حال این روزهای ۶ کودک گمشده گرمساری
گفتوگوی روزنامه «شهروند» با پدر کودکانی که ٩ روز در خیابانهای تهران پرسه میزدند را می خوانید.
گفتوگوی روزنامه «شهروند» با پدر کودکانی که ٩ روز در خیابانهای تهران پرسه میزدند را می خوانید.
سعیده به مدرسه میرود، ریحانه، سمیره، موسی و سیده هم در خانه مشغول بازیهای کودