المپیک سودی ندارد، حتی برای میزبانان!
۳۸۵۵۲۷
۲۳ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۱
۱۴۶۱ 
سید مصطفی هاشمی طبا، رییس سابق کمیته ملی المپیک معتقد است هنوز هم المپیک نه برای کشورهای شرکت کننده و نه برای کشورهای میزبان به طور مستقیم به لحاظ اقتصادی نمی تواند سودآور باشد.
 برترین ها: سید مصطفی هاشمی طبا، رییس سابق کمیته ملی المپیک معتقد است که المپیک نمی تواند از لحاظ اقتصادی سودی داشته باشد. مجله صنعت و توسعه در تازه ترین شماره خود به گفتگو با ایشان پرداخته است.
 
وی معتقد است هر چند المپیک برخلاف اهداف اولیه ای که داشته کم کم از مسابقات بین آماتورها فاصله گرفته و به رقابت بین حرفه ای ها روی آورده، اما هنوز هم المپیک نه برای کشورهای شرکت کننده و نه برای کشورهای میزبان به طور مستقیم به لحاظ اقتصادی نمی تواند سودآور باشد، بلکه آثار اقتصادی آن غیرمستقیم است و کشورهای میزبان به نسبت هدف گذاری دقیق و ثبات سیاسی و اقتصادی که دارند می توانند بهره بهتری از برگزاری المپیک ببرند.

از نظر شما ورزش می تواند به عنوان یک صنعت تلقی شود؟

- در زبان انگلیسی ورزش به عنوان یک Industry نگاه می شود و به آن می گویند Sport Industry. وقتی در فارسی صحبت از Industry می کنیم، کلمه مترادفش کلمه صنعت است که یک کلمه خاص است. در حالی که کلمه Industry در زبان انگلیسی یک کلمه عام است چرا که ما صنعت را به نوعی از فعالیت که به ساختن اهتمام دارد در نظر می گیریم ولی در زبان انگلیسی Industry به معنای فعالیت است؛ یعنی فعالیت های اقتصادی و اجتماعی. به همین دلیل آنها خیلی راحت می گویند Sport Industry.
 
به همین ترتیب می گویند صنعت جهانگردی و چیزهای دیگر، در نتیجه Industry را به خیلی چیزها نسبت می دهند اما وقتی در فارسی می گوییم Sport Industry معمولا یاد کالای ورزشی می افتیم و فکر می کنیم Sport Industry یعنی ساخت کالاهای ورزشی، در حالی که در فرهنگ اروپایی و غریبی که این چیزها از آنجا ناشی شده، ورزش را به عنوان فعالیتی می شناسند که می تواند مثل بقیه فعالیت ها مثل خیلی چیزهای دیگر بده بستان اقتصادی داشته باشد.

بنابراین Sport Industry یعنی فعالیت ورزشی یا صنعت ورزش. اگر ما باز صنعت را به مفهوم Industry گسترش دهیم معنی اش این است که ورزش فعالیتی است که می تواند جنبه اقتصادی قابل توجهی داشته باشد و طبیعتا هم همین طور است. یعنی درست است که ورزش یک فعالیت انسانی است اما غذا خوردن هم یک فعالیت انسانی است و در صنایع غذایی بده بستان اقتصادی وجود دارد یا خیلی چیزهای دیگر مثل طب که فعالیت انسانی است اما پر از پشتوانه بده بستان اقتصادی است که به عبارت دیگر می توانیم به آن کسب و کار بگوییم، مثلا کسب و کار ورزشی.

المپیک سودی ندارد، حتی برای میزبانان!
 
حالا که شما ورزش را به عنوان یک صنعت پذیرفته اید، المپیک چه سهمی در این صنعت دارد؟

- البته پیر دو کوبرتن به عنوان مبتکر المپیک بحث آماتوریسم را مطرح کرده بود و گفته بود در بازی های المپیک فقط باید آماتورها شرکت کنند و کسانی که شغل شان ورزش است و در واقع کمترین درآمدی از ورزش دارند نباید شرکت کنند. این تقریبا الان دیگر رنگ باخته و تقریبا همه ورزشکارانی که در المپیک شرکت می کنند از درآمدهای ورزشی برخوردارند.
 
امروز هر فعالیتی که در کشورها انجام می شود به نوعی به شکل کسب و کار تغییر پیدا کرده. از جمله در ورزش که باشگاهداری وجود دارد و تماشاچی بلیت می خرد و بازیکنان باید کیفیت خودشان را ببرند بالا و در طول روز به ورزش مشغول باشند. در واقع ذهن ورزشکاران باید ورزشی باشد و منحرف نشود.

اینجا آن کسب و کار ورزش شکل خودش را نشان می دهد و طبیعتا ورزش هم مثل همه پدیده های دیگر هم از نرم افزارهای مختلف برخوردار می شود و هم از سخت افزارهای مختلف. ساخت سخت افزارها به بودجه نیاز دارد. بودجه را غیر از دولت ها آن هم برای مقاصد خاص کسی رایگان نمی دهد بلکه این طور سرمایه گذاری ها برای درآمدهای بهتر اقتصادیی است و افرادی هم که می آیند تماشا طبیعتا باید هزینه ای پرداخت کنند و بعد می ماند تجهیزات و لباس ها و رسانه ها که خود رسانه ها سهم بسیار بزرگی را در کسب و کار ورزشی دارند.

از یک طرف به خاطر اینکه مردم مشتاقند از طریق رسانه ها بازی ها را ببینند و از طرف دیگر این استقبال باعث می شود که رسانه ها بتوانند آگهی های مختلف تجاری را هم در کنار مسابقات به مخاطب نشان دهند. آن وقت آگهی های تجاری هم برای خودش ارزش خاصی دارد و بنابراین یک حرکت اقتصادی بزرگ پیرامون کار ورزش طبیعتا به تدریج شکل گرفته است. این اتفاق از زمانی رونق گرفته که در صدها رشته ورزشی هزاران مسابقه در طول سال در سطح بین المللی و نه صرفا در سطح ملی برگزار شد.
 
البته در سطح ملی خیلی بیشتر است. همه این مسابقات را رسانه ها پوشش می دهند و همه اینها را مردم تماشا می کنند و برای همه این مسابقات تشکیلات و تجهیزات لازم است، اعم از سیستم الکترونیک تا ساده ترین چیزهایی که ممکن است در یک ورزش وجود داشته باشد. بنابراین کسب و کاری حول محور ورزش در کل دنیا اتفاق افتاده و به اصطلاح در جریان است. این است که ورزش طبیعتا به عنوان یک کسب و کار یا صنعت همیشه می تواند جریان داشته باشد.

چرا مبتکر المپیک در ابتدا اصرار داشت که المپیک محل رقابت آماتورها باشد؟

- آقای پیر دو کوبرتن یک معلم بود و بیشتر به مسئله پرورش آدم ها و پرورش جوانان فکر می کرد و این البته هم ریشه در پوزیتیویسم اروپایی دارد هم در نگرش های پراگماتیستی آمریکایی که کسانی از جمله جان دیویی واضعش بودند. آقای پیر دو کوبرتن یک تحلیلگر مسائل پرورشی و آموزشی بود. یک معلم بود و ابزاری به نام ورزش را برای پرورش انسان ها بسیار مناسب می دانست.
 
بنابراین تلاش بر این داشت که از طریق ورزش به پرورش جوانان اهتمام بورزد. بنابراین بازی های المپیک را هم برای ارتقای توانایی ورزشکاران و اصول تربیتی موثر در ورزشکاران ابداع کرد. در منشور المپیک روی مسئله پرورش رفتار و اخلاق یا بازی های منصفانه بسیار توجه شده و هدفش خراج از محدوده اقتصادی بود. هدفش آموزش و پرورش و تربیت نسل جدیدی از جوانان برای رشد و بالندگی آنها بود.
 
طبیعتا در طول زمان پدیده ها تغییرات مختلفی می کنند و نهضت المپیک هم چون کشورهای مختلف می خواستند کیفیت بهتری از ورزشکاران شان بروز دهند تغییر کرد، به حدی که فقط به اصطلاح حرفه ای گری قانع شان نکرد و دنبال دوپینگ و استفاده از مواد نیروزا برآمدند تا در المپیک ها بهتر ظاهر شوند. طبیعتا این خواست دولت ها موجب شد که بخش عظیمی از کار المپیسم منوط به فعالیت های اقتصادی و درآمدهای اقتصادی بشود. بنابراین المپیسم هم از تاثیر اقتصادی و کسب و کار دور نماند.

المپیک قرار بود سیاسی هم نباشد، چرا در طول سال هایی که المپیک برگزار شد، شاهد تاثیرات سیاسی بر نحوه برگزاری آن بودیم؟

- اصلا طبق منشور المپیک هیچ نوع تبعیض نژادی، مذهبی، سیاسی و اقتصادی نباید در نهضت المپیسم وجود داشته باشد. مثلا نمی شود کسی بگوید فلان ورزشکار چون مذهبش فلان است من با او مبارزه نمی کنم و دست نمی دهم. یا مثلا بگوییم این ورزشکار چون زردپوست یا سیاه پوست است من حاضر نیستم با او مسابقه بدهم. یک نوع دهکده جهانی که بعدا مطرح شد در المپیسم به عنوان بخش اخلاقی ارتباط جوانان با همدیگر مطرح کردند.
 
الان هم با وجود اینکه ترکیبش جنبه غیرآماتوری پیدا کرده و حرفه ای ها در آن هستند، ظاهرا قضیه باز غیرسیاسی است، اما نمی شود اثرات مسائل سیاسی و اقتصادی روی المپیسم را نادیده گرفت؛ البته که اثر داشته است. اما مثلا دوره ای که با حضور آفریقای جنوبی در المپیک موافقت نشد، دلیل اصلی این بود که در داخل کشور آفریقای جنوبی تبعیض نژادی وجود دارد. می گفتند چون شما تبعیض نژادی دارید قبول تان نمی کنیم.
 
همه کشورها در داخل شان تبعیض هایی وجود دارد اما ملاک این است که رسما تبعیض نژادی وجود نداشته باشد وگرنه در خود آمریکا اثرات تبعیض نژادی هنوز وجود دارد. رییس جمهورشان سیاه پوست است و خیلی از سرخپوست ها سمت های سیاسی دارند اما بین مردم و در بعضی ایالت ها هنوز تبعیض نژادی وجود دارد.

آفریقای جنوبی را چون اصل بر تبعیض نژادی بود، نمی پذیرفتند. شبیه اسراییل که الان در آن تبعیض مذهبی وجود دارد ولی چون حامیان اسراییل، آمریکا و غیره هستند، کمیته بین المللی المپیک هم چشمش را می بندد. مثل کاری که الان دبیرکل سازمان ملل کرد و چشمش را روی جنایت های سعودی در یمن و کودک کشی بست. بنابراین نمی توان نقش مسائل سیاسی را نادیده گرفت.
 
اسراییل رسما اعلام نمی کند و همیشه انکار کرده که در آنجا تبعیض مذهبی وجود دارد. در نهایت به دلایل سیاسی است که اسراییل هم می آید جزو بازی های المپیک، ولی به ظاهر اگر کشوری تبعیض در سیاست هایش علنی باشد در المپیک هم نمی تواند شرکت کند.

المپیک سودی ندارد، حتی برای میزبانان!
 
پس با این حساب المپیک از آن هدف اولیه فاصله گرفته است. اما به ظاهر امروز گروه های جدیدی مثل حامیان محیط زیست و ... وارد عمل شده اند و مثلا المپیک پکن را تحریم کردند. می شود گفت جنبش های اصلاح طلب سعی دارند اهداف تازه ای برای المپیک تعریف کنند؟

- همیشه یک اقلیت حق گرا در مقابل یک اکثریت قدرت گرا وجود دارد چون اکثریت مردم در دنیا گرایش به قدرت ها دارند و اقلیتی هستند که با قدرت های حاکم مبارزه می کنند. مثلا در قضایای شیلی آن موقع که علیه پینوشه کودتا شد، اکثرا حکومت پینوشه را تایید کردند و مردم با حکومت دموکراسی آلنده مخالفت و آمدند به خیابان و گفتند ما گرسنه ایم و علیه آلنده به پا خاستند. مخردم به نوعی به قدرت همیشه تمایل دارند و افراد کمی هستند که به اصطلاح از قدرت فاصله می گیرند، مثل جنبش های سبز که طالب وضعیت بهتر هستند.
 
الان به کشور ما هم نگاه کنیم، محیط زیست مان به شدت در خطر افتاده ولی هیچ کدام از مردم عادی ما در این باره حرف نمی زنند. فقط یک عده که طرفدار محیط زیست هستند وارد می شوند و عموم مردم علیه سرزمین شان اقدام می کنند. عموم کشاورزان از آبی که زیرزمینی است می خواهند حداکثر استفاده را کنند.

در بحث جنبش المپیسم هم عده کمی هستند که طالب اصلاح در المپیسم و بازگشت به دوران پیر دو کوبرتن باشند ولی آنها هم کاری از پیش نمی برند چون ورزش جذاب است و مردم را به خود جذب می کند و برای شان هم مهم نیست که آقای جو کوویچ که تنیسور معروف دنیاست و سالی ده ها میلیون دلار درآمد دارد، برود در المپیک تنیس بازی کند. بنابراین این قضیه اقتصادی بودن طبیعی است که المپیسم را هم در خود گرفته است.

کشورهایی که خواهان میزبانی المپیک هستند چه، آیا آنها دنبال بهره برداری اقتصادی از برگزاری این رویداد نیستند؟

- طبیعتا خیلی سود دارد. به خصوص در دنیای امروز که دنیای رسانه است. اگر کشوری با هدف مشخص این کار را دنبال کند، بسیار می تواند در اهدافش موفق باشد. مثلا کره جنوبی در سال 1988 اوج حمله به صادرات کالا داشت اما کلمه کره در برابر ژاپن مقبولیت کمتری در دنیا داشت. یعنی وقتی یک جنس کره ای در کنار جنس ژاپنی قرار می گرفت، مردم جنس ژاپنی را انتخاب می کردند.
 
المپیک یک حرکتی شد برای اینکه کلمه کره و اینکه کره جزو کشورهای پیشرفته است در دنیا برای مردم جا بیفتد و صادرات کره از آن به بعد بسیار مقبول دنیا واقع شد. هر چند که کالاهای کره ای کیفیت مطلوبی داشت ولی تا وقتی که مردم دنیا با این کلمه عجین نشده بودند، برای شان جا نیفتاده بود .
 
مثلا فرض کنید از زمانی که به اصطلاح انقلاب اقتصادی در چین آغاز شد اصلا آن موقع کالایی به نام کالای چینی تقریبا در دنیا مطرح نبود و اگر می گفتند این کالا چینی است تقریبا هیچ کس استقبال نمی کرد ولی از یک طرف تلاش هایی برای سرمایه گذاری کردند و توانستند ارتقای تولید بدهند و بعد وقتی توانستند المپیک را به عهده بگیرندو در مراسم افتتاحیه که از تمام رسانه های دنیا پخش می شد، چنان نمایشی دادند، معلوم شد بالاترین توانایی تکنولوژی ای اتی را در دنیا دارند.
 
یعنی بسیار هوشمندانه این کار را انجام دادند. طبیعتا وقتی یک کشوری می آید در دنیا خودش را مطرح می کند برای برگزاری بلازی های المپیک و برای اینکه نشان دهد چه تاسیساتی ایجاد کرده، آن نمایش را راه می اندازد مورد توجه قرار می گیرد.

اگر شما یادتان باشد استادیومی که به عنوان لانه پرندگان معروف بود، در دنیا مورد توجه بسیار قرار گرفت، در حالی که طراح های آن سوییسی بودند. کل آن چهار ساعتی که آنها مراسم افتتاحیه گذاشتند، کل سطح چمن استادیوم را به عنوان یک مانیتور کامپیوتر نشان دادند یعنی به دنیا نشان دادند که ببینید ما چقدر توانایی تکنولوژیک داریم و این باعث شد چین هم الان در بازار صادرات دنیا مطرح است.
 
همین تلفن آی فون را نگاه کنید، رویش نوشته ساخت چین اما به عنوان یک جنس آمریکایی همه می خرند و هیچ مشکلی ندارند. می دانند در چین تولید می شود اما باز هم به کیفیت آن اطمینان دارند. همه آن کارهایی که کردند از جمله بازی های المپیک برای جلب اعتماد مردم دنیا اتفاق افتاد که موفق هم شدند.

بنابراین المپیک می تواند برای کشور میزبان مقاصد اقتصادی داشته باشد اما همیشه هم این طور نیست. هیتلر یک موقعی المپیک 1938 آلمان را به خاطر مقاصد سیاسی آن برگزار کرد که بگوید نزاد ما برتر است. هر چند درست زمانی که هیتلر در جایگاه نشسته بود، یک ورزشکار سیاه آمریکایی توانست همه رقبای سفیدپوست خود را شکست دهد و در نتیجه هیتلر نتوانست به مقاصد سیاسی اش برسد چون می خواست بگوید آلمان برترین نژاد است و اگر در المپیک هم شرکت می کند، همه را شکست می دهد ولی کاملا خلاف آن ثابت شد. به هر حال کشورهای مختلف دوست دارند از بازی های المپیک بهره برداری خوبی بکنند.

به نظر شما برزیل با توجه به مشکلات اقتصادی و سیاسی که دارد، می تواند بهره برداری خوبی از المپیک داشته باشد؟

- البته برزیل در بازار صادرات کشور توانا و قوی است اما از نظر سیستم مدیریتی و سیستم اداره کشور شاید چندان مثل کره و چین موفق نباشد و یک نوع بی نظمی در داخل برزیل حاکم است ولی به هر حال آنها هم دوست دارند برزیل را به عنوان یک کشور پیشرفته و یک کشوری که مردم بیشتر آن را بشناسند، مطرح کنند. الان در خود برزیل مشکلات اقتصادی و سیاسی وجود دارد و می گویند ممکن است نه تنها از برگزاری المپیک سود نکنند بلکه اتفاقا باعث نارضایتی عمومی شود و مردم بگویند ما خودمان نیازمندیم و شما برای برگزاری چنین رویدادی تا این حد هزینه کرده اید.

المپیک سودی ندارد، حتی برای میزبانان! اسلاید شو -فوری
 
بنابراین شما پیش بینی می کنید منجر به نارضایتی عمومی شود؟

- باید در نظر گرفت که ترکیب جمعیتی در برزیل طوری نیست که از نظر سیاسی چندان منسجم باشند. اعتراضات هم خیلی اعتراضات سازمان یافته و ریشه دار نیست. در واقع برزیل یک کشور سیاسی محسوب نمی شود و نوع ترکیب جمعیت و نوع زندگی در برزیل طوری است که مردم به نظر من به شدت غیرسیاسی هستند و اگر جنبشی هم باشد، به نظر من همان جنبش اقلیت است. با همه اینها به نظر من اگر کشوری بخواهد بهره برداری، به خصوص بهره برداری اقتصادی از بازی های المپیک کند، لازمه اش این است که یک سیستم اقتصادی و سیاسی منسجم در کشور حاکم باشد.

کره جنوبی در آن زمان به ظاهر یک کشور دموکراتیک بود ولی در حقیقت بسیار حکومت قوی و مقتدری برای توسعه داشت و همین طور چین. درست است که در زمینه اقتصادی از اصول مارکسیسم عدول کرده اما از نظر مدیریتی و کار سیاسی هنوز یک حکومت توتالیتر است و به همین دلیل هم می تواند هر طور که بخواهد با مردم و کارگرها رفتار کند و اهدافش را به ثمر برساند. به نظر من برزیل فاقد این ویژگی هاست.

بنابراین شما معتقدید که یونان هم کشوری است که از نظر اقتصادی نتوانسته بهره برداری مناسبی از میزبانی المپیک داشته باشد؟

- بله. یونان هم همین طور. خصیصه مردم یونان و حکومت یونان طوری است که اقتصادش بر اساس گردشگری و توریسم است. بخشی از مردم اروپا پروتستان هستند و بخشی کاتولیک. بخش پروتستان اصولا فعالیت هایش بیشتر است و مردمش بیشتر تلاشگر هستند.
 
البته یونانی ها بیشتر تابع کلیسای کاتولیک یا پروتستان نیستند و مثل اروپای شرقی از نظر مذهبی بنیادگرا هستند ولی کلا تلاش و سرمایه گذاری و کوشش در یونان بر اساس توریسم بوده نه بر اساس فعالیت های اقتصادی مثل آلمان، هلند یا به خصوص کشورهای اروپای شمالی. کشور های اروپای شرقی یا جنوبی اصولا کمی ضعیف تر از کشورهای اروپای شمالی از نظر اقتصادی و فعالیت های دیگر هستند.

یونانی ها هم در واقع خواستند المپیک را برگزار کنند که بگویند مهد المپیسم در یونان بوده و هست. بنابراین هدف اصلی بیشتر رونق توریسم بوده است. در یونان به دلیل ناملایمات سیاسی و زیاده خواهی مردم و گرفتاری های اقتصادی دولت و ... اقتصاد بیمار است. هر اقتصاد که درونگرا نباشد و بر اساس فعالیت های مردمش پایه گذاری نشود محکوم به شکست است. مثلا اقتصاد برزیل بیشتر بر پایه منابع طبیعی اش پایه گذاری شده نه بر اساس تلاش و سرمایه گذاری مردم. اقتصاد یونان هم همینطور است.
 
اقتصادی است بر مبنای منابع باستانی و گردشگری و از تولیدات زیاد خبری نیست. به همین دلیل هر چند الان هم بحث توریسم در یونان بسیار قوی و یکی از کشورهای جذب کننده توریست است اما المپیک نتوانست تبعات چندانی برای یونان داشته باشد.

حتی اگر به نفع توریسم هم باشد، می شود گفت المپیک برای یونان صرفا تبعات مستقیم اقتصادی نداشته اما آیا می توان گفت یونان از المپیک ضرر اقتصادی کرد؟

- نه، نمی شود گفت ضرر کردند. یک هزینه هایی برای المپیک می شود که نسبت به تولید ناخالص ملی کشورها خیلی زیاد نیست. سود جانبی مهم است. هیچ کس سود مستقیم از المپیک نمی برد. مثلا اگر قرار است دهکده المپیک بسازند، استادیوم المپیک بسازند و چه و چه، هیچ وقت نمی توانند آن پول را از المپیک دربیاورند چون نوعا باید برای ورزشکاران اقامت رایگان داشته باشند. پول بلیت فروشی هست که در مقابل هزینه ها قابل توجه نیست.
 
بنابراین کشورها از برگزاری المپیک به آن معنا سود نمی برند.کمیته بین المللی المپیک سود تمی برد اما کشورها بیشتر از آن که سود مستقیم ببرند، سود جانبی شان مهم است. همان طور که درباره کره و چین گفتیم، منافعی برای شان دارد که غیرمستقیم و بلندمدت است اما مثلا کشوری مثل آمریکا نه سود جانبی می برد و نه لحظه ای بلکه صرفا به این عنوان که ما یک ابرقدرتیم و توانایی انجام این کار را داریم، المپیک آتلانتا و لس آنجلس و ... را برپا کرد و برگزاری المپیک را به عنوان یک روند عملیاتی در برنامه های خودش می بیند که به هر حال نام آمریکا مطرح شود ولی اقتصادشان به حجمی رسیده که المپیک نمی تواند چندان کمک شان کند.

آیا می توان گفت کشورهای توسعه یافته برخلاف کشورهای در حال توسعه یا اهداف اقتصادی اقدام به میزبانی المپیک نمی کنند؟

- معمولا این طور است. مگر اینکه بخواهند نگاه جدیدی به کشورشان بشود. مثلا اسپانیا المپیک را برگزار کرد به دلیل حساسیتی که روی توریسم دارد. خود انگلیس علاوه بر تولید صنعتی روی توریسم بسیار حساس است. انگلیس به عنوان یکی از پردرآمدترین کشورها به لحاظ توریسم است. فکر می کنم حدود 89 میلیارد دلار در سال درآمد توریسم باشد.
 
به ظاهر مثل کشور یونان به توریسم معروف نیست اما جمعیتی که به انگلیس می رود خیلی زیاد و خیلی هم خوب زمینه ها و بستر توریسم آنجا آماده است، بنابراین در کشورهای غیرتوسعه یافته اگر نظام حکومتی و اقتصادی شان منسجم و در حال گسترش باشد المپیک خیلی می تواند کمک شان کند.
 
المپیک سودی ندارد، حتی برای میزبانان!

معمولا سرمایه گذاران در برگزاری المپیک چه کسانی هستند؟

- نوعا دولت ها برای برگزاری المپیک ها سرمایه گذاری می کنند. مثلا شما فرض کنید در یک دهکده المپیک یعنی جایی که ورزشکاران اقامت دارند برای 10 هزار نفر و 15 هزار نفر آپارتمان می سازند و بعدا واگذار می کنند به مردم. این را طبیعتا دولت سرمایه گذاری می کند و استادیوم های بزرگ را هم دولت سرمایه گذاری می کند. عمده سرمایه گذاری در برگزاری المپیک را دولت ها بر اساس اهداف خودشان انجام می دهند.
 
گاهی هم می بینید مثلا در المپیک مردم کشور اعتراض می کنند که چرا دولت دارد پولی را که می تواند خرج فقرا کند، خرج برگزاری المپیک می کند؛ دولت ها که نمی توانند این پول را تقسیم کنند. تقسیم کردن که به جایی نمی رسد. سیستم های اقتصادی کشورها می توانند به فقرا و به قشر ضعیف جامعه کمک کنند وگرنه پول دادن به مردم مثل الان است که در کشورمان داریم. یارانه می دهیم و هیچ کس احساس نمی کند زندگی اش تغییر کرده. بیکاری و فقر احیانا سر جای شان هستند، نابرابری اجتماعی سر جایش است و پرداخت یارانه کمک خاصی به حال مردم نکرده در حالی که ایجاد شغل و سرمایه گذاری است که وضع مردم را می تواند بهتر کند.

کشورهایی که ورزشکاران خود را به المپیک می فرستند آیا می توانند انگیزه اقتصادی داشته باشند؟

- این از اهداف دولت هاست که در کشور شور و نشاط ایجاد کنند و در رده بندی المپیک خودشان را مطرح کنند. مثلا فرض کنید کوبا تلاش بسیاری در سال های زیادی کرده که جزو 10 کشور برتر المپیک باشد و همیشه گفته من جزو 10 تای برتر هستم در بین 200 کشور. همه کشورهایی که توانایی دارند تقریبا چنین کاری می توانند بکنند و کشورهای دیگری هم هستند که طبیعتا چون عضویت در کمیته بین المللی المپیک را پذیرفتند دوست دارند ورزشکاران خود را بفرستند.
 
بعضی ها یکی می فرستند، بعضی 10 تا و بعضی بیشتر و بعضی اصلا نمی فرستند ولی به هر حال می خواهند خودشان را جزو کشورهایی مطرح کنند که پرچم شان در المپیک برافراشته شده است. ما هم در حقیقت روی ورزش مان تا حدودی سرمایه گذاری می کنیم. تا حدودی دولت به کمیته ملی المپیک و ورزشکاران کمک می کند و البته سرمایه گذاری هایی هم می شود اما نه آن طور که لازمه حضور موثر در المپیک است.
 
 
المپیک سودی ندارد، حتی برای میزبانان!

شما که ریاست کمیته ملی المپیک در کارنامه تان دارید، می دانید که آیا ایران به میزبانی المپیک فکر می کند یا نه؟

- چنین فکری را داریم ولی امکان برگزاری نیست. منهای اینکه آنها ممکن است مقاومت کنند چون در المپیک خانم ها و آقایان شرکت می کنند و نوعا هم لباس های ورزشی شان متناسب با عقاید و فرهنگ ما نیست، طبیعی است که در شرایط فعلی این امکان وجود ندارد. آنها هم کشور ما را حائز شرایط نمی دانند.

پیش از انقلاب هم ایران انگیزه میزبانی نداشت؟

- قبل از انقلاب هم نبوده. دوست داشتند ولی چنین درخواستی نداشتند. ما بازی های آسیایی را هم در ایران برگزار کردیم. بازی های 1974 و طبیعتا در آن جهت می رفت که برای میزبانی بازی های المپیک تلاش شود؛ ولی من در اسنادی که دیدم، ندیدم ایران تا به حال درخواست برگزاری بازی های المپیک را داده باشد.

با توجه به اینکه در موارد بسیاری کشورهای میزبان، قهرمان المپیک هم بوده اند، به نظر شما چه رابطه ای بین میزبانی و قهرمانی وجود دارد؟

- البته این یک امر حتمی نیست. مثلا استرالیا میزبان بو نشد اما به هر حال میزبانی موثر است. فرض کنید تیم فوتبالی بیاید به تهران. ما در تهران ارتفاع 1400 متر داریم، آب و هوای مخصوصی داریم. رطوبت مخصوصی داریم که مردم تهران در مقایسه با مهمانان راحت تر با آن کنار می آیند اما میزبانی برای کشورهایی که شرایط شان مشابه و متوسط باشد موثر است نه برای کشورهایی که ضعیف هستند.
 
طبیعتا شاید اگر در روسیه برگزار شود، روس ها اول شوند، شاید اگر در آمریکا برگزار شود، آمریکا اول شود. شاید اگر در چین برگزار شود، چین اول شود ولی اگر در ایران برگزار شود یقینا ما اول نمی شویم و این طبیعی است.

آیا خود موضوع قهرمانی در المپیک به لحاظ اقتصادی تبعات مثبتی برای کشور قهرمان دارد؟

- نه. البته تاثیر اجتماعی دارد که کشور قهرمان می تواند از آن بهره برداری کند. اولا در المپیک ها هیچ رده بندی رسمی وجود ندارد. اگر شما جدول را ببینید نوشته فلان کشور این مقدار مدال آورد. این رده بندی را کمیته بین المللی المپیک و بازی ها رسما انجام نمی دهند.
 
هیچ وقت. چون اصلا می گویند که ما مسابقه بین افراد داریم نه بین کشورها. قهرمانی رده بندی غیررسمی است که رسانه ها و جاهای مختلف انجام می دهند. بنابراین هیچ وقت رسما در المپیک اعلام نمی شود که آمریکا اول شد ولی در همه دنیا این جداول منتشر می شود. اول شدن هم هیچ سود اقتصادی به آن معنا ندارد.

مثلا فرض کنید در مسابقات تنیس دنیا وقتی یک تنیس باز قهرمان می شود به او دو میلیون دلار می دهند یا در فوتبال در جام جهانی وقتی تیمی قهرمان می شود 30 تا 35 میلیون دلار می برد؛ ولی در المپیک چنین چیزی وجود ندارد. البته کمیته بین المللی المپیک درآمدهایی دارد که این درآمدها را از اسپانسرها می گیرد و بعد این درآمدها را با ضوابط خودش، نه صرفا به خاطر قهرمانی شان تقسیم می کند.

در واقع به نوعی کمک به کمیته المپیک کشورهاست که رقمش هم پایین است. کشورها از برگزاری مسابقات سود مستقیم مالی نمی برند. آن چیزی هم که کمیته بین المللی المپیک از درآمد خود صرف می کند ناچیز است و به همه کشورها هم می دهد. ممکن است به ما که رتبه 17 آورده ایم، مثلا 50 هزار دلار بدهد و به بحرین هم 50 هزار دلار؛ اما اینکه کشورها از اینکه اول یا دوم شوند، سود اقتصادی خاصی ببرند نه، سودی در کار نیست.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج