«بیتا فرهی» از خسرو شکیبایی و خاطراتش می گوید
خسرو شکیبایی و بیتا فرهی اولین زوج سینمایی بعد از انقلاب بودند. این زوج آنقدر در فیلم سینمایی «هامون» یکدیگر را کامل کردند که بازی شان مورد استقبال بسیاری از مردم و سینماگران قرار گرفت.
ماهنامه تبار: خسرو شکیبایی و بیتا فرهی اولین زوج سینمایی بعد از انقلاب بودند. این زوج آنقدر در فیلم سینمایی «هامون» یکدیگر را کامل کردند که بازی شان مورد استقبال بسیاری از مردم و سینماگران قرار گرفت. به این صورت در سه فیلم سینمایی دیگر نیز از جمله «بانو»، «کیمیا» و «زندگی» بار دیگر در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و باز هم موفقیت خود را تکرار کردند. فیلم هامون برای بیتا فرهی و خسرو شکیبایی یک آغاز بی نظیر به شمار می آید.
بیتا فرهی اولین تجربه بازیگری خود را در این فیلم داشت، با این فیلم توانست شروعی تازه را تجربه کند و تبدیل به اولین گزینه انتخابی برای نقش اول فیلم های بهترین کارگردانان سینما شود. بیتا فرهی به عنوان اولین زوج سینمایی شکیبایی شاهد به اوج رسیدن این بازیگر بود، بنابراین بهترین بازیگری است که می تواند از شکیبایی بگوید، با بیتا فرهی درباره شخصیت، بازی و خاطرات ۲۰ ساله ای که از زوج هنری خود، خسرو شکیبایی، دارد به گفت و گو نشستیم.

هامون اولین فیلم سینمایی شما بود و از آنجا که همه اولین ها سخت هستند طبیعتا وقتی چنین بازی بی نقصی از خود در این فیلم ارائه دادید، به نظر می رسد همبازی بودن تان با خسرو شکیبایی در اجرای این نقش بی تاثیر نبوده است.
قبل از هر چیز باید بگویم با اینکه چندین سال از مرگش می گذرد، اما هنوز هم زبانم نمی چرخد بگویم «مرحوم» خسرو شکیبایی. او بسیار نازنین و همکار فوق العاده و بسیار دلسوزی بود. در چهار تا کاری که با او هم بازی بودم مرا بسیار همراهی می کرد. هیچ وقت خاطرات همراهی اش را در فیلم هامون فراموش نمی کنم.
تعاملش با شما به عنوان پارتنر بازی اش چطور بود؟
ما برای فیلم هامون تمرینات زیادی داشتیم. خسرو شکیبایی می دانست من بازیگر باتجربه ای نیستم و تکنیک نمی دانم. او فهمیده بود که من خیلی غریزی و حسی کار می کنم و برای آنکه بازی ام در سکانس های خاص خوب دربیاید باید حسم برانگیخته شود. در طول زمان تمرین هایی که داشتیم کاملا قلق های بازی من دستش آمد و از طریق داد و ستد حسی با من ارتباط برقرار می کرد.
در فیلم هامون، این حس چگونه برانگیخته می شد؟
با تمرین ها و هدایت کارگردان، در کنار هم باعث شد که انسجام خوبی از کار درآید. شکیبایی در این فیلم من را مجاب کرد که احساس تنفر به هامون در من شکل بگیرد.
شکیبایی در جلوی دوربین و پشت دوربین چه تفاوتی با هم داشت؟
همه وجود خسرو حس و حال بود. این را خیلی خوب از او به یاد دارم که در جلوی دوربین و پشت دوربین، تمام حالاتش و وجودش پر از احساس بود و بی نهایت دوست داشتنی و همراه. خاطره ایشان برای من همیشه دوست داشتنی و عزیز است.
عده ای معتقدند شکیبایی نقش هامون را با خود تا مدتی می کشید، اما شوریدگی که در هامون داشت به شخصیت خودش برمی گردد؛ یعنی این شوریدگی در وجود خسرو بود و مهرجویی از آن استفاده کرد. او همین شوریدگی را پسندید و آن را با خسرو شکیبایی به سینما آورد.
شما در چهار فیلم با خسرو شکیبایی هم بازی بودید که همه آنها در بازه زمانی ۱۰ ساله بود. می توان گفت در طول این سال ها شاهد پله پله به اوج رسیدن او بودید. شکیبایی چطور به خسروی سینمایی ایران تبدیل شد؟
خسرو شکیبایی خیلی مهربان بود. یادم است اگر سیاهی لشکر قرار بود چند ثانیه جلوی فیلم برود و بازی داشته باشد، تا می توانست برایش وقت می گذاشت، کمکش می کرد و از معاشرت با او لذت می برد، چه برسد به بازیگر مقابلش. مهربانی هایش در کارهایی که با او داشتم، همیشه در خاطر من باقی می ماند. آقای مهرجویی هم در فیلم برای راهنمایی من و اینکه چطور رو به روی هم بایستیم و کار کنیم، از ایشان مدد می گرفتند.

هامون فیلمی است که سرآغاز درخشش خسرو شکیبایی در سینما شد. شکیبایی در ماندگاری این فیلم چه تاثیر داشت؟ تصور خودتان از تاثیری که او به طور کلی در سینما و بازیگری گذاشت، چیست؟
وقتی او را سر تمرین های هامون دیدم شناخت زیادی از ایشان نداشتم. جوان بودم و از سینمای ایران هم چیزهای زیادی نمی دانستم. من خیلی تصادفی وارد سینمای ایران شدم و این را بارها در مصاحبه ها عنوان کرده ام. به واسطه آقای چشم آذر به آقای مهرجویی معرفی شدم و نقش منفی فیلم هامون را گرفتم. طبیعتا می دانستم آقای مهرجویی به کارشان مسلط هستند. با ایان حال می توانستم حدس بزنم که فیلم هامون قابلیت تبدیل شدن به یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران را دارد.
در کتاب «مهرجویی؛ کارنامه ۴۰ ساله» خاطره ای از همکاری شما با خسرو شکیبایی در هامون نقل شده که بازنشر زیادی به همراه داشت. تعریف این خاطره از زبان شما باید جالب باشد.
بله در این کتاب آقای مهرجویی از صحنه ای گفته اند که قرار بود من از خسرو سیلی بخورم. طبق قراری که با هم گذاشتند برای اینکه ری اکشن طبیعی از من بگیرند تصمیم گرفته بودند من را در جریان این ماجرا قرار ندهند بعد از اینکه این پلان را گرفتیم من از اتفاقی که افتاده بود شوکه بودم. جالب است که خودش خیلی از دست خودش ناراحت بود و مدام عذرخواهی می کرد که این ضربه را غیرمترقبه توی صورت من زده است.

خاطرات زیادی از ایشان یادم است. یک سکانس پشت بام در فیلم هامون هست که در آن هامون با مهشید زد و خوردی دارد. اصلا فکر نمی کردم آن زد و خورد تا این حد جدی باشد؛ اما خیلی جدی صورت گرفت. از حس و حال سنگین صحنه گریه ام گرفت. نمی توانستم گریه ام را تمام کنم، هیج اراده ای از این واکنش احساسی خودم نداشتم.
همه چیز در ناخودآگاهم اتفاق افتاده بود. ناگهان متوجه شدم گروه ساکت شده، سرم را بلند کردم و دیدم بوم بالای سرم است و دارند از گریه هایم فیلم می گیرند. فیلم که ساخته شد، دیدم از این صحنه ها در آن سکانس استفاده شده بود. خسرو شکیبایی هنرپیشه بی نظیری بود و فکر نمی کنم کسی شبیه او باشد.
نکته قابل توجه در مورد خسرو شکیبایی این است که او ظاهر ستاره های امروز سینما را نداشت ولی با توانایی خود و معیارهای دیگر توانست یکی از محبوب ترین بازیگران شود. شما با شناختی که از او دارید دلیل این موفقیت را چه می دانید؟
شاید چهره خسرو مانند سوپراستارهای امروزی نبود ولی چهره ای فوق العاده ویژه و ظاهری آرتیستی داشت. ژست های او خیلی خاص بود. بازی فوق العاده ای هم داشت و همه این مجموعه ویژگی ها باعث شد در کارش یکه تاز و موفق باشد.
شکیبایی در سن ۴۰ سالگی دوران شکوفایی خود را در سینما تجربه کرد. فکر می کنید چرا به این توفیق رسید؟
خسرو هنرپیشه تئاتر بود. در آخرین تئاتری که با خانم هایده حائری کار می کرده، آقای مهرجویی او را می بینند و برای نقش هامون انتخاب می شود. آن سال ها سینما خیلی پررونق بود. تمام بزرگان سینما از جمله آقای مهرجویی، کیمیایی، تقوایی، کیارستمی، بیضایی و... هنوز پرکار بودند و فیلم می ساختند. درست است که خسرو شکیبایی دیر در سینما شکوفا شد اما در دوره ای این اتفاق افتاد که به سرعت اوج گرفت.

بنابراین با توجه به تفاوتی که سینمای امروز نسبت به گذشته پیدا کرده، کار برای بازیگران سخت تر بوده است.
متاسفانه الان سینما آن رونقی را که باید داشته باشد، ندارد. فیلمنامه ها، همه جای دنیا به سنین مختلف می پردازند، اما در سینمای ایران وقتی سن بالا می رود فقط رل مادر یا پدر نوشته می شود. الان کار برای جوان ها هم نیست چه برسد به بازیگرانی که سن بالاتری دارند.
به نظرتان توانایی خسرو شکیبایی در بازیگری ذاتی بود یا اکتسابی؟
ذاتی و البته مقدار زیادی هم اکتسابی بود.
می دانم در طول سال هایی که همکاری متمادی با خسرو شکیبایی داشتید با خانواده شان هم در ارتباط بودید. هنوز هم از آنها باخبر هستید؟
خسرو عاشق پروین بود. اسم او از دهانش نمی افتاد. با شناختی که از همسر او دارم، وجودش، درایتش، خانمی هایش در زندگی خسرو خیلی موثر بود. به خاطر همین بود که خسرو شکیبایی همیشه حالش خوب بود و می توانست این حال خوب را در کارش هم بسط دهد.
بیتا فرهی اولین تجربه بازیگری خود را در این فیلم داشت، با این فیلم توانست شروعی تازه را تجربه کند و تبدیل به اولین گزینه انتخابی برای نقش اول فیلم های بهترین کارگردانان سینما شود. بیتا فرهی به عنوان اولین زوج سینمایی شکیبایی شاهد به اوج رسیدن این بازیگر بود، بنابراین بهترین بازیگری است که می تواند از شکیبایی بگوید، با بیتا فرهی درباره شخصیت، بازی و خاطرات ۲۰ ساله ای که از زوج هنری خود، خسرو شکیبایی، دارد به گفت و گو نشستیم.

هامون اولین فیلم سینمایی شما بود و از آنجا که همه اولین ها سخت هستند طبیعتا وقتی چنین بازی بی نقصی از خود در این فیلم ارائه دادید، به نظر می رسد همبازی بودن تان با خسرو شکیبایی در اجرای این نقش بی تاثیر نبوده است.
قبل از هر چیز باید بگویم با اینکه چندین سال از مرگش می گذرد، اما هنوز هم زبانم نمی چرخد بگویم «مرحوم» خسرو شکیبایی. او بسیار نازنین و همکار فوق العاده و بسیار دلسوزی بود. در چهار تا کاری که با او هم بازی بودم مرا بسیار همراهی می کرد. هیچ وقت خاطرات همراهی اش را در فیلم هامون فراموش نمی کنم.
تعاملش با شما به عنوان پارتنر بازی اش چطور بود؟
ما برای فیلم هامون تمرینات زیادی داشتیم. خسرو شکیبایی می دانست من بازیگر باتجربه ای نیستم و تکنیک نمی دانم. او فهمیده بود که من خیلی غریزی و حسی کار می کنم و برای آنکه بازی ام در سکانس های خاص خوب دربیاید باید حسم برانگیخته شود. در طول زمان تمرین هایی که داشتیم کاملا قلق های بازی من دستش آمد و از طریق داد و ستد حسی با من ارتباط برقرار می کرد.
در فیلم هامون، این حس چگونه برانگیخته می شد؟
با تمرین ها و هدایت کارگردان، در کنار هم باعث شد که انسجام خوبی از کار درآید. شکیبایی در این فیلم من را مجاب کرد که احساس تنفر به هامون در من شکل بگیرد.
شکیبایی در جلوی دوربین و پشت دوربین چه تفاوتی با هم داشت؟
همه وجود خسرو حس و حال بود. این را خیلی خوب از او به یاد دارم که در جلوی دوربین و پشت دوربین، تمام حالاتش و وجودش پر از احساس بود و بی نهایت دوست داشتنی و همراه. خاطره ایشان برای من همیشه دوست داشتنی و عزیز است.
عده ای معتقدند شکیبایی نقش هامون را با خود تا مدتی می کشید، اما شوریدگی که در هامون داشت به شخصیت خودش برمی گردد؛ یعنی این شوریدگی در وجود خسرو بود و مهرجویی از آن استفاده کرد. او همین شوریدگی را پسندید و آن را با خسرو شکیبایی به سینما آورد.
شما در چهار فیلم با خسرو شکیبایی هم بازی بودید که همه آنها در بازه زمانی ۱۰ ساله بود. می توان گفت در طول این سال ها شاهد پله پله به اوج رسیدن او بودید. شکیبایی چطور به خسروی سینمایی ایران تبدیل شد؟
خسرو شکیبایی خیلی مهربان بود. یادم است اگر سیاهی لشکر قرار بود چند ثانیه جلوی فیلم برود و بازی داشته باشد، تا می توانست برایش وقت می گذاشت، کمکش می کرد و از معاشرت با او لذت می برد، چه برسد به بازیگر مقابلش. مهربانی هایش در کارهایی که با او داشتم، همیشه در خاطر من باقی می ماند. آقای مهرجویی هم در فیلم برای راهنمایی من و اینکه چطور رو به روی هم بایستیم و کار کنیم، از ایشان مدد می گرفتند.

هامون فیلمی است که سرآغاز درخشش خسرو شکیبایی در سینما شد. شکیبایی در ماندگاری این فیلم چه تاثیر داشت؟ تصور خودتان از تاثیری که او به طور کلی در سینما و بازیگری گذاشت، چیست؟
وقتی او را سر تمرین های هامون دیدم شناخت زیادی از ایشان نداشتم. جوان بودم و از سینمای ایران هم چیزهای زیادی نمی دانستم. من خیلی تصادفی وارد سینمای ایران شدم و این را بارها در مصاحبه ها عنوان کرده ام. به واسطه آقای چشم آذر به آقای مهرجویی معرفی شدم و نقش منفی فیلم هامون را گرفتم. طبیعتا می دانستم آقای مهرجویی به کارشان مسلط هستند. با ایان حال می توانستم حدس بزنم که فیلم هامون قابلیت تبدیل شدن به یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران را دارد.
در کتاب «مهرجویی؛ کارنامه ۴۰ ساله» خاطره ای از همکاری شما با خسرو شکیبایی در هامون نقل شده که بازنشر زیادی به همراه داشت. تعریف این خاطره از زبان شما باید جالب باشد.
بله در این کتاب آقای مهرجویی از صحنه ای گفته اند که قرار بود من از خسرو سیلی بخورم. طبق قراری که با هم گذاشتند برای اینکه ری اکشن طبیعی از من بگیرند تصمیم گرفته بودند من را در جریان این ماجرا قرار ندهند بعد از اینکه این پلان را گرفتیم من از اتفاقی که افتاده بود شوکه بودم. جالب است که خودش خیلی از دست خودش ناراحت بود و مدام عذرخواهی می کرد که این ضربه را غیرمترقبه توی صورت من زده است.

خاطرات زیادی از ایشان یادم است. یک سکانس پشت بام در فیلم هامون هست که در آن هامون با مهشید زد و خوردی دارد. اصلا فکر نمی کردم آن زد و خورد تا این حد جدی باشد؛ اما خیلی جدی صورت گرفت. از حس و حال سنگین صحنه گریه ام گرفت. نمی توانستم گریه ام را تمام کنم، هیج اراده ای از این واکنش احساسی خودم نداشتم.
همه چیز در ناخودآگاهم اتفاق افتاده بود. ناگهان متوجه شدم گروه ساکت شده، سرم را بلند کردم و دیدم بوم بالای سرم است و دارند از گریه هایم فیلم می گیرند. فیلم که ساخته شد، دیدم از این صحنه ها در آن سکانس استفاده شده بود. خسرو شکیبایی هنرپیشه بی نظیری بود و فکر نمی کنم کسی شبیه او باشد.
نکته قابل توجه در مورد خسرو شکیبایی این است که او ظاهر ستاره های امروز سینما را نداشت ولی با توانایی خود و معیارهای دیگر توانست یکی از محبوب ترین بازیگران شود. شما با شناختی که از او دارید دلیل این موفقیت را چه می دانید؟
شاید چهره خسرو مانند سوپراستارهای امروزی نبود ولی چهره ای فوق العاده ویژه و ظاهری آرتیستی داشت. ژست های او خیلی خاص بود. بازی فوق العاده ای هم داشت و همه این مجموعه ویژگی ها باعث شد در کارش یکه تاز و موفق باشد.
شکیبایی در سن ۴۰ سالگی دوران شکوفایی خود را در سینما تجربه کرد. فکر می کنید چرا به این توفیق رسید؟
خسرو هنرپیشه تئاتر بود. در آخرین تئاتری که با خانم هایده حائری کار می کرده، آقای مهرجویی او را می بینند و برای نقش هامون انتخاب می شود. آن سال ها سینما خیلی پررونق بود. تمام بزرگان سینما از جمله آقای مهرجویی، کیمیایی، تقوایی، کیارستمی، بیضایی و... هنوز پرکار بودند و فیلم می ساختند. درست است که خسرو شکیبایی دیر در سینما شکوفا شد اما در دوره ای این اتفاق افتاد که به سرعت اوج گرفت.

بنابراین با توجه به تفاوتی که سینمای امروز نسبت به گذشته پیدا کرده، کار برای بازیگران سخت تر بوده است.
متاسفانه الان سینما آن رونقی را که باید داشته باشد، ندارد. فیلمنامه ها، همه جای دنیا به سنین مختلف می پردازند، اما در سینمای ایران وقتی سن بالا می رود فقط رل مادر یا پدر نوشته می شود. الان کار برای جوان ها هم نیست چه برسد به بازیگرانی که سن بالاتری دارند.
به نظرتان توانایی خسرو شکیبایی در بازیگری ذاتی بود یا اکتسابی؟
ذاتی و البته مقدار زیادی هم اکتسابی بود.
می دانم در طول سال هایی که همکاری متمادی با خسرو شکیبایی داشتید با خانواده شان هم در ارتباط بودید. هنوز هم از آنها باخبر هستید؟
خسرو عاشق پروین بود. اسم او از دهانش نمی افتاد. با شناختی که از همسر او دارم، وجودش، درایتش، خانمی هایش در زندگی خسرو خیلی موثر بود. به خاطر همین بود که خسرو شکیبایی همیشه حالش خوب بود و می توانست این حال خوب را در کارش هم بسط دهد.
تبلیغات متنی
-
برای یک گوشی باید ۵ ماه حقوق پسانداز کنید!
-
بخشی از شهریه مدارس غیردولتی عودت داده میشود
-
اولین واکنش قالیباف به اخبار داغ مذاکره
-
استقلال اولین خرید فصل بعدش را لو داد
-
فال روزانه پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
قیمت بنزین ویژه در بورس اعلام شد
-
پیام رسمی ایران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز
-
آمریکا: تا ۴۸ ساعت آینده منتظر پاسخ ایران هستیم
-
بایرن دیر بیدار شد و پاریسنژرمن به فینال رسید
-
نقاشی منصوریان روی سکوهای ورزشگاه عراق
-
برنامه پاکستان برای دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا
-
مصاحبه واشقانی با پویان مختاری جنجال به پا کرد
-
بگو و مگوی ترامپ با یک خبرنگار بر سر ایران
-
خسارت ۱.۷ میلیارد یورویی لوفتهانزا از جنگ ایران
-
چند نکته غیرمعمول در بازی تیم ملی با خودش
-
اولین واکنش قالیباف به اخبار داغ مذاکره
-
آمریکا: تا ۴۸ ساعت آینده منتظر پاسخ ایران هستیم
-
بایرن دیر بیدار شد و پاریسنژرمن به فینال رسید
-
برنامه پاکستان برای دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا
-
چند نکته غیرمعمول در بازی تیم ملی با خودش
-
تصاویر ترسناک از آتشی که به جان تالاب اراک افتاد
-
نطق تازه ترامپ: احتمال توافق با ایران زیاد است
-
اظهارات توجهبرانگیز شاکی پژمان جمشیدی در دادگاه
-
ترامپ برای توافق با ایران زمان تعیین کرد
-
رویای خانهدار شدن در ایران دود شد و به هوا رفت
-
کنفرانس خبری ترامپ درباره توافق با ایران
-
حمله اسرائیل به لبنان به قصد ترور فرمانده حزبالله
-
ادعای ارتش آمریکا درباره درگیری امروز با ایران
-
نگرانی نتانیاهو از امتیاز احتمالی ترامپ به ایران
-
مانور تازه فرانسه در تنگه هرمز زیر ذرهبین رفت
-
دو شغلی که این روزها پرطرفدار شده است
-
سه زن بالای ۵۰ سال سینمای ایران که این روزها بیننده دارند
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
۲ عاملی که ممکن است پشت حملات به امارات باشد
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
ادعای تازه آمریکا درباره احتمال حمله زمینی به ایران
-
ادعای آکسیوس درباره اقدام غیرمنتظره ایران و آمریکا در ۴۸ ساعت آینده
-
جزئیات تازه منتشر شده از محل شهادت لاریجانی
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
شگفتزدگی شکیرا از دیدن خیل عظیم هوادارانش
-
همه ایران این آخر هفته به لاتاری خودرو دعوت شدهاند
-
احتمال صدور فرمان نظامی ترامپ علیه ایران
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بیتا خانم فرهی در شخصیت و بازی حرف ندارن خدا حفظشون کنه
خسرو شکیبایی هنرمند انسان و بااخلاقی که تکرارپذیر نیست! شادی روحش صلوات بفرستید!
زوج خوب در سینما خیلی میتونه احساس اون نقش رو منتقل کنه به بیننده. این دو واقعا قشنگ و با احساس بازی میکردن. مثل چند نمونه از فیلم های قدیم بابازی بهروز وثوقی و گوگوش.
این خانوم یه کلاس ذاتی دارن که خاصشون کرده و ادم ناخوداگاه بهشون احترام میزاره .