۳۰ کبوتر زندگی زن میانسال را تباه کرد
مرد میانسال که همسرش را مانعی برای رسیدگی به ۳۰ کبوتر گران قیمتش می دانست با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد.
مرد میانسال که همسرش را مانعی برای رسیدگی به ۳۰ کبوتر گران قیمتش می دانست با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد.
زوج میانسالی که مدام با یک دیگر مشاجره می کردند مقابل قاضی دادگاه خانواده نشسته بودند که با درخواست قاضی سکوت کردند. مرد میانسال به کاشیهای کف دادگاه خیره شده بود.
قاضی از آنها خواست تا علت حضورشان را توضیح دهند
زن میانسال بلافاصله شروع به صحبت کرد و گفت: ۲۵ سال قبل درست زمانی که دختری ۲۰ ساله بودم مادر محسن من را خواستگاری کرد من که اصلا علاقه ای به ازدواج نداشتم مخالفت کردم اما مادرم که در یک مراسم مذهبی با مادر محسن آشنا شده بود بدون آنکه شناختی از آنها داشته باشد برای آمدنشان به خواستگاری ام اصرار می کرد من که علت آن همه اصرار مادرم را درک نمی کردم بالاخره برای آمدنشان موافقت کردم.
مراسم خواستگاری انجام شد اما همچنان بر مخالفت خود پافشاری کردم تا موفق شدم آنها را منصرف کنم. یک ماه از این موضوع گذشت تا اینکه یک روز بر حسب اتفاق در مسیر بازگشت به خانه با محسن روبه رو شدم و مکالمه کوتاهی بین ما صورت گرفت.
بعد از آن ملاقات احساس می کردم نظرم رفته رفته نسبت به او تغییر کرد. تا اینکه در یکی از مراسمها که به همراه مادرم رفته بودم به درخواست مجدد مادر محسن پاسخ مثبت دادم.
بالاخره مراسم خواستگاری برگزار شد و من با ۳۰۰ هزار تومان پول نقد به عنوان مهریه به عقد دائم محسن در آمدم. اما وقتی برای اولین بار به خانه مادر همسرم رفتم با صحنه عجیبی روبه رو شدم.
همسرم قفسی بزرگ در پشت بام خانه شان داشت که بیش از ۳۰ کبوتر در آن زندگی می کردند. من که به شدت از حیوانات متنفر بودم از همسرم خواستم تا هرچه زودتر تمامی آنها را آزاد کند که به یکباره با برخورد تند و خشن او روبه رو شدم. از تعجب و ترس زبانم بند آمده بود که همسرم به سویم آمد و گفت:
قیمت این کبوترها بسیار زیاد است و آنها حیوانات با ارزشی هستند و باید از این به بعد این نکته را برای همیشه به خاطر داشته باشی که این پرندگان نیمی از وجود من است و از این پس باید همانند چشمانت از آنها نگهداری کنی. در آن لحضه تنها چیزی که به ذهنم رسید سکوت بود.
مدتی از این ماجرا گذشت اما نه همسرم حاضر به دوری از کبوترهایش بود و نه من قادر به پذیرش آنها در زندگیمان بودم. من که تصور می کردم پس از نقل مکان به خانه خودمان هر دو کمی از این حیوانات دور خواهیم شد تحمل برایم آسانتر می شد. اما غافل ازآنکه همسرم برای انتقال آنها به خانه مشترکمان نقشه ها کشیده است و با درست کردن قفسی بزرگ در پشت بام خانه آنها را به آنجا انتقال داد.
هر چه تلاش می کردم که سرهمسرم را به موضوع دیگر گرم کنم تا شاید آنها را فراموش و یا توجه اش نسبت به آنها کم شود بی فایده بود. محسن از همه چیز می گذشت تا پرندگانش در رفاه باشند حتی آرامش آنها از آرامش من در زندگی اش مهمتر بود.
زن میانسال آهی کشید و گفت: حالا سالها از آن روز می گذرد اما هیچ چیز تغییر نکرده است حتی دخترمان هم نتوانست برای همسرم جای پرندگانش را پر کند ضمن اینکه همسرم دیگر سر کار نمی رود و تمام طول روز را با پرندگانش سرگرم است و مدام آنها را برای مسابقات و شرط بندیهای بزرگ آماده می کند. آقای قاضی من دیگر نمی توانم این وضعیت را تحمل کنم و می خواهم از محسن جدا شوم تا او راحت تر بتواند به پرندگانش رسیدگی کند.
مرد میانسال هم در ادامه گفت: من هم دیگر از بهانه گیریهای شهین -همسرم- خسته شدم و دلم می خواهد در سالهای باقی مانده زندگی ام با پرندگانم تنها زندگی کنم بنابراین طبق توافقی که با همسرم داشتم حاضرم تمام حق و حقوق این چند سال زندگی مشترک را به او بپردازم و از او جدا شوم.
قاضی پس از شنیدن اظهارات زوج میانسال و بنا به توافق آنها حکم طلاق را صادر کرد.
منبع: مهر
زوج میانسالی که مدام با یک دیگر مشاجره می کردند مقابل قاضی دادگاه خانواده نشسته بودند که با درخواست قاضی سکوت کردند. مرد میانسال به کاشیهای کف دادگاه خیره شده بود.
قاضی از آنها خواست تا علت حضورشان را توضیح دهند
زن میانسال بلافاصله شروع به صحبت کرد و گفت: ۲۵ سال قبل درست زمانی که دختری ۲۰ ساله بودم مادر محسن من را خواستگاری کرد من که اصلا علاقه ای به ازدواج نداشتم مخالفت کردم اما مادرم که در یک مراسم مذهبی با مادر محسن آشنا شده بود بدون آنکه شناختی از آنها داشته باشد برای آمدنشان به خواستگاری ام اصرار می کرد من که علت آن همه اصرار مادرم را درک نمی کردم بالاخره برای آمدنشان موافقت کردم.
مراسم خواستگاری انجام شد اما همچنان بر مخالفت خود پافشاری کردم تا موفق شدم آنها را منصرف کنم. یک ماه از این موضوع گذشت تا اینکه یک روز بر حسب اتفاق در مسیر بازگشت به خانه با محسن روبه رو شدم و مکالمه کوتاهی بین ما صورت گرفت.
بعد از آن ملاقات احساس می کردم نظرم رفته رفته نسبت به او تغییر کرد. تا اینکه در یکی از مراسمها که به همراه مادرم رفته بودم به درخواست مجدد مادر محسن پاسخ مثبت دادم.
بالاخره مراسم خواستگاری برگزار شد و من با ۳۰۰ هزار تومان پول نقد به عنوان مهریه به عقد دائم محسن در آمدم. اما وقتی برای اولین بار به خانه مادر همسرم رفتم با صحنه عجیبی روبه رو شدم.
همسرم قفسی بزرگ در پشت بام خانه شان داشت که بیش از ۳۰ کبوتر در آن زندگی می کردند. من که به شدت از حیوانات متنفر بودم از همسرم خواستم تا هرچه زودتر تمامی آنها را آزاد کند که به یکباره با برخورد تند و خشن او روبه رو شدم. از تعجب و ترس زبانم بند آمده بود که همسرم به سویم آمد و گفت:
قیمت این کبوترها بسیار زیاد است و آنها حیوانات با ارزشی هستند و باید از این به بعد این نکته را برای همیشه به خاطر داشته باشی که این پرندگان نیمی از وجود من است و از این پس باید همانند چشمانت از آنها نگهداری کنی. در آن لحضه تنها چیزی که به ذهنم رسید سکوت بود.
مدتی از این ماجرا گذشت اما نه همسرم حاضر به دوری از کبوترهایش بود و نه من قادر به پذیرش آنها در زندگیمان بودم. من که تصور می کردم پس از نقل مکان به خانه خودمان هر دو کمی از این حیوانات دور خواهیم شد تحمل برایم آسانتر می شد. اما غافل ازآنکه همسرم برای انتقال آنها به خانه مشترکمان نقشه ها کشیده است و با درست کردن قفسی بزرگ در پشت بام خانه آنها را به آنجا انتقال داد.
هر چه تلاش می کردم که سرهمسرم را به موضوع دیگر گرم کنم تا شاید آنها را فراموش و یا توجه اش نسبت به آنها کم شود بی فایده بود. محسن از همه چیز می گذشت تا پرندگانش در رفاه باشند حتی آرامش آنها از آرامش من در زندگی اش مهمتر بود.
زن میانسال آهی کشید و گفت: حالا سالها از آن روز می گذرد اما هیچ چیز تغییر نکرده است حتی دخترمان هم نتوانست برای همسرم جای پرندگانش را پر کند ضمن اینکه همسرم دیگر سر کار نمی رود و تمام طول روز را با پرندگانش سرگرم است و مدام آنها را برای مسابقات و شرط بندیهای بزرگ آماده می کند. آقای قاضی من دیگر نمی توانم این وضعیت را تحمل کنم و می خواهم از محسن جدا شوم تا او راحت تر بتواند به پرندگانش رسیدگی کند.
مرد میانسال هم در ادامه گفت: من هم دیگر از بهانه گیریهای شهین -همسرم- خسته شدم و دلم می خواهد در سالهای باقی مانده زندگی ام با پرندگانم تنها زندگی کنم بنابراین طبق توافقی که با همسرم داشتم حاضرم تمام حق و حقوق این چند سال زندگی مشترک را به او بپردازم و از او جدا شوم.
قاضی پس از شنیدن اظهارات زوج میانسال و بنا به توافق آنها حکم طلاق را صادر کرد.
منبع: مهر
باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir
تبلیغات متنی
-
مداخله دختر جوان در درگیری فیزیکی وسط جاده!
-
شمسآذر پیشنهاد سنگین زنوزی را نپذیرفت!
-
پیشنهاد جدید و جالب دانشمندان برای پیشگیری از آلزایمر
-
واکنش یحیی گلمحمدی به وقایع اخیر کشور
-
شریعتمداری: سفیران اروپایی را اخراج کنید
-
اقدام عجیب صداوسیما درباره کنفرانس خبری عراقچی
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
چرا در زمستان بیشتر گرسنه میشویم؟
-
درخواست سنتکام از سپاه درباره رزمایش تنگه هرمز
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
این ارز دیجیتال از فهرست ۱۰ دارایی بزرگ خارج شد
-
گوترش: سازمان ملل در خطر فروپاشی قرار دارد
-
بازیگر زن مشهور درگذشت
-
انتشار اسناد جدید از ردپای ترامپ در پروندۀ اپستین
-
واکنش یحیی گلمحمدی به وقایع اخیر کشور
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
درخواست سنتکام از سپاه درباره رزمایش تنگه هرمز
-
پیشبینی درباره زمان حمله احتمالی ترامپ به ایران
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
برای فردا سقوط سنگین طلا پیشبینی شد!
-
پیام فوری نماینده رهبر انقلاب درباره شرایط جنگ
-
رقم قرارداد خرید جدید پرسپولیس فاش شد
-
۹ نکته و یک جمعبندی درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است
-
ژیلا صادقی پیچ اینستاگرامش را بست!
-
پاسخ ترامپ به تکرار سناریوی ونزوئلا در ایران
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

ارسال نظر