انتقاد، منتقد و ما ایرانیان
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
متال تهران _ d
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
دکتر استرکی_1
دکتر ولدخانی_1
اپیلاسیون نانا 1
اپیلاسیون نانا 3
دکتر استرکی_3
دکتر ولدخانی_3
دکتر ولدخانی_4
اپیلاسیون نانا 4
دکتر استرکی_4
دکتر ولدخانی_2
دکتر استرکی_2
اپیلاسیون نانا 2
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۵۳۷۶۵۵
۱۶ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۵
۹۰۰۳
انسان حیوان ناطق (عاقل) است. تفاوت عمده انسان و حیوان در تعقل است که منشأ شکل گیری فرهنگ و تمدن است. ویژگی های دیگری چون اختیار، ارزش جویی، آرمان خواهی و کمال جویی است.
مجله چشم انداز ایران - رضا احمدی: انسان حیوان ناطق (عاقل) است. تفاوت عمده انسان و حیوان در تعقل است که منشأ شکل گیری فرهنگ و تمدن است. ویژگی های دیگری چون اختیار، ارزش جویی، آرمان خواهی و کمال جویی است.

در اندیشه اسلامی انسان ارزش والایی دارد. او تنها حیوانی راست قامت نیست که بر دو پا راه می رود و با دستانش ابزار می سازد، بلکه جانشین خدا بر روی زمین است. خداوند عقل و اختیار به او ارزانی داشت تا با این دو سرمایه، آینده خویش را بسازد و خوب را از بد تشخیص دهد.
 
تمدن های بزرگ، دستاورد این دو ویژگی انسان است. عقل و فهم در انسان موجب می شود که در مواجهه با محیط، دریافت های متفاوتی داشته باشند و فهم ها امری اختیاری نیستند که چه چیز را بفهمیم و کدام را نفهمیم. انسان ها فهم های خود از حوادث پیرامون را معمولا بیان می کنند یا نسبت به فهم یا عمل دیگری انتقاد می کنند. انتقاد کردن امری طبیعی در انسان است که از تفاوت در فهم ها الهام می گیرد.

آنچه مایه تعجب است، این است که دسته ای از انسان ها نسبت به فهم های متفاوت روی خوش نشان نمی دهند و ما ایرانیان بیش از پیش نسبت به فهم های متفاوت و انتقاد، ترش رو و ناراحت می شویم در حالی که پرسشگری، تعالی خواهی از فطرت انسانی سرچشمه می گیرد.
 
انتقاد، منتقد و ما ایرانیان

در منافع دینی پرسشگری، فهم متفاوت و انتقاد به رسمیت شناخته شده است و حتی در سوره بقره آیه 31-30 در داستان خلقت آدم، ملائکه به آفرینش آدم انتقاد می کنند. خداوند به انتقاد ملائکه توجه کرده و به آنها پاسخ مقتضی می دهد. موسی نسبت به اعمال حضرت خضر سوال مند است و به او انتقاد می کند و در نهایت خضر پاسخگوی او می شود چون تو صبر نداری نمی توانی همراه من باشید.

از امام حسین (ع) نقل است: «کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.» (بحارالانوار، ج 75، ص 128) همچنین امام علی (ع) می فرمایند: «من در نزد خود برتر از آن نیستم که خطا نکنم و از خطا در کردار خویش نیز احساس ایمنی ندارم.» (شهیدی، خ 216).

این مقاله در پی آن است که چرا ما ایرانیان نسبت به انتقاد دل آزرده می شویم.

نقد و انتقاد

انتقاد یعنی «آشکار کردن خوبی ها و بدی ها»، اما در بین ما مفهوم «ایرادگیری» و «عیب جویی» پیدا کرده است. انتقاد نزدیک مفهوم نقد است اما بیشتر به «قضاوت منفی اما عینی» در رابطه با گزاره ای گفته می شود. با این حال نقشی مثبت برای این امر قائل شده اند. در اصطلاح رایج و برای رساندن کارکردهای مختلف آن بعضا این واژه به همراه واژه هایی چون «مخرب» و «سازنده» به کار می رود.

بین نقد و قضاوت تفاوت است. بعضی این دو را به جای هم استفاده می کنند، در حالی که هر یک معانی خاص به خود را دارند. در نقد سعی بر این است نقاط مثبت و منفی موضوعی بررسی شود، در قضاوت نظر قاطع در رد یا اثبات بیان می شود.

استاد مرتضی مطهری آورد: «یکی از نواقص بزرگ اجتماع اسلامی ما در حاضر و در اعصار گذشته وجود نداشتن انتقاد است.» (سفیر حیات، شماره 8)

زیست تاریخی


پرسش اصلی این است؛ چرا ما ایرانیان از نقد و انتقاد و مخالفت آزرده خاطر می شویم. در حوزه سیاست نقد به مخالفت و دشمنی تفسیر می شود و در این صورت نوع برخورد با منتقد، حذفی یا قهرآمیز خواهد بود.

روحیات و خلقیات گروه های اجتماعی و ملت ها همراه با واقعیت های زیست تاریخی شکل گرفته است. زیست تاریخی ما برخاسته از شرایط خاص اقلیمی فلات ایران است. امکان اسکان و بهره برداری از آب و مرتع برای همه وجود نداشت و موجب شکل گیری نوعی زندگی متحرک شد. این عده برای تامین آب و مرتع مجبور به کوچ از منطقه ای به منطقه دیگر بودند تا نیازهای خود را تامین کنند؛ تولیدات آنها فرآورده های دامی بود.

در این شرایط اقلیمی، زیست «ایلیاتی» مبتنی بر نظام طایفگی و عشیره ای سامان یافت. جمعیت عظیمی بدین صورت در ایران می زیستند. استمرار این نوع از زیست در فلات ایران موجب شکل گیری فرهنگ ایلی شد و تا اوایل قرن بیستم، یک چهارم کل جمعیت ایران را عشایر تشکیل می داد. (فوران، ص 209)
 
انتقاد، منتقد و ما ایرانیان

این سبک زندگی تاثیرات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در ایران به همراه داشت. حاکمیت ایلات طی قرن ها موجب انباشت فرهنگ ایلی در ایران شد و این فرهنگ استمرار و نهادینه شد. گرچه ایل های غزنوی، سلجوق و خوارزم متفاوت اند ولی از نظر فرهنگی اشتراکاتی داشتند. هر ایلی که به قدرت می رسید، فرهنگ خود را به فرهنگ رسمی حاکمیت تبدیل می کرد. این روند تا ابتدای سلسله پهلوی استمرار داشت. فرهنگ انباشته عشایری مبتنی بر ویژگی هایی چون فردگرایی منفی، بی اعتماد، نهاد گریزی، خویشاوندگرایی، خودی و غیرخودی، نظامی گری، هزار فامیلی، بی قانونی، ناامنی، نپذیرفتن تفاوت ها، نفی فردیت در رنج بوده است... (سریع القلم، ص 65)

حاکمیت های ایلی فردمحور بودند و رئیس ایل در رأس هرم قرار داشت. او حاکم مطلقه بود. حرف، کلام و منویات او قانون بود که تخلف از آن پذیرفتنی نبود. در حاکمیت وفاداری محض و اطاعت بی چون و چرا می خواست. همه سیستم بر منویات رئیس ایل می چرخد. مردم رعیت او هستند.

در نظام های فردمحور و اقتدارگرا تبعیت محض را می طلبند. «متفاوت بودن» نوعی انحراف و تمرد محسوب می شود. متفاوت فکر کردن و متفاوت زندگی کردن نسبت به شخص شاه که در رأس هرم قرار دارد نوعی تخطی از اصول حاکمیتی است. به همین دلیل فرهنگ انتقادناپذیری یک فرهنگ دیرپاست.

آن گاه که تفاوت در فهم و رأی تمرد، مخالفت و سرپیچی از ارزش های جامعه ایلی تفسیر شود و این فرهنگ در بستر زمان به صورت هنجار اجتماعی و فرهنگی در جامعه در آید، انسان های هم شکل و قیافه، یکدست در جامعه پدید می آیند. در جامعه ای که تفاوت ها به رسمیت شناخته نشود، فکر کردن، استدلال و خلاقیت از میان می رود. لازمه خلاقیت، «متفاوت بودن» در کنار «آزاد بودن» است.

فرهنگ اقتدار سیاسی به تدریج به فرهنگ اقتدار اجتماعی مبدل شد. همان گونه که افراد در حوزه سیاست یکدیگر را تحمل نمی کنند، یکدیگر را دفع می کنند، اعتماد ندارند؛ در سطح جامعه نیز انسان ها چنین فرهنگ از هم گسیخته ای را بنا می نهند و هر فردی با گذشت زمان و ورود به اجتماع همان صفات را می پذیرد. (همان، ص 37) هر کس که متفاوت می اندیشد پس مخالف ماست. این فرهنگ درباری و اقتدارگرایی اجتماعی شد. بدین خاطر است با هر انتقاد و مخالفت آزرده خاطر می شود و بر اساس فرهنگ قبیله ای نهادینه شده در طبیعت خود عمل می کند. در جوامع قبیله ای مخالفت و انتقاد امری غیرطبیعی است و برخورد با انتقادکنندگان قهرآمیز است.

آقای دکتر رضا قلی در کتاب جامعه شناسی خودکامگی (ص 104) می آورد: «کشتن، اره کردن، با میخ به دیوار کوبیدن، کور کردن، زندان و قطعه قطعه کردن از ویژگی های خشونت آمیز جامعه قبیله ای است. جوامعی که با خشونت طبیعت عادت کرده اند.»

فرهنگ ها

فرهنگ ها در حیطه جغرافیای نژادی و قومی خاص قرار دارند و تمایلات و روند فرهنگی ویژه ای را شکل می دهند. فهم تمایلات فرهنگی ملت ها پایه شناخت روحیات و خلقیات آنهاست که مبنای برنامه ریزی های فرهنگی و اجتماعی است. ایران در منطقه جغرافیایی ویژه ای واقع است و پیشینه خاص به خود را دارد و در روند فرهنگی خاورمیانه و جهان اسلام محسوب می شود و بدین خاطر تمایلات فرهنگی خاص به خود را دارد. فروکاستن فرهنگ یک سرزمین به معنای جامعه شناختی و مردم شناسی آن به خلقیات نیست.
 
انتقاد، منتقد و ما ایرانیان

در پیمایشی که بین اعضای هیئت علمی دانشگاه سراسر کشور انجام شده است دومین موضوع مورد توجه شرکت کنندگان «انتقادپذیری» است. ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت می شوند. وقتی کسی از آنها انتقاد کند به دل می گیرند. (فراستخواه، ص 20)

ما و انتقاد


انتقاد و مخالفت امر موافق طبع انسان نبوده و برای آدمی لذتبخش نیست، اما در بعضی از جوامع انسان ها به گونه ای تربیت می شوند تا در مواجهه با آن مقاوم باشند. هر گاه بین ایرانیان تعارضی در اثر متفاوت اندیشیدن و متفاوت بودن انتقادی پدید آید به چند شکل با آن برخورد می شود: منتقد با تخریب، تضعیف، تحقیر، خشونت یا حذف.

در جوامعی که تفاوت انسان ها پذیرفته نمی شود حقی برای دیگران قائل نمی شوند. در این محیط ها قواعدی برای حل اختلاف و تعارض وجود ندارد، زیرا متفاوت بودن و زاویه گرفتن از رأس هرم قدرت و فرهنگ رسمی، خط قرمز است و پذیرفته نیست. از سویی همه اوامر و نواهی رأس هرم واجب الطاعه است و غیر از آن تمرد است.

این فرهنگ اجتماعی شده است. افراد جامعه چنین احساسی دارند و تفاوت را مخالفت تلقی و نمی پذیرند. آنها توقع دارند همه مانند آنان بیندیشند و زندگی کنند. بدین خاطر از انتقاد و مخالف برآشفته می شوند، به معارضه بر می خیزند و روابط شان را قطع و قهر می کنند.

نپذیرفتن اختلاف و انتقاد و تفاوت به فرهنگ و بلکه به «تعصب» تبدیل شده است. اولین کاری که معمولا موقع اختلاف ها انجام می شود، قهر کردن است. حتی زن و شوهر که در خانواده کوچکی زندگی می کنند، معمولا با اولین مشکلی که پیش می آید در همان جایی که باید گفتگو شروع شود، گفتگو را قطع می کنند. (فراستخواه، ص 145)

در این فرهنگ فضایی برای مصالحه و کوتاه آمدن و گفتگو وجود ندارد زیرا تصور عمومی مصالحه، کوتاه آمدن یا گفتگو امتیاز دادن به طرف است. در ایران اگر کسی مخالفت سیاسی می کرد، اره می شد. اگر فردی در جوامع قبیله ای مغضوب حاکمان قرار گیرد و اره نشود، مورد لطف قرار گرفته است. (رضا قلی، ص 106)

رژیم ها و نخبگان مخالف

رژیم های تمامیت خواه، نخبگان و خاصه نخبگان سیاسی را تهدیدی جدی علیه خود می دانند زیرا آنها کارگزاران و کارشناسان حاکمیت اند و بدین خاطر به هر وسیله ممکن سعی در خنثی سازی آنها و خارج کردن آنان از صحنه دارند. کتاب روانشناسی نخبگان سیاسی ایران به تحلیل رفتار رژیم پهلوی دوم با نخبگان مخالف پرداخته است.

رژیم به هیچ وجه مخالف ها را تحمل نکرده و نمی کند، در نتیجه افراد ناهماهنگ و سازش ناپذیر درون نخبگان موجود از طرف رژیم در معرض فشار دائمی قرار دارند. (زونیس، ص 73)
 
انتقاد، منتقد و ما ایرانیان

در اسفند 1353، شاه طی سخنانی و رو به دوربین تلویزیون اعلام کرد: «هر کسی نمی خواهد عضو حزب رستاخیز شود، پاسپورتش را بگیرد و برود.» حکومت های اقتدارگرا به خاطر فقدان قانون غیرقابل نقض و تخصیص که قدرت بی پایان را محدود کند، آن طور که می خواهند عمل می کنند. همه چیز و همه کارها به شاه و درباریان ختم می شد؛ شاه و دربارش در کوچک ترین کارها دخالت می کردند.

محمدرضا یک تنه همه تصمیمات را می گرفت و به قدرت بی پاسخگو تبدیل شد و به هیچ نهادی هم پاسخگو نبود و از سویی حاضر نبود مسئولیت تصمیمات خود که تاثیرات مهم بر منافع ملی و مردم را داشت به عهده بگیرد. هیچ کس جرأت نداشت با منویات شاه مخالفت کند. از سویی سخنان او هم فوق قانون بود. نهادهایی چون مجلس شورای ملی، سنا و دولت، کابینه در حد ثناگو و تمجیدگرا مجری منویات اعلیحضرت بیش نبودند. رژیم برای بیرون راندن منتقدان خود از روش های مختلفی بهره می گرفت.

1. تضعیف روحیه

رایج ترین راه حل برای برخورد با نخبگان مخالف در ایران، تضعیف شدید روحیه آنهاست که به حس ناکارآمدی سیاسی و بریدن کامل از هر نوع فعالیت سیاسی منجر شود و به عناصری خنثی تبدیل شوند تا این که این گروه بریده شوند و به کارهای حاشیه ای مشغول شوند.

2. تبعید دولتی

نخبگانی که ورود به حلقه نخبگان دولتی را می کنند و در مقابل سیاست زدایی و ترک صحنه فعالیت سیاسی مقاومت می کنند، پاسخ دیگری از رژیم دریافت می کنند: تبعید. پاسخی که نتیجه آن به کناره گیری آنها از فرآیند سیاسی منجر می شود. برای مثال در سال 1342، شاه، آیت الله خمینی را به وسیله پلیس ایران ربوده و با هواپیما به یک فرودگاه نظامی ترکیه برد. (همان ص 81)
 
انتقاد، منتقد و ما ایرانیان

3. تبعید خودخواسته

روش بسیار عادی و رایج برای کنار گذاشتن نخبگان مخالف از فرایند سیاسی، تبعیدهای خودخواسته است. این فرآیند در ترک کشور توسط خود فرد پیش از بروز تعارض آشکار با رژیم صورت می گیرد. (همان، 86) دسته ای از نخبگان از ناچاری و برای حفظ جان خود از ایران خارج شدند تا از آزار سازمان امنیت در امان بمانند.

4. دادن پست های خارجی

افراد مغضوب به مقامی دیپلماتیک در خارج از کشور منصوب می شوند. در این شیوه فرد از صحنه سیاسی دور می شود. حسن ارسنجانی از چهره های مطرح پس از شهریور 20 و نزدیکان دکتر علی امینی و وزیر کشاورزی در کابینه او بود. ارسنجانی تدوین کننده و مجری اصلاحات ارضی سال 1341 در ایران بود و دربار و شاه نسبت به نیات او بدبین شده بودند. پس از استعفای دکتر امینی، ارسنجانی را سال 1342 به سفارت ایتالیا فرستادند.
 
انتقاد، منتقد و ما ایرانیان

5. برکناری از مقام

شاه برای یکدست سازی قدرت با کوچک ترین گمان نسبت به اطرافیانش آنها را از چرخه قدرت خارج می کرد. برکنار کردن منتقدان از مناصب دولتی روش خاص شاه نیست؛ در همه حکومت های تمامیت خواه سکه رایج است که هیچ منتقدی را بر نمی تابند و بدین وسیله نخبگان منتقد را از صحنه خارج می کنند.

6. زندانی کردن

آن گاه که شیوه های معمولی در برخورد با نخبگان مخالف کارایی ندارد از شیوه زندانی کردن برای کنار گذاشتن استفاده می شود. از طرف دیگر، زندان موقت با اتهام فساد یک شیوه مورد استفاده عادی برای بیان ناخشنودی شاه محسوب می شد در حالی که صرفا جنبه سیاسی داشته است. این اتهامات به خاطر پوشاندن و پنهان کردن استفاده می شد. (همان، ص 120)

ابوالحسن ابتهاج پایه گذار اصلی برنامه ریزی توسعه در ایران که در فاصله سال های 1333 تا 1337 مدیرعامل سازمان برنامه بود. او همچنین از دی ماه 1320 مدیرعامل بانک ملی ایران بود. شاه از نفوذ ابوالحسن ابتهاج می ترسید. در سال 1340 او را دستگیر و هفت ماه را در زندان گذرانید. او همچنین بانک ایرانیان را با کمک مالی همسرش و نیز در سال 1353 شرکت بیمه بین المللی ایران – آمریکا را تاسیس کرد. (میلانی، ص 323)
 
انتقاد، منتقد و ما ایرانیان

پیامدها و آسیب ها

دل آزرده شدن و خشمگین شدن از انتقاد ریشه در فرهنگ نپذیرفتن «اصل تفاوت» در انسان هاست. تحمل نداشتن در برابر انتقاد، پیامدها و آسیب های اجتماعی و سیاسی خاصی در پی دارد.

1. پایین آمدن آستانه تحمل

جامعه ای که در مقابل انتقاد و اختلاف بردباری ندارد و آستانه تحمل آن پایین است، تعارض و نزاع در سطوح مختلف رواج می یابد. با اندک اختلاف، نزاع به درگیری منجر می شود. بر اساس آمارهای پزشکی قانونی کشور به طور میانگین روزانه 1600 شهروند به دلیل نزاع به پزشکی قانونی مراجعه کرده و تشکیل پرونده می دهند که در این میان تهران جلودار آمارهاست؛ یعنی هر ساعت حدود 66 نفر با هم درگیر می شوند.

2. تجزیه جامعه

انتقاد و اختلاف ملائم طبع انسان نیست و انسان ها از انتقاد آزرده خاطر می شوند. در حوزه روابط فردی کسی را دوست می دارند که به تکریم و تعریف بپردازد تا شخصی که انتقاد می کند. آنهایی که به تمجید و تکریم و مدیحه سرایی می پردازند خودی می شوند و مورد عنایت و متنعم می شوند.

3. چند چهرگی

افراد به مسئله ای که مورد قبول شان نیست واکنش سریع و تند نشان می دهند و عصبانی می شوند. این شیوه باعث می شود دیگران از بیان انتقاد واقعیت ها پرهیز کنند یا آن طور که طرف مقابل می خواهد، نقد را بیان می کنند و چهره عوض می کنند. در این محیط افراد به تدریج مجبور می شوند افکار و تمایلات خود را مخفی کنند و خواسته های خود را پنهان کنند؛ زیرا حکومت نه تنها با افکار و تمایلات فکری آنها کار دارد، بلکه رفتارها و کردارهای آنها، در «چارچوب» می پسندد. افراد در پی زندگی خود هستند، در این جوامع شرط دستیابی به قدرت، ثروت و حتی تامین حداقل معیشت همسان اندیشی با قدرت و آنچه قدرت می پسندد، است.
 
 انتقاد، منتقد و ما ایرانیان
 
کسانی که مواضع انتقادی داشته باشند، گذشته از زاویه پیدا کردن و مواجهه با مشکلات، شانس دستیابی به قدرت و ثروت حتی اگر صلاحیت های لازم را داشته باشد، محروم خواهد شد و راه تامین حداقل های زندگی هم بر او سد می شود. راه نجات، مخفی کردن چهره واقعی و نمایان شدن با چهره دیگر است.

4. تضعیف سرمایه اجتماعی

در کنار سرمایه های انسانی و اقتصادی، سرمایه اجتماعی (Social Capital) قرار دارد که در پیشبرد اهداف اجتماعی بسیار موثر است. جامعه از طریق تشویق افراد به «همکاری» و «مشارکت» در تعاملات اجتماعی قادر است بسیاری از معضلات جامعه را حل کند. بهره گیری از نظرات دیگران که به صورت انتقاد بیان می شود، سرمایه اجتماعی و فرصت برای جامعه و پیشبرد اهداف آن است.
 
امام علی (ع) می فرماید: «لیکن احبّ الناس الیک من هداک إلی مراشدک و کشف لک معایبک»؛ یعنی، باید محبوب ترین مردم نزد تو آن کسی باشد که تو را به آنچه مایه اصلاح و سازندگی توست، راهنمایی کند و عیب ها و کاستی هایت را به تو نشان دهد. (غررالحکم: 7373) برخورد پرخاشگرانه با انتقاد موجب تضعیف و از دست رفتن سرمایه اجتماعی می شود.

5. انباشت آسیب ها

در جامعه ای که بر دهان ها، افکار و قلم ها قفل زده می شود، از در و دیوار آن فساد و تخلف خواهد بارید؛ زیرا چشم ها و قلم های بیدار و آگاه جرأت بیان این مفاسد را ندارند. همه سعی در پنهان سازی کاستی ها و مفاسد دارند تا مردم از زیر پوست جامعه آگاهی پیدا نکنند. با گفتار درمانی سعی در حل بحران می شود. در این جوامع معمولا همه امور دولتی است و حکومت نمی پسندد کاستی ها آشکار شود.
 
بدین خاطر انتقاد و فرهنگ انتقادگری را از صحنه جامعه محو می کند. کاستی ها و مفاسد انباشت پیدا می کنند و آن گاه متوجه می شویم که همه هستی مادی و معنوی جامعه به تاراج رفته است. میلیاردها دلار از سرمایه ملی نابود می شود، چند میلیون تحصیلکرده بیکار وجود دارد و پول شویی، عدم شفافیت، فساد اداری، قاچاق، نابودی محیط زیست و زنان خیابانی نرخ بالایی دارد.

6. از دست رفتن فرصت شفافیت

انتقادپذیری موجب پویایی و شفافیت فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور خواهد شد. جامعه ای که از نعمت شفاف سازی بی بهره شود، فرصت اصلاح را از دست خواهد داد. دکتر علی لاریجانی رئیس مجلس در گفتگویی گفته است: «ایران از لحاظ شفافیت در سیاست گذاری دولتی در بین 140 کشور در رتبه 115 است. یکی از ابتدایی ترین کارها برای سرمایه گذاری وجود سیاست های شفاف است که باید برای حل این مشکل اقدامات لازم صورت گیرد.» (سایت انتخاب)
 
انتقاد، منتقد و ما ایرانیان

سرلشکر فیروزآبادی آمارهای ارائه شده از سوی سازمان های جهانی در خصوص فساد در ایران را نامطلوب عنوان کرد و گفت: «در سال های 2003 تا 2013 میلادی رتبه ایران به لحاظ فساد از 78 به 144 رسیده که خیلی نگران کننده است.» (تابناک)

7. غرور و خودشیفتگی

تمجید و تعریف های بی حاصل، فرد را دچار توهم و به نوعی خودشیفتگی و غرور دچار می کند. در حوزه اجتماع و سیاست آثار مخرب تری دارد. وقتی از صاحبان قدرت در تریبون های مختلف به جای انتقاد، تمجید و تکریم می شود و سخنی از ناکارآمدی ها و ناتوانی ها در میان نباشد، خود شیفتگی و غرور کاذب، عجب و استبداد رأی در دولت ها شکل می گیرد.

شکل نگرفتن فرهنگ گفتگو

تفاوت بحث کردن و گفتگو در این است که در بحث فرد می خواهد درستی حرفش را به کرسی بنشاند؛ به جای این که جواب خوب بشنود، می خواهد جواب بدهد و طرف مقابل را بکوبد و خودش را ثابت کند. در حالی که در گفتگو هر دو نفر می خواهند به نتیجه برسند. این روش برد – برد است و از یکدیگر یاد می گیرند.

در نظام ایلی و اقتدارگر روش حل اختلاف میان گروه ها مذاکره نبوده است، بلکه ایجاد وحشت، مالیات اجباری، اخاذی و تهاجم به مال و املاک رقیب مبانی حل اختلاف بوده است. (سریع القلم، ص 67)

این فرهنگ سیاسی به تدریج به فرهنگ اجتماعی و مردم تبدیل شده است. استمرار فرهنگ ایلی در برخورد با منتقد و رقیب مبانی عمل بوده است و بدین خاطر فرهنگ گفتگو مذاکره و حل اختلاف در بین جامعه جای باز نکرده است؛ زیرا بر اساس فرهنگ ایلی، حل اختلاف با سرکوبی و از میدان به در کردن رقیب استوار است. در نظام های اقتدارگرا، روحیه قهر و رویگردانی از مخالفت و انتقاد به فرهنگ اجتماعی تبدیل شده است. در این نظام ها افراد فاقد مهارت گفتگو و حل مسئله هستند زیرا کوتاه آمدن و مصلحت سنجی را بر نمی تابند.
 
انتقاد، منتقد و ما ایرانیان

جمع بندی

نقد و انتقاد سازنده حق طبیعی آحاد مردم، نخبگان، اصحاب قلم و بیان است. ما در زمینه فردی و اجتماعی با پدیده نقد مسئله داریم. باید آستانه تحمل جامعه را افزایش داد. تصحیح روند نقادی و نقدپذیری نیازمند سیاست گذاری، برنامه ریزی، آموزش، فرهنگ سازی و ممارست مستمر است و بیش از هر چیز به عزم ملی و اراده عمومی نیازمند است.

منابع

* رضا قلی، علی؛ جامعه شناسی خودکامگی، نشر نی، چاپ هفدهم، 1389.
* زونیس، ماروین؛ روان شناسی نخبگان سیاسی ایران، مترجمان، پرویز صالحی و چاپخش، 1378.
* زیباکلام، صادق؛ ما چگونه ما شدیم، نشر روزنه.
* سریع القلم، محمود؛ فرهنگ سیاسی ایران، فرزان، 1389.
* ... اقتدارگرایی ایرانی در عصر قاجار، نشر فرزان، 1390.
* شعبانی، رضا؛ مبانی تاریخ اجتماعی ایران، نشر قومس، 1390.
* سفیر حیات، شماره 8.
* فراستخواه؛ مقصود ما ایرانیان، نشر نی، 1394.
* فوران، جان؛ مقاومت شکننده، ترجمه احمد تدین، ناشر رسا، 1391.
* میلانی، عباس؛ نگاهی به شاه.
برچسب ها:
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
شیرآلات زمانی_1
سفیر بار ساقدوش_1
استخدام_1
سفیر بار ساقدوش_3
شیرآلات زمانی_3
استخدام_3
سفیر بار ساقدوش_4
استخدام_4
شیرآلات زمانی_4
سفیر بار ساقدوش_2
شیرآلات زمانی_2
استخدام_2
کلینیک فرشته_فوتر موبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
کیان برنا_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
شفا_فوتر
فنی آتل_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
قالیشویی نوین_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
آیلین_تزریق چربی
شاخه نبات_ فوتر
کلینیک فرشته_فوتر
کیان برنا_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
تدبیرکالا_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
پارسیس_فوتر ساختمان