وقتی موهایم بدون اجازه من را ترک کردند!
«روزهای اول، از دست موهایم دلخور بودم که بیاجازه منو ترک کردند؛ کمی که گذشت آنچنان دلتنگ رفتنشون بودم که التماس میکردم فقط ماهی یک بار رشد کنند و من کمی ببینم و شانه بزنم...»
شرق: «روزهای اول، از دست موهایم دلخور بودم که بیاجازه منو ترک کردند؛ کمی که گذشت آنچنان دلتنگ رفتنشون بودم که التماس میکردم فقط ماهی یک بار رشد کنند و من کمی ببینم و شانه بزنم...»

خیلی بچه بودم و در گیرودار امتحانهای ثلث سوم مدرسه، روی تخت دراز کشیده بودم و دلم میخواست کلا کتاب علوم را قورت بدم که یا یهو بره تو ذهنم یا کلا دیگه نبینمش. از روی عادت انگشتامو بردم لای موهام و یه تکونی از روی کلافگی بهشون دادم و وقتی انگشتامو از موهام جدا کردم صحنهای که دیدم باورکردنی نبود؛ یک مشت مو که به سر انگشتام گیر کرده بود. نمیدونم از شدت تعجب و ترس چند بار دیگه اون حرکت رو انجام داده بودم که وقتی پریدم جلوی آینه، تقریبا بیشتر موهام بین صفحات کتاب درسیم ریخته بود و روی سرم نبود.
نمیدونستم که در اون لحظه شرایط جدیدی در زندگی من آغاز شده که قرار بود امتحان سختی هم پیش رو داشته باشم بدون هیچ آمادگی یا تمرینی؛ دنیای قشنگ عروسکبازی و خالهبازیهایم با دخترهای همسنوسال فامیل یا همسایه به دکتررفتنهای مداوم و شروع درمانهای بینتیجه تبدیل شد و در آخر صدای دکتری که مثل زنگ قبل امتحان مدرسه تو گوشم پیچید که با اطمینان میگفت نام بیماری «آلوپسی» است و هیچ درمانی هم ندارد. آن روز، روزی بود که دوست داشتم آخرین روز زندگیم باشه. من آلوپسی رو غول بزرگی تجسم میکردم که یکباره تمام زندگی، سرنوشت و زیبایی منو جلوی چشمام بلعید و با لبخندی که شبیه به یک دهنکجی بود، قدرت خودش را با ضربه آخر به رخم کشید. روزی که یکباره دنیام تغییر کرد، از عالم نوجوانی و شیطنت فاصله گرفتم و زودتر از آن چه باید، بزرگ شدم.
در تمام این سالها دنیای من شبیه به دنیای هیچیک از اطرافیانم نبود. دختر شیطونی که همیشه برای حرفزدن جلوترین نیمکت کلاس رو انتخاب میکرد، حالا از ترس نگاههای عجیبوغریب دوستانش، از ترس کشیدهشدن مقنعهاش و دهها دلیل دیگر، عقبترین و گوشهترین جای ممکن را انتخاب میکرد. همه پر از سؤال بودن و خودم گیج و منگ از اتفاقی که برایم افتاده بود. هر روز گوشهگیرتر و منزویتر از قبل میشدم تا روزی که به مادر و پدرم گفتم دیگه نمیخوام برم مدرسه، دیگه نمیتونم سؤالها و نگاههای دیگران را تحمل کنم. اما کلماتشون به من قدرت داد و وجود امنشون تکیهگاهم شد تا برای ادامهدادن مثل تمام این سالها کمکم تمام تلاشم را میکردم تا شرایط جدید را بپذیرم، اما ناخواسته و بیگناه درگیر اتفاقی شده بودم که ظاهرا رهایی از آن غیر ممکن و البته بسیار دشوار بود.
با گذشت زمان، احساسات تلخ جای دوران خوش نوجوانی و مدرسه رو گرفت؛ روسری و پوستیژ جای خالی موها و من روز به روز دلم بیشتر برای منی که از خود واقعیم فاصله گرفته بود، تنگ میشد. تمام بچههای آلوپسی روزگار و احساسات غریبی را تجربه کردن که بین تمام ما مشترک بوده و فقط و فقط خودمون میتونیم درکش کنیم؛ احساساتی که هیچوقت نتونستیم حتی با نزدیکترین و عزیزترین آدمهای اطرافمون در میان بگذاریم که شاید اگر گاهی به چشمهایمان خیره میشدند، متوجه غمی بیانتها و بغضی میشدند که سعی میکردیم پشت لبخندهایمان مخفی کنیم.
روزهای اول، از دست موهایم دلخور بودم که بیاجازه منو ترک کردند؛ کمی که گذشت آنچنان دلتنگ رفتنشون بودم که التماس میکردم فقط ماهی یک بار رشد کنند و من کمی ببینم و شانه بزنم. دوباره برگردن و سالها بعد وقتی از بیبازگشت بودنشون مطمئن شدم، همیشه موقع دلتنگیها و ناراحتیهایم از زمین و زمان، باهاشون درددل میکردم و میگفتم اصلا خوب شد که رفتین، خوب شد که مثل مرغای مهاجر پرواز کردین به یه جای بهتر، به یه دنیای قشنگتر.
۲۸ سال از اون روز میگذره، از روزی که فرداش امتحان علوم داشتم و به نظرم سختترین امتحان اون دوره بود و با اتفاقی که افتاد، به آزمونی سختتر به قیمت کل زندگیم تبدیل شد. هیچوقت ناراحتی و غم زیاد خوردن را دوست نداشتم اما یک وقتایی شاید در خودم بدون این که کسی متوجه بشه، غمگینترین بودم. ولی از خدا به خاطر معجزه لبخند و صبری که به من آموخت، همیشه تشکر کردم که توانستم از تمام این سالها با همین دو کلمه گذر کنم که یاد بگیرم به دنیای بیرنگم رنگ ببخشم و به غول دهنکجی که همیشه همراهم بود، محبت کنم. گرچه اون گاهی ناغافل باز مشتهای گرهشدهش را نثارم میکرد.
ما بچههای آلوپسی پر از حرفیم، پر از دلتنگی، پر از انتظار اما شکر میکنیم که اگر به رسم و حکمت زندگی، بخشی از وجودمون رو بخشیدیم، آن بخش موهایمان بود و شکر میکنیم که همچنان میتوانیم ببینیم، بسازیم، قدم برداریم در کنار تمام نگاهها، انگها و سؤالها. قویبودن تنها انتخابی است که باید هر ثانیه برای ادامه زندگی تکرارش کنیم.
تبلیغات متنی
-
واکنش وزارت خارجه به عملیات آمریکا در تنگه هرمز
-
پست جدید ترامپ: همه برگهای برنده دست من است
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
یادداشت روزنامه ایران درباره علت افزایش قیمت خودرو
-
واکنش محمد مرندی به طرح تازه ترامپ در تنگه هرمز
-
مداحی محمدحسین پویانفر در چهلم شهیدان لاریجانی
-
گلایه راغب از کسانی که به او فحاشی کردهاند
-
سقف وام ودیعۀ مسکن ۳۳ درصد افزایش یافت
-
اطلاعات: دولت زیر بار یارانه کالایی و غیرنقدی نرود
-
احتمال افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان
-
میزان درآمد ایران از تنگه هرمز به روایت مهمان صداوسیما
-
واکنش فرمانده قرارگاه خاتم به تحولات اخیر تنگه هرمز
-
مرعشی: نه جنگ و نه صلح خطرناک است، صلح کنید!
-
بازگشت ناگهانی و پرحجم به موضوع حجاب مشکوک است
-
تصادف زنجیرهای در اتوبان قم - کاشان با ۲۷ مجروح
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
واکنش فرمانده قرارگاه خاتم به تحولات اخیر تنگه هرمز
-
بازگشت ناگهانی و پرحجم به موضوع حجاب مشکوک است
-
تصادف زنجیرهای در اتوبان قم - کاشان با ۲۷ مجروح
-
برشهایی از جشن قهرمانی دیشب اینتریها
-
ایران تصمیم تازه ترامپ درباره تنگه هرمز را تحمل میکند؟
-
خبر جدید آمریکا درباره کشتی ایرانی توقیف شده
-
مهدی رسولی، محمدرضا میری و ابراهیم دولتآبادی اعدام شدند
-
یک اصلاحطلب این روزها محبوب صداوسیما شده است
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
خبرگزاری فارس: آمریکا شروط خود را تعدیل کرد
-
حمله حزبالله به خودروی حامل فرماندهان اسرائیل
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
مجری فاکسنیوز سلاح جدید انتحاری ایران را معرفی کرد
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
-
اقدام خودسرانه شهرداری تهران خبرساز شد
-
آقای تاج، خسته نباشی اما کسی حرفهایت را باور نکرد!
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
حرص و تمع نداشته باش دستتم از رو بوق بردار هیچیت نمیشه