یک شغل غیرمجاز که در بحبوحه جنگ رونق گرفت
هنوز غبار جنگ بهطور کامل فرو ننشسته بود که صدای کلنگها بر خاک، بلند شد.
روزنامه پیام ما: هنوز غبار جنگ بهطور کامل فرو ننشسته بود که صدای کلنگها بر خاک، بلند شد. در روزهایی که کشور درگیر بحران و نااطمینانی بود، برخی سودجویان از همین آشفتگی بهعنوان فرصتی برای حفاریهای غیرمجاز و جستوجوی گنج استفاده کردند. اکنون در دوران آتشبس، نشانههای این سوءاستفاده، به شکل زخمهایی عمیق بر پیکر محوطههای تاریخی خود را نشان میدهد.

در نخستین روزهای آرامش نسبی پس از جنگ، وقتی زندگی آهستهآهسته به ریتم معمول خود بازمیگردد، برخی نشانهها از بحرانهایی حکایت دارند که در سکوت شکل گرفتهاند. در میان آنها، حفاریهای غیرمجاز برای یافتن گنج، یکی از نگرانکنندهترین خبرهایی است که در حوزه میراثفرهنگی منتشر شد.
روایتها از استان فارس آغاز میشود. جایی که سیاوش آریا، پژوهشگر و کنشگر میراثفرهنگی استان فارس، پس از بازدیدهای میدانی از چندین شهرستان، تصویری نگرانکننده از وضعیت محوطههای تاریخی ارائه کرده است. او از گسترش کندوکاوهای غیرمجاز در مناطقی چون فیروزآباد، فراشبند، داراب، نورآباد و رستم سخن میگوید. حفاریهایی که به گفته او، در دوران جنگ شدت گرفته و در روزهای آتشبس نیز ادامه یافته است.
در قصر ابونصر شیراز، یکی از شاخصترین نمونهها، این تخریبها بهوضوح قابل مشاهده است. حفرههایی که در گذشته سطحی و محدود بودند، اکنون به شکافهایی عمیق تبدیل شدهاند. این تغییر، صرفاً یک دگرگونی فیزیکی نیست، بلکه نشانهای از تداوم و گسترش فعالیت حفارانی است که در خلأ نظارت، فرصت بیشتری برای پیشروی یافتهاند.خلأیی که در بحران شکل گرفت
در روزهای جنگ، تمرکز اصلی نهادهای اجرایی و نظارتی بر مدیریت بحرانهای فوری بود. از تأمین امنیت گرفته تا رسیدگی به پیامدهای انسانی و اقتصادی. در چنین شرایطی، حفاظت از میراث فرهنگی، ناگزیر به حاشیه رانده شد. این جابهجایی اولویتها، اگرچه قابل درک بود، اما پیامدهایی بهدنبال داشت که اکنون در حال آشکار شدن است.
حفاریهای غیرمجاز، برخلاف تصور رایج، فعالیتهایی لحظهای نیستند. این اقدامات معمولاً بهصورت مستمر و در بازههای زمانی طولانی انجام میشوند. بنابراین، حتی یک دوره کوتاه از کاهش نظارت، میتواند به تخریبهایی عمیق و گسترده منجر شود.
اکنون، در روزهای آتشبس، اگرچه هنوز شاهد آتشبس شکننده بر فضای کشور هستیم. اما شرایط نسبت به حمله ۴۰ روزه بهبود یافته است. اما آثار آن خلأ نظارتی در حال بیرون آمدن از زیر خاک است. برخی از محوطههای تاریخی، بدون آنکه فرصتی برای ترمیم یا حتی ارزیابی دقیق داشته باشند، با زخمهایی تازه مواجهاند.
رویافروشی با کلیدواژه گنج
در پس این حفاریها، یک روایت قدرتمند اما نادرست قرار دارد. روایت «گنج». مفهومی که سالهاست در ذهن بخشی از جامعه، بهعنوان یک امکان واقعی و دستیافتنی به ثروت بادآورده شکل گرفته است.
در سالهای اخیر، این روایت بیشازپیش تقویت شده بهویژه با گسترش فضای مجازی. محتوایی که در آن، از کشف اشیای ارزشمند سخن گفته میشود، روشهای شناسایی محل گنج آموزش داده میشود و ابزارهایی مانند فلزیابها بهعنوان راهحل معرفی میشوند. این محتواها، اغلب بدون پشتوانه علمی و با هدف فروش کالا یا کلاهبرداری تولید میشوند.
در واقعیت، آنچه در محوطههای تاریخی وجود دارد، نه گنج به معنای عامهپسند آن، بلکه لایههایی از دادههای تاریخی است. این لایهها، تنها در چارچوب کاوشهای علمی و با روشهای دقیق باستانشناسی قابل مطالعه هستند. هرگونه حفاری غیرمجاز، این ساختارها را بهطور کامل نابود میکند.
بهاینترتیب، جویندگان گنج، در پی چیزی هستند که در اغلب موارد وجود خارجی ندارد، اما در این مسیر، چیزی را از بین میبرند که کاملاً واقعی و غیرقابلجایگزین است.
الگوی مشترک در نقاط مختلف
گزارشهای منتشرشده از دیگر استانها نیز، این روند را تأیید میکند. در خراسان رضوی، نیروهای انتظامی در بخش رضویه مشهد، دو نفر را به اتهام حفاری غیرمجاز دستگیر کردند. در بازرسی از خودروی آنها، تجهیزات کامل از جمله دستگاههای گنجیاب کشف شد. نشانهای از آنکه این فعالیتها، در برخی موارد با برنامهریزی و استفاده از ابزارهای تخصصی انجام میشود.
در جنوب استان کرمان نیز، گزارشهایی – هرچند غیررسمی – از حفاری در محدوده کنارصندل و حتی درگیری میان حفاران و نیروهای حفاظت میراثفرهنگی منتشر شده است. اگر این گزارشها تأیید شود، نشاندهنده عبور این پدیده از یک تخلف ساده به سطحی از تنش و تقابل است.
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی ایلام روز گذشته (۲۵ فروردین) از دستگیری چهار حفار غیرمجاز آثار تاریخی در حاشیه شهر ایلام خبر داد. فرزاد شریفی گفته بر اساس گزارش مردمی چهار حفار غیرمجاز آثار تاریخی که نیمهشب در حومه شهر ایلام در حال حفاری بودند، با واکنش سریع دستگاههای مسئول متوقف شدند. او تصریح کرد: از حفاران ابزار و ادوات کامل حفاری از جمله موتوربرق، پیکور، بیل، کلنگ، طناب و لوازم جانبی کشف و ضبط شد.
از اندیمشک هم خبر میرسد که اعضای یک گروه حفاری غیرمجاز که باهدف کشف اشیای تاریخی، اقدام به تخریب سازههای باستانی در بخش الوار گرمسیری شهرستان اندیمشک میکردند، دستگیر شدند. اقدام این افراد که باهدف یافتن اشیای تاریخی صورت گرفت، خساراتی را به سازههای باستانی منطقه وارد کرد.
فرمانده یگان حفاظت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان کرمان هم در ۲۲ فروردین از کشف و ضبط دستگاه فلزیاب در شهرستانهای بردسیر و رابر در استان کرمان و دستگیری ۲ متهم در این زمینه خبر داد.
این نمونهها، در کنار روایتهای میدانی از فارس تا ایلام و کرمان، یک الگوی مشترک را نشان میدهند. گسترش حفاریهای غیرمجاز در شرایطی که نظارت کاهش یافته و انگیزههای اقتصادی و روانی افزایش پیدا کرده است.
تلاش برای ایستادن در برابر تخریب
در سالهای گذشته، جامعه باستانشناسی و نهادهای مرتبط، تلاشهایی را برای مقابله با این پدیده آغاز کردهاند. در نشست خبری پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری در مرداد ۱۴۰۴، مصطفی دهپهلوان، رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، از تشکیل کارگروه «مبارزه با گنجیابی» خبر داد. کارگروهی متشکل از استادان دانشگاه، مأموران حفاظت و پژوهشگران که هدف آن، ایجاد محدودیت برای حفاریهای غیرقانونی است.
این اقدام، با حمایت نهادهای علمی نیز همراه شد. جامعه باستانشناسی ایران و انجمن علمی باستانشناسی کشور، با صدور بیانیهای، از تشکیل این کارگروه حمایت کردند و بر ضرورت همکاری میان نهادهای مختلف برای مقابله با این پدیده تأکید کردند.
این تلاشها، نشاندهنده آن است که در سطح تخصصی، مسئله بهدرستی شناسایی شده است. بااینحال، شرایط بحرانی مانند جنگ، میتواند کارایی این سازوکارها را کاهش دهد و نیاز به بازنگری و تقویت آنها را برجستهتر کند.
میراثی که بیصدا از دست میرود
ویژگی تلخ تخریب میراثفرهنگی، این است که اغلب در سکوت رخ میدهد. برخلاف بسیاری از بحرانها، این تخریبها بهندرت به موضوعی عمومی تبدیل میشوند و توجه گستردهای را جلب نمیکنند
هر حفاری غیرمجاز، در واقع حذف بخشی از تاریخ است. اطلاعاتی که درباره شیوه زندگی، ساختارهای اجتماعی، باورها و حتی فناوریهای گذشته در دل این محوطهها نهفته است، با هر ضربه کلنگ از بین میرود.
این ازدسترفتن، نهتنها غیرقابلجبران است، بلکه اغلب حتی ثبت هم نمیشود. بسیاری از محوطهها، پیش از آنکه بهطور علمی بررسی شوند، در اثر حفاریهای غیرمجاز تخریب میشوند و دادههای آنها برای همیشه از دست میرود. در این میان، محوطههای شناختهشدهتر، بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند. زیرا بیش از همه در معرض شایعات و روایتهای مربوط به وجود گنج هستند.
میان اقتصاد و خیال
نمیتوان از نقش شرایط اقتصادی در شکلگیری این پدیده غافل شد. جنگ، با خود فشارهای اقتصادی به همراه میآورد. کاهش فرصتهای شغلی، افزایش هزینهها و نااطمینانی نسبت به آینده. در چنین فضایی، ایده یافتن یک گنج و تغییر ناگهانی وضعیت مالی، برای برخی افراد جذاب میشود.
این مسئله، نشان میدهد که گنجیابی، تنها یک تخلف فرهنگی نیست، بلکه ریشههایی در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی دارد. بدون توجه به این ابعاد، هرگونه برخورد صرفاً انتظامی، نمیتواند بهتنهایی راهحل مؤثری باشد.
از سوی دیگر، فضای مجازی نیز به این روند دامن زده است. محتوای گستردهای که درباره یافتن گنج منتشر میشود، نهتنها این تصور را تقویت میکند، بلکه در بسیاری موارد، افراد را به سمت هزینههای مالی و تصمیمهای پرخطر سوق میدهد.
در روزهایی که کشور در حال عبور از بحران جنگ است، توجه به این بحرانهای پنهان اهمیت بیشتری پیدا میکند. حفاریهای غیرمجاز برای یافتن گنج، شاید در نگاه اول مسئلهای حاشیهای به نظر برسد، اما در واقع، تهدیدی جدی برای هویت تاریخی و فرهنگی کشور است.زخمهایی که در این روزها بر پیکر محوطههای تاریخی وارد شده، بهسادگی ترمیم نخواهد شد. این زخمها، یادآور آن است که در هر بحران، آنچه در حاشیه قرار میگیرد، لزوماً کماهمیت نیست. گاه، همان حاشیهها هستند که آینده را شکل میدهند.
ارسال نظر