جیک جیلنهال: جذاب، مرموز و آینده دار
جیک جیلنهال متولد ۱۹۸۰در لس آنجلس و فرزند استیون جیلنهال کارگردان و نائومی فومر فیلم نامه نویس است. پدر او از اصیل زاده های سوئد و مادرش یک یهودی اهل نیویورک است و جیلنهال بر تبار یهودی اش بسیار تاکید و توجه دارد.
مجله روشن - روزبه صدرآرا، روزنامه نگار: جیک جینلهال متولد ۱۹۸۰در لس آنجلس و فرزند استیون جیلنهال کارگردان و نائومی فومر فیلم نامه نویس است. پدر او از اصیل زاده های سوئد و مادرش یک یهودی اهل نیویورک است و جیلنهال بر تبار یهودی اش بسیار تاکید و توجه دارد. او از لحاظ سیاسی بسیار فعال و در جنبش حفظ محیط زیست هم سهم فعالانه ای داشته است و یکی از انگیزه های مهم او در انتخاب فیلم هایش گرایش سیاسی مستتر در آن هاست. او به صراحت بر جابجایی نقش بازیگران و سیاست مداران تاخته است و بر منش دموکرات خود در برابر سیاست های جمهوری خواهان پافشاری می کند.

جیلنهال نخستین تجربه بازیگری اش را در ۱۰ سالگی آزمود اما نقش کوچکی داشت. کمی بعد در ۱۲ سالگی در دومین فیلم به کارگردانی پدرش با عنوان «یک زن خطرناک» به همراه خواهرش مگی نیز ایفای نقش کرد اما در سومین فیلم، «آسمان اکتبر» به کارگردانی «جو جانستن» بود که توانست نقشه اصلی را به چنگ بیاورد و به اردوگاه بازیگران حرفه ای بپیوندد. جیلنهال شروع آرام و پیوسته ای داشته و برخلاف برخی زا بازیگران آمریکایی که در کودکی یا نوجوانی اندکی درخشیدند و به زودی ستاره بخت شان رو به افول گذاشت، رفتار نکرد؛ البته نمی توان هویت هنری خانواده اش و تاثیر آن را در سلوک بازیگری او انکار کرد.

جیلنهال در فاصله ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵، نه فیلم بزی کرد که دو قله و اوج را می توان در کارنامه بازیگری او تشخیص داد اولی فیلم «دنی دارکو» (۲۰۰۱) به کارگردانی «ریچارد کلی» با فیلم نامه ای حساب شده که از لحاظ تجاری ناموفق بود اما بازی جیلنهال در این درام علمی تخیل چشم منتقدان را گرفت و او را به سوی یک فیلم مهم دیگر «کوهستان بروکبک» (۲۰۰۵) ساخته «آنگ لی» هدایت کرد. هم بازی جیلنهال «هیث لجر» بود- که در فیلم «شوالیه تاریکی» بازی پیچیده ای ارائه داده بود- فیلم «آنگ لی»، روایت عشق دو کابوی را تصویر می کرد که پس از ۲۰ سال با مرگ جیلنهال ناکام ماند. فیلم نامتعارف لی، هم جیلنهال و هم لجر را به سمت ستاره شدن شتاب داد اما جر، پس از بازی در فیلم کریستوفر نولان «شوالیه تاریکی»، در ۲۰۰۸ خودکشی کرد و در میانه راه ماند.
کوهستان بروکبک جایزه شیر طلایی ونیز و چهار جایزه گلدن گلوب و چهار جایزه اسکار و جایزه بفتا را برد و جیلنهال در رقابت با جورج کلونی گوی سبقت را ربود. جیلنهال ولی توانست جایزه بزرگ مرد مکمل مرد بفتا را به چنگ بیاورد.

جیلنهال در ۲۰۰۷ روی دیگر سکه بازیگری اش را نشان داد. دیوید فینچر برای بازی در فیلم «زودیاک» از جیلنهال دعوت کرد. فیلمی که به پیچیده ترین پرونده جنایی آمریکا می پردازد و درباره یک قاتل زنجیره ای با نام مستعار زودیاک است. جیلنهال در مقام یک کارتونیست و روزنامه نگار تمام زنگی اش را رها می کند تا هویت واقعی زودیاک را برملا کند؛ حتی زندگی زناشویی اش تا مرز فروپاشی پیش می رود.
جیلنهال در این فیلم توانست لایه پیچیده روایی فیلم را در بازی اش لحاظ و درونی کند؛ او از سویی یک هنرمند با روحیه ای شکننده و از طرف دیگر یک کارآگاه خودخوانده است که پی گیری فوق العاده ای برای کشف هویت راستین قاتل دارد و از حیث دیگر پدر و نیز شوهری است که کم کم از زندگی شخصی و عاطفی اش جدا می شد و از سوی همسرش به بی مسوولیتی در قبال خانواده اش متهم می شود.
این فیلم و توجه منتقدان به آن، به زودی جیلنهال را به سوی نقش هایی هدایت کرد که از لحاظ روان شناختی پیچیدگی بیش تری داشتند و ظرفی بالاتری را از بازیگری طلب می کردند.

در ۲۰۰۹ جیلنهال در فیلمی هم بازی توبی مگوایر و ناتالی پورتمن و سام شپارد شد که یک دارم ضد جنگ را از منظری خاطره انگیز و شکننده روایت می کند. «برادرها» ساخته جیم شریدان حکایت دو برادر سام (مگوایر) و تامی (جیلنهال) است که سام برای جنگ در افغانستان خانواده اش را به تامی که تازه از زندان آزاد شده می سپارد و هلی کوپتر سام در افغانستان سقوط می کند و او به دست نیروهای شورشی افغان می افتد و به اشتباه خبر مرگ سام را به زنش گریس (پورتمن) می دهند و رابطه تامی و گریس به خیال این که سام کشته شده، رو به گرمی می گذارد تا این که خبر آزادی و بازگشت سام به گریس می رسد.
این فیلم بار تعلیقی را به دوش می کشد که در غیاب فرساینده مگوایر و حضور پررنگ جیلنهال در یک درام تنش آمیز خانوادگی کلید می خورد و نشان می دهد که فینچر در دعوت از جیلنهال در یک تریلر رازآمیز روان شناختی کاملا برحق بوده چرا که کارگردان کهنه کاری چون شریدان بلافاصله جیلنهال را به یک نقش دقیق و ظریف در یک درام روان شناختی پرحادثه و ماجرا وصل کرده است.
جیلنهال دقیقا در فیلم شریدان نقش شکننده یک میانجی عاطفی را در سه یا دقیق تر چهار سو دارد؛ یک سو رابطه با گریس و یک سوی دیگر رابطه با سام هم قبل از اسارت و هم بعد از آن، و باز یک سوی دیگر رابطه پدر- عمو با دختران سام و گریس. جیم شریدان همان کارگردانی است که در فیلم های «پای چپ من» (۱۹۸۹) و «به نام پدر» (۱۹۹۳) بازی های درخشانی از دنیل لی لوییس گرفت.

سلوک حرفه ای جیلنهال در همکاری با دنی ویلنوو، کارگردان کانادایی- فرانسوی جهش دیگری به کارش داد و یک دوگانه مهیج «زندانی ها» و «دشمن» هر دو در ۲۰۱۳ را در کارنامه جیلنهال رقم زد. جیلنهال در «زندانی ها» به همراه هیو جکمن بار دیگر به شیوه ای متفاوت «زودیاک» را تداعی می کند. جیلنهال در نقش پلیس خسته و پی گیری که در پی رسیدگی به یک پرونده بچه دزدی است، با جکمن در نقش پدر یکی از همان بچه های ربوده شده که مرد سرسخت و رنج دیده ای است وارد تعامل می شود و خصیصه پی گیری وسواس گونه هردوشان، این دو مرد متفاوت را به هم پیوند می دهد.
این فیلم شاید غنای فیلم های فینچر و شریدان را نداشته باشد اما ترکیب خوبی از بازی جیلنهال و جکمن را در یک دارم پرماجرا نشان می دهد، آن هم «هیو جکمن»ی که احتمالا در سلسله فیلم های «ایکس من» به کلیشه لوگان- ولورین بدل می شد.
فیلم «دشمن» هم در کارنامه جیلنهال و هم در کارنامه ویلنوو یک پرش بلند است که بازیگر اصلی اش جیلنهال را در نقش دو همزاد بی اطلاع از وجود یک دیگر- یک بازیگر (آنتونی کلر) و یک مدرس دانشگاه (آدام بل)- در برابر هم قرار می دهد که یک تراژدی را رقم بزند؛ در حالی که بل یک مرد روان گسیخته و به شدت خودنگر است؛ در مقابل کلر، مردی حریص و برون گراست که مشخصات فیزیک شان با هم مو نمی زند حتی زخم های بدن شان.
بازی جیلنهال چندان دقیق و جزئی انگارانه است که مخاطب می پذیرد که این دو یک بازیگر نیستند بلکه کاملا دو بازیگر مجزایند و این خصیصه بازی جیلنهال درام پیچیده ویلنوو را به ظرافت پیش می برد.

جیک جیلنهال حضور هوش مندانه و صعود مبتکرانه ای در سینمای آمریکا داشته است. او پیوسته و بسیار آرام به حیطه نقش های ظریف و پیچیده نزدیک شده تا بتواند این نقش ها را از آن خود کند بی آن که در نقش هایش کیشه و تلف شود. بازی او در فیلم «شبگرد» ساخته دن گیلروی در ۲۰۱۴ ثابت می کند که جیلنهال می تواند بی آن که در ژست های یک تیپ فرو برود، به یک کاراکتر خلاق تبدیل شود و نقش های کاملا متفاوتی را بپذیرد. اخیرا و تا به امروز که این متن نوشته می شود، نگاه منتقدان به فیلم «چپ دست» که جیلنهال نقش یک بوکسور ازپا افتاده و مساله دار را ایفا می کند جلب شده است و خلاصه سلوک جذاب و یکه جیلنهال است که رو به پیش دارد.

جیلنهال نخستین تجربه بازیگری اش را در ۱۰ سالگی آزمود اما نقش کوچکی داشت. کمی بعد در ۱۲ سالگی در دومین فیلم به کارگردانی پدرش با عنوان «یک زن خطرناک» به همراه خواهرش مگی نیز ایفای نقش کرد اما در سومین فیلم، «آسمان اکتبر» به کارگردانی «جو جانستن» بود که توانست نقشه اصلی را به چنگ بیاورد و به اردوگاه بازیگران حرفه ای بپیوندد. جیلنهال شروع آرام و پیوسته ای داشته و برخلاف برخی زا بازیگران آمریکایی که در کودکی یا نوجوانی اندکی درخشیدند و به زودی ستاره بخت شان رو به افول گذاشت، رفتار نکرد؛ البته نمی توان هویت هنری خانواده اش و تاثیر آن را در سلوک بازیگری او انکار کرد.

جیلنهال در فاصله ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵، نه فیلم بزی کرد که دو قله و اوج را می توان در کارنامه بازیگری او تشخیص داد اولی فیلم «دنی دارکو» (۲۰۰۱) به کارگردانی «ریچارد کلی» با فیلم نامه ای حساب شده که از لحاظ تجاری ناموفق بود اما بازی جیلنهال در این درام علمی تخیل چشم منتقدان را گرفت و او را به سوی یک فیلم مهم دیگر «کوهستان بروکبک» (۲۰۰۵) ساخته «آنگ لی» هدایت کرد. هم بازی جیلنهال «هیث لجر» بود- که در فیلم «شوالیه تاریکی» بازی پیچیده ای ارائه داده بود- فیلم «آنگ لی»، روایت عشق دو کابوی را تصویر می کرد که پس از ۲۰ سال با مرگ جیلنهال ناکام ماند. فیلم نامتعارف لی، هم جیلنهال و هم لجر را به سمت ستاره شدن شتاب داد اما جر، پس از بازی در فیلم کریستوفر نولان «شوالیه تاریکی»، در ۲۰۰۸ خودکشی کرد و در میانه راه ماند.
کوهستان بروکبک جایزه شیر طلایی ونیز و چهار جایزه گلدن گلوب و چهار جایزه اسکار و جایزه بفتا را برد و جیلنهال در رقابت با جورج کلونی گوی سبقت را ربود. جیلنهال ولی توانست جایزه بزرگ مرد مکمل مرد بفتا را به چنگ بیاورد.

جیلنهال در ۲۰۰۷ روی دیگر سکه بازیگری اش را نشان داد. دیوید فینچر برای بازی در فیلم «زودیاک» از جیلنهال دعوت کرد. فیلمی که به پیچیده ترین پرونده جنایی آمریکا می پردازد و درباره یک قاتل زنجیره ای با نام مستعار زودیاک است. جیلنهال در مقام یک کارتونیست و روزنامه نگار تمام زنگی اش را رها می کند تا هویت واقعی زودیاک را برملا کند؛ حتی زندگی زناشویی اش تا مرز فروپاشی پیش می رود.
جیلنهال در این فیلم توانست لایه پیچیده روایی فیلم را در بازی اش لحاظ و درونی کند؛ او از سویی یک هنرمند با روحیه ای شکننده و از طرف دیگر یک کارآگاه خودخوانده است که پی گیری فوق العاده ای برای کشف هویت راستین قاتل دارد و از حیث دیگر پدر و نیز شوهری است که کم کم از زندگی شخصی و عاطفی اش جدا می شد و از سوی همسرش به بی مسوولیتی در قبال خانواده اش متهم می شود.
این فیلم و توجه منتقدان به آن، به زودی جیلنهال را به سوی نقش هایی هدایت کرد که از لحاظ روان شناختی پیچیدگی بیش تری داشتند و ظرفی بالاتری را از بازیگری طلب می کردند.

در ۲۰۰۹ جیلنهال در فیلمی هم بازی توبی مگوایر و ناتالی پورتمن و سام شپارد شد که یک دارم ضد جنگ را از منظری خاطره انگیز و شکننده روایت می کند. «برادرها» ساخته جیم شریدان حکایت دو برادر سام (مگوایر) و تامی (جیلنهال) است که سام برای جنگ در افغانستان خانواده اش را به تامی که تازه از زندان آزاد شده می سپارد و هلی کوپتر سام در افغانستان سقوط می کند و او به دست نیروهای شورشی افغان می افتد و به اشتباه خبر مرگ سام را به زنش گریس (پورتمن) می دهند و رابطه تامی و گریس به خیال این که سام کشته شده، رو به گرمی می گذارد تا این که خبر آزادی و بازگشت سام به گریس می رسد.
این فیلم بار تعلیقی را به دوش می کشد که در غیاب فرساینده مگوایر و حضور پررنگ جیلنهال در یک درام تنش آمیز خانوادگی کلید می خورد و نشان می دهد که فینچر در دعوت از جیلنهال در یک تریلر رازآمیز روان شناختی کاملا برحق بوده چرا که کارگردان کهنه کاری چون شریدان بلافاصله جیلنهال را به یک نقش دقیق و ظریف در یک درام روان شناختی پرحادثه و ماجرا وصل کرده است.
جیلنهال دقیقا در فیلم شریدان نقش شکننده یک میانجی عاطفی را در سه یا دقیق تر چهار سو دارد؛ یک سو رابطه با گریس و یک سوی دیگر رابطه با سام هم قبل از اسارت و هم بعد از آن، و باز یک سوی دیگر رابطه پدر- عمو با دختران سام و گریس. جیم شریدان همان کارگردانی است که در فیلم های «پای چپ من» (۱۹۸۹) و «به نام پدر» (۱۹۹۳) بازی های درخشانی از دنیل لی لوییس گرفت.

سلوک حرفه ای جیلنهال در همکاری با دنی ویلنوو، کارگردان کانادایی- فرانسوی جهش دیگری به کارش داد و یک دوگانه مهیج «زندانی ها» و «دشمن» هر دو در ۲۰۱۳ را در کارنامه جیلنهال رقم زد. جیلنهال در «زندانی ها» به همراه هیو جکمن بار دیگر به شیوه ای متفاوت «زودیاک» را تداعی می کند. جیلنهال در نقش پلیس خسته و پی گیری که در پی رسیدگی به یک پرونده بچه دزدی است، با جکمن در نقش پدر یکی از همان بچه های ربوده شده که مرد سرسخت و رنج دیده ای است وارد تعامل می شود و خصیصه پی گیری وسواس گونه هردوشان، این دو مرد متفاوت را به هم پیوند می دهد.
این فیلم شاید غنای فیلم های فینچر و شریدان را نداشته باشد اما ترکیب خوبی از بازی جیلنهال و جکمن را در یک دارم پرماجرا نشان می دهد، آن هم «هیو جکمن»ی که احتمالا در سلسله فیلم های «ایکس من» به کلیشه لوگان- ولورین بدل می شد.
فیلم «دشمن» هم در کارنامه جیلنهال و هم در کارنامه ویلنوو یک پرش بلند است که بازیگر اصلی اش جیلنهال را در نقش دو همزاد بی اطلاع از وجود یک دیگر- یک بازیگر (آنتونی کلر) و یک مدرس دانشگاه (آدام بل)- در برابر هم قرار می دهد که یک تراژدی را رقم بزند؛ در حالی که بل یک مرد روان گسیخته و به شدت خودنگر است؛ در مقابل کلر، مردی حریص و برون گراست که مشخصات فیزیک شان با هم مو نمی زند حتی زخم های بدن شان.
بازی جیلنهال چندان دقیق و جزئی انگارانه است که مخاطب می پذیرد که این دو یک بازیگر نیستند بلکه کاملا دو بازیگر مجزایند و این خصیصه بازی جیلنهال درام پیچیده ویلنوو را به ظرافت پیش می برد.

جیک جیلنهال حضور هوش مندانه و صعود مبتکرانه ای در سینمای آمریکا داشته است. او پیوسته و بسیار آرام به حیطه نقش های ظریف و پیچیده نزدیک شده تا بتواند این نقش ها را از آن خود کند بی آن که در نقش هایش کیشه و تلف شود. بازی او در فیلم «شبگرد» ساخته دن گیلروی در ۲۰۱۴ ثابت می کند که جیلنهال می تواند بی آن که در ژست های یک تیپ فرو برود، به یک کاراکتر خلاق تبدیل شود و نقش های کاملا متفاوتی را بپذیرد. اخیرا و تا به امروز که این متن نوشته می شود، نگاه منتقدان به فیلم «چپ دست» که جیلنهال نقش یک بوکسور ازپا افتاده و مساله دار را ایفا می کند جلب شده است و خلاصه سلوک جذاب و یکه جیلنهال است که رو به پیش دارد.
تبلیغات متنی
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
مدیرعامل پلتفرم «کارزار» ممنوع المکالمه شده است!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
افزایش چند صد میلیونی خودروها در بازار امروز
-
هافبک ۲۷ ساله آرژانتینی به پرسپولیس لینک شد
-
رفیق تازه آقای غفوریان در جشنواره کمرمق فجر
-
در خانه رویاپردازترین زن جهان به روی مردم باز شد!
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
پیشنهاد اعدام بازداشتیها در صورت حمله آمریکا
-
بیتکوین دوباره در ۲۴ ساعت گذشته سقوط کرد
-
رای نهایی استیناف، جدول لیگ را بههم ریخت!
-
چند ایرانی که ساعات اخیر را دربست مال خود کردند
-
پنکه مخصوص روحانی و دنیای عجیب رئیسجمهور سابق!
-
ریزش سنگ و بهمن مسافران این جاده را تهدید میکند
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
هافبک ۲۷ ساله آرژانتینی به پرسپولیس لینک شد
-
رفیق تازه آقای غفوریان در جشنواره کمرمق فجر
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
بیتکوین دوباره در ۲۴ ساعت گذشته سقوط کرد
-
رای نهایی استیناف، جدول لیگ را بههم ریخت!
-
چند ایرانی که ساعات اخیر را دربست مال خود کردند
-
پیام واضح بهاره هدایت به میرحسین موسوی
-
بهنام یخچالی قید تیم ملی را زد؛ نمیتوانم به غم مردم بیتفاوت باشم
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
خبر مربوط به عقبنشینی لینکلن کار ایرانیها بود!
-
خودش و دخترش؛ خانوادهای که خیلی در خبرها حضور دارند
-
پیشبینی هوای تهران طی ۲ روز آینده
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
تمام فیلمهاشودیدم ولذت بردم.
پاسخ ها
از فیلم love and other drugs هم لذت بردی؟؟!!!!!
خیلی خوب بازی می کنه...
فکر کنم فیلم شاهزاده پارس هم جیک بازی کرده بود.جالبه که اصلا به این فیلم توجهی نکردین.فکر نکنم از بقیه فیلماش کمتر باشه یا شایدم شما هم مثل صدا سیما سیاسی شدین