برای آتش نشان فداکار بجنوردی
هنوز خلعت آخرت آتشنشان تهرانی نمناک بود که آتشنشان دیگری از جان مایه گذاشت و با تقدیم زندگی خود انسانی را از مرگ نجات داد؛ البته این آتشنشان، نه در حین مأموریت، که صدها کیلومتر دورتر از محل خدمت خود و در ایام مرخصیاش بود.
روزنامه ایران: هنوز خلعت آخرت آتشنشان تهرانی نمناک بود که آتشنشان دیگری از جان مایه گذاشت و با تقدیم زندگی خود انسانی را از مرگ نجات داد؛ البته این آتشنشان، نه در حین مأموریت، که صدها کیلومتر دورتر از محل خدمت خود و در ایام مرخصیاش بود.
او نتوانست مصداق شعر «آی آدمها»ی نیما باشد و بی تفاوت از کنار جان کندن انسان دیگری بگذرد.«محمد نامی»، آتشنشان ۳۵ ساله بجنوردی وقتی به همراه خانواده برای استراحت و استفاده از مرخصی چند روزهاش به شمال کشور سفر کرده بود، در ساحل بابلسر با دیدن مرد سالخوردهای که در میان آب دریا با مرگ دست و پنجه نرم میکرده، دل به امواج میزند و مقابل دیدگان همسر و فرزندانش با نجات این مرد، خود تسلیم مرگ میشود.
فداکاری آتشنشان وظیفهشناس که در زمان مرخصی جلوهای از فداکاری را به نمایش گذاشت این روزها بازتاب خاصی در فضای مجازی پیدا کرده و حتی با رأی بسیار بالا، به عنوان قهرمان هفته از سوی مردم انتخاب شده است.
احسان یزدانی برادر همسر این آتشنشان که از نزدیک شاهد تلاش و تقدیم جان او بوده، درباره این حادثه گفت: ما در شهر «راز» زندگی میکنیم و محمد سال ۸۲ با خواهرم ازدواج کرد وحاصل ازدواج آنها دو پسر ۱۰ و ۴ ساله به نامهای فرهاد و فرهود است. محمد انگار کمک کردن به دیگران را وظیفهای میدانست که برایش قسم خورده! در هر شرایطی چنانچه متوجه گرفتاری اطرافیان میشد تا آنجایی که میتوانست به او کمک میکرد و با همین روحیه هم بود که به دنبال شغل آتشنشانی رفت و خیلی تلاش کرد تا بتواند در آتشنشانی استخدام شود. عاشق کارش بود و میگفت، شما تصورش را هم نمیتوانید بکنید که چه لذتی دارد رهانیدن انسانی از مخمصه! میگفت، شیرینترین لحظه زندگی هر کسی زمانی است که بتواند به یک انسان گرفتار کمک کند. خلاصه با این در و آن در زدنهای بسیار، به استخدام آتشنشانی درآمد و مدتی در آتشنشانی شهرستان راز فعالیت میکرد تا اینکه ۴ سال پیش به بجنورد رفت و در ایستگاههای مختلف آتشنشانی این شهر به عنوان راننده خودروی آتشنشانی مشغول خدمت شد.
پس از مدتی نیز به دلیل علاقهای که به حضور در عملیات امداد و نجات و اطفای حریق داشت بهعضویت تیمهای عملیاتی درآمد.
او ادامه داد: روز دوشنبه هفته گذشته محمد از ما و باجناقش دعوت کرد تا همراه آنها برای سفر به بابلسر برویم. دو روز از اقامت ما در این شهر ساحلی گذشته بود و ساعت ۱۴ تصمیم گرفتیم به کنار ساحل در پارکینگ ۳ بابلسر برویم. همه کنار ساحل نشسته بودیم و محمد توپی را در دست گرفت و به دریا رفت. او از باجناقش خواست تا برای توپ بازی وارد آب شود. من و خواهرم و فرهاد شاهد بازی آنها بودیم. چند دقیقه بعد ناگهان محمد متوجه مرد سالخوردهای شد که در فاصله ۱۰ متریاش در حال دست و پا زدن بود. رمقی برای این مرد باقی نمانده بود و با صدای ضعیفی درخواست کمک میکرد. محمد بلافاصله با فریاد و تکان دادن دستهایش از ما خواست تا بلافاصله به غریق نجاتهایی که کنار ساحل بودند اطلاع بدهیم و خودش هم برای نجات این پیرمرد به سمت او رفت.
