تقلاي بقا در سولههاي مرگ
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت: كيسههاي پر از بطريهاي پلاستيكي، كيسههاي پر از قوطيهاي خالي رب و كنسرو، كيسههاي پر از بنرهاي پلاستيكي تاريخ گذشته و نردبان آهني سياه رنگي كه دودههاي شب آتشسوزي سياهش كردهاند؛ زمين محوطه بيروني سوله هنوز پر از روغن سياه و نئوپانهاي سوخته است.
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت: كيسههاي پر از بطريهاي پلاستيكي، كيسههاي پر از قوطيهاي خالي رب و كنسرو، كيسههاي پر از بنرهاي پلاستيكي تاريخ گذشته و نردبان آهني سياه رنگي كه دودههاي شب آتشسوزي سياهش كردهاند؛ زمين محوطه بيروني سوله هنوز پر از روغن سياه و نئوپانهاي سوخته است.
اينها تمام چيزهايي است كه از شب آتشسوزي مانده. بطريها، قوطيهاي كنسرو و بنرهاي تاريخ گذشته را حميد و محمد همراه دوستان همسن و سالشان از سطلهاي زباله شهر جمع كردهاند تا ماشينهاي زباله جمعكني شهرداري بيايد و تحويل بدهند و دستمزدشان را بگيرند. حميد و محمد آن پنجشنبه شب هفته گذشته همراه با پدرشان در اتاقك اين سوله سوختند. پدر با ٥٠ درصد سوختگي توانست جان سالم در ببرد و دو فرزندش در آتش سوختند. اهالي غنيآباد همه علت آتش سوزي را تركيدگي كپسول گاز ميدانند اما اينكه اين كپسول كجا بود يا چگونه تركيد را كسي نميداند.
غنيآباد، آباد نيست
اينجا ورودي يكي از شهرهاي حاشيهاي اطراف تهران است كه غني آباد صدايش ميكنند؛ آبادياي كه شبيه به هيچ آبادياي نيست. اتوباني بزرگ كه دو طرفش را ساخت و ساز كردهاند و اسم شهر را رويش گذاشتهاند. آن شب حميد و محمد كودكان افغان همراه پدرشان خسته از كار روزانه و زبالهگردي در شهر به اتاقك كوچك انتهايي سوله آمدند تا استراحت كنند. يك ايرانيت نيمه سوز سقف بالاي اتاقك داخل سوله را ساخته. اتاقك ١٢ متري در انتهاي زميني خاكي كه شايد ١٠٠ متر است.
در محوطه روباز داخل سوله اگر كسي فرياد هم بزند صدايش به جايي نميرسد. اصلا آن ساعت شب كسي آنجا نيست تا صداي فريادهايشان را بشنود. در آهني بزرگ سوله سفيد رنگ است. از شب آتش سوزي هنوز كسي نديده كه درش را باز كرده باشند. ايستگاه اتوبوسهاي شركت واحد كه مسافرها را از غني آباد به متروي شهر ري ميبرد هم دو قدم آن طرفتر است. غنيآباد پر از سولههايي است كه كارگران كم سن و نوجوان و ميانسال در آنجا زبالههايشان را تفكيك ميكنند و به شهرداري ميفروشند.
كارگر جواني كه در يكي از سولههاي همان اطراف زبالهگردي ميكند، ميگويد: شبها ساعت از ٨ كه ميگذرد ديگر كسي اينجا نميماند و همه خانههايشان ميروند. آن شب هم كسي اينجا نبود تا صداي اينها را بشنود.» وانت نيسان آبي رنگ شهرداري كه روي قسمت بارياش را با برزنت سياهرنگ پوشاندهاند از راه ميرسد تا زبالههاي تفكيك شده را جمع كند. حميد و محمد رفتهاند اما هنوز كودكان زيادي در اين سولهها كار و زندگي ميكنند. سولههايي كه نه آب دارد نه برق و نه گازشهري.
فكر كرديم دعوا شده
يكي از زنهاي همسايه كه خانهاش در كوچه رو به رويي سوله است و چادر رنگي پوشيده با پيرزن همسايهاش گوشهاي ايستادهاند و درباره آن شب صحبت ميكنند. پيرزن كوتاه قد است و چادر مشكي رنگ و رورفتهاي سر كرده. دست نوهاش را گرفته و با لهجه افغان نفرين ميكند و مدام روي دستش ميكوبد. زن جوان ميگويد: «ساعت ده و نيم شب بود. صداي آژير آمد و نور ماشينهاي پليس و آتشنشاني روي ديوارهاي حياط افتاد. گفتم شايد دوباره دعوا شده و پليس را خبر كردهاند. اما بوي سوختگي كه بلند شد تازه متوجه شديم كه جايي آتش گرفته. با شوهرم بيرون رفتيم و ديديم همه غنيآباد جمع شدهاند جلوي سوله زباله جمع كنها. ماشين آتشنشاني و آمبولانس و يك ماشين پليس هم از كلانتري خاورشهر آمده بود.
پدر بچهها سياه و سوخته از در بيرون آمد و از حال رفت. مامورهاي اورژانس به كمكش رفتند و مامورهاي آتشنشاني با اره به جان در اتاقكها افتادند. درها قفل شده بود و هر كار كردند باز نشد كه نشد.» پيرزن كيسه پلاستيك كه ٥ تا تخم مرغ در آن است را در دستهايش جابهجا ميكند و ميگويد: «يعني هيچ كي نبود اين بچهها را نجات بده. پدر بچهها معتاد بود شايد ميخواسته مواد بكشه...» زن جوان حرفهايش را ميبرد و ميگويد: «بچهها را وقتي ميخواستند توي كاور آتشنشاني بگذارند اندازه كف دست شده بودند.»
پيرزن ميگويد: «مگر اين نخستين بار بود كه بچهها اين جا مردند. هر چند وقت يكبار يكيشان زير ماشين ميماند مگر اين بچهها چقدر غذا ميخورند كه از صبح تا شب توي خيابانهاي تهران زبالهها را جمع كنند و بيايند اينجا جدا كنند و به مامورهاي شهرداري بفروشند؟» زن اينها را ميشنود و ميگويد: «از وقتي اين بچهها سوختهاند هزارتا خبرنگار آمده اينجا. اما هيچ كسي نديد كه شهرداري اين پسربچهها را ٣٠ يا ٤٠ نفري توي سولهها نگه ميدارد و براي زباله جمع كردن ماهي ١٠٠ يا ١٥٠ هزارتومان به آنها حقوق ميدهد؟» زن حرفهاي پيرزن را ادامه ميدهد: «غنيآباد پر از سولههايي است كه بچههاي زبالهگرد افغان شبها در آن زندگي ميكنند.
صاحب اين سولهها اتاقكهاي بدون آب و برق و گاز را به اين مردي كه اسمش قيم بچههاست با قيمت پايين اجاره ميدهد و در عوض چندين برابر از شهرداري كه زبالهها را ميخرد، پول ميگيرد.» پيرزن ميگويد: «وقتي نيست، نيست. بايد يك لقمه غذا از جايي پيدا كرد. پسر من يك ماهه زمين خورده و نميتواند از جايش بلند شود. به نوه ٦ ساله دخترياش كه كنارش ايستاده اشاره ميكند و ميگويد: « اين هي رفت و هي آمد گفت بوي كباب مياد. بهش ميگفتم خاك تو سرم چه كار كنم. تا اينكه بالاخره ديشب رفتم دو تا كباب خريدم گذاشتم جلوش گفتم اگر ميخواهي يكياش را بخور اگر هم دلت خواست هر دوتا را بخور. خدا شاهده سر نماز اگر بداني كه من چه جوري گريه ميكردم. گفتم خدايا خوبه همين را داشتم وگرنه بايد ميمرديم».
نكته: اسم دو پسربچه مستعار است.
واكنشهاي حادثه سوختن دو كودك كاري كه پنجشنبه هفته گذشته در آتشسوزي سولهاي در غنيآباد جان باختند در شبكههاي اجتماعي وسيع بود؛ هشتگهايي كه با نام اين دو كودك يا نام كودكان كار بارها و بارها از زبان آنها سخن گفتند. يكي از كاربران توييتر نوشته: من مقصرم، تو مقصري، ما مقصريم. فاطمه نيز توييت كرده: اينكه تو هفت و هشت سالگي مجبور بودند كار كنند به اندازه كافي ناراحتمون نميكرد، بايد ميسوختند؟
جمعيت امام علي نيز در توييت خود نوشته: خبر بر سرمان آوار ميشود: «دو كودك كار زبالهگرد ۷و۸ ساله زنده زنده در حريق گاراژ جمعآوري ضايعات سوختند.» كاربر ديگري نيز نوشته: «مدرسه كجا و زباله گردي كجا! از اين غم بميريم.» يكي ديگر از كاربران توييتر نيز نوشت: «به خداي «احد» و«صمد» قسم كه انسانيت دارد در اين شهر در آتش جان ميدهد. » مهرداد نيز در صفحه اينستاگرامش تصويري از كودكان كار گذاشته و نوشته: « دو كودك زبالهگرد، زندهزنده در آتش سوختند. اگر از اين درد آسمون و زمين به هم بريزن، رواست. »
تبلیغات متنی
-
قیمت دلار و طلا بعد از خبر مذاکرات پایین کشید
-
آقای گلزار این روزها یک دفعه نگرانتان شدیم!
-
کار استقلال با ستاره خارجیاش به شکایت میکشد
-
جمله مشکوک و غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله به ایران
-
امتیازات استقلال و تراکتور صدای اوسمار را درآورد
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
عکس شوکهکنندهای که از منوی یک رستوران منتشر شد
-
اقدام ترامپ درباره ایران، خسارت نجومی به بار آورد
-
قلم قرمز اوسمار روی نام دو بازیکن پرسپولیس
-
زلزله این نقطه از کشور را لرزاند
-
بازداشت ۳ نفر پس از جنجال پیرامون میرحسین موسوی
-
امروز رامین باعث فحش خوردن ساپینتو شد
-
پیغام فوری اردن درباره احتمال درگیری نظامی با ایران
-
جمله مشکوک و غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله به ایران
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
اقدام ترامپ درباره ایران، خسارت نجومی به بار آورد
-
بازداشت ۳ نفر پس از جنجال پیرامون میرحسین موسوی
-
چرخش ۱۸۰ درجهای وزارت خارجه نسبت به خبر مذاکرات!
-
جزئیات جدید از گفتوگوی احتمالی ایران و آمریکا
-
سند دیدار جفری اپستین و احمدینژاد لو رفت!
-
واکنش ایران به اخبار خروج اورانیوم غنیشده از کشور
-
موشکهای عراقی برای مقابله با آمریکا آماده شدند
-
«فارس» دستور هستهای پزشکیان را از کانال خود حذف کرد
-
پهپاد ایرانی به نزدیکترین فاصله با ناو لینکلن رسید
-
چرا حمله به ایران برای ترامپ دشوار است؟
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
جزئیات طرح جدید افزایش حقوق کارمندان
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بابابرشون داریدببریدکشورخودشون اینهاچندسال دیگه جنایتکارمیشن چون ازهمین الان دارن ول میگردن توکوچه هاآشغال جمع میکنن من درخواستم اینکه اینهابرن تومملکت خودشون چرابایداینجااین همه زجربکشن فکرکردن درمورداینکه دوتابچه توآتیش سوختن جگرهرآدمی کباب میکنه اینم یه دردبه دردهای مامسلمانهااضافه شدیابایدسازمان دهی کنیم یابفرستیدبرن بندخداگناه دارن یاحق