از تحصیل در انگلیس تا دزدی در تهران!
یک زن ایرانی که تحصیلکرده دانشگاه انگلیس است وقتی دردام اعتیاد گرفتار شد به تهران برگشت و پا در دنیای مجرمان گذاشت.
همشهری : یک زن ایرانی که تحصیلکرده دانشگاه انگلیس است وقتی دردام اعتیاد گرفتار شد به تهران برگشت و پا در دنیای مجرمان گذاشت.
نخستین برگ این پرونده زمانی ورق خورد که چندی قبل زن جوانی به دادسرای شمیرانات رفت و خبر از سرقت در مهمانی دوستانه داد. وی به بازپرس پرونده گفت: چند روز پیش برای دختر کوچکم جشن تولد گرفته و همه دوستانم را به مهمانی دعوت کرده بودم. وی ادامه داد:
بعد از رفتن مهمانها متوجه شدم که حلقه طلایم را که روی میز اتاقم گذاشته بودم و ۸۰۰هزار تومانی که برای تولد دخترم، دوستانم به وی هدیه داده بودند، به سرقت رفته است. پولها داخل پاکت روی اپن آشپزخانه بود که بعد از رفتن مهمانها متوجه سرقت شدم. آنچه مسلم است دزد یکی از دوستانم است اما به هیچ کدام از آنها مشکوک نیستم چون سالهاست که همه آنها را میشناسم. بعد از شکایت این زن، چند نفر از مظنونان این پرونده به دادسرا احضار شدند اما همه آنها خود را بیگناه دانستند این در حالی بود که مدارک و شواهدی نیز درخصوص سارق بودن هیچکدام از آنها بهدست نیامد.
جیببری زن شیک پوش
درحالیکه تحقیقات درخصوص پرونده سرقت در مهمانی خانوادگی ادامه داشت رهگذران چندی پیش در یکی از امامزادههای تهران صدای فریادهای زنی را شنیدند که مرتب میگفت دزد، دزد. او درحالیکه دستان زن شیکپوشی را گرفته بود و اجازه نمیداد او فرار کند از مردم خواست تا با پلیس تماس بگیرند. لحظاتی بعد با حضور ماموران، زن شیکپوش دستگیر شد و به اداره پلیس انتقال یافت. در آنجا شاکی به مأموران گفت:
من برای زیارت به امامزاده رفته بودم که زن شیک پوش به سمت من آمد و مدعی شد که از شهرستان به تهران آمده و در جست و جوی یک کار مناسب است. او به این بهانه سر صحبت را با من باز کرد و در یک لحظه متوجه شدم که دستش در جیب من است و قصد سرقت دارد.
من هم همانجا فریاد زدم دزد، دزد و مانع فرارش شدم و از مردم خواستم پلیس را خبر کنند. بعد از اظهارات این زن، کارآگاهان به بازجویی از زن شیک پوش پرداختند. او خود را بیگناه دانست و گفت: این زن مرا اشتباه گرفته است. من به سرویس بهداشتی امامزاده رفته بودم که در آنجا مانتوام با شخص دیگری عوض شد و من مجبور شدم روپوش زن دیگری را بپوشم برای همین شاکی احتمالا مرا با او اشتباه گرفته است. ماموران وقتی با اظهارات ضدونقیض وی روبهرو شدند به تحقیقات خود ادامه دادند تا اینکه با چند شکایت مشابه دیگر روبهرو شدند که نشان میداد یک زن جیببر با شناسایی طعمههای خود در امامزاده دست به جیببری و سرقت اموالشان میزده است.
با این اطلاعات زن شیکپوش مجددا تحت بازجویی قرار گرفت تا اینکه سرانجام به جیببریهای سریالی در امامزاده اعتراف کرد. این در حالی بود که در تحقیقات بیشتر مشخص شد این زن ۳۵ساله سارق مهمانی دوستانه بوده که در جشن تولد در فرصتی مناسب دست به سرقت هدیهها و حلقه طلای دوستش زده بود.
شیشه، زندگیام را تباه کرد
زن ۳۵ساله سالها پیش برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در آنجا مدرک فوق لیسانس زبان ایتالیایی گرفت اما وقتی در دام شیشه گرفتار شد زندگیاش سیاه شد. او در همین مدت کوتاهی که به تهران برگشته کلکسیونی از سرقتهای مختلف را در پرونده خود به ثبت رسانده است. وی در گفتوگو با خبرنگار همشهری از جیببریهای سریالی تا سرقت در مهمانی دوستانه و انگیزه خود درخصوص تبهکاریهایش میگوید.
این همه سال در اروپا درس خواندی؛ پس چرا به جای پیدا کردن یک کار مناسب پا در دنیای دزدی گذاشتی؟
فکرش هم برایم سخت است. وقتی فکر میکنم میبینم که اعتیاد به شیشه، همه آرزوهایم را گرفت و زندگیام را تباه کرد.
چند وقت است که شیشه مصرف میکنی؟
یک سال پیش وقتی درسم تمام شد و به تهران برگشتم برای نخستین بار با یکی از دوستانم شیشه کشیدیم و از آن روز به بعد معتاد شدم. در آن روزها بهخاطر زندگی درغربت به بیماری افسردگی مبتلا شده بودم و یکی از دلایلی که باعث شد دردام مواد گرفتم شوم همین بیماریام بود.
بعد از آن بود که دست به سرقت زدی؟
نخستین سرقت را در جشن تولد دختر یکی از دوستانم انجام دادم. در آن زمان به تازگی معتاد شده بودم. وقتی به اتاق دوستم رفتم و چشمم به حلقه طلا افتاد وسوسه سرقت به جانم افتاد، برای همین آن را برداشتم. در پایان مهمانی نیز وقتی دیدم پولها (کادوی تولد) را داخل پاکت گذاشته در یک لحظه به سمت آن رفتم و بدون اینکه کسی متوجه شود پاکت را برداشتم. وقتی دوستم متوجه شد که من به سرقت اعتراف کردهام باورش نمیشد. باید بگویم که خودم هم باورم نمیشود .چهکسی فکر میکند یک زن تحصیلکرده دست به سرقت بزند. من فقط بهخاطر تأمین هزینه مواد مجبور شدم سرقت کنم.
چرا سعی نکردی کار مناسبی برای خودت پیدا کنی؟
من وقتی به تهران برگشتم از طریق یکی از دوستانم با شخصی به نام محسن آشنا شدم و بعد از مدتی با هم ازدواج کردیم اما زندگیمان شش ماه بیشتر دوام نداشت. او وقتی متوجه شد که من به شیشه اعتیاد پیدا کردهام درخواست طلاق داد من هم مهریهام را که ۳۰۰سکه بود به اجرا گذاشتم. دادگاه او را محکوم کرد تا هر دوماه یکبار یک سکه به من بپردازد. اوایل سر وقت سکهها را پرداخت میکرد و من مشکل مالی نداشتم اما از وقتی محل زندگیاش را تغییر داد دیگر حاضر به پرداخت مهریه نشد و من هم ناچار شدم دست به سرقت بزنم.
از خانوادهات پول نمیگرفتی؟
خانوادهام در شهرستان زندگی میکنند. پدرم وضع مالی خوبی داشت و او خودش سالها پیش مرا به انگلیس فرستاد و همه خرج تحصیل و زندگی در آنجا را پرداخت کرد، اما چندماه پیش فوت کرد و چون بیشتر اموالش را به نام نامادریام زده، پول کمی به من میرسد. من هم اصلا بهدنبال ارثیه و اموال پدریام نرفتهام.
چه شد که تصمیم گرفتی دست به جیببری بزنی؟
برای تأمین هزینه مواد به فکر دزدی افتادم. نقشهام این بود که به یکی از امامزادهها در تهران میرفتم و طعمههایم را شناسایی میکردم. بعد از اینکه به سمتشان میرفتم سر صحبت را با آنها باز میکردم سپس در فرصتی مناسب دست به جیببری میزدم. بیشتر مواقع پول کمی نصیبم میشد. معمولا داخل کیفهایشان بیشتر از ۱۰۰هزار تومان پول نبود. با پولهای سرقتی خرج خود و موادم را تأمین میکردم.
چند فقره جیببری انجام دادی؟
درست بهخاطر ندارم. فکر میکنم در حدود ۱۰مورد.
خواهر و برادرانت خبر دارند دستگیر شدهای؟
برادرانم در اروپا زندگی میکنند. فقط یک خواهر دارم که او سالها پیش ازدواج کرده و در شهرستان زندگی میکند. مدتهاست که از او خبری ندارم و دوست ندارم او از وضعیت من چیزی بداند چرا که خودم بهخاطر کارهایی که انجام دادم بهشدت پشیمانم. آرزویم این است که مواد را ترک کنم و زندگی جدیدی را آغاز کنم با اینکه میدانم باید چند سال بهخاطر دزدی هایم در زندان بمانم
نخستین برگ این پرونده زمانی ورق خورد که چندی قبل زن جوانی به دادسرای شمیرانات رفت و خبر از سرقت در مهمانی دوستانه داد. وی به بازپرس پرونده گفت: چند روز پیش برای دختر کوچکم جشن تولد گرفته و همه دوستانم را به مهمانی دعوت کرده بودم. وی ادامه داد:
بعد از رفتن مهمانها متوجه شدم که حلقه طلایم را که روی میز اتاقم گذاشته بودم و ۸۰۰هزار تومانی که برای تولد دخترم، دوستانم به وی هدیه داده بودند، به سرقت رفته است. پولها داخل پاکت روی اپن آشپزخانه بود که بعد از رفتن مهمانها متوجه سرقت شدم. آنچه مسلم است دزد یکی از دوستانم است اما به هیچ کدام از آنها مشکوک نیستم چون سالهاست که همه آنها را میشناسم. بعد از شکایت این زن، چند نفر از مظنونان این پرونده به دادسرا احضار شدند اما همه آنها خود را بیگناه دانستند این در حالی بود که مدارک و شواهدی نیز درخصوص سارق بودن هیچکدام از آنها بهدست نیامد.
جیببری زن شیک پوش
درحالیکه تحقیقات درخصوص پرونده سرقت در مهمانی خانوادگی ادامه داشت رهگذران چندی پیش در یکی از امامزادههای تهران صدای فریادهای زنی را شنیدند که مرتب میگفت دزد، دزد. او درحالیکه دستان زن شیکپوشی را گرفته بود و اجازه نمیداد او فرار کند از مردم خواست تا با پلیس تماس بگیرند. لحظاتی بعد با حضور ماموران، زن شیکپوش دستگیر شد و به اداره پلیس انتقال یافت. در آنجا شاکی به مأموران گفت:
من برای زیارت به امامزاده رفته بودم که زن شیک پوش به سمت من آمد و مدعی شد که از شهرستان به تهران آمده و در جست و جوی یک کار مناسب است. او به این بهانه سر صحبت را با من باز کرد و در یک لحظه متوجه شدم که دستش در جیب من است و قصد سرقت دارد.
من هم همانجا فریاد زدم دزد، دزد و مانع فرارش شدم و از مردم خواستم پلیس را خبر کنند. بعد از اظهارات این زن، کارآگاهان به بازجویی از زن شیک پوش پرداختند. او خود را بیگناه دانست و گفت: این زن مرا اشتباه گرفته است. من به سرویس بهداشتی امامزاده رفته بودم که در آنجا مانتوام با شخص دیگری عوض شد و من مجبور شدم روپوش زن دیگری را بپوشم برای همین شاکی احتمالا مرا با او اشتباه گرفته است. ماموران وقتی با اظهارات ضدونقیض وی روبهرو شدند به تحقیقات خود ادامه دادند تا اینکه با چند شکایت مشابه دیگر روبهرو شدند که نشان میداد یک زن جیببر با شناسایی طعمههای خود در امامزاده دست به جیببری و سرقت اموالشان میزده است.
با این اطلاعات زن شیکپوش مجددا تحت بازجویی قرار گرفت تا اینکه سرانجام به جیببریهای سریالی در امامزاده اعتراف کرد. این در حالی بود که در تحقیقات بیشتر مشخص شد این زن ۳۵ساله سارق مهمانی دوستانه بوده که در جشن تولد در فرصتی مناسب دست به سرقت هدیهها و حلقه طلای دوستش زده بود.
شیشه، زندگیام را تباه کرد
زن ۳۵ساله سالها پیش برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در آنجا مدرک فوق لیسانس زبان ایتالیایی گرفت اما وقتی در دام شیشه گرفتار شد زندگیاش سیاه شد. او در همین مدت کوتاهی که به تهران برگشته کلکسیونی از سرقتهای مختلف را در پرونده خود به ثبت رسانده است. وی در گفتوگو با خبرنگار همشهری از جیببریهای سریالی تا سرقت در مهمانی دوستانه و انگیزه خود درخصوص تبهکاریهایش میگوید.
این همه سال در اروپا درس خواندی؛ پس چرا به جای پیدا کردن یک کار مناسب پا در دنیای دزدی گذاشتی؟
فکرش هم برایم سخت است. وقتی فکر میکنم میبینم که اعتیاد به شیشه، همه آرزوهایم را گرفت و زندگیام را تباه کرد.
چند وقت است که شیشه مصرف میکنی؟
یک سال پیش وقتی درسم تمام شد و به تهران برگشتم برای نخستین بار با یکی از دوستانم شیشه کشیدیم و از آن روز به بعد معتاد شدم. در آن روزها بهخاطر زندگی درغربت به بیماری افسردگی مبتلا شده بودم و یکی از دلایلی که باعث شد دردام مواد گرفتم شوم همین بیماریام بود.
بعد از آن بود که دست به سرقت زدی؟
نخستین سرقت را در جشن تولد دختر یکی از دوستانم انجام دادم. در آن زمان به تازگی معتاد شده بودم. وقتی به اتاق دوستم رفتم و چشمم به حلقه طلا افتاد وسوسه سرقت به جانم افتاد، برای همین آن را برداشتم. در پایان مهمانی نیز وقتی دیدم پولها (کادوی تولد) را داخل پاکت گذاشته در یک لحظه به سمت آن رفتم و بدون اینکه کسی متوجه شود پاکت را برداشتم. وقتی دوستم متوجه شد که من به سرقت اعتراف کردهام باورش نمیشد. باید بگویم که خودم هم باورم نمیشود .چهکسی فکر میکند یک زن تحصیلکرده دست به سرقت بزند. من فقط بهخاطر تأمین هزینه مواد مجبور شدم سرقت کنم.
چرا سعی نکردی کار مناسبی برای خودت پیدا کنی؟
من وقتی به تهران برگشتم از طریق یکی از دوستانم با شخصی به نام محسن آشنا شدم و بعد از مدتی با هم ازدواج کردیم اما زندگیمان شش ماه بیشتر دوام نداشت. او وقتی متوجه شد که من به شیشه اعتیاد پیدا کردهام درخواست طلاق داد من هم مهریهام را که ۳۰۰سکه بود به اجرا گذاشتم. دادگاه او را محکوم کرد تا هر دوماه یکبار یک سکه به من بپردازد. اوایل سر وقت سکهها را پرداخت میکرد و من مشکل مالی نداشتم اما از وقتی محل زندگیاش را تغییر داد دیگر حاضر به پرداخت مهریه نشد و من هم ناچار شدم دست به سرقت بزنم.
از خانوادهات پول نمیگرفتی؟
خانوادهام در شهرستان زندگی میکنند. پدرم وضع مالی خوبی داشت و او خودش سالها پیش مرا به انگلیس فرستاد و همه خرج تحصیل و زندگی در آنجا را پرداخت کرد، اما چندماه پیش فوت کرد و چون بیشتر اموالش را به نام نامادریام زده، پول کمی به من میرسد. من هم اصلا بهدنبال ارثیه و اموال پدریام نرفتهام.
چه شد که تصمیم گرفتی دست به جیببری بزنی؟
برای تأمین هزینه مواد به فکر دزدی افتادم. نقشهام این بود که به یکی از امامزادهها در تهران میرفتم و طعمههایم را شناسایی میکردم. بعد از اینکه به سمتشان میرفتم سر صحبت را با آنها باز میکردم سپس در فرصتی مناسب دست به جیببری میزدم. بیشتر مواقع پول کمی نصیبم میشد. معمولا داخل کیفهایشان بیشتر از ۱۰۰هزار تومان پول نبود. با پولهای سرقتی خرج خود و موادم را تأمین میکردم.
چند فقره جیببری انجام دادی؟
درست بهخاطر ندارم. فکر میکنم در حدود ۱۰مورد.
خواهر و برادرانت خبر دارند دستگیر شدهای؟
برادرانم در اروپا زندگی میکنند. فقط یک خواهر دارم که او سالها پیش ازدواج کرده و در شهرستان زندگی میکند. مدتهاست که از او خبری ندارم و دوست ندارم او از وضعیت من چیزی بداند چرا که خودم بهخاطر کارهایی که انجام دادم بهشدت پشیمانم. آرزویم این است که مواد را ترک کنم و زندگی جدیدی را آغاز کنم با اینکه میدانم باید چند سال بهخاطر دزدی هایم در زندان بمانم
تبلیغات متنی
-
جرائم دیرکرد بیمهنامه شخص ثالث بخشیده شد
-
توافق ایران با آمریکا وارد فاز تازهای شد
-
فرود هواپیمای مرموز روسی در تهران
-
تازهترین قیمت بنزین سوپر وارداتی اعلام شد
-
اقدام غیرمجاز یک بازیکن، پرسپولیس را شاکی کرد
-
پشتپرده سفر یک روزه وزیر خارجه قطر به ایران
-
حرکت تازه و غیرمعمول دولت توجهبرانگیز شد
-
چهره غمانگیز یک پیرمرد هنگام شنیدن آواز پسری در مترو
-
به شمار فوتیهای انفجار بندرعباس اضافه شد
-
قتل همسر و مادرزن به خاطر یک مشت طلا
-
مهمترین گزینه سرمربیگری استقلال منتفی شد
-
پیغام معنادار پزشکیان به آمریکا درباره جنگ
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
آملیلاریجانی: اقدام اروپا بدون پاسخ نمیماند
-
پیشنهاد احمد ایراندوست به مردم درباره روزهای اخیر
-
توافق ایران با آمریکا وارد فاز تازهای شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
اختلال مجدد اینترنت در ایران طی ساعات اخیر
-
تصویر توجهبرانگیز از یکی از مجروحان انفجار بندرعباس
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
واکنش رسمی فدراسیون فوتبال به خبر خداحافظی ملیپوشان
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
تصویر توجهبرانگیز یک رسانه از آسمان ایران
-
یک ادعا: گزینه جنگ از دستور کار آمریکا خارج شد
-
پاسخ یک مقام ارشد عرب درباره اهداف آمریکا در ایران
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
واقعا متاسفم،خدا خودش کمکش کنه تا بتونه ترک کنه