دستفروشان از کجا میآیند و به کجا میروند؟
«طبق آمار، جمعیت دستفروشان به نسبت سال ۹۴ در ۵ محور ۵۰ درصد افزایش داشته است. این آمار نگرانکننده از رشد چشمگیر دستفروشی زنگ خطری جدی برای اقتصاد و معیشت مردم است؛ مردمی که هر روز بیکارتر میشوند و زیر فشارهای بیامان اقتصادی چارهای جز پناه بردن به خیابان ندارند.»
روزنامه ایران نوشت: «مجید یک دسته چک برگشتی از جیبش درمیآورد و با عصبانیت توی هوا تکان میدهد و داستان زیر و رو شدن زندگیاش را تعریف میکند. او ۱۰ سال پیش در بازار تهران تولیدی لباس داشته و زندگیاش روی روال بوده تا روزی که خریدارها به جای پول نقد به او چک میدهند و تمام. تولیدی بسته میشود و او که روزی ۱۱ کارگر داشته، حالا چارهای ندارد جز این که یکه و تنها کنار تئاتر شهر بساط کند. اصرار دارد چکها را نگاه کنم تا مطمئن شوم که راست میگوید: «همه، این شغل را میزنند توی سر ما؛ از شهرداری گرفته تا نیروی انتظامی. کاش لااقل یکی بپرسد چرا این همه آدم برای دستفروشی به خیابانها هجوم آوردهاند؟ برویم دزدی کنیم، خوب است؟ به خدا ما هم دوست نداریم اینجا گوشه خیابان باشیم.»
چک بیمحل، بیکاری، ورشکستگی تولیدیها و کارخانهها... باعث شده که او و خیلیهای دیگر برای دستفروشی به کف خیابان بیایند. مجید و خیلی از دستفروشهای دیگر که هر روز به تعدادشان اضافه میشود، میخواهند در روزگاری که با آنها خوب تا نکرده، به هر قیمتی شریف بمانند و با سیلی صورتشان را سرخ نگه دارند. کاری که به قول محمد سالاری، جامعه شناس، مانند «پناهگاهی اجتماعی» برای آنهاست؛ پناهگاهی برای شریف و البته زنده ماندن.
ثمره تلخ زیر و رو کردن نظام اقتصادی در دولتی که مدعی حمایت از اقشار ضعیف بود، حالا به خوبی رسیده و از درخت افتاده است؛ تا جایی که بساط دستفروشی در کشور و به ویژه در تهران هر روز گستردهتر میشود. این را میشود با قدم زدن در هر گوشه از خیابانهای شهر فهمید و تغییر شکل دادن مکانها و میدانهایی را که به تسخیر دستفروشان درآمدهاند، به چشم دید. نمونهاش چهارراه ولیعصر تهران که تا چند سال پیش مثل همه چهارراههای این شهر تعدادی دستفروش داشت و آن هم در حد چند کتابفروش و یکی دو سیگارفروش اما حالا این چهارراه عملاً تبدیل به بازار بزرگی برای راندهشدگان اقتصادی شده است.
ابوالقاسم چیذری، مدیرعامل شرکت شهربان شهرداری تهران چندی پیش در این راستا اعلام کرد: «طبق آمار، جمعیت دستفروشان به نسبت سال ۹۴ در ۵ محور ۵۰ درصد افزایش داشته است.»
این آمار نگرانکننده از رشد چشمگیر دستفروشی زنگ خطری جدی برای اقتصاد و معیشت مردم است. مردمی که هر روز بیکارتر میشوند و زیر فشارهای بیامان اقتصادی چارهای جز پناه بردن به خیابان ندارند.
