سرگذشت غمانگیز دختر ۸ سالهای که زیر شکنجههای ناپدری جان باخت
دختر خردسال که از سوی پدرش مورد شکنجه قرار گرفته بود بعد از چند روز بستری در بیمارستان، تسلیم مرگ شد.
روزنامه همشهری: دختر خردسال که از سوی پدرش مورد شکنجه قرار گرفته بود بعد از چند روز بستری در بیمارستان، تسلیم مرگ شد.
تحقیقات درباره مرگ دلخراش دختری ۸ساله در کرج نشان میدهد که او از سوی ناپدریاش مورد شکنجه و کودکآزاری قرار گرفته است. این دختر خردسال چند روز پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحات وارده جانش را از دست داد و اعضای بدنش به بیماران نیازمند اهدا شد.
به گزارش همشهری، روز دوم خردادماه امسال دختری ۸ساله به نام متینا به بیمارستانی در صفادشت کرج منتقل شد. روی بدن او آثار متعدد کبودی و زخم به چشم میخورد اما علت اصلی انتقالش به بیمارستان ضربهای بود که به سرش وارد شده بود. پزشکان بعد از بررسی شرایط دختربچه اعلام کردند که او باید به بیمارستان دیگری منتقل شود و در این شرایط او از کرج به بیمارستان رسول اکرم(ص) منتقل شد. معاینههای تخصصی نشان میداد که ضربه شدیدی به جمجمه کودک وارد شده است. سطح هوشیاری او پایین و جانش در خطر بود. هرچند آثار متعدد ضرب و جرح و حتی شکستگی پا مشخص بود اما تلاش کادر پزشکی روی برطرفکردن ضایعه مغزی و نجات جان او متمرکز بود. تلاشهای کادر درمان برای نجات دختربچه حدود یک هفته طول کشید تا اینکه سرانجام با کاهش سطح هوشیاری، او دچار مرگ مغزی شد و در شرایطی که پدر متینا چندماه قبل فوت شده، مادرش رضایت داد تا اعضای بدن او به بیماران نیازمند اهدا شود. در این شرایط بود که اعضای بدن متینا کوچولو ازجمله قلب او به چندین بیمار نیازمند زندگی دوبارهای بخشید.
با وجود اهدای اعضای بدن دختر ۸ساله به بیماران نیازمند اما آثار متعدد ضرب و جرح بر بدن نحیف او حساسیت مسئولان بیمارستان را برانگیخت. چراکه مشخص بود که او در خانه مورد ضرب و شتم و کودکآزاری قرار گرفته است. تحقیقات درباره خانواده او نشان میداد که مادر متینا از چند سال قبل از شوهرش جدا شده و با مرد دیگری ازدواج کرده است. فرزندان او که متینا ۸ساله و دختر ۱۰ساله دیگری بودند تا ۸ماه قبل نزد پدرشان در یکی از شهرستانها زندگی میکردند اما با فوت او مادر بچهها حضانت بچهها را بر عهده گرفته بود. بررسیها نشان میداد که این زن از شوهر دوم خودش نیز صاحب فرزند دیگری شده که حدود یک سال و نیم دارد. همسایهها بارها صدای درگیری وکتک خوردن متینا را از خانه شنیده بودند و معلوم بود که دختر ۸ساله در ۸ماه آخر زندگیاش که نزد مادر و ناپدری زندگی میکرد شرایط سختی داشته است. در این شرایط بود که پای پلیس به میان کشیده و ناپدری سنگدل بازداشت شد.
عموی متینا با وجود اینکه در یکی از شهرستانها زندگی میکند اما پیگیر پرونده قتل برادرزادهاش است. او به همشهری میگوید: چند سال قبل برادرم از همسرش جدا شد. پس از مرگ او، مدتی من سرپرست بچهها بودم تا اینکه مادر بچهها شکایت کرد و حضانت آنها را گرفت. بعد از آن ما مدام از بچهها خبر میگرفتیم و حالشان را میپرسیدیم. همیشه میگفتند حالمان خوب است و مشکلی نداریم. غافل از اینکه بچهها زیر دست ناپدری زندگی سختی دارند و بهخصوص متینا مدام کتک میخورد.
او در ادامه میگوید: چند روز قبل از حادثه مبلغی پول بهحساب بچهها واریز کردم و تماس گرفتم که حالشان را بپرسم اما همسر سابق برادرم تماسهایم را جواب نمیداد و چند روز بیخبر بودیم تا اینکه او گفت متینا بیمار است. نمیدانستم که چه اتفاقی افتاده تا اینکه چند روز بعد از طریق مادربزرگ مادری متینا فهمیدم که ناپدریاش او را کتک زده و دختربچه به خاطر همین کتکها جانش را از دست داده است. وقتی از همسایههای آنها تحقیق کردیم همه میگفتند که بیشتر اوقات صدای گریه و ضجههای متینا را میشنیدند و بارها دیده بودند که او از طرف ناپدریاش کتک میخورد.
او درباره پیگیریهای قضایی انجام شده میگوید: پدرم (پدربزرگ متینا) فوت شده اما مادرم شکایت کرده و امیدوارم خون برادرزادهام پایمال نشود.
از سوی دیگر مادربزرگ مادری متینا نیز در گفتوگو با همشهری ناگفتههای زیادی را از زندگی تلخ دختر و نوهاش بیان کرد. او گفت: بعد از فوت دامادم دخترم حضانت بچهها را گرفت. او شوهر کرده و یک دختر چند ماهه داشت. چون در چند سال گذشته متینا مادرش را ندیده بود مدام گریه میکرد و میگفت تو مادر من نیستی و... یکبار هم جلوی چشمان من ناپدری متینا به او سیلی محکمی زد و او را از دو طرف سر گرفت و از زمین بلند کرد. نوه بزرگترم به او میگفت بابا اما متینا حاضر نبود به او بابا بگوید و میگفت عمو. او ادامه میدهد: من خبر نداشتم که چه اتفاقی افتاده است. یک نفر از بیمارستان با من تماس گرفت و گفت نوهتان اینجا بستری است. وقتی خودم را به آنجا رساندم دیدم که سرتاسر بدن بچه کبود است. حتی یک پایش هم شکسته بود و فهمیدم که ناپدری متینا او را کتک زده است. معلوم نبود که او کجاست که ظاهرا دخترم تماس گرفته و گفته بود بچه خوب شده و بیا او را به خانه ببریم که از این طریق پلیس توانست او را دستگیر کند. مادربزرگ متینا در ادامه میگوید: نوهام در این ۸ماهی که در خانه دخترم و ناپدریاش بود زجر زیادی کشید و آخر هم زیر کتکهای ناپدری جانش را از دست داد. با اینکه به من گفتهاند در این پرونده سمتی ندارم اما من پیگیرم تا قاتل نوهام مجازات شود. از طرفی نوه دیگرم که ۱۰سال دارد با دخترم است و نمیخواهم که او به سرنوشت خواهر ۸سالهاش دچار شود. براساس این گزارش درحالیکه هنوز گزارش تکمیلی پزشکی قانونی ارائه نشده، ناپدری متینا در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات در اینباره ادامه دارد.
تبلیغات متنی
-
گلایه راغب از کسانی که به او فحاشی کردهاند
-
سقف وام ودیعۀ مسکن ۳۳ درصد افزایش یافت
-
اطلاعات: دولت زیر بار یارانه کالایی و غیرنقدی نرود
-
احتمال افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان
-
میزان درآمد ایران از تنگه هرمز به روایت مهمان صداوسیما
-
واکنش فرمانده قرارگاه خاتم به تحولات اخیر تنگه هرمز
-
مرعشی: نه جنگ و نه صلح خطرناک است، صلح کنید!
-
بازگشت ناگهانی و پرحجم به موضوع حجاب مشکوک است
-
تصادف زنجیرهای در اتوبان قم - کاشان با ۲۷ مجروح
-
طرح آبفای تهران برای کنترل مصرف آب در تابستان امسال
-
برشهایی از جشن قهرمانی دیشب اینتریها
-
پیشنمایش موفق رئالیها قبل الکلاسیکو و با دلبری وینیسیوس
-
ایران تصمیم تازه ترامپ درباره تنگه هرمز را تحمل میکند؟
-
خبر جدید درباره جزئیات بیمه بیکاری کارگران
-
توئیت جدید صدراعظم آلمان علیه ایران
-
واکنش فرمانده قرارگاه خاتم به تحولات اخیر تنگه هرمز
-
بازگشت ناگهانی و پرحجم به موضوع حجاب مشکوک است
-
تصادف زنجیرهای در اتوبان قم - کاشان با ۲۷ مجروح
-
برشهایی از جشن قهرمانی دیشب اینتریها
-
ایران تصمیم تازه ترامپ درباره تنگه هرمز را تحمل میکند؟
-
خبر جدید آمریکا درباره کشتی ایرانی توقیف شده
-
مهدی رسولی، محمدرضا میری و ابراهیم دولتآبادی اعدام شدند
-
یک اصلاحطلب این روزها محبوب صداوسیما شده است
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
خبرگزاری فارس: آمریکا شروط خود را تعدیل کرد
-
حمله حزبالله به خودروی حامل فرماندهان اسرائیل
-
چندین محموله سلاح وارد فرودگاه «بنگوریون» شد
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
مجری فاکسنیوز سلاح جدید انتحاری ایران را معرفی کرد
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
-
اقدام خودسرانه شهرداری تهران خبرساز شد
-
آقای تاج، خسته نباشی اما کسی حرفهایت را باور نکرد!
-
عکاس مشهور کافههای تهران، خانهنشین شد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
اون همسایه های بی احساس چرا وقتی صدای ضجه های این بچه را می شنیدن چرا عکس العملی نشان ندادن. مردمم بد شدن وبی تفاوت
همسایه همون موقع یه کاری میکردین برای این بچه بیگناه
کاش اون همسایه های بی دین زنگ میزدن123