بررسی فیلم «دهلیز»؛ قصاص یا بخشش؟
۶۴۸۷۳
۲۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۷
۶۱۰۰ 
فیلم سینمایی "دهلیز" که این روزها در سینماها اکران است موضوع قصاص و بخشش را مدنظر قرار داده است ولی کارگردان و تهیه‌کننده معتقدند این فیلم قصد دارد درباره مساله قصاص و بخشیدن مجرمان قضاوت کند و تنها شرایط دو خانواده مقتول و قاتل را به تصویر می‌کشد و قضاوت با مخاطب است.
خبرگزاری مهر: فیلم سینمایی "دهلیز" که این روزها در سینماها اکران است موضوع قصاص و بخشش را مدنظر قرار داده است ولی کارگردان و تهیه‌کننده معتقدند این فیلم قصد دارد درباره مساله قصاص و بخشیدن مجرمان قضاوت کند و تنها شرایط دو خانواده مقتول و قاتل را به تصویر می‌کشد و قضاوت با مخاطب است.

 يكي از فيلم‌هايي كه اين روزها در سينماهاي كشور روي پرده رفته و توانسته نظر مثبت مردم را به خود جلب كند "دهليز" است كه اولين تجربه سينمايي بلند بهروز شعيبي در مقام كارگردان محسوب مي‌شود. اين فيلم كه موضوع قصاص و ديه و در نهايت گذشت را محور موضوعي خود قرار داده است، گرچه فيلم پربازيگري نيست ولي بازيگران آن به ويژه ايفاگران نقش‌هاي اصلي آن حضوري متفاوت از كارهاي قبليشان را رقم زده‌اند.

رضا عطاران، هانيه توسلي و محمدرضا شيرخانلو بازيگران اصلي اين فيلم هستند كه خانواده‌اي را شكل مي‌دهند كه پدر خانواده به دليل حضور در يك نزاع به زندان افتاده است و حال مادر خانواده در تلاش است رصايت خانواده مقتول را جلب كند و همين مساله شاكله فيلم را شكل مي‌دهد. در حالي كه يكي از مناقشه‌انگيزترين حكم‌هاي قضايي در ايران مساله قصاص و ديه است اين فيلم سعي كرده است با نگاهي منصفانه به اين موضوع بپردازد و افراد را به وجوه مختلف چنين مسايلي آشنا كند.



به بهانه نمایش فیلم سینمایی "دهلیز" با حضور بهروز شعيبي کارگردان، سید محمود رضوی تهیه کننده، سعید چنگیزیان و نگار عابدی بازیگران این فیلم سینمایی نشستي برگزار كرديم كه در بخش اول نشست بیشتر به مساله اکران، تبلیغات و موضوع داستان که بررسی قصاص و عواقب آن در جامعه است، پرداخته شد.

به گفته کارگردان در این فیلم سینمایی سعی شده است شرایط دو خانواده مقتول و قاتل بعد از اعلام حکم قصاص بررسی شود. وی معتقد است، قرار نیست در این فیلم سینمایی نسبت به جرم رخ داده قضاوت شود و یا اینکه شرایطی به تصویر کشیده شود که جامعه را متقاعد کند که همه محکومان به قصاص باید بخشیده شوند.

*دو فصل بسیار خوب برای اکران در کشور وجود دارد که شامل عید نوروز و عید فطر است و معمولا سینماگران به دنبال اکران فیلم های خود در این دو زمان هستند، خوشبختانه "دهلیز" در شرایط خوبی اکران شد. به نظر شما تا چه اندازه مخاطبان امروز "دهلیز" همان افرادي بودند که در انتظار نمایش این فیلم بوده‌اند و با توجه به موضوع فيلم به نوعي با چنين شرايطي درگير بوده يا هستند؟


رضوی: در شرایطی که ماه رمضان در وسط تابستان قرار دارد، دو نوبت اکران نوروز و عید فطر بهترین زمان برای اکران فیلم های سینمایی است. در گذشته عید نوروز و اکران های تابستان بهترین زمان برای نمایش فیلم بود و در نهایت عید فطر نیز به آن اضافه شد، اما چند سالی است که تابستان به دو قسمت قبل از ماه مبارک رمضان و بعد از ماه مبارک رمضان تقسیم شده است. با توجه به اینکه امسال 42 روز بعد از ماه مبارک رمضان زمان برای اکران تابستانی وجود داشت همین مسئله سبب شد تا بهترین اکران، اکران عید فطر به حساب آید. همين مساله باعث شد ما هم تلاش زیادی کنیم تا "دهلیز"  در این نوبت اکران شود. البته فیلم های دیگری بودند که می خواستند در این فصل اکران شوند و حتما لیاقت اکران در این نوبت را داشته اند.

اگر بگوییم که "حوض نقاشی" و "هیس! دختران فریاد نمی زنند" در جشنواره فیلم فجر مشترکا فیلم اول در بخش بهترین فیلم از نگاه تماشاگر بود، "دهلیز" دومین فیلم مورد قبول مخاطبان در این جشنواره به شمار می رفت. موجی که در جشنواره فیلم فجر برای دیدن "دهلیز" ایجاد شد، کمک کرد تا این فیلم سینمایی در نوبت اکران خوبی به نمایش درآید. اما "دهلیز" در هفته اول اکران خود از استقبال چندان خوبی برخوردار نبود، البته فیلم های دیگر نیز در شرایط عادی اکران نبودند اما بعد از گذشت هفته اول، انتظاراتی که ما از استقبال مخاطبان داشتیم برآورده شد، چرا که مخاطب سینمارو نیز بعد از عید فطر برای دیدن فیلم های مورد علاقه خود به سینماها رفتند. بی شک تبلیغات برای جذب مخاطب در سینما بسیار تاثیرگذار است.



*چه اندازه از مخاطبان از طریق تبلیغات دهان به دهان و یا از طریق تبلیغات شهری به جمع دوستداران "دهلیز" پیوستند؟

 رضوي: در رابطه با تبلیغات نیز باید بگویم که بعد از اینکه موج اول مخاطبان که به دلیل علاقه خود به یک فیلم برای دیدن آن به سینما می روند، تبلیغات سینه به سینه تاثیر بیشتری در جذب مخاطب دارد.

در موج اول تبلیغات در كنار تبليغات شهری، آنونس هایی که در سینماها پخش شد و در نهایت تبلیغات تلویزیونی که از هر نوع تبلیغات دیگری مهمتر است، در جذب مخاطب بسیار تاثیرگذار بود. در واقع مهندس ضرغامی رئیس صدا و سیما و دکتر دارابی معاون سیما از این فیلم چه از لحاظ تبلیغات و چه از لحاظ بیان نقطه نظرات مختلف در برنامه های مختلف حمایت کردند. همین مسئله سبب شد تا موج جدید مخاطبان سینما بعد از گذشت 15 روز از آغاز اکران "دهلیز" به دیدن این فیلم سینمایی بروند.

*برخی از تهیه کنندگان که همزمان با شما فیلمشان اکران است، معتقد هستند که بخشی از فروش فیلم سینمایی "دهلیز" به دلیل روابطی است که شما دارید و شما از روابط خود برای فروش بیشتر فیلم استفاده كرده‌ايد مثلا  بخش عمده تبلیغات شهری برای فیلم "دهليز" به دليل جايگاه خود شما فراهم شده است.


رضوي: من نمی‌دانم منظور شما از بخش عمده تبلیغات شهری چیست؟ در رابطه با تبلیغات شهری باید بگویم که بیلبوردهایی که فیلم "هیس ..." در سطح شهر از آن استفاده کرده است، بیشتر از "دهلیز" است.

اول اینکه "دهلیز" نیز مانند دیگر فیلم ها از اسپانسر برای تبلیغات مختلف استفاده کرد، دوم اینکه تبلیغات "دهلیز" در سطح شهر خیلی پرحجم نیست، اما ما مکان هایی را برای تبلیغ انتخاب کردیم که نسبت به جاهای دیگر بیشتر دیده می شود. این تجربه تبلیغات موثر را در زمانی که  فیلم سینمایی "درباره الی" را اکران کردیم به دست آوردیم. در آن زمان شرکتی که در زمینه تبلیغات با ما همکاری کرد، پیشنهاد خوبی داد که نقاط دید بهتر از تعدد تبلیغات شهری به وسیله بیلوردها است، به همین دلیل برای فیلم "دهلیز" نیز سعی کردیم از مکان هایی استفاده کنیم که دید خوبی داشته باشد.

همين امر باعث شده یک تابلو تبلیغاتی ما در شهر به اندازه 10 تابلو تبلیغاتی یک فیلم دیگر کارایی داشته باشد و همین مسئله سبب شده که برخی از دوستان فکر کنند که ما از تبلیغات بسیاری استفاده کرده ایم، این در حالی است که ممکن است تعداد بیلبوردهای "دهلیز" کمتر و گاه یکسان با فيلم ديگري باشد و تنها نقاط دید فرق می‌کند.

بهروز شعیبی تمام این 10 روز گذشته در کنار من و شاهد تمام تلاش های ما برای تبلیغات مناسب چه در تلویزیون و چه در سطح شهر بوده است. البته بخش تلویزیون ربطی به رابطه من نداشته است، در واقع آقای ضرغامی از این فیلم خوشش آمد و رویکرد فرهنگی فیلم را دوست داشته است و به "دهلیز" به عنوان یک فیلم فرهنگی، چند تیزر تبلیغاتی داد یا دکتر دارابی قبل از اینکه به من لطف داشته باشد، اول مضمون فیلم را دوست داشته است.

در رابطه با سینماها نیز باید بگویم که در اکران فیلم در سینماها ارتباطات چندان جواب نمی دهد، بلکه تنها میزان استقبال مخاطب است که در این زمینه جوابگو است. به عنوان مثال "دهلیز" در روزهای اول اکران خود و در سینمای سرگروه تنها 4 سانس در روز اکران داشت، اما بعد از مدتی با استقبال بالای مخاطبان این 4 سانس به 8 سانس رسید، حال بگویید که این استقبال و یا افزایش سانس چه ربطی به رابطه من دارد؟ هر چه قدر یک تهیه کننده ارتباطات قوی داشته باشد، اگر فیلم نتواند جایگاه خوبی در بین مخاطب ایجاد کند، نمی تواند از فروش خوبی برخوردار باشد.

یکی از مشکلاتی که ما در رابطه با تبلیغات شهری داشتیم این بود که بر سر این تبلیغات با اسپانسر خود با مشکل مواجه شدیم و کار به شکایت کشید. اما زمانی که فیلم جای خود را در بین مخاطبان پیدا کرد، اسپانسر نیز تحت‌تاثیر این استقبال قرار گرفت و شرایط بهتری را برای ما فراهم کرد.



*برنامه دیگری برای افزایش تبلیغات برای فیلم "دهلیز" ندارید؟

رضوي:‌ تبلیغات از نظر ما تنها تبلیغات شهری نیست، اما کارهای دیگری را انجام می دهیم که بتواند جذابیت بیشتری برای مخاطب داشته باشد، به عنوان مثال مراسمی که در روز 27 مرداد ماه برای جمع آوری کمک های نقدی برای دیه برخی از زندانیان محکوم به قصاص برگزار شد هرچند یک برنامه تبلیغاتی نبود اما برد فرهنگی قابل توجهی داشت.

*با توجه به اینکه کار قبلی شما اکران عمومی پیدا نکرد و نمایش جشنواره‌ای آن با مشکل مواجه شد، درباره "دهلیز" فکر نکردید پرداختن به سوژه قصاص ریسک دارد و می‌تواند باز هم اکران شما را منتفی کند. شاید هم این سوژه خیلی برای شما دغدغه بوده است.

رضوی: بعد از "خیابان‌های آرام" هیچگاه سینما را ول نکردم بلکه به دنبال سوژه و فیلمنامه خوب می‌گشتم که متاسفانه هیچ سوژه خوبی برای ساخت فیلم سینمایی پیدا نکردم ضمن اینکه یکی دیگر از دلایلی که باعث شد طی این مدت کار سینمایی نداشته باشم این بود که از لحاظ مسائل مالی دست من بسته بود و خیلی به دنبال یک کارگردان نبودم.

درباره "دهلیز" باید بگویم که این فیلم هم مانند کار قبلی من بوده و اینگونه نبوده که کم‌حاشیه بوده است و ریسک ساخت این فیلم سینمایی به اندازه دو فیلم قبلی من بود. به طوری که ریسک و حاشیه های آن از زمان پروانه ساخت شروع شد. نزدیک به 2 ماه درگیر پروانه ساخت این فیلم بودیم، اما به دلیل مشکلاتی که بر سر اکران "من مادر هستم" پیش آمد، اجازه ساخت "دهلیز" صادر نمی شد. اگر نگاهی به پروانه ساخت "دهلیز" شود، نشان می دهد که پروانه ساخت این فیلم سینمایی با تعهد من صادر شده و باز در این بخش من شخصا به عنوان تهیه کننده دچار ریسک شده ام.

از ابتدا رویکرد "دهلیز" شبیه دیگر فیلم های سینمایی نبود یعنی تهیه کننده، نویسنده و کارگردان از ابتدا می دانستند که چه چیز از فیلم می خواهند و آن چه که در رابطه با قصاص قبول داشتیم به اجرا گذاشتیم. "دهلیز" موضوعی درباره قصاص دارد اما اصل داستان به موضوع بخشش می‌پردازد. ضمن اینکه قصاص حکم الهی است و کسی نمی‌تواند آن را رد کند. در این فیلم  به امر قصاص تاکید شده است اما به مخاطب گفته ایم که در عین حال که قصاص حق انسان است اما با توجه به گفته قرآن بخشش از قصاص بهتر است و فیلم حول این محور می چرخد.

جذابیت های "دهلیز" در طرح داستان به اندازه ای بود که علاقه من برای پذیرفتن این طرح کاملا مشخص بود. زمانی که تهیه‌کننده‌ای یک کار سینمایی با چنین مضمونی را می پذیرد، می داند که سرمایه گذاری و ساخت این فیلم چه از لحاظ مالی و چه اکران یک ریسک است.

*با توجه به اینکه شما به عنوان یک تهیه‌کننده معمولا با کارگردانانی کار کرده اید که مخاطب آنها در سینما تضمین شده است، چگونه با بهروز شیعیبی که به دنبال ساخت اولین فیلم سینمایی خود بود همکاری کردید؟


رضوی: من و شعیبی قرار بود برای یک تله‌فیلم با هم همکاری داشته باشیم. در همان جلسه ای که از تله‌فیلم صحبت کردیم، بهروز شعیبی طرح "دهلیز" را بیان کرد و بعد از ساخت آن تله‌فیلم، به سراغ "دهلیز" رفتیم.

شعیبی: در واقع باید بگوییم که بله ما با هم تجربه همکاری داشتیم، اما هنوز تله‌فیلم "دنیای بهتر" که آقای رضوی درباره‌اش توضیح داد، پخش نشده است. در آن تله‌فیلم سعید چنگیزیان بازیگر اصلی بود. بعد از آن هم یک فیلم مستند 30 دقیقه‌ای با نام "گام های بلند" ساخته شد که در رابطه با موضوع زنان سرپرست خانواده بود که بعدها پشتوانه تحقیقی ما برای فیلم "دهلیز" شد.

* "دهلیز" به بخشش اشاره می‌کند اما جرمی که سبب قصاص شده را زیاد مورد بحث نمی‌گذارد. از نظر شما نیازی به طرح مسئله جرم در این فیلم نبود؟


رضوی: اول اینکه موضوع ما در این فیلم خود جرم نبود. داستان فیلم از جایی شروع می شود که جرم رخ داده و کسی محکوم به قصاص است. هدف ما در این فیلم این نیست که بگوییم هرکسی که محکوم به قصاص است باید بخشیده شود، چرا که افرادی در این میان هستند که قاتل بالفطره هستند و یا افرادی که با قصد و نیت قبلی یک فرد را به قتل می رسانند، اما در این میان افرادی نیز هستند که بدون قصد و در یک حادثه یک فرد را به قتل می رسانند و از کرده خود هم به شدت پشیمان هستند.

ما این فیلم را نساختیم که بگوییم این افراد نیز باید بخشیده شوند، بخشش یا قصاص این افراد به ما ربطی ندارد، این به خانواده هایی ربط دارد که عزیز خود را از دست داده اند.



