جزییات تازه از تجاوز پسرخالهها در میدان تره بار
تحقیق از دو پسرخاله که دختر جوانی را در سولهای در میدان میوهوترهبار مورد تجاوز قرار داده بودند، ابعاد تازهای از جنایتهای آنها را فاش کرد.
تحقیق از دو پسرخاله که دختر جوانی را در سولهای در میدان میوهوترهبار مورد تجاوز قرار داده بودند، ابعاد تازهای از جنایتهای آنها را فاش کرد، تاکنون دو دختر دیگر با مراجعه به دادسرای جنایی تهران علیه متهمان شکایت کردهاند.
نخستین شکایت علیه متهمان روز ۲۳آذر توسط دختری ۲۹ساله به نام کبری مطرح شد. این دختر که در شرکتی در خیابان ولیعصر کار میکرد بعد از خروج از دفتر شرکت مورد حمله یک سارق قرار گرفت.
او دقایقی بعد با چشمانی گریان سوار یک پراید شد که به جز راننده یک مسافر مرد نیز در آن بود. دو مرد درباره علت گریستن این دختر سوالاتی کردند و در حین گفتوگو راننده از مسیر منحرف شد. وقتی کبری به این موضوع اعتراض کرد، مرد مسافر با چاقو به تهدید وی پرداخت.
دو مرد سپس این دختر را به سولهای در یک میدان میوهوترهبار بردند و مورد تجاوز قرار دادند.
دو متهم ۲۲ و ۲۳ساله که پیمان و نقی نام دارند و با هم پسرخاله هستند، در جریان تحقیقات پلیسی دستگیر شدند و مشخص شد هر دو از کارگران همان میدان میوه و ترهبار هستند. این دو در بازجوییها به جرمشان اعتراف کردند.
در حالیکه تحقیق از این دو ادامه داشت، دختر ۲۰سالهای به نام پروانه نیز به دادسرای جنایی رفت و علیه آنها شکایت کرد. او گفت: «روز ۱۹آذر در میدان راهآهن برای رفتن به خانهام در نازیآباد سوار یک پراید شدم که دو مرد در آن بودند.
راننده بعد از طی مسافتی تغییر مسیر داد و وقتی به این موضوع اعتراض کردم، مردی که بهعنوان مسافر در صندلی جلو نشسته بود به من حمله و مرا تهدید کرد. آن دو به سولهای در میدان میوهو ترهبار رفتند و در آنجا مرا مورد تجاوز قرار دادند.»
بعد از طرح این شکایت، دختر ۱۹سالهای به نام پریسا نیز به دادسرای جنایی تهران رفت و دو متهم را بهعنوان ربایندگانش شناسایی کرد. او که توانسته بود از چنگ دو پسرخاله فرار کند، ماجرا را اینطور شرح داد: «من در یک شرکت در نازیآباد حسابدار هستم. روز ۲۵آذر وقتی از محل کارم بیرون آمدم به مقصد میدان توحید سوار یک پراید شدم اما در نزدیکی بزرگراه نواب راننده به سمت بهشت زهرا(س) تغییر مسیر داد.
من به این موضوع اعتراض کردم و مرد مسافر به طرفم حمله کرد. او سرم را زیر صندلی فروبرد در همان حین توانستم مخفیانه با مادرم تماس بگیرم، اما آن مرد موضوع را فهمید و گوشی موبایلم را از من گرفت.
آنها سپس من را به یک سوله در میدان میوه و تره بار بردند، اما در آنجا با دو مرد درگیر شدم و در لحظهای که یکی از آنها برای بستن دست و پایم از سوله بیرون رفت تا چسب بیاورد با لباسهای پاره فرار کردم و از مرد دیگری که آن نزدیکی بود، کمک خواستم و توانستم خودم را نجات بدهم.»
در حال حاضر دو متهم در بازداشت هستند و تحقیقات از آنها همچنان ادامه دارد.
منبع: شرق
نخستین شکایت علیه متهمان روز ۲۳آذر توسط دختری ۲۹ساله به نام کبری مطرح شد. این دختر که در شرکتی در خیابان ولیعصر کار میکرد بعد از خروج از دفتر شرکت مورد حمله یک سارق قرار گرفت.
او دقایقی بعد با چشمانی گریان سوار یک پراید شد که به جز راننده یک مسافر مرد نیز در آن بود. دو مرد درباره علت گریستن این دختر سوالاتی کردند و در حین گفتوگو راننده از مسیر منحرف شد. وقتی کبری به این موضوع اعتراض کرد، مرد مسافر با چاقو به تهدید وی پرداخت.
دو مرد سپس این دختر را به سولهای در یک میدان میوهوترهبار بردند و مورد تجاوز قرار دادند.
دو متهم ۲۲ و ۲۳ساله که پیمان و نقی نام دارند و با هم پسرخاله هستند، در جریان تحقیقات پلیسی دستگیر شدند و مشخص شد هر دو از کارگران همان میدان میوه و ترهبار هستند. این دو در بازجوییها به جرمشان اعتراف کردند.
در حالیکه تحقیق از این دو ادامه داشت، دختر ۲۰سالهای به نام پروانه نیز به دادسرای جنایی رفت و علیه آنها شکایت کرد. او گفت: «روز ۱۹آذر در میدان راهآهن برای رفتن به خانهام در نازیآباد سوار یک پراید شدم که دو مرد در آن بودند.
راننده بعد از طی مسافتی تغییر مسیر داد و وقتی به این موضوع اعتراض کردم، مردی که بهعنوان مسافر در صندلی جلو نشسته بود به من حمله و مرا تهدید کرد. آن دو به سولهای در میدان میوهو ترهبار رفتند و در آنجا مرا مورد تجاوز قرار دادند.»
بعد از طرح این شکایت، دختر ۱۹سالهای به نام پریسا نیز به دادسرای جنایی تهران رفت و دو متهم را بهعنوان ربایندگانش شناسایی کرد. او که توانسته بود از چنگ دو پسرخاله فرار کند، ماجرا را اینطور شرح داد: «من در یک شرکت در نازیآباد حسابدار هستم. روز ۲۵آذر وقتی از محل کارم بیرون آمدم به مقصد میدان توحید سوار یک پراید شدم اما در نزدیکی بزرگراه نواب راننده به سمت بهشت زهرا(س) تغییر مسیر داد.
من به این موضوع اعتراض کردم و مرد مسافر به طرفم حمله کرد. او سرم را زیر صندلی فروبرد در همان حین توانستم مخفیانه با مادرم تماس بگیرم، اما آن مرد موضوع را فهمید و گوشی موبایلم را از من گرفت.
آنها سپس من را به یک سوله در میدان میوه و تره بار بردند، اما در آنجا با دو مرد درگیر شدم و در لحظهای که یکی از آنها برای بستن دست و پایم از سوله بیرون رفت تا چسب بیاورد با لباسهای پاره فرار کردم و از مرد دیگری که آن نزدیکی بود، کمک خواستم و توانستم خودم را نجات بدهم.»
در حال حاضر دو متهم در بازداشت هستند و تحقیقات از آنها همچنان ادامه دارد.
منبع: شرق
باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir
تبلیغات متنی
-
تصاویر تازهای که سنتکام از ناو لینکلن منتشر کرد
-
پیروزی سخت استقلال مقابل تیم ده نفره شمسآذر
-
ترامپ: فکر میکنم جایم در بهشت باشد!
-
آقای پزشکیان، حتی کرباسچی هم از مذاکره خسته شد!
-
ترامپ ادعای خود را برای هزارمین بار تکرار کرد!
-
ترانه مشهور ابی در این قالی دلبر پیادهسازی شد
-
مصاحبه جنجالی گلشیفته فراهانی درباره حمله به ایران
-
واکنش تند محسن رضایی به خواستههای موشکی آمریکا
-
قهرمان ایران مقابل حریف آمریکایی ضربه فنی شد!
-
رسانه نزدیک به سپاه خواستار مذاکره مستقیم شد
-
ادعای تازه نیویورکتایمز درباره تغییر محل مذاکرات
-
استایل خاص بازیگر دونگیی در مراسم پایانی این سریال
-
فروش گوشت در بازار ایران چِکی شد!
-
چین درباره اسرائیل محدودیت وضع کرد
-
درآمد میلیاردی پرسپولیس در لیگ بدون تماشاگر!
-
تصاویر تازهای که سنتکام از ناو لینکلن منتشر کرد
-
پیروزی سخت استقلال مقابل تیم ده نفره شمسآذر
-
ترامپ ادعای خود را برای هزارمین بار تکرار کرد!
-
رسانه نزدیک به سپاه خواستار مذاکره مستقیم شد
-
ادعای تازه نیویورکتایمز درباره تغییر محل مذاکرات
-
فروش گوشت در بازار ایران چِکی شد!
-
علی قلهکی: یکی از درخواستهای آمریکا برای ایران ناموسیست!
-
پرسش معنادار زیدآبادی از پزشکیان درباره مذاکرات
-
مورد بحثبرانگیز در مصاحبه گلشیفته با فرانسویها!
-
حمله یک رسانه به بازیگر پایتخت در حمایت از مهدویان
-
نطق تازه و خبرساز صدراعظم آلمان علیه ایران
-
جزئیات بسته پیشنهادی سران منطقه به ایران و آمریکا
-
شکل نهایی مذاکرات ایران و آمریکا مشخص شد
-
پیشنهاد تازه اردوغان برای مذاکرات ایران و آمریکا
-
ایران با اشکهای مرد سال فوتسال آسیا، فینالیست شد
-
جشن نیمهشعبان توسط یک مرجع تقلید لغو شد
-
پیغام صحرا اسداللهی به مردم درباره جشنواره فجر
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
بازیگر سریال سوجان عزادار شد
-
الناز ملک: برای احترام به یکی از جانباختگان در جشنواره حاضر شدم!
-
صداوسیما گزارش شهر موشکی سپاه را پخش نکرد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
مشاور فرمانده سپاه: آمریکا از شروطش عقبنشینی کرد
-
امیر جدیدی: عزادارم، در جشنواره فجر شرکت نمیکنم
-
قیمت طلا و دلار ناگهان بالا رفت
-
واکنش شهرداری تهران به سوختن بازارچه جنتآباد
-
حضور پلنگ در حیاط خانه یک روستایی
-
فریدونشهر اصفهان زیر بارش برف دفن شد
-
و ناگهان مذاکره میان ایران و آمریکا کلا لغو شد
-
علی شمخانی خبر داد: جنگ حتمی است
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
چه دنیای بد و کثیفی شده
خدایا فقط به خودت پناه میاریم
همه منتظرند تا جنایتی رخ بده و بعد پیگیری کنند ،
کسی پیدا میشه اینگونه خلافها رو ریشه یابی کنه و راه حلی پیش روی مردم بذاره ؟؟
خدایا! پس کی جلوشونو میگیره....
چقد بد....
بایداعدام شوندتادرس عبرت باشد
زنان و دخترهاي عزيز چرا سوار خودروهاي شخصي مي شويد كه اين بلاها بر سرتان بيايد.متاسفانه انسانهاي حيوان صفت در جامعه وجود دارند شما رعايت كنيد
واقعا که جای تاسف داره.....
دیگه به هیچ کس نمی شه اعتماد کرد.
به دختران جوان که شاغل هستند توصیه می کنم که به هیچ وجه سوار ماشین شخصی نشوند. حتی اگر مجبور باشند پیاده به منزل بروند.