. همه موفق بودن را دوست دارند. خیلی ها که موفق نمی شوند برای خواسته شان زحمت نمی کشند و یا به گفته تعدادی اگر زحمت هم می کشند استعداد لازم را ندارند یا انتخاب غلطی می کنند و به این فکر نمی کنند که شاید در چیز دیگری استعداد دارند. روزی که این کار را آغاز کردم به دنبال پولدارشدن نبودم. من عاشق هنر بودم و هنوز با تمام وجودم کار می کنم. اگر این حس عشق به کارم در من یک لحظه وجود نداشته باشد اصلا در این کار موفق نمی شوم.
شهرت چطور؟
واقعا نه. نه شهرت و نه حتی پول نمی تواند شور و عشق و نشاطی که روزگار قدیم داشته ام را به من برگرداند. جدی می گویم؛ قدیم کارها با احساس تر بود. نمی دانم دلیلی چیست ولی دلم برای گذشته تنگ شده است.
شهرت و این همه طرفدار دلیل نبود آن ارامش و حس علاقه گذشته است؟
نه، شهرت دلیل نبود حس های قدیم نیست حتی در بیشتر زمان ها احساس محبت مردم تداعی کننده روزهای خوب گذشته من است و شاید اگر این همه طرفدار پرشور را نداشتم خیلی زودتر خسته می شدم. ناخودآگاه شما دنبال حاشیه نیستی اما برایت به وجود می آید که در خیلی مکان ها به چشم یک کالا دیده می شوی و آن وقت وضع فرق می کند. شاید خیلی ها این قضیه را باز نکنند اما شهرت همین طور که خیلی چیزها به تو می دهد خیلی ها را هم ازت می گیرد.
بحث شهرت و آثارش خیلی بزرگ است. شاید همه آرزو دارند در نقطه ای قرار بگیرند که دیده شوند و همه برایشان سر و دست بشکنند... وقتی شهرت پیدا می کنی خیلی کارها نمی تواند باب میلت باشد و به تنهایی تصمیم بگیری. واقعیت این است چیزی که من در جامعه هنری تصور می کردم و می دیدم و دنبالش بودم امروز با ایده آل هایم فاصله زیادی دارد.
قطعه برف، در این چند ساله یکی از قطعه های توفانی اجرا شده است بوده و برای شنیده شدن فصل نمی شناسد.
ببینید، همین را بگویم که من با موسیقی زندگی می کنم. من موسیقی را نمی سازم که بگیرد، من موسیقی را می سازم که به دل بنشیند و این دو خیلی فرق دارند. من حرف دلم را می زنم و مردم چیزی که از دل بیاید را دوست خواهندداشت.
ترانه برف چطور برف شد؟
روزی برفی پشت شیشه خانه ایستاده بودم و همینطور داشتم به حرکت برف ها نگاه می کردم. نوشتم که برف برف برف می باره قلب من امشب بی قراره و بعدا این شعر را تا یک جا پیش بردم و هرچه سعی می کردم ترانه را ادامه دهم برایم مشکل تر می شد.
به خاطر همین با یکی دوتا از دوستان مشورت کردم و آن ها لطف کردند و ترانه را کامل کردند. چیزی که ترانه سرای این کار در ادامه آن ترانه گفت بیشتر به دلم نشست ولی در کل ملودی کاملی از آب درآمده بود و همان جا حسی خوب برای این قطعه در من رشد کرد که بابت آن خدا را شکر می کنم. الان تابستان هم که هست می گویم بابا این را این قدر برای اجرا نزنید اما پرطرفدار است دیگر. خوشحالم هر سال که برف بیاید این آهنگ هم به یاد مردم می نشیند و این همان ماندگاری است که از آن حرف زدم.
در زندگی چقدر با همسرت مشورت می کنی؟
ما همه کارها را با مشورت هم پیش بردیم و همسرم در خیلی از زمان ها صبوری به خرج داده. در زندگی ما مکمل بودن زن و مرد به درستی تعریف می شود. واقعا همسرم در این چند ساله یار تمام فصول من بوده است.
خاطره انگیزترین و یا به تعبیری انرژیک ترین جمله همسرت چه جمله ای است؟
نمی توانم بگویم، خصوصی است. جدا از شوخی ما همیشه به یکدیگر می گوییم که در هر شرایطی پشت هم هستیم و این که هیچ وقت خودت را ارزان نفروش و برای کارت زحمت بکش انرژیک ترین حرف او به من است. یعنی هم من و هم ایشان پای حرف هایمان ایستاده ایم.
کار من خیلی به سختی پیش رفته و فراز و فرودهای زیادی داشته اما هیچ وقت حاضر نشدم هنرم را به چیزهایی بفروشم که شاید من را سریع تر به مقصدم برساند و این برای من خیلی مهم بود که با سختی های کارم برای پیشرفت بجنگم ولی همیشه گزینه هایی هستند که انحراف دارند و اگر سرت را بالا نگیری مستقیم در گرداب آن فرو می روی، چون همه دوست دارند زودتر به مقصد برسند. خدا را شاکرم چون شریکی در کنارم دارم که در بعضی از مواقع با یک اشاره سبب شده سرم را بالا بگیرم و مسیر انحرافی را پشت سر بگذارم.
بیشتر مایلی اوقات فراغتت را چطور بگذرانی؟
اهل سفرم؛ مخصوصا جاهایی که دریا دارد بیشتر می روم و با طبیعت انسم بهتر است.
باور مردم این است که خواننده جماعت درد ندارد چون پول دارد. درست است؟
ذنه نه! واقعا این طور نیست. همه آدم ها درد دارند. اصلا درد و ناراحتی جوهره زندگی و دنیاست.
دستمزد فروش آلبوم و اجرای یک کنسرت به پای دستمزد فوتبالی ها می رسد؟
دستمزد ما و فوتبالیست ها؟ اصلا امکان ندارد.
می گویند فلان خواننده از فروش یک آلبوم خودش را می بندد، با اجرای دو سانس کنسرت آینده فرزندش را تضمین می کند. درست می گویند؟
می شود یک سوال هم من بکنم؟
بفرمایید، اختیار دارید.
اصلا فلان کس میلیاردی پول می گیرد. این پول ها در حال حاضر اوضاع کشور ما دلیل می شود بگویید فلان نفر میلیاردر است؟
هم بله همه نه. بگذریم... دنبال پولدارشدن بیشتر از این هستی؟
(خنده) من به همینی که هستم راضی ام و دنبال پولدارشدن صرف نیستم، چون می گویم پول یک چیزهایی را از آدم می گیرد. من همیشه در زندگی دوست داشتم در رفاه زندگی کنم که البته رفاه بسیار با پولداربودن فرق می کند. رفاه یعنی هرکس از زندگی یک سهمی داشته باشد. یک وقت می بینید طرف هفت هشت تا برج دارد باز هم راضی نیست و باز هم از نداشتن رفاه حرف می زند ولی من نمی خواهم اصلا به آن شکل باشم و دنبالش هم نیستم. به جان پسرم همینی که الان هستم را دوست دارم.
سخن پایانی؟
امیدوارم زندگی همه جوان های کشورم ایرانی باشد و میانگین ازدواج از طلاق پیش بگیرد و عاشق باشند. عاشق همه شان هستم.
تبلیغات متنی
-
خودکشی یک جنگزده در هتل لاله
-
قهر گوگل با سایتهای ایرانی جدیتر شد
-
افشاگری درباره تصمیم ترامپ برای حمله به ایران
-
نسخه دو کابین جنگنده سوخو ۵۷ روسیه لو رفت
-
ملیپوشی که اسیر خشم بیپایان قلعهنویی شد
-
جمهوری اسلامی: کشورهای غیرمتخاصم را تحریک نکنید
-
رونمایی از ماکت مجسمه رهبر شهید در صداوسیما
-
اگر شوهرتان زیاد قهر میکند، منتکشی نکنید
-
روشن: علی پروین، پله ایران است
-
عاقبت چوپانی که پایگاه اسرائیل در عراق را لو داد
-
این استان، امروز تعطیل شد
-
چرا وقتی خجالت میکشیم صورتمان سرخ میشود؟
-
ادعای ترامپ: بهزودی کار را تمام خواهیم کرد
-
بنرهای ممنوعهای که در سراسر شهر دیده میشود
-
مراسم استقبال رسمی از پوتین در پکن
-
خودکشی یک جنگزده در هتل لاله
-
افشاگری درباره تصمیم ترامپ برای حمله به ایران
-
ادعای نیویورکتایمز درباره طرح آمریکا برای رهبری ایران
-
حکم اعدام قاتل الهه حسیننژاد اجرا شد
-
سنای آمریکا قطعنامه پایان جنگ ایران را تصویب کرد
-
عراقچی برای آغاز جنگ با آمریکا اعلام آمادگی کرد
-
مهدی طارمی بالاخره یاد رفیق قدیمی خودش افتاد
-
پایان حسرت ۲۲ ساله آرسنالیها پای تلویزیون
-
چرخش معنادار چین علیه اقدام جنگی ایران
-
آتشبس ایران و آمریکا در آستانه فروپاشی قرار گرفت
-
دهمین فرزند مادر ۴۱ ساله به دنیا آمد
-
کنایه یک مداح به امام جمعه رشت درباره حجاب
-
صداوسیما از سفر احتمالی عراقچی به نیویورک شاکی شد
-
قاتل الهه حسینزاده در آستانه قصاص
-
حکم شلاق برای پژمان جمشیدی صادر شد؟!
-
گزارش تصویری پرحرفوحدیث ایرنا ادیت شد
-
غیرمنتظرهترین سانسور تاریخ صداوسیما رقم خورد
-
ترامپ تاریخ حمله به ایران را مشخص کرد
-
چرخش معنادار چین علیه اقدام جنگی ایران
-
توضیح درباره وضعیت سلامت چهره رهبر انقلاب
-
سنای آمریکا قطعنامه پایان جنگ ایران را تصویب کرد
-
سه فرضیه پررنگ درباره تعویق حمله آمریکا به ایران
-
تنها تصاویر منتشرشده از پگاه آهنگرانی در کن
-
گزارش اکسیوس از آخرین تحولات میان ایران و آمریکا
-
حکم شلاق برای پژمان جمشیدی صادر شد؟!
-
آغاز طرح بنزینی جدید در تهران
-
یک سریال ایرانی در حد غافلگیرکنندهای جذاب شده است
-
زیرنویس فوری شبکه خبر بعد از تصمیم امشب ترامپ
-
لفظ باورنکردنی یک رسانه برای اشکان خطیبی
-
خبر جدید یک منبع آگاه درباره گره بزرگ در مذاکرات
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل






نظر کاربران
بابك عالیه...من تراکتوری ام ولی بابك خواننده ی مورد علاقمه
عاشقشم
عاشق خودش و پسر نازشم
هر چقدر اهنگ دلتنگی بابک رو گوش میدم واسم تکراری نمیشه خیلی جذابه
ازش بدم اومد ، فقط پرسپوليس
بعد از آقای پاشایی عاشق صدای ایشونم. استقلالیم هست دیگه بیش تر
بابک فوق العادست یک فرشتست واسه ماهوادارا دمت گرم منم استقلالی ام
عاشقتیم مرد تاجی