همه نگران شده بودیم ولی از آنجایی که محمد یک آتشنشان بود میدانستیم که او از پس این کار بر خواهد آمد. محمد نزدیک آن مرد شد و این در حالی بود که او برای نجات جان خود محمد را محکم گرفته بود و به همین دلیل هر دو چند بار زیر آب رفتند. محمد با انرژی که در بدنش مانده بود او را به طرف ساحل کشاند و دو غریق نجات که سوار بر جتاسکی به آنها نزدیک شده بودند این پیرمرد را از آب بیرون کشیدند. غریق نجاتها همچنین باجناق محمد را نیز که چند متری با او فاصله داشت از آب بیرون کشیدند؛ متأسفانه آنها تصور میکردند که دیگر کسی در آب باقی نمانده است، درحالی که محمد بهدلیل خستگی مفرط نتوانسته بود به شنا ادامه بدهد و مقابل دیدگان بسیاری زیر آب رفت. لحظه بسیار تلخی بود و با التماس از غریق نجاتها خواستیم تا او را نجات بدهند. چند قایق به محلی که محمد غرق شده بود رفتند و باوجود انداختن تور موفق نشدند او را پیدا کنند. پیکر محمد ساعتها زیر آّب بود تا اینکه صبح روز بعد پیکر او روی آب آمد و روز شنبه او را در شهرستان راز به خاک سپردیم. محمد با وجود آنکه در مأموریت نبود اما با ایثار و فداکاری جان خود را برای نجات یک انسان دیگر فدا کرد و درس بزرگی به همه داد.
محسن محمدی آتشنشان ایستگاه ۴ شهر بجنورد و همکار و رفیق محمد نارمی با بیان اینکه او لیاقت این را داشت که در راه نجات یک انسان جان خودش را فدا کند، گفت: او ۴ سال قبل به آتشنشانی بجنورد آمد و با وجود آنکه راننده خودروی آتشنشانی و کنترل آّب بود و وظیفهای نداشت که در عملیاتها شرکت کند اما همیشه در اطفای حریق و امداد و نجاتها شرکت میکرد و میگفت نمیتواند بیتفاوت باشد.
این اواخر با درخواست از فرمانده آتشنشانی رده خدمتی خود را پایین آورد تا بتواند در عملیاتها به عنوان یک آتشنشان حضور داشته باشد و میگفت راننده بودن باعث میشود دست و پای من در عملیاتها بسته باشد. بسیار روحیه ایثارگری داشت و اگر کسی را گرفتار میدید نمیتوانست بیتفاوت از کنار آن عبور کند. مرگ عادی برای او کم بود و همیشه دوست داشت در زمان عملیات و هنگام نجات یک انسان دیگر جان بدهد. حضور مردم شهر بجنورد و راز در مراسم تشییع پیکرش بهترین قدردانی بود که مردم از او به پاس ایثار و فداکاریهایش به عمل آوردند.
او نتوانست مصداق شعر «آی آدمها»ی نیما باشد و بی تفاوت از کنار جان کندن انسان دیگری بگذرد.«محمد نامی»، آتشنشان ۳۵ ساله بجنوردی وقتی به همراه خانواده برای استراحت و استفاده از مرخصی چند روزهاش به شمال کشور سفر کرده بود، در ساحل بابلسر با دیدن مرد سالخوردهای که در میان آب دریا با مرگ دست و پنجه نرم میکرده، دل به امواج میزند و مقابل دیدگان همسر و فرزندانش با نجات این مرد، خود تسلیم مرگ میشود.
فداکاری آتشنشان وظیفهشناس که در زمان مرخصی جلوهای از فداکاری را به نمایش گذاشت این روزها بازتاب خاصی در فضای مجازی پیدا کرده و حتی با رأی بسیار بالا، به عنوان قهرمان هفته از سوی مردم انتخاب شده است.
احسان یزدانی برادر همسر این آتشنشان که از نزدیک شاهد تلاش و تقدیم جان او بوده، درباره این حادثه گفت: ما در شهر «راز» زندگی میکنیم و محمد سال ۸۲ با خواهرم ازدواج کرد وحاصل ازدواج آنها دو پسر ۱۰ و ۴ ساله به نامهای فرهاد و فرهود است. محمد انگار کمک کردن به دیگران را وظیفهای میدانست که برایش قسم خورده! در هر شرایطی چنانچه متوجه گرفتاری اطرافیان میشد تا آنجایی که میتوانست به او کمک میکرد و با همین روحیه هم بود که به دنبال شغل آتشنشانی رفت و خیلی تلاش کرد تا بتواند در آتشنشانی استخدام شود. عاشق کارش بود و میگفت، شما تصورش را هم نمیتوانید بکنید که چه لذتی دارد رهانیدن انسانی از مخمصه! میگفت، شیرینترین لحظه زندگی هر کسی زمانی است که بتواند به یک انسان گرفتار کمک کند. خلاصه با این در و آن در زدنهای بسیار، به استخدام آتشنشانی درآمد و مدتی در آتشنشانی شهرستان راز فعالیت میکرد تا اینکه ۴ سال پیش به بجنورد رفت و در ایستگاههای مختلف آتشنشانی این شهر به عنوان راننده خودروی آتشنشانی مشغول خدمت شد.
پس از مدتی نیز به دلیل علاقهای که به حضور در عملیات امداد و نجات و اطفای حریق داشت بهعضویت تیمهای عملیاتی درآمد.
او ادامه داد: روز دوشنبه هفته گذشته محمد از ما و باجناقش دعوت کرد تا همراه آنها برای سفر به بابلسر برویم. دو روز از اقامت ما در این شهر ساحلی گذشته بود و ساعت ۱۴ تصمیم گرفتیم به کنار ساحل در پارکینگ ۳ بابلسر برویم. همه کنار ساحل نشسته بودیم و محمد توپی را در دست گرفت و به دریا رفت. او از باجناقش خواست تا برای توپ بازی وارد آب شود. من و خواهرم و فرهاد شاهد بازی آنها بودیم. چند دقیقه بعد ناگهان محمد متوجه مرد سالخوردهای شد که در فاصله ۱۰ متریاش در حال دست و پا زدن بود. رمقی برای این مرد باقی نمانده بود و با صدای ضعیفی درخواست کمک میکرد. محمد بلافاصله با فریاد و تکان دادن دستهایش از ما خواست تا بلافاصله به غریق نجاتهایی که کنار ساحل بودند اطلاع بدهیم و خودش هم برای نجات این پیرمرد به سمت او رفت.
همه نگران شده بودیم ولی از آنجایی که محمد یک آتشنشان بود میدانستیم که او از پس این کار بر خواهد آمد. محمد نزدیک آن مرد شد و این در حالی بود که او برای نجات جان خود محمد را محکم گرفته بود و به همین دلیل هر دو چند بار زیر آب رفتند. محمد با انرژی که در بدنش مانده بود او را به طرف ساحل کشاند و دو غریق نجات که سوار بر جتاسکی به آنها نزدیک شده بودند این پیرمرد را از آب بیرون کشیدند. غریق نجاتها همچنین باجناق محمد را نیز که چند متری با او فاصله داشت از آب بیرون کشیدند؛ متأسفانه آنها تصور میکردند که دیگر کسی در آب باقی نمانده است، درحالی که محمد بهدلیل خستگی مفرط نتوانسته بود به شنا ادامه بدهد و مقابل دیدگان بسیاری زیر آب رفت. لحظه بسیار تلخی بود و با التماس از غریق نجاتها خواستیم تا او را نجات بدهند. چند قایق به محلی که محمد غرق شده بود رفتند و باوجود انداختن تور موفق نشدند او را پیدا کنند. پیکر محمد ساعتها زیر آّب بود تا اینکه صبح روز بعد پیکر او روی آب آمد و روز شنبه او را در شهرستان راز به خاک سپردیم. محمد با وجود آنکه در مأموریت نبود اما با ایثار و فداکاری جان خود را برای نجات یک انسان دیگر فدا کرد و درس بزرگی به همه داد.
محسن محمدی آتشنشان ایستگاه ۴ شهر بجنورد و همکار و رفیق محمد نارمی با بیان اینکه او لیاقت این را داشت که در راه نجات یک انسان جان خودش را فدا کند، گفت: او ۴ سال قبل به آتشنشانی بجنورد آمد و با وجود آنکه راننده خودروی آتشنشانی و کنترل آّب بود و وظیفهای نداشت که در عملیاتها شرکت کند اما همیشه در اطفای حریق و امداد و نجاتها شرکت میکرد و میگفت نمیتواند بیتفاوت باشد.
این اواخر با درخواست از فرمانده آتشنشانی رده خدمتی خود را پایین آورد تا بتواند در عملیاتها به عنوان یک آتشنشان حضور داشته باشد و میگفت راننده بودن باعث میشود دست و پای من در عملیاتها بسته باشد. بسیار روحیه ایثارگری داشت و اگر کسی را گرفتار میدید نمیتوانست بیتفاوت از کنار آن عبور کند. مرگ عادی برای او کم بود و همیشه دوست داشت در زمان عملیات و هنگام نجات یک انسان دیگر جان بدهد. حضور مردم شهر بجنورد و راز در مراسم تشییع پیکرش بهترین قدردانی بود که مردم از او به پاس ایثار و فداکاریهایش به عمل آوردند.
تبلیغات متنی
-
وقتی فضای مجازی نداریم، شورایعالیفضایمجازی میخواهیم چکار؟
-
ایران تمام سفرای عضو اتحادیه اروپا را احضار کرد
-
بابک زنجانی کارزار مبارزه با فساد راه انداخت!
-
لحظه فرو رفتن پمپبنزین در یک شکاف ۱۵ متری
-
بورس کانال ۴ میلیونی را فتح کرد
-
محدودیتهای ترافیکی آخر هفته اعلام شد
-
پاسخ جالب و کوتاه وزارت خارجه به نگرانیها درباره جنگ
-
خانم الناز ملک، میدانستی فحش میخوری، خب نمیرفتی!
-
یک نماینده: زنان باید موتورسواری را فقط با مربی زن یاد بگیرند
-
واکنش علی ضیا به توهین زننده مجری صداوسیما
-
واکنش وزارت خارجه به احتمال گفتگوی پزشکیان و ترامپ
-
جرایم مالیاتی بخشیده میشود، اما فقط با یک شرط
-
هزینه زندگی در ایران، عربستان و امارات یکسان شد!
-
صداوسیما، اهداف ایران در جنگ احتمالی را لو داد
-
خبر واریز کالابرگ ماه رمضان تکذیب شد
-
ایران تمام سفرای عضو اتحادیه اروپا را احضار کرد
-
بابک زنجانی کارزار مبارزه با فساد راه انداخت!
-
محدودیتهای ترافیکی آخر هفته اعلام شد
-
خانم الناز ملک، میدانستی فحش میخوری، خب نمیرفتی!
-
هزینه زندگی در ایران، عربستان و امارات یکسان شد!
-
صداوسیما، اهداف ایران در جنگ احتمالی را لو داد
-
خبر واریز کالابرگ ماه رمضان تکذیب شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
لودگی دو مجری شبکه سه روی آنتن زنده خبرساز شد
-
مجری مسئلهساز شبکه افق عذرخواهی کرد
-
تمرین اسرائیل با شبیهسازی سقوط موشکهای ایرانی
-
طلا باز هم به شدت سقوط کرد
-
رئیس قوه قضاییه: زمان پهلوی مردم تحقیر شدند
-
اعلام جرم دادستانی علیه مدیر ارشد صداوسیما
-
توصیه مهناز افشار به بازیگرانی که سودای سیمرغ دارند!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
-
حضور بازیگر پرحاشیه در جشنواره فجر به چشم آمد
-
اندونگ نه؛ بمب پرسپولیس یک استقلالی دیگر است
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
ان شالله خداوند درجات عالی و متعالی برای ایشان در نظر بگیرند وبه خانواده ایشان صبر جمیل عطا فرمایند.
خدا بیامرزه این آدم وظیفه شناس رو.
اما من روی صحبتم با اون غریق نجات هاست .چرا باید خودشون توی آب نرن و طور بیاندازند .کسی که بیحالی شده باشه قدرت طور گرفتنم نداره .دقیقا همین داستان چند روز پیش در مورد همشهریان ما تو قزوین شد و غریق نجات داخل آب نشده بود و طور انداخته بود و اون آقا نیز جان خودشو از دست داده بود.