در ستایش معمولی بودن؛ خط پایان، خبری نیست
درک غلط ما از ریشهها و سنتهای ایرانی و دینی که بخشی از آن به شیوه مدرن کردن کشور در تاریخ متاخر بازمی گردد باعث شد عادت کنیم به خود تحقیری و در نتیجه معمولی بودن به معنای حقیر بودن شد؛ و از آن سو، چنان درکی از «مدرن بودن و پیشرفت کردن» شکل گرفت که لازمه اش قربانی کردن خود زندگی بود.
امید جهانشاهی در عصرایران نوشت: خبر تلخ خودکشی خانم زهره فکور صبور، بازیگر سینما و تلویزیون، یادآور خودکشی خانم شیده لالمی انداخت؛ از روزنامه نگاران موفق و فعال حوزه اجتماعی.
او هم تقریباً همسال ایشان بود و همسری و فرزندی نداشت. و البته این دو به واسطۀ شغل و فعالیتشان شناختهشدهاند و مسلماً هستند خانمهایی که شرایط شان آدم را یاد خودکشی خانم فکور صبور میاندازد اما خبر خودکشیشان رسانهای نمیشود.
در کنار خبر خودکشی ایشان، فایل ویدیویی آخرین مصاحبۀ وی در رسانه های اجتماعی بازنشر شده که بسیار جای تأمل دارد.
در این فایل ویدیویی که مربوط به مصاحبه با برنامه تلویزیونی «زنده رود» در تاریخ ششم اسفند است، خانم فکور صبور در پاسخ به این سؤال که اگر به بیست و پنج سال پیش بازمیگشتید باز هم این مسیر را انتخاب میکردید، میگوید «خیلی صادقانه بگویم اگر عقل الآنم را داشتم، ازدواج میکردم و بچه هایم را بزرگ میکردم، شوهر میادم، زن می دادم، این کارها را میکردم. اگر هم روزی بچهدار شوم، نمیگذارم هیچ وقت وارد این حرفه بشود و ترجیح می دهم برگردد به یک زندگی عادی» و مجری در توصیف آن میگوید: «یه زندگی سنتی معمولی.»
شاید ریشه برخی فشارها که منجر به خودکشی می شود، دقیقا همین جا باشد.
ازدواج کردن و بچه دار شدن تعبیر میشود به زندگی «سنتی و معمولی» و در مقابل آن زندگی به اصطلاح «مدرن و موفق» قرار دارد که در آن «دیده شدن»، ملاک موفقیت است.
طبیعتاً وقتی جوانی در مواجهه با این ساختار کلیشای تقابل زندگی «سنتی و معمولی» در برابر زندگی «مدرن و موفق» قرار می گیرد میکوشد راهی بجوید و با هر قیمتی بجنگد برای ساختن یک زندگی «مدرن و موفق» که در این کلیشه جعلی، «سنتی و معمولی» بودن به معنای عقبافتاده و حقیر بودن است.
در سریال پایتخت نقی جملهای داشت که می گفت «چرا وقتی میخواهید بگویید چیزی بد است می گویید معمولی است. مگه معمولی بد است.» در سخن ساده نقی نکتهای مهم نهفته است.
در دوران پهلوی برای تسریع و تشدید فشار برای مدرن کردن کشور، روستایی را تحقیر کردیم با شخصیت صمد. روستایی را مضحکه ای دیدیم در مقابل کراواتیهای شیک پوش شهری. نه تنها این قصه نهادینه شد که به تصویر ایرانی در مقابل غربی هم سرایت کرد. به رویمان نقاب زدیم شاید شبیه از ما بهتران شویم. نشد. خودمان را هم گم کردیم.
از عباس کیارستمی پرسیدند چگونه هنرمند می تواند جهانی شود گفت وقتی واقعا ایرانی باشد (نقل به مضمون). یعنی وقتی بوی این خاک را بدهد و ریشه در این فرهنگ داشته باشد و از این خاک و ریشه و فرهنگ سخنی داشته باشد برای بشر. می خواهم پاسخش را اینگونه تفسیر کنم: وقتی معمولی باشد.
آدم معمولی، آدم ایرانی است. آدمی که در میان مردم زیسته، ایرانی زیسته، ایران را خوب شناخته و پیامی از روح ایرانی برای جهان دارد.
درک غلط ما از ریشه ها و سنتهای ایرانی و دینی که بخشی از آن به شیوه مدرن کردن کشور در تاریخ متاخر بازمی گردد باعث شد عادت کنیم به خود تحقیری و در نتیجه معمولی بودن به معنای حقیر بودن شد. و از آن سو، چنان درکی از «مدرن بودن و پیشرفت کردن» شکل گرفت که لازمه اش قربانی کردن خود زندگی بود.
مثلاً امروز هستند کسانی که فرزند دار شدن را مانعی برای «پیشرفت» می دانند.
نتیجه آن می شود که این گروه (البته محدود) تا در اوج جوانی اند می کوشند و میجنگند تا به اصطلاح بالا روند و تن به زنجیرهای دست و پا گیر «سنتی و معمولی» یعنی بچه دار شدن ندهند. برخی از این زوجها وقتی از چهل سالگی و پنجاه سالگی عبور می کنند به این نتیجه می رسند که هیچ پیشرفتی و قله ای و درخشیدنی جای خود زندگی را نمی گیرد و تا این حد نباید خودشان را فدای کار و پیشرفت می کردند.
دوستی تعریف می کرد پسرم را بردم نزد روانشناس و همه گلایهها که بازگفتم جواب گرفتم که کودکت طبیعی است. مشکل از خودت است. حالا که کودکی داری دیگر چاره ای نیست، سعی کن زندگی کنی: بازی کنی، رفیق باشی، بخندی. بستنی بخوری در پارک و با او بدوی. میل به تربیت کردن به خاطر بی میلی ات به زندگی است. زندگی کن تا باغبان باشی و بپروری، حوصله زندگی که نداشته باشی، به اره امر و نهی، نجاری می کنی. اما او رفتارت را می بیند و می فهمد، نه دستورت را و وقتی با او در ستیز می شوی قظعاً بازنده ای و مستاصل و چاره راه از روانشناس می جویی. چاره کار اما زندگی کردن است.
معنای زندگی کردن خیلی فلسفی و پیچیده نیست. در پارک کنار پیرمردی، به تماشای غوغای دعوا و دویدن بچه ها نشسته بودم. پیرمرد پوزخندی زد و نگاهی به من کرد؛ از آن نگاه های پخته که هر چیزی می شد در او ریخت. فکر کردم حوصله اش از مسابقه و جر زنی سر رفته اما حرفی داشت. گفت: اینها بچه اند، فکر می کنند اینجا زمین بازی است و شرایط شان یکی است که مسابقه گذاشته اند.
مسابقه شان توهم است اما آنها دعوا می گیرند و قهر می کنند. اگر می دانستند که شرایط شان برای دویدن یکی نیست می فهمیدند که اینجا جای مسابقه نیست. آن وقت تلاششان را می کردند که بهترین خودشان باشند اما بازی و شادی شان را فدای مسابقه نمی کردند چون خط پایان خبری نیست. آهی کشید و به تاکید تکرار کرد خط پایان خبری نیست.
*بعدالتحریر: البته در خبر دیگری اعلام شده «نخستین فردی که با جسد مواجه شده همسر او بوده؛ متوفا همسر دوم او بوده است» وهم او به قاضی جنایی گفته «همسرم به تنهایی در این آپارتمان - محل حادثه- زندگی میکرده است و آخرین تماس مربوط به یک روز قبل است.»
این گفته ها البته با آن مصاحبه قبلی نمی خواند هر چند میتوان تعابیر مختلف داشت اما در اصل موضوع این یادداشت تفاوتی ایجاد نمیکند که مرحومه «زندگی معمولی» نداشته و یادداشت دربارۀ «زندگی معمولی» است.
تبلیغات متنی
-
دو سناریوی محتمل دولت برای کالابرگ سال ۱۴۰۵
-
لبنیات دوباره گران شد
-
انتقاد سخنگوی وزارت امور خارجه از رفتارهای امارات
-
سوال یک خبرنگار از بقائی: چرا عقبنشینی نمیکنید؟
-
افزایش مبلغ کالابرگ به تعویق افتاد
-
خدمه کشتی توسکا امروز راهی ایران میشوند
-
پیام جدید آمریکا به اسرائیل درباره آتشبس
-
واکنش وزارت خارجه به عملیات آمریکا در تنگه هرمز
-
پست جدید ترامپ: همه برگهای برنده دست من است
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
یادداشت روزنامه ایران درباره علت افزایش قیمت خودرو
-
واکنش محمد مرندی به طرح تازه ترامپ در تنگه هرمز
-
مداحی محمدحسین پویانفر در چهلم شهیدان لاریجانی
-
گلایه راغب از کسانی که به او فحاشی کردهاند
-
سقف وام ودیعۀ مسکن ۳۳ درصد افزایش یافت
-
دو سناریوی محتمل دولت برای کالابرگ سال ۱۴۰۵
-
انتقاد سخنگوی وزارت امور خارجه از رفتارهای امارات
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
واکنش فرمانده قرارگاه خاتم به تحولات اخیر تنگه هرمز
-
بازگشت ناگهانی و پرحجم به موضوع حجاب مشکوک است
-
تصادف زنجیرهای در اتوبان قم - کاشان با ۲۷ مجروح
-
برشهایی از جشن قهرمانی دیشب اینتریها
-
ایران تصمیم تازه ترامپ درباره تنگه هرمز را تحمل میکند؟
-
خبر جدید آمریکا درباره کشتی ایرانی توقیف شده
-
مهدی رسولی، محمدرضا میری و ابراهیم دولتآبادی اعدام شدند
-
یک اصلاحطلب این روزها محبوب صداوسیما شده است
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
-
اقدام خودسرانه شهرداری تهران خبرساز شد
-
آقای تاج، خسته نباشی اما کسی حرفهایت را باور نکرد!
-
عکاس مشهور کافههای تهران، خانهنشین شد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
ینی مرحومه هوو بوده؟
باید به جای واژه معمولی بگن طبیعی تا آنرمال از نرمال توجیه بشه