چهارراه ولیعصر گوش تا گوش پر از دستفروش است. از چهار طرف میدان گرفته تا ادامه خیابان به سمت جنوب. در بساط رنگ و وارنگ دستفروشان هر چیزی که بخواهید پیدا میشود؛ از شال و روسری گرفته تا ناخنگیر و هدفون و کنسرو ماهی و نوشتافزار. استقبال هم بد نیست. روی هر بساط چند نفری جمع شدهاند و قیمت میگیرند و میگذرند یا در حال خرید هستند. قیمتها هم طبعاً کمی کمتر از فروشگاههاست. کنار پارک شهر هم چند نفری کیسههای بزرگ کاپشن زمستانه را روی پارچهای پهن میکنند. بیشتر دستفروشها دوست ندارند حرفی از کار بزنند و به نظرشان حرف زدن میتواند کارشان را به خطر بیندازد. در واقع آنها هر روز از صبح تا شب این نگرانی را دارند که حملهای صورت بگیرد و بساطشان را برای همیشه جمع کنند. به سمت ضلع جنوبی تئاتر شهر میروم. چند دستفروش بساط کردهاند و به نظر بازار کم رونق تری از آن طرف خیابان دارند. خودشان میگویند آن طرف خیابانیها به شهرداری اجاره میدهند اما این طرف خیابان از این خبرها نیست.
نعمت ۵۵ سال دارد و سبزواری است. او ۱۰ سال است به خاطر خشکسالی از سبزوار به تهران آمده تا کار ساختمانی بکند اما کاری پیدا نکرده و مجبور شده برای جفت و جور کردن پول کرایه خانه و سر و سامان دادن به زندگی بچهها دستفروشی کند. توی چند تا کیسه که جلوی پایش گذاشته پر از کاور قابلمه و دستکش و دستگیره است. نعمت میگوید: «از بازار میخرم و میآورم اینجا. روزی ۲۰ تومن ۳۰ تومن... همین حدودها درمیآورم. البته جنس من سبکه. برای من پیرمرد، آوردن و بردن این همه جنس سخته ولی اینها سبکند و راحت میشود جابه جا کرد.» میزند زیر خنده.
میثم موسایی، اقتصاددان، دلیل اصلی گسترش دستفروشی را گسترش بیکاری در کشور و تهران میداند و معتقد است: «اگر این دستفروشان کاری ثابت داشتند، هرگز به خیابان نمیآمدند: «ما باید دستفروشی و گسترش آن را به عنوان واقعیت کشور بپذیریم و به جای ندیده گرفتن آنها و ایجاد مشکل برایشان، به فکر سر و سامان دادن به این وضعیت باشیم. کاری که باید در این ۳۰ سال برای اشتغالزایی میکردیم، نکردیم و گفتیم درست میشود. حالا میبینیم بعد ۳۰سال هیچ چیزی درست نشده و اوضاع بدتر هم شده.»
موسایی دلیل دیگر گسترش دستفروشی را ورود کالای زیاد قاچاق به کشور میداند که یک زنگ خطر جدی برای اقتصاد است. حرف او را میشود با سرک کشیدن به بساط دستفروشان دید. اجناسی که بیشتر آنها کرهای، هندی یا چینی است. موسایی تأکید میکند که بهبود این وضعیت به خصوص در مورد گسترش دستفروشی به این زودی اتفاق نمیافتد: «اگر این روند ادامه پیدا کند، فقر و بیکاری گستردهتر میشود و انگیزه کار از بین میرود و در ادامه همین طور که تا به حال دیدهایم، سرمایهگذاران ثروت خود را از کشور خارج میکنند. ما باید قدرت خرید مردم را افزایش بدهیم و بپذیریم که در کوتاه مدت بهبود، ممکن نیست.»
رضای ۶۵ ساله روی پارچه سفیدی لباس زیر مردانه میفروشد. چشمانش خیس است و انگار همین حالا یک دل سیر گریه کرده اما وقتی با او حرف میزنم، میفهمم بیمار است و چشمهایش مشکل دارد: «من کارم بندرعباس بود. اینجا شلوارک تولید میکردم و میبردم بندر میفروختم. ۲۰ میلیون پولم را خوردند و به این روز افتادم. حالا هم آن آقایی که پولم را خورده هر روز میگوید میدهم. حالا دیگر ۲۰ میلیون چه ارزشی دارد!»
گوشیاش را باز میکند و پیامکها را نشانم میدهد: «خدا وکیلی با این سن و سال باید حالا توی خانه باشم و استراحت کنم ولی مجبورم بیایم اینجا بنشینم و هر روز استرس این را داشته باشم که الان میریزند و بساطم را جمع میکنند، فردا میریزند جمع میکنند. خیلی هم نمیتوانم کار کنم چون غروب که میشود دیگر چشمانم درست نمیبیند و باید جمع کنم بروم.»
محمد سالاری، جامعهشناس، اما به دستفروشی به عنوان نهادی تاریخی نگاه میکند؛ نهادی که وجودش در شرایط فعلی اقتصادی که او آن را «عمق رکود» میداند، ضروری است؛ دورهای که به علت تعطیلی بسیاری از بنگاههای اقتصادی، کارخانهها و تولیدیهای کوچک این حجم از دستفروشی رونق پیدا کرده: «دستفروشی و رواج آن در شرایط فعلی، نشان دهنده وضعیت بد معیشتی مردم است. تحقیقات ما در این زمینه نشان داده که بسیاری از آنها به هر کاری دست زدهاند و نتوانستهاند، آن میزانی که باید وضعیت مالی خود را تغییر دهند و نهایتاً مجبور شدهاند، بسته به توان و سرمایهای که دارند به دستفروشی روی بیاورند. بسیاری از آنها کارگرهای ساختمانی هستند که بعد از رکود ساخت و ساز وارد دستفروشی شدهاند. بعضی هم به علت خشکسالی از شهرهای دیگر راهی تهران شدهاند تا از این طریق امرار معاش کنند.»
الاری دستفروشی را مانند پناهگاهی اجتماعی میداند؛ پناهی برای حفظ شرافت و تبدیل نشدن به افرادی که دست به دزدی و جیببری میزنند. به همین دلیل مدیران این دوره باید سعی کنند تا این پایگاه اجتماعی را درست مدیریت و حفظ کنند. سالاری میگوید: «این افراد ارتش ذخیره دوره رونق اقتصادی هستند و با توجه به فعالیت و رنجی که در این کار متحمل میشوند، میتوانند نیروی کاری و پرانرژی برای دوره رونق باشند.»
فروشندگی گوشه خیابان تنها به دستفروشان دور چهارراه ولیعصر محدود نمیشود. کافی است به زیرگذر پیچیده ولیعصر با انواع و اقسام ورودیها و خروجیهایش هم سری بزنید تا با بازاری جدید رو به رو شوید. البته کمی منظمتر از بالای میدان. اینجا همه اجناس روی میز چیده شده. هر چیزی هم پیدا میشود؛ از کلاه و منسوجات پشمی تا سوهان و گز و مانتو و تخمه ژاپنی. با یکی از فروشنده ها که صحبت میکنم میگوید: «اینجا دست پیمانکار است که او هم با مترو قرارداد دارد. ما برای اینجا ماهی ۳۰۰ هزار تومان کرایه میدهیم به پیمانکار.» وارد مترو میشوم. توی قطار هم دستفروشان لا به لای جمعیت راه میروند و هرکدام از این واگن به آن واگن با هنرنمایی خاص خود در حال فروش هستند؛ ژیلت ۶ لبه، آدامس، مسواک و خمیردندان، لواشک، سفره چهارنفره، نخ دندان، کفی کفش، پتو مسافرتی، شلوارک... حال این روزهای تهران دیدنی است.»
چک بیمحل، بیکاری، ورشکستگی تولیدیها و کارخانهها... باعث شده که او و خیلیهای دیگر برای دستفروشی به کف خیابان بیایند. مجید و خیلی از دستفروشهای دیگر که هر روز به تعدادشان اضافه میشود، میخواهند در روزگاری که با آنها خوب تا نکرده، به هر قیمتی شریف بمانند و با سیلی صورتشان را سرخ نگه دارند. کاری که به قول محمد سالاری، جامعه شناس، مانند «پناهگاهی اجتماعی» برای آنهاست؛ پناهگاهی برای شریف و البته زنده ماندن.
ثمره تلخ زیر و رو کردن نظام اقتصادی در دولتی که مدعی حمایت از اقشار ضعیف بود، حالا به خوبی رسیده و از درخت افتاده است؛ تا جایی که بساط دستفروشی در کشور و به ویژه در تهران هر روز گستردهتر میشود. این را میشود با قدم زدن در هر گوشه از خیابانهای شهر فهمید و تغییر شکل دادن مکانها و میدانهایی را که به تسخیر دستفروشان درآمدهاند، به چشم دید. نمونهاش چهارراه ولیعصر تهران که تا چند سال پیش مثل همه چهارراههای این شهر تعدادی دستفروش داشت و آن هم در حد چند کتابفروش و یکی دو سیگارفروش اما حالا این چهارراه عملاً تبدیل به بازار بزرگی برای راندهشدگان اقتصادی شده است.
ابوالقاسم چیذری، مدیرعامل شرکت شهربان شهرداری تهران چندی پیش در این راستا اعلام کرد: «طبق آمار، جمعیت دستفروشان به نسبت سال ۹۴ در ۵ محور ۵۰ درصد افزایش داشته است.»
این آمار نگرانکننده از رشد چشمگیر دستفروشی زنگ خطری جدی برای اقتصاد و معیشت مردم است. مردمی که هر روز بیکارتر میشوند و زیر فشارهای بیامان اقتصادی چارهای جز پناه بردن به خیابان ندارند.
چهارراه ولیعصر گوش تا گوش پر از دستفروش است. از چهار طرف میدان گرفته تا ادامه خیابان به سمت جنوب. در بساط رنگ و وارنگ دستفروشان هر چیزی که بخواهید پیدا میشود؛ از شال و روسری گرفته تا ناخنگیر و هدفون و کنسرو ماهی و نوشتافزار. استقبال هم بد نیست. روی هر بساط چند نفری جمع شدهاند و قیمت میگیرند و میگذرند یا در حال خرید هستند. قیمتها هم طبعاً کمی کمتر از فروشگاههاست. کنار پارک شهر هم چند نفری کیسههای بزرگ کاپشن زمستانه را روی پارچهای پهن میکنند. بیشتر دستفروشها دوست ندارند حرفی از کار بزنند و به نظرشان حرف زدن میتواند کارشان را به خطر بیندازد. در واقع آنها هر روز از صبح تا شب این نگرانی را دارند که حملهای صورت بگیرد و بساطشان را برای همیشه جمع کنند. به سمت ضلع جنوبی تئاتر شهر میروم. چند دستفروش بساط کردهاند و به نظر بازار کم رونق تری از آن طرف خیابان دارند. خودشان میگویند آن طرف خیابانیها به شهرداری اجاره میدهند اما این طرف خیابان از این خبرها نیست.
نعمت ۵۵ سال دارد و سبزواری است. او ۱۰ سال است به خاطر خشکسالی از سبزوار به تهران آمده تا کار ساختمانی بکند اما کاری پیدا نکرده و مجبور شده برای جفت و جور کردن پول کرایه خانه و سر و سامان دادن به زندگی بچهها دستفروشی کند. توی چند تا کیسه که جلوی پایش گذاشته پر از کاور قابلمه و دستکش و دستگیره است. نعمت میگوید: «از بازار میخرم و میآورم اینجا. روزی ۲۰ تومن ۳۰ تومن... همین حدودها درمیآورم. البته جنس من سبکه. برای من پیرمرد، آوردن و بردن این همه جنس سخته ولی اینها سبکند و راحت میشود جابه جا کرد.» میزند زیر خنده.
میثم موسایی، اقتصاددان، دلیل اصلی گسترش دستفروشی را گسترش بیکاری در کشور و تهران میداند و معتقد است: «اگر این دستفروشان کاری ثابت داشتند، هرگز به خیابان نمیآمدند: «ما باید دستفروشی و گسترش آن را به عنوان واقعیت کشور بپذیریم و به جای ندیده گرفتن آنها و ایجاد مشکل برایشان، به فکر سر و سامان دادن به این وضعیت باشیم. کاری که باید در این ۳۰ سال برای اشتغالزایی میکردیم، نکردیم و گفتیم درست میشود. حالا میبینیم بعد ۳۰سال هیچ چیزی درست نشده و اوضاع بدتر هم شده.»
موسایی دلیل دیگر گسترش دستفروشی را ورود کالای زیاد قاچاق به کشور میداند که یک زنگ خطر جدی برای اقتصاد است. حرف او را میشود با سرک کشیدن به بساط دستفروشان دید. اجناسی که بیشتر آنها کرهای، هندی یا چینی است. موسایی تأکید میکند که بهبود این وضعیت به خصوص در مورد گسترش دستفروشی به این زودی اتفاق نمیافتد: «اگر این روند ادامه پیدا کند، فقر و بیکاری گستردهتر میشود و انگیزه کار از بین میرود و در ادامه همین طور که تا به حال دیدهایم، سرمایهگذاران ثروت خود را از کشور خارج میکنند. ما باید قدرت خرید مردم را افزایش بدهیم و بپذیریم که در کوتاه مدت بهبود، ممکن نیست.»
رضای ۶۵ ساله روی پارچه سفیدی لباس زیر مردانه میفروشد. چشمانش خیس است و انگار همین حالا یک دل سیر گریه کرده اما وقتی با او حرف میزنم، میفهمم بیمار است و چشمهایش مشکل دارد: «من کارم بندرعباس بود. اینجا شلوارک تولید میکردم و میبردم بندر میفروختم. ۲۰ میلیون پولم را خوردند و به این روز افتادم. حالا هم آن آقایی که پولم را خورده هر روز میگوید میدهم. حالا دیگر ۲۰ میلیون چه ارزشی دارد!»
گوشیاش را باز میکند و پیامکها را نشانم میدهد: «خدا وکیلی با این سن و سال باید حالا توی خانه باشم و استراحت کنم ولی مجبورم بیایم اینجا بنشینم و هر روز استرس این را داشته باشم که الان میریزند و بساطم را جمع میکنند، فردا میریزند جمع میکنند. خیلی هم نمیتوانم کار کنم چون غروب که میشود دیگر چشمانم درست نمیبیند و باید جمع کنم بروم.»
محمد سالاری، جامعهشناس، اما به دستفروشی به عنوان نهادی تاریخی نگاه میکند؛ نهادی که وجودش در شرایط فعلی اقتصادی که او آن را «عمق رکود» میداند، ضروری است؛ دورهای که به علت تعطیلی بسیاری از بنگاههای اقتصادی، کارخانهها و تولیدیهای کوچک این حجم از دستفروشی رونق پیدا کرده: «دستفروشی و رواج آن در شرایط فعلی، نشان دهنده وضعیت بد معیشتی مردم است. تحقیقات ما در این زمینه نشان داده که بسیاری از آنها به هر کاری دست زدهاند و نتوانستهاند، آن میزانی که باید وضعیت مالی خود را تغییر دهند و نهایتاً مجبور شدهاند، بسته به توان و سرمایهای که دارند به دستفروشی روی بیاورند. بسیاری از آنها کارگرهای ساختمانی هستند که بعد از رکود ساخت و ساز وارد دستفروشی شدهاند. بعضی هم به علت خشکسالی از شهرهای دیگر راهی تهران شدهاند تا از این طریق امرار معاش کنند.»
الاری دستفروشی را مانند پناهگاهی اجتماعی میداند؛ پناهی برای حفظ شرافت و تبدیل نشدن به افرادی که دست به دزدی و جیببری میزنند. به همین دلیل مدیران این دوره باید سعی کنند تا این پایگاه اجتماعی را درست مدیریت و حفظ کنند. سالاری میگوید: «این افراد ارتش ذخیره دوره رونق اقتصادی هستند و با توجه به فعالیت و رنجی که در این کار متحمل میشوند، میتوانند نیروی کاری و پرانرژی برای دوره رونق باشند.»
فروشندگی گوشه خیابان تنها به دستفروشان دور چهارراه ولیعصر محدود نمیشود. کافی است به زیرگذر پیچیده ولیعصر با انواع و اقسام ورودیها و خروجیهایش هم سری بزنید تا با بازاری جدید رو به رو شوید. البته کمی منظمتر از بالای میدان. اینجا همه اجناس روی میز چیده شده. هر چیزی هم پیدا میشود؛ از کلاه و منسوجات پشمی تا سوهان و گز و مانتو و تخمه ژاپنی. با یکی از فروشنده ها که صحبت میکنم میگوید: «اینجا دست پیمانکار است که او هم با مترو قرارداد دارد. ما برای اینجا ماهی ۳۰۰ هزار تومان کرایه میدهیم به پیمانکار.» وارد مترو میشوم. توی قطار هم دستفروشان لا به لای جمعیت راه میروند و هرکدام از این واگن به آن واگن با هنرنمایی خاص خود در حال فروش هستند؛ ژیلت ۶ لبه، آدامس، مسواک و خمیردندان، لواشک، سفره چهارنفره، نخ دندان، کفی کفش، پتو مسافرتی، شلوارک... حال این روزهای تهران دیدنی است.»
تبلیغات متنی
-
توهین عجیب مجری تلویزیون به اعتراضات اخیر
-
پیام معنادار نیوشا ضیغمی با یک عکس
-
بمب زمستانی پرسپولیس، هواداران را شوکه خواهد کرد
-
روایت محسنی اژهای از دلیل اصلی اعتصاب بازاریان
-
سفر به استانبول؛ چگونه حرفهای، هوشمندانه و ارزان سفر کنیم؟
-
اتفاق عجیب در تلویزیون؛ که مجری هم متعجب شد!!
-
مهمانیهای خانوادگی تبدیل به کابوس شد!
-
توضیحات وزیر بهداشت درباره حوادث بیمارستانهای سینا و ایلام
-
استوری جنجالی بازیگر سریال پایتخت درباره گرانی روغن
-
افشاگری یک رسانه سعودی از اهداف امارات در یمن
-
تعیین تکلیف پادگان ۰۶ تهران
-
حمایت معاون پزشکیان از اقدام پلیس در بیمارستان ایلام
-
مراحل اعتراض به دهکبندی یارانهها در سامانه حمایت
-
خرید خانه برای ایرانیها، یک آرزوی محال شد!
-
تصاویر ۳۲ محافظ کوبایی که در جریان دستگیری «مادورو» کشته شدند
-
توهین عجیب مجری تلویزیون به اعتراضات اخیر
-
بمب زمستانی پرسپولیس، هواداران را شوکه خواهد کرد
-
مهمانیهای خانوادگی تبدیل به کابوس شد!
-
استوری جنجالی بازیگر سریال پایتخت درباره گرانی روغن
-
خرید خانه برای ایرانیها، یک آرزوی محال شد!
-
اینترنت در این ۱۶ استان تقریبا قطع شده است!
-
استوری تلخ عمو پورنگ درباره گرانیهای اخیر پربازدید شد
-
روزنامه فرهیختگان، حمید فرخنژاد را مسخره کرد
-
هشدار سفر به ایران از سوی ۵ کشور صادر شد
-
پای یک زن به ماجرای دستگیری مادورو باز شد!
-
ذخیره عابدزاده پس از سالها وارد زمین شد
-
باورنکردنی؛ یک وعده املت ساده نیم میلیون شد!
-
این تصاویر از آبدانان در ساعات اخیر پربازدید شد
-
این سکانس از مهران مدیری به واقعیت تبدیل شد!
-
دو نگاه به ماجرای برنجپاشی در افقِ کوروش آبدانان
-
علت حادثه آتشسوزی شرکت کاله مشخص شد
-
خبر فوری؛ نیمرو برای همیشه از ایران خواهد رفت!
-
قیمت جدید یک شانه تخممرغ باعث تعجب شد
-
توییت پسر پزشکیان در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ادعای شبانه درباره تصمیم نهایی ترامپ برای ایران
-
ماجرای خبر ورود هواپیمای سوخترسان آمریکا به خاک ایران
-
علی اردستانی اعدام شد
-
اولین تصاویر از آتشسوزی مهیب در شرکت کاله
-
استوری صریح و رک محسن تنابنده در ساعات اخیر
-
رویاپردازیهای عجیب حسن روحانی در برهه حساس کنونی!
-
تصاویر رسمی از اتفاقات امشب آبدانان ایلام
-
اولین واکنش پزشکیان به حوادث اخیر ایلام
-
گزارشی از آخرین وضعیت بازار تهران
-
نام «ایران» بر روی کلاه ترامپ جلبتوجه کرد
-
قیمت جدید و باورنکردنی مرغ و تخم مرغ اعلام شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
از۴سال پیش که اتباع خارجی افغانی ملیون ملیون قاچاقی اومدروزبه روزکاسبیهاخراب شدچون قیمتشون ارزان دیگه صابکاروپیمانکارها دیگه از جوانان و کارگران ایرانی هم وطن استفادمیکنید نتیجش ضررش برای ایران و ایرانی میش حدود۱۱ملیونشغل که به اندازه چنتااستان وچنتا کشورمهاجرافغانی پرشدن توایران
واقعا ننگه برای کشور ثروتمندی مثل ایران