"دهلیز" در رابطه با نمونه ای صحبت می کند که شرایط متفاوتی دارد. ما در این فیلم داستانی را تعریف می کنیم که فرد مجرم دارای شرایط خاص است و باز هم ما نمی گوییم که فرد باید بخشیده شود بلکه شرایط موجود فرد را نشان می دهیم. قبول ندارم که با احساس مخاطب بازی کرده ایم، چرا که در این فیلم احساس جای خاصی ندارد و تا سکانس آخر احساسات اصلا وجود ندارد. شکل‌گیری رابطه پدر و پسر در فیلم را نمی توان استفاده از احساس مخاطب نام برد، بلکه براساس یک بحث روانشناختی نقش پدر و مادر در زندگی کودک را نشان می دهد. در رابطه با بحث قصاص و بخشش شرایط خاص فرد مجرم است که خانواده شاکی را در شرایطی قرار می دهد که تصمیم بگیرند که ببخشند و یا قصاص کنند.

با توجه به اینکه عوامل "دهلیز" از طریق مراسم همت عالی به دنبال جذب کمک مالی برای زندانیان محکوم به قصاص هستند، تمام تلاش خود را کرده اند تا مواردی را برای این مراسم انتخاب کنند که مورد قتل نفس نداشته باشند چراکه قتل نفس یک مسئله ساده ای نیست و معمولا هیچ کدام از افراد خانواده مقتول نمی خواهند با چنین افرادی ارتباط برقرار کند.

ما در مورد مواردی صحبت می کنیم که محکوم به قصاص شده‌اند و شرایط فرد را بعد از اعلام حکم قصاص بررسی کردیم.

*آقای شعیبی شما به عنوان کارگردان چرا برروی دلیل جرم قتل در این فیلم تاکید نکرده‌اید؟

شعیبی: ما چند نکته در فیلم گذاشته‌ایم. یکی از دلایلی که فیلم روی چگونگی قتل تاکید ندارد، به این دلیل است که نشان دهیم این ماجرا را به هرگونه که تعریف کنیم، نمی توانیم تحت هیچ شرایطی با دو طرف دعوا همذات‌پنداری کنیم. حتی در نمونه های دیگر فیلم ها اکثر صحنه‌های قتل از طریق هل دادن است، اما همین صحنه کوچک نیز نمی تواند بین بیننده و قاتل همذات‌پنداری کند حتی اگر شخصیت قاتل را پرویز پرستویی در "زیر تیغ" بازی کند. در حالی که این سریال پرداخت بسیار هنرمندانه داشته و زندانیان نیز در کنار دیگر افراد جامعه از این سریال استقبال کردند.

در "دهلیز" نمی خواستیم صحنه قتل را نشان دهیم زیرا نمی‌خواستیم خودمان در رابطه با جرم قضاوت کنیم. ما به دنبال عواقب این کار در فیلم بودیم، به همین دلیل شخصیت بهزاد در فیلم پشیمان است، شیوا همسر قاتل در فیلم آدم طلبکاری نبوده و احساس نمی کند که حقش خورده می شود، همچنین شخصیت خانواده مقتول که سعید چنگیزیان به عنوان داماد خانواده و نگار عابدی به عنوان خواهر مقتول بازی می کنند، اصل قضیه را زیر پا نمی گذارند.

این در حالی است که شخصیت چنگیزیان در این فیلم آدمی است که دو طرف قضیه را به خوبی نگاه می کند و فردی عاقل و آگاه است. یا شخصیت سهیلا را که نگار عابدی بازی می کند، تنها یک دیالوگ دارد که می گوید "برادر من صبح از در خونه رفته بیرون و دیگر برنگشته"، این درد، یک درد بزرگی است که خانواده مقتول تحمل می کنند و ما تمام سعی خود را کردیم تا در این فیلم تمام المان هایی را که به خانواده مقتول حق می دهند، رعایت کنیم و حتی نشانه‌های رفتاری پشیمانی قاتل را به درستی نشان دهیم.

*پرداخت به یک سوژه لب مرزی با موضوع قصاص برای کارگردانی که فیلم اول خود را می سازد، خیلی سخت است. علاقه شما به ساخت فیلمی با چنین سوژه ای از چه زمانی وجود داشت و چرا نمی توان برای اتفاقات این داستان زمان خاصی را در نظر گرفت؟

شعیبی: برای سوژه این فیلم دو مسئله را باید در نظر گرفت، اول درام داستان است و دیگری همان مسئله ای است که جامعه با آن سر و کار داشته و نسبت به آن حساس است. اگر بخواهیم این دو مسئله را از هم جدا کنیم باید بگویم از لحاظ قصه سوژه هایی در ذهن من وجود دارد که فکر می کنم که هر زمان می توان آن را ساخت، اما اگر شرایط همکاری با آقای رضوی به سمت تولید فیلم دیگری می رفت، بی شک به سمت ساخت آن فیلم می رفتم.



یک بخشی از ساخت فیلم به شرایط و همکاری و همفکری تهیه کننده بستگی دارد، خوشبختانه من اولین کار سینمایی خود را با رضوی کار کردم که از نظر فکری به هم نزدیک هستیم و با هم تصمیم گرفتیم مسئله ای را مطرح کنیم که تنها یک قصه و درام خانوادگی و اجتماعی نباشد و لایحه های دیگری به آن اضافه شود. هر قصه  و سوژه ای که انتخاب می شود، دغدغه کلیت جامعه و دغدغه ما در زمان های مختلف است که ناخودآگاه بروز می کند و من اصلا نمی توانم تصمیم بگیرم که فیلم بعدی من باز هم در رابطه با چنین مسائلی است یا خیر.

در هر جای دنیا ممکن است یک سوژه توسط کارگردانان مختلف پرداخته شود و آن سوژه به صورت ناخودآگاه تبدیل به دغدغه جوامع شود و تنها نوع نگاه ها برای پرداخت به آن متفاوت است. اگر همین الان از هر سوژه ای حرف بزنید من به جرات می گویم که بارها به آن پرداخته شده است، اما نوع نگاه ها در این پرداخت متفاوت است.

*در این فیلم چندان تاکید ندارید که جامعه امروز را به نمایش گذارید و تنها خط اصلی داستان برای شما مهم است. دلیل اینکه زمان و جامعه امروزی در این فیلم کمتر نشان داده شده است، چیست؟


شعیبی:‌ تمامی کدهایی را که مربوط به زمان می شود از فیلمنامه برداشتیم. تاکید کردن روی برخی از المان ها در فیلم سبب می شود تا یک تاریخ مصرف برای آن بوجود آید. همین مسئله سبب می شود تا موضوع اصلی داستان بعد از مدتی تبدیل به معضلی برای زمان تولید فیلم شود، یعنی از جذابیت و اهمیت آن چند سال بعد از تولید کاسته می شود. ما حتی از بیان بسیاری از مسائل از جمله مبلغ دیه پرهیز کردیم. از نظر من پرداختن به مبلغ دیه در این فیلم کار درستی نبود. خود دیه یک مسئله مهم است اما مبلغ آن چندان مهم نیست. "دهلیز"  قرار بود به روابط انسان ها بپردازد نه معضلاتی که مادی است و مربوط به زمان خاص است.

*زمانی که شما یک زن سرپست خانواده را در این فیلم نشان می دهید، کمتر به مسائل و مشکلات یک زن تنها در جامعه امروز پرداخته‌اید. دلیل این مسئله چیست؟

شعیبی: من فکر می کنم یک سری مسائل مادی در جامعه وجود دارد که در دوره های مختلف شکل آن عوض می شود. نباید فراموش کرد که چه در دوران ارزانی و چه در دورانی که وضعیت اقتصادی جامعه مناسب است، همیشه فقر وجود دارد. اما در رابطه با مسائل انسانی باید بگویم نمی توان مسائل انسانی را به یک دوره خاص نسبت داد. مسائل انسانی از همان ابتدای تاریخ بشریت و تا امروز وجود داشته است و تنهایی همیشه انسان ها را آزار داده است. تنهایی و روابط انسانی مسائل شخصی انسان ها است و باید مسئولیت کارهای خود را حتی اگر به صورت اتفاقی بوده است بپذیریم.

نکته بعدی این است که یک سری مسائل اجتماعی در حاشیه ما هست که حضور هرکدام از این مسائل اجتماعی بار و مسئولیتی را برای شخصیت های ما بوجود می آورد که تعریف جدیدی را برای شخصیت به همراه دارد. ما در این فیلم از حواشی مورد نظر پرهیز کردیم و معتقدیم در جامعه مسائل، معضلات و مزاحمت های بسیاری وجود دارد که نمی خواستیم این معضلات را در این فیلم وارد حواشی زندگی شخصیت ها کنیم. از نظر من شخصیت های "دهلیز" چنین حواشی از جمله مزاحمت برای یک زن تنها در جامعه را نداشته اند، حواشی این شخصیت ها تنهایی آنها، تلاش برای حفظ زندگی و تلاش برای حفظ ثبات است.

*یکی از ویژگی‌های فیلمنامه شما نپرداختن به اتفاق افتاده است و همین مسئله سبب می شود تا مخاطب نسبت به فرد خاطی قضاوت نکند.

شعیبی: قضاوتی که برای مخاطب بوجود می آید در نتیجه حکم صادر کردن فیلمساز در اثر است. ما نمی خواستیم این حکم را صادر کنیم بلکه می خواستیم همذات‌پنداری را برای شخصیت های داستان و هر دو طرف دعوا بوجود آوریم و بعد قضاوت را برعهده مخاطب بگذاریم.

یکی از نکاتی که قبل از فیلمبرداری برای ما پیش آمد و کار را برای ما جذاب کرد، بازی دوستان بازیگر بود. در مرحله انتخاب بازیگر با علی سرابی و محمود رضوی جلسات مختلفی را داشتیم تا بدانیم باید از چه بازیگرانی برای فیلم استفاده کنیم. البته در تجربه فیلم "دنیای بهتر" که شخصیت های اصلی آن را بازیگران تئاتر برعهده داشتند، به این نتیجه رسیدم که بازیگران تئاتر شناخت خوبی از بازیگری داشته و حضور آن ها در سینما باعث ایجاد اتفاقات خوب در سینما می شود.

*آقای چنگیزیان نمونه پرداخت به قصاص در سینما و تلویزیون بسیار بوده اما نمی‌توان همه آنها را آثاری موفق دانست. چگونه با فیلمنامه "دهلیز" ارتباط برقرار کردید و چطور توانستید به کارگردان برای پرداخت درست این سوژه اعتماد کنید؟


چنگیزیان: اعتماد به شعیبی زمانی ایجاد شد که من با نگاه وی به موضوع قصاص آشنا شدم، نگاهی که شاید بارها به آن پرداخته شده باشد اما اینکه کارگردان تلاش کند در فیلم قضاوت نکند و امکان درست فکر کردن را به مخاطب بدهد، برایم بسیار جالب بود. این رویکرد در فیلمنامه به خوبی دیده می‌شد. این نگاه برای من به عنوان بازیگر خوشایند بود. کارگردان هیچ تلاشی نکرده تا قصه را بپیچاند و آن را خیلی راحت و روان بیان کرده است.



و اما اعتماد من به کارگردان از جایی شکل گرفت که با دیدگاه بهروز شعیبی نسبت به سوژه فیلم آشنا شدم. به اعتقاد من این نگاه به سوژه فیلم کمک می‌کرد. شعیبی تلاش داشته از زاویه جدیدی به این سوژه بپردازد؛ نگاهی که دو وجهه موضوع را دربرمی‌گیرد از یک طرف قضاوت را مطرح می‌کند تا امکان درست نگاه کردن و فکر کردن را به وجود آورد. این از همان ابتدا برای من مشخص شد.

البته ما در یک تله‌فیلم هم قبل از "دهلیز" با هم همکاری داشتیم. از این رو با رویکرد وی آشنا بودم. در قصه "دهلیز" قرار نبود مسئله پیچیده شود یا ما اوج بدبختی یک کاراکتر را نمایش دهیم. همین روایت ساده و بدون پیچیدگی برگ برنده کار بود.

* حق با شماست. ویژگی بارز فیلمنامه "دهلیز" این است که تلاش می کند قصه را خیلی ساده بیان کند از این رو هر قشری از مخاطب را با خود همراه می‌کند. همانطور هم که آقای رضوی تهیه‌کننده کار در بخش اول صحبت‌هایمان گفتند فیلم به دنبال بازی کردن با احساسات مخاطب نیست تا از این مسیر برای خود تماشاچی دست و پا کند.

چنگیزیان: من در زمان دیدن فیلم بارها بغض کردم. این بغض به دلیل این نبود که شخصیت اصلی داستان مرتکب قتلی شده است و حالا باید قصاص و یا بخشیده شود بلکه من با دیدن ارتباط بین پدر و پسر قصه دچار این بغض می شوم. این سکانس‌ها خیلی روی من تاثیر گذاشت.

حتی کارگردان تلاش نمی کند که مخاطب را به اجبار وارد این حس کند. از این رو وقتی فیلم را دیدم خوشحالم بودم. معتقدم "دهلیز" فیلم شریفی است. فیلم به هیچ وجه یقه مخاطب را نمی‌گیرد تا با خود همراهش کند. حتی در بحث روابط اجتماعی و یا موضوع قصاص و بخشش به شدت تعادل را رعایت می‌کند.

این در مقوله بازیگری هم صدق می‌کرد. شخصا اعتقاد ندارم که بازیگر باید یک کار عجیبی انجام دهد تا شخصیت خلق شود. خوشبختانه شعیبی هم از بازیگران خود چنین توقعی نداشت و نمی‌خواست با پیچیدگی سوژه خود را مطرح کند. کارگردان در این کار به شدت راحت و روان با بازیگران و سوژه خود برخورد می کند.

* خانم عابدی شما نیز به عنوان بازیگر تئاتر سالها است که انتخاب‌هایتان در حوزه سینما و تلویزیون به شدت با حساسیت و وسواس بوده است. شما هم لطفا درباره رویارویی خود با فیلمنامه "دهلیز"  و دلایل انتخاب این نقش توضیح دهید.


عابدی: وقتی شعیبی درباره نقشم در "دهلیز" با من صحبت کرد به من گفت این نقش با اینکه چند سکانس بیشتر نیست ولی برایم خیلی اهمیت دارد. وقتی هم من فیلمنامه را خواندم خودم هم احساس کردم با وجود اینکه نقش کوتاهی است ولی سخت است. بازی در چنین نقش‌هایی همچون راه رفتن بر لبه تیغ است چراکه خیلی زود می‌توانند به شخصیت‌های کلیشه ای تبدیل یا یک وجهی شوند.

به عقیده من شخصیت خواهر مقتول که من آن را بازی کردم همه چیز در درون خودش داشت. پنج سال از مرگ برادرش گذشته است. در درون این شخصیت (سهیلا) عشق، نفرت، روان‌پریشی و احساسات مختلفی جمع شده و به نوعی او را تبدیل به یک پکیج احساساتی و عاطفی کرده است.

حضور در چنین نقش هایی همیشه برایم لذت بخش است و مدام در قبال آن استرس دارم چون که چنین شخصیت‌های کامل هستند و برای من اندازه آنها مهم نیست. حضور در چنین نقش‌هایی هم کار ساده ای نیست.

من پیش از "دهلیز" در تله فیلم "زندگی بهتر" با شعیبی همکاری داشتم و دیدگاه وی را می‌شناختم. وی علاقمند است همه چیز ساده و مستندگونه به نمایش گذاشته شود. از  طرف دیگر ترکیب بازیگران و عوامل فیلم نیز یکی از دلایل دیگر برای حضورم بود. حتی ممکن بود من همزمان با این فیلم برای پروژه دیگری نیز پیشنهاد نقش اصلی داشتم که شاید اصلا من را وسوسه نمی کرد و باز هم حضور در "دهلیز" را می‌پذیرفتم.

*همانطور که اشاره کردیم یکی از نقاط قوت این فیلم ارتباط خوبی است که بین شخصیت پدر (رضا عطاران) و محمدرضا شیرخانلو (پسر) در فیلم برقرار شده است. در ایجاد این ارتباط چقدر شما به عنوان کارگردان و یا علی سرابی به عنوان بازیگردان تاثیر داشتید. البته عطاران در کارهای قبلی خود ثابت کرده است که استاد ارتباط برقرار کردن با کودکان است.

شعیبی: رضا عطاران به خوبی می داند که چگونه باید با بازیگر مقابل خود ارتباط برقرار کند. از طرف دیگر شیرخانلو هم بچه بسیار باهوشی است. عطاران جزو بازیگران بسیار خوش اخلاق و در عین حال بسیار منضبط است.

من و سرابی هم برای ایجاد این رابطه تلاش کردیم. من خودم کار بازیگری انجام دادم و با خیلی از بازیگران از نزدیک آشنا هستم. ما بازیگران توانایی در ایران داریم ولی در حد توانایی‌شان از آنها در سینما استفاده نمی‌شود. به طور نمونه اگر ما عطاران را در نقش‌های کمدی دیده‌ایم پس همیشه نیز باید از وی توقع داشته باشیم که فقط در چنین نقش هایی ظاهر شود در صورتی که این توقع کم سینمای ایران از این بازیگران است.



در صورتی که ما بازیگران مختلفی همچون پرویز پرستویی، علیرضا خمسه و... را در سالهای دور دیده ایم که تا کنون در نقش های مختلف ظاهر شده اند. ما باید تلاش کنیم که دوباره چنین اتفاقاتی در سینمای ایران تکرار شود زیرا یکی از مهترین بخش‌ها و جذابیت های سینما بازیگران هستند. در مورد رضا عطاران نیز با این حضور متفاوت در "دهلیز" باید این رویه ادامه پیدا کند. البته وی در فیلم های عبدالرضا کاهانی نیز نقش های متفاوتی بازی کرده است.

ما در انتخاب دیگر بازیگران هم افرادی را که در چنین نقش‌هایی کلیشه بودند، کنار گذاشتیم و به سراغ بازیگرانی رفتیم که تا کنون در چنین نقشهایی یا حضور نداشتند و یا کلیشه نشده اند. به طور نمونه هانیه توسلی تا کنون در نقش یک مادر ظاهر نشده است. آن هم مادر زجر کشیده ای که خود به تنهایی بار زندگی را به دوش می کشد. همانطور که دیدید اتفاقا خیلی به خوبی هم درخشید. در مورد سعید چنگیزیان و نگار عابدی نیز این موضوع صدق می کرد. درباره آنها ما با نقش هایی روبرو بودیم که فرصت کوتاهی برای ارائه داشتند ولی باید در خاطر مخاطب حک می‌شدند. به همین دلیل ما باید به سراغ بازیگران حرفه‌ای می رفتیم.

* علی سرابی به عنوان بازیگردان پروژه از چه زمانی به گروه اضافه شدند؟

شعیبی: سرابی از آغاز پیش‌تولید با ما همراه شد. ما البته تا زمان فیلمبرداری روی فیلمنامه و شخصیت ها بحث می کردیم. به همین دلیل وی در این بخش هم دخیل بود. البته تغییرات با شروع فیلمبرداری بسته شد و ما با متنی که آماده بود فیلمبرداری را شروع کردیم.

* البته در مقوله بازیگردانی حضور بازیگران تئاتر نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری دارد. خوشبختانه طی چند سال اخیر این موضوع در سینمای ایران باب شده است.


شعیبی: قبل از انقلاب بازیگران خوب تئاتر وارد سینما شدند و به خوبی هم درخشیدند و کیفیت بازیگری را در سینما بالا بردند. به طوریکه بازیگران ستاره سینما حتی دوست داشتند نقش مقابل آنها بازیگران تئاتر باشند.

اما بعد از مدتی یک فاصله‌ای در این روند ایجاد شد زیرا برخی بازیگران تئاتر در آن زمان فکر کردند که سینماگران این حس را دارند که به بازیگران تئاتر لطف می‌کنند که در سینما به آنها نقش می‌دهند. از طرف دیگر هم در سینما یک موج ناخوشایندی با عنوان بازی‌های تئاتری به وجود آمد. این اتفاق اما حالا با حضور نسل جدید بازیگران تئاتر شکل درستی به خود گرفته است.

این نسلی که در حال حاضر از تئاتر وارد سینما شده‌اند شناخت خوبی از این حوزه دارند. فکر می‌کنم باید این راه ادامه پیدا کند تا کیفیت بازیگری حفظ شود و رابطه خوبی بین سینما و تئاتر ایجاد شود.

* علی سرابی به عنوان بازیگردان چقدر در انتخاب ترکیب فعلی بازیگران "دهلیز" دخیل بوده است؟


شعیبی: سرابی خیلی در انتخاب بازیگران با این پروژه همکاری نداشت البته مشاوره هایی در این ارتباط می داد. من خیلی به انتخاب بازیگران در پروژه اهمیت می دهم و بازیگرانی که انتخاب کردم پیش از این با آنها همکاری داشتم و به خوبی آنها را می شناختم.

* جناب چنگیزیان شما در این فیلم عضوی از خانواده مقتول بودید که پل ارتباطی با خانواده قاتل نیز بود. چقدر برای حضور در این نقش در معرض قضاوت قرار گرفتید؟


چنگیزیان: من اگر خودم را در شرایط خانواده مقتول تصور کنم تحمل از دست دادن یک عزیز برایم خیلی سخت است و حتی اینکه بخواهم طرف مقابل را ببخشم کار ساده‌ای نیست. اما مهم این است که فرد این امکان را برای خود به وجود آورد تا حرف طرف مقابل را گوش و شرایط او را درک کند. این موضوع می تواند در تصمیم گیری ما تاثیرگذار باشد. فیلم هم تاکید می کند که بهتر است حرفهای یکدیگر را گوش کنیم تا پی به دلایل هر واکنشی ببریم. شاید برای خودم خیلی سخت باشد اگر در چنین شرایطی قرار بگیرم. اما می‌توانم به حرف‌های طرف مقابل گوش دهیم تا در جریان وضعیت وی قرار بگیریم.

* سوالم درباره دو وجهی بودن نقشتان بود. چطور توانستید این تعادل را حفظ کنید؟


چنگیزیان: دوستی به من گفت چرا در این فیلم شما من را شگفت‌زده نکردید. پاسخش این بود که من دلیلی برای شگفت‌زده کردن مخاطب در این نقش نمی بینم. از طرف دیگر باید شخصیت این امکان را در اختیار بازیگر قرار دهد. اگر من قرار بود برای این نقش کارهای عجیب و غریب انجام بدهم دیگر این دو وجهی بودن نمایان نمی شد و حتی چیزهایی را از دست می دادیم. شاید حتی یک اکت اضافه باعث می شد این توازن از بین برود.



من اعتقادی به این موضوع ندارم که بازیگر در یک نقش هر کاری دوست دارد انجام دهد و تابع ویژگی‌های شخصیت نباشد. برخی معتقدند که اگر بازیگر کار عجیب و غریب جلوی دوربین نکند، پس بازیگر نیست. من با این تصور کاملا مخالفم. اینگونه بازیگران شخصیت را به گونه ای به تصویر می کشند که اضافه تر از فیلمنامه است. این نتیجه کار را خراب می کند.

* خانم عابدی شخصیت شما در " دهلیز" یک دیالوگ به یادماندنی دارد که باعث می شود که مخاطب با حس این خواهر که بردار خود را از دست داده است کاملا همراه شود و حتی همذات پنداری کند. شما به خانواده قاتل می گوید برادر من صبح از خانه رفته بیرون و دیگه برنگشته است.

عابدی: در ابتدا به نظر می رسد که این شخصیت بی‌رحم است و قاطع و سرسختانه ایستاده است تا شاهد قصاص باشد. گویا هیچ چیز برای او اهمیت ندارد ولی به مرور متوجه می‌شویم که اینطور نیست.

از نظر من این سکانس که شما اشاره کردید خیلی سخت بود. این شخصیت یک بیرون‌ریزی دارد و بالای سر مادر مریضش رفتار روان‌پریشانه می‌کند که این رفتار ناشی از سختی هایی است که کشیده و باری که پس از فوت برادر به دوش او افتاده است. او تمام این غم و ناراحتی و حالت روان پریشی که دارد کاملا با همان تک دیالوگ بیان می کند.

درباره شخصیت خواهر مقتول حتی صحبت کردن و تحلیل کردن هم سخت است. حتی در همان لحظه است که با بیان این دیالوگ و آن بیرون ریزی پس از 5 سال فکر می کند که شاید بتوان گذشت کرد باز هم پیچیده است. زمانی که فرد مشکل را می شناسد و آن را بیان می کند، قطعا 50 درصد راه را رفته است، این موضوع در روانشانسی نیز بیان شده است. شخصیت خواهر قصه نیز پس از این اتفاق تلاش می کند دیگر دخالتی نکند. حتی زمانی که فرزند خانواده صحبت می کند به نوعی تلاش می کند که خود را سرگرم کار دیگری کند تا شاهد این صحنه نباشد.

* شما چقدر در معرض قضاوت قرار گرفتید و آیا برای لحظه ای احساس کردید که ممکن است جای این شخصیت باشید و حالا باید تصمیم بگیرید؟

عابدی: من سعی کردم با همان روندی که این شخصیت را بازی می‌کردم او را باور کنم. در مرحله اول قضاوتم این بود که نوع برخورد وی کاملا درست است و سعی می کردم تحت تاثیر پاکی و معصومیت بچه قرار نگیرم. کم کم با این شخصیت جلو رفتم تا دچار همان برون‌ریزی شد و از همان لحظه به بعد فکر کردم که می شود به موضوع به شکل دیگری هم نگاه کرد. در نهایت قضاوتم این بود که بخشش به عفو کمک بیشتری می کند چرا که حال وی بهتر خواهد شد.



* چطور به این پایان‌بندی رسیدید که بار احساسی بسیار بالایی دارد. البته می‌شد پایان‌بندی بهتری داشت و انقدر شعاری نبود.

شعیبی : حقیقتا ما به پایان‌بندی‌های مختلفی فکر کردیم. اتود هم زدیم. اما در حال حاضر فکر می‌کنم بهترین پایان بندی از نظر فیلمنامه برای "دهلیز" همین پایان است که شما می بینید. اما در بخش اجرا قضاوت را برعهده مخاطبان می گذارم. من معتقدم که پایان بندی باید با احترام به مخاطب بسته شود.

* با توجه به کارنامه ای که شما در حوزه دستیاری در سینمای ایران دارید آیا فیلمنامه را کارگردانانی که شما تا کنون با آنها فعالیت کرده اید، خواندند؟


شعیبی: بله. کارگردانانی بودند که در مرحله فیلمنامه و تدوین من را کمک کردند. خانم رخشان بنی اعتماد و همایون اسعدیان.

* شما با کارگردانان شاخص سینمای ایران پیش از این همکاری داشتید. جای پای کدام یک از آنها در فیلم اولتان پررنگ تر دیده می شود؟


شعیبی: فریدون جیرانی، فرزاد موتمن و فردین صاحب الزمانی روی من تاثیر زیادی داشتند. البته همیشه مدیون سعید ابراهیمی‌فر هستم چراکه وی من را دستیار کرد.
انتشار یافته: 2
در انتظار بررسی:1
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
21:43 - 1392/06/23
به هر حال عطاران محشره ***
NETHERLANDS
08:10 - 1392/06/24
من کلا از فیلم های ایرانی خوشم نمیاد ولی این یکی رو به زور زنم رفتم.... و واقعا خوب بود.... هم فیلمنامه...هم کارگردانی و هم بازی بازیگران عالی بود
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج