«حمله به تایتان»، انیمه جذابی که باید ببینید
۵۲۹۲۰۲
۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۷:۴۲
۱۰۷۶۲ 
حمله به تایتان یکی از جذاب ترین انیمه هایی است که سراغ داریم؛ اگر انیمه باز هستید حتما تا به حال فصل اول این سریال را تماشا کرده اید،اگر هم نیستید از جایی باید شروع کنید.
هفته نامه کرگدن - اسم نویسندگان، به متن رجوع شود: حمله به تایتان یکی از جذاب ترین انیمه هایی است که سراغ داریم؛ اگر انیمه باز هستید حتما تا به حال فصل اول این سریال را تماشا کرده اید،اگر هم نیستید از جایی باید شروع کنید.

غول خوب گنده
 
رامبد خانلری: چند سالی است به علت فروش بالای کمیک استریپ ها، مانگاها و ماهواها در دنیا، توجه ویژه ای به این کتاب ها می شود. نتیجه این توجه ویژه می شود فیلم ها و سریال های زیادی بر مبنای کمیک ها، مانگاها و مانهواها که در چند سال گذشته ساخته شده است و از مهم ترین آنها می توان به «مامور ویژه کارتر»، «کاپیتان آمریکا؛ جنگ عمرانی»، «بتمن؛ شوالیه تاریکی»، «افسانه های فردا» و ... اشاره کرد.

مانگاها، کمیک ها و مانهواها هر کدام سنت خودشان را دارند و این سنت به آنچه از روی آنها ساخته می شود، تسری پیدا می کند. مانگاها بیشتر از کمیک ها قصه گو هستند و کمیک ها در هنرشان پیچیدگی های بیشتری دارند. مانهواها هم در قصه به کمیک ها شبیه هستند و در هنر به مانگاها، به همین علت تا به امروز توجه کمتری به آنها شده است. بیشتر انیمه های ژاپنی بر اساس مانگاها ساخته می شوند. نتیجه این که پرمخاطب ترین مانگاهای ژاپنی به پرمخاطب ترین انیمه های ژاپنی تبدیل شده اند. یکی همان انیمه «دیگری» و یکی دیگر انیمه سریالی «حمله به تایتان» که در این مطلب قصد معرفی اش را داریم.
 
«حمله به تایتان» انیمه جذابی که باید ببینید

حمله به تایتان یکی از جدیدترین مانگاهایی است که با موفقیت جهانی روبرو شده است و شاید دلیل تولید انیمه سریالی از روی آن هم همین موفقیت باشد. چند وقتی بود که فصل اول این سریال را در هارد کامپیوترم داشتم، اما علاقه ای برای تماشای این سریال نداشتم. چند ریویو روی سریال خوانده بودم و به این نتیجه رسیده بودم که دیگر دیدن داستانی در مورد غول های آدمخوار برایم جذاب نیست. راستش را بخواهید دیگر از دیدن هر مدل آدمخواری خسته شدهام.

چند وقت پیش خیلی اتفاقی برخوردم به یکی از مانگاهای حمله به تایتان. به خودم آمدم و دیدم که این مانگای چند صفحه ای برای چند ساعت من را مشغول خودش کرده است. همان شب سراغ هاردم رفتم و به تماشای این سریال نشستم. بعد از چند سال به آن حال معروفی رسیدم که همه ما به وقت تماشای لاست یا فرار از زندان داشتیم؛ این که غرق خواب بودم اما به خودم می گفتم کمی دیگر از قسمت بعد را تماشا کنم و بعد می خوابم.

به نظرم این حالت بهترین سنگ محک برای سریال است. یعنی هر سریالی که بتواند بر احساس خواب آلودگی غلبه کند، سریال خوبی است؛ حالا هر ضعف تکنیکی و محتوایی هم که داشته باشد، فرقی در اصل ماجرا نمی کند. داستان این سریال قسمت به قسمت قد می کشد و جذاب تر می شود. هر قسمت حقیقتی روی حقیقت قبلی گذاشته می شود و داستان بیشتر شما را در خودش غرق می کند.

نویسنده های مانگا توانایی خارق العاده ای در شخصیت سازی دارند، اما شخصیت پردازی حمله به تایتان بیشتر از آثار قبلی درخشان به نظر می رسد. میکاسا آکرمن یکی از بهترین شخصیت هایی است که تا به امروز به واسطه مانگاها و انیمه ها با او آشنا شده ام. در چند قسمت پایانی فصل اول، خرده روایتی معمایی – جنایی در دل داستان شکل می گیرد که خرده روایت نفسگیری است.

حمله به تایتان یکی از جذاب ترین انیمه هایی است که سراغ دارم. اگر انیمه باز هستید حتما تا به حال فصل اول این سریال را تماشا کرده اید، اگر هم نیستید از جایی باید شروع کنید و حمله به تایتان بهانه مناسبی برای این آشنایی است. قول می دهم به وقت تماشای این سریال متوجه گذر زمان نخواهید شد، ناگهان به خودتان می آیید و متوجه می شوید که چند ساعت است به تماشای حمله به تایتان نشسته اید.

بکش تا کشته نشوی

روناک حسینی: شهر شما مجموعه ای از خانم هاست که در حصار دیوارهایی ساخته شده است. بیرون از دیوارها، ناشناخته ها آنقدر هستند که کمتر کسی حاضر است برای شناخت شان پا از دروازه ها بیرون بگذارد. صد سال قبل، موجودات غول آسای ناشناخته ای جوری تمدن انسانی را از هم پاشیدند که بشریت به مرز انقراض رسید. حالا ظاهرا زندگی پشت دیوارهای چند ده متری مستحکم، امن است و زندگی روزمره با خیال راحت در جریان. این خیال راحت دوام زیادی نمی آورد. غول ها بر می گردند و زندگی انسان ها در معرض خطر است. موجودات عظیم الجثه با ظاهر انسانی، روی خانه ها پا می گذارند و آدم ها را با دو انگشت شان بلند می کنند و می خورند.
 
«حمله به تایتان» انیمه جذابی که باید ببینید

این فضایی است که در انیمه «حمله به تایتان» با آن مواجه هستید. خیال تان را راحت کنم که از قسمت اول شاهد حمله غول ها خواهید بود. این حمله علاوه بر این که کشته های زیادی به جا می گذارد، روی سرنوشت آنهایی که زنده مانده اند هم تاثیرگذار است. آنها که زنده مانده اند، یا به مزارع می روند تا در تولید غذا کمک کنند یا در برنامه آموزشی برای تربیت سربازها شرکت می کنند. هر کس قوی تر است، شانس بیشتری برای زندگی دارد.

با تماشای این انیمه آدرنالین زیادی در بدن ترشح می شود و همین طور که این هورمون در رگ های تان در جریان است، ممکن است از شباهت صحنه های این انیمه با کارتون فوتبالیست ها به خنده بیفتید یا گاهی حرص تان دربیاید. آنجایی حرص تان در می آید که شخصیت ها درست در لحظات حساسی که منتظرید ببینید بالاخره چه خواهند شد، جمله های طولانی در ذهن شان می گویند. بعد هم مثل فوتبالیست ها زمان کش می آید و ما را که دیگر صبر و تحمل بچگی های مان را نداریم، کفری می کند.

هر قسمت از این انیمه، حدود بیست و پنج دقیقه است که با احتساب تیتراژ آغاز و پایان و آنچه گذشت و آنچه در آینده خواهید دید، حدود ده دوازده دقیقه ای زمان مفید آن است. فصل اول آن بیست و پنج قسمت است که هر چقدر بیشتر ببینید، احتمالا بیشتر به دیدن قسمت بعدی مشتاق می شوید. تقریبا در هر قسمت یک اتفاق تازه می افتد که هم در جهت گره گشایی کلی داستان است و هم خود گره کوچکی است که چگونه باز شدنش بر جذابیت تماشای غول کشی ها اضافه می کند.

غول ها از کجا می آیند و چطور می توان برای همیشه از شرشان خلاص شد و بشریت را نجات داد؟ قهرمان داستان، ارن یائگر و دوستانش، به دنبال پاسخی برای این سوال، با ماجراهای عجیب و غریبی مواجه می شوند. در طول داستان مدام قهرمان ها از خود سوال می کنند که چرا باید بمیرند و چرا از دیدن مرگ دیگران، به جای احساس ناراحتی، خوشحالند از این که خودشان زنده مانده اند؟
 
«حمله به تایتان» انیمه جذابی که باید ببینید

زمانی که خطری آشکارا زندگی ما را تهدید می کند، ظاهرا دو راه بیشتر نداریم؛ یا تسلیم شویم و بمیریم یا برای زنده ماندن بجنگیم. اگر در مبارزه با خطر پیروز شویم زنده می مانیم و اگر ببازیم خواهیم مرد. در جریان مبارزه بر سر مرگ و زندگی، گاه آزمونی برای اندازه گیری میزان انسانیت ما هم برگزار می شود؛ آزمونی بزرگ در محدوده وجدان ما.
 
مطابق تئوری بازی ها، در مواقع خطر هر قدر که بیشتر به فکر دیگران و منافع جمعی باشیم، احتمال رستن از بلا هم برای تان بیشتر است اما چه کسی می داند که زمانی که تجربه تکرار نشدنی مرگ به او نزدیک می شود، چگونه رفتار خواهد کرد. شاید هم برای همین است که نویسندگان مانگا و سازندگان انیمه، تاکید بر نمایش افکار شخصی قهرمان ها به سبک فوتبالیست ها دارند. اما بعید می دانم که با دانستن این نکته هم بتوان کش آمدن صحنه های حساس را تاب آورد. به هر حال چاره ای نیست و انیمه بینی هم قواعدی دارد.

آرامش جعلی پشت دیوارهای کاغذی

المیرا حسینی: در تمام مدتی که دارم انیمه سریالی «حمله به تایتان» را نگاه می کنم، در فکرم که چقدر این ماجرا می تواند برایمان عجیب و غریب و دور از ذهن باشد. در این سریال غول ها دیوار صد ساله دور بشریت را خراب می کنند و همراه با دیوار، آرامش ساختگی شان هم روی سرشان آوار می شود. آیا این داستان غول و دیوار ماجرایی عجیب است؟

راستش هیچ وقت از چسباندن نشانه های فیلم و سریال ها – خصوصا آنها که مهر تخیلی به پیشانی شان خورده – به دنیای واقعی خوشم نمی آید. به نظرم عوض این که دائم دنبال ما به ازای اتفاقات عجیب و غریب در دنیای واقعی باشیم و به این فکر کنیم که فلان اتفاق نشانه و نماد چیست، باید از فیلم و سریال مان لذت ببریم و ذهن مان را درگیر نکنیم.

اگر واقعا سمبلی در داستان وجود داشته باشد، تاثیر خودش را روی ناخودآگاه ما خواهد گذاشت و نیازی نیست از لحظات شیرین تماشای فیلم هم برای خودمان دغدغه بسازیم. اما از وقتی انیمه حمله به تایتان را دیده ام، نمی توانم از نشانه هایی که قدم به قدم در داستان گذاشته شده اند، چشم بپوشم.
 
مگر نه این که ما هم در دنیای واقعی دور خودمان دیوار می کشیم و با چنگ و دندان از آرامش تقلبی مان محافظت می کنیم؟ مگر غیر از این است که معدود کسانی که شجاع و قوی هستند و می خواهند دنیای جدیدی را کشف کنند پا از دیوارها بیرون می گذارند، با خطرهای فراوان مواجه می شوند و باید با غول های عجیب و غریب ریز و درشت روبرو شوند؟

خوبی انیمه حمله به تایتان این است که یادمان می آورد بد نیست از زندگی محافظه کارانه خود فاصله بگیریم و به اختیار خود، بیرون از دیوارهای بلندی که دور خود کشیده ایم حرکت کنیم. چون اگر این کار را انجام ندهیم، دیر و دور نیست غول هایی که از آنها گریزان هستیم، با زور و فشار راه شان را به دیوارهای مان باز کنند و آرامش جعلی مان را به نابودی بکشانند.
 
«حمله به تایتان» انیمه جذابی که باید ببینید

یادمان می آورد ترس ها بیرون دروازه نمی ایستند تا ما زندگی خود را با آسایش جلو ببریم و هر جا که زورشان برسد، راه نفس مان را می بندند. ممکن است مواجهه خودخواسته با ترس ها منجر به نابودی مان شود، اما مرگ با عزت بهتر است یا زندگی با ذلت؟

حمله به تایتان کلی آدم متفاوت با شخصیت های مختلف را روبروی تان می گذارد؛ آدم هایی با آرزوها و خواسته های متفاوت، افراد جوانی که شوق زندگی در چشمان شان موج می زند و بارها با مرگ مواجهه داشته اند و مجبور شده اند مرگ عزیزترین کسان خود را از نزدیک ببینند و با عجز و ناتوانی خود رو در رو شوند. کسانی که اتفاقا بی باک و دست از جان شسته نیستند، هنوز خانواده ای برای شان مانده و آرزوهای دور و درازی در سر دارند.

اینها را نشان مان می دهند تا دریابیم مبارزه با ترس ها و زندگی و مرگ افتخارآمیز لزوما به این امر وابسته نیست که از هیچ چیز نترسیم و هیچ وقت بد به دل خود راه ندهیم و بی هوا به دل مرگ بزنیم. فقط کافی است کاغذی بودن دیوارهای به ظاهر مستحکم را باور کنیم و بدانیم غول ها و ترس ها و مرگ هر لحظه ممکن است سراغ مان را بگیرند؛ حالا انتخاب با خودمان است؛ می خواهیم غافلگیر شویم و ذلیل باشیم یا خود به استقبال شان برویم و آنها را غافلگیر کنیم؟
برچسب ها:
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 3
در انتظار بررسی:0
Belgium
15:25 - 1396/06/17
انیمه بزرگسالان هستش در واقع منم اتفاقی دیدم با قسمت اولش فهمیدم چرا پرطرفداره اینقدر
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج