۱۲۴۰۷۱۵
۱۵ نظر
۲۷۳۱۵
۱۵ نظر
۲۷۳۱۵
پ

چرا مردمی که بهروز وثوقی را دوست داشتند انقلاب کردند؟

آیا کسانی که انقلاب کردند اقشار دیگری بودند؟ درصد همپوشانی میان سینماروها و انقلابی ها چقدر بود؟ چگونه «ملت سینما» به «امتی انقلابی» تبدیل شدند؟

برترین‌ها: صفحه اینستاگرامی «تاریخ‌اندیشی» در یکی از پست‌های خود به ابعاد مساله رابطه جامعه علاقه‌مند به سینما در دهه 50 و وقوع انقلاب توسط همین افراد پرداخته است که در ادامه می‌خوانیم.

فیلمفارسی هویتی تثبیت‌شده، تعریف‌شده و جاافتاده دارد. مفاهیمی چون مردانگی، غیرت، ناموس، وفاداری، در برابر پادمفاهیمی چون نامردی، بی‌غیرتی، خیانت، بزدلی و هرزگی، دوگانه‌های نیرومندی را در این سینما می‌ساخت که به سادگی و بدون هزینۀ مادی و معنوی چندانی می‌توانست تودۀ مردم را پای پرده سینما میخکوب کند. سانس‌های پیاپی تا پاسی از شب، صف‌های طولانی، سالن‌هایی که جای سوزن‌ انداختن نداشت و مردمی که لای صندلی‌ها و روی پلکان می‌نشستند. گاه یک فیلم چند سال روی پرده می‌ماند و عاشقانی هم بودند که یک فیلم را بیست بار می‌دیدند. البته انگیزه‌ها برای دیدن فیلم تکراری فراوان بود، از جمله لذت از مکان و تفریح با رفقا. مفاهیم عوام‌پسند و گیرای فیلمفارسی، هیجان هالیوودی و خیالبافی بالیوودی با چاشنی خشونت، بزن‌بزن خیابانی قلچماق‌ها، رقص و آواز به عنصر ثابتی در «فرهنگ عامه» در آن سال‌ها تبدیل شده بود.

12296839

بیننده امروزی با دیدن فیلمفارسی قدیم معذب می‌شود و حتی کسانی که به دیدن فیلم‌های بدون سانسور عادت دارند، خود را با واقعیتی نامعمول مواجه می‌بینند. بی‌تردید میان جامعه و سینما رابطه‌ای دوسویه وجود داشت: سینما از جامعه تغذیه می‌شد و همزمان با ساختن قهرمان‌های توده‌پسند نقاط تبلوری برای ارزش‌های عوام می‌ساخت. توده قهرمانش را بر پرده سینما می‌دید. عشقش، نفرتش، انتقامش، باختش، بُردش، حسرتش... همه و همه آنجا با مبالغه‌ای دلچسب به تصویر کشده شده بود. حال تصورش را کنید، در عصر یکه‌تازی‌های این جادوگرِ فرهنگ عامه بر پرده نقره‌ای، ناگهان انقلاب می‌شود و همه‌چیز زیر و زبر می‌شود! در نگاه نخست همه چیز متناقض به نظر می‌رسد.

22-5

همیشه یکی از پرسش‌های من این بوده است که پیش از انقلاب مردم ایران، به ویژه مردم شهرهای بزرگ و در رأس آن‌ها تهران، چقدر تحت تأثیر سینما بودند و چقدر با سینما رابطه داشتند. سینمای ایران پیش از انقلاب سینمای کم‌سانسوری بود. مانند همه شئون دیگر، در سینما نیز سانسور سیاسی وجود داشت، اما در زمینه اخلاقی عرفی و دینی سانسور اندک بود. به همین دلیل این پرسش مهم است که رابطه مردم ایران با چنین سینمایی چگونه بود؛ سینمایی که بسیار پرکار و پرتولید بود و در عین حال فیلم‌های خارجی نیز به سرعت به پرده سینماهای ایران می‌رسید. چنین سینمایی با چنین ویژگی‌های باعث می‌شود این پرسش شود: «رابطه مردم با سینما چطور بود؟»

در میان اسناد سینمای ایران پیش از انقلاب، به سند بسیار جالبی برخورد کردم که ریز فروش سینماهای تهران در سال ۱۳۵۵ در آن ثبت شده بود. در این سند که متعلق به شهرداری و برای محاسبه عوارض شهرداری است، میزان فروش سینماها هم از جهت ریالی و هم از جهت تعداد بلیط (به تفکیک قیمت از ۲ تا 6 تومانی) ذکر شده است. برخی اعداد و ارقام را طبق این سند محاسبه کردم و به نتایجی خیره کننده و باورنکردنی رسیدم که در مخیله‌ام و احتمالا در مخیله شما نمی‌گنجید برخی از این نتایج را با هم مرور و با سالهای اخیر مقایسه کنیم.

Azadi_Burnt

نخست برای نمونه یک سینما را به تفکیک فروش مرور کنیم: برای مثال سینما «ری» (که امروز دیگر وجود ندارد) باسالنی درجه دو، واقع در خیابان امیریه، نبش خیابان قزوین، چنین آمار فروشی داشت: این سینما در این سال ۱۳۵۵ در مجموع ۷۰۳ هزار بلیت فروخت؛ به تفکیک قیمت: ۵ هزار بلیت ۲۰ ریالی، 14 هزار بلیت ۲۵ ریالی ، ۲۰۹ هزار بلیت ۳۰ ریالی و ۶۷۸ هزار بلیت ۶۰ ریالی (مجموع ۷۰۳ هزار بلیت) و این یعنی ۲۵.۷۵۰.۰۰۰ ریال فروش داشت. حال بر همین مبنا می توان بلیت فروشی سینماها در کل تهران را در آن سال محاسبه کرد. سال ۱۳۵۵ تعداد ۱۱۱ سینما در تهران فعال بود. وقتی تعداد بلیت های فروخته شده همه آنها را با هم جمع زدم به عدد ) بهت آور ۶۹.۳۸۲۰۰۰۰ بلیت رسیدم! (درست خواندید، 46 میلیون بلیت در یک سال!) تهران سال ۱۳۵۵ حدود 4.5 میلیون جمعیت داشت. این یعنی سرانه تعداد بلیت سینما در تهران بیش از ۱۰ بود؛ یعنی روی کاغذ هر تهرانی به طور میانگین ده بار در سال سینما می رفت. البته این فرض طبعا غلط است، چون بسیاری «اصلا سینما نمی رفتند» و بسیاری در سال بیست سی یا حتی پنجاه بار به سینما می رفتند. اما به هر حال این سرانه حیرت‌انگیز است.

سینما_رکس_آبادان_هنگام_اکران_فیلم_گوزنها

دست کم از این سرانه می توان تعبیر «ملت سینما» را به کار برد؛ یعنی یک بخش بزرگی از مردم اهل سینما بودند. برای اینکه بتوانیم به بزرگی آن پی بیریم بد نیست میزان بلیت فروشی سینما را چهل و چند سال بعد در کل ایران در نظربگیریم.بر اساس اطلاعات دقیقی که در «سامانه فروش سینمای ایران» ثبت شده است، در سال ۱۳۹۷ در «کل ایران» (دقت بفرمایید در کل ایران ۸۵ میلیونی) ۲۷۶۱۰۸۳۹ بلیط فروخته شده است. اکنون می توان بزرگی آن 46 میلیون بلیت سال ۱۳۵۵ را متوجه شد (یعنی سرانه سینما رفتن در کل ایران اکنون ۰.۳ است؛ آن را مقایسه کنید با سرانه ۱۰ برای تهران در سال ۱۳۵۵). اما بهتر است دقیقا آمار تهران را بررسی کنیم، آن هم در طول ۲۵ سال، از ۱۳۷۰ در فواصل پنج ساله تا ۱۳۹۵ آمار فروش بلیت در تهران در سالهای ۷۰ تا ۹۵ چنین است:

11

از این جدول به خوبی روشن است که با گذر زمان درصد سینماروها کمتر شد. دلایل آن را به سادگی می توان حدس زد. در مورد مقایسه کلانتری هم که مد نظر ما بود طبعا باید عوامل متعددی را در نظر بگیریم، مانند نفوذ تلویزیون و اینترنت. سینما «جایگزین» پیدا کرد و برای دیدن فیلم های سینمایی دیگر لازم نبود به سالن سینما رفت اما بعید می دانم بتوانیم بگوییم امکان‌های تفریحی ایرانیان نیز بیشتر شد. کاهش درصد سینماروها به دلیل این بود که محتوای سینمایی جای دیگر هم پیدا می شد. اما در کل، از این آمار و ارقام یک چیز قطعی است:«به گواه آمار، نفوذ سینما در یکی سال های منتهی به انقلاب میان مردم ایران بسیار بالا بوده است». حال این گزاره پایه‌ای مبنای پرسش‌گذاری‌های مهم بعدی قرار می‌گیرد: چطور مردمی که به عشق فردین، راج کاپور و ویجینتی مالا ساعتها در صف سینما می ایستادند انقلاب کردند؟ آیا کسانی که انقلاب کردند اقشار دیگری بودند؟ درصد همپوشانی میان سینماروها و انقلابی ها چقدر بود؟ چگونه «ملت سینما» به «امتی انقلابی» تبدیل شدند؟

232445_393

تاریخ سیاسی به چنین پرسش‌هایی پاسخ نمی‌دهد، بلکه پاسخ آنها را باید در جامعه‌شناسی سیاسی و تاریخی یافت. اما از نظر من، بر خلاف تضادی که در نگاه نخست در ظاهر امر به نظر می‌رسد، محتوای مشترکی میان فیلم فارسی و سینمادوستی و انقلابی‌گری می‌توان یافت. تضادی در اینجا وجود ندارد؛ فقط ساحتها جابجا شده است.

Desktop Banner Mobile Banner

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • حسین

    دقیقا جمله آخردرست است دبدن فیلمهای آنزمان وتحت تاثیرقرارگرفتن تماشاچی که خواهان تنوعی دیگربود واینجابود که بهمن ۵۷ شروع شد

  • ناشناس

    ... من به جرأت می‌توانم بگویم فیلم‌هایی که بهروز وثوقی بازی کردجوانان رابرضدرژیم کشاند،فیلم خاک، گرگ بیزار، گوزن‌ها،حتی قیصر وبُت..

  • بن تن

    ای داد و بیداد

  • اشنا

    هنرپیشه یک کارکتراست نه یک شخصیت تاثیرگذاراجتماعی چه بساباکلی صعف های شخصیتی انقلاب تحت تاثیرمعضلات اجتماعی وفرهنگی وارمان خواهی صورت می گیردنبایددرباره هنری که جنبه تغنن وتخمه شکستن وساندویچ خوردن هنگام تماشای ان داردمبالغه کنیدتوصیه می کنم بیشترمطالعه کنید

  • ناشناس

    مشکل اینه خود بهروزم انقلابی بود البته انقلابی ها همه همرنگ نبودن

  • ناشناس

    چون هیجان عزیزتر از عقله

  • راستگو

    مردم سیاهی لشکر سناریو های نوشته شده بودند و هستند.

  • مهدی

    مشکلات اجتماعی باعث انقلاب می‌شود. که این مشکلات شامل تبعیض . زور گویی. شرایط اقتصادی. و آزادی های مدنی و... میشود. وبا چند دقیقه سرگرمی نمی توان آنها را کنترل کرد

  • ناشناس

    چون بهروز قیصرسینماست

  • ناشناس

    حالا می خواهید بهروز و بدنام کنید . اون که سلطنت دوست بود. فیلم بازی کردن که گرایش سیاسی ادم رو نشون نمیده

  • ناشناس

    بهروز فقط سناریو هارو بازی می کرد وبس ...این قدر بزرگش نکنید همون بهتر که رفت اون به ایران تعلق نداشت ...چه طور فردین وملک مطیعی ودیگران ماندند وجلای وطن نکردند ولی این آقا فوری رفت وحالا براش سینه چاک می کنید؟؟

  • ناشناس

    اتفاقا سینمای اون زمان خیلی اموزند بود نه حرف طلاق در فیلمها بود نه مفت خوری که پسر یا دختر برای ثروت خانواده ای هم با هم ازدواج کنند همیشه در فیلمها به جوانان گوشزد میشد روی خودشان حساب کنند نه پدر ومادر زن یا پدرخودش این در فیلمهای فردین خیلی نمایان هست

  • ناشناس

    انقلاب ربطی به سینما نداشت شاه باید میرفت .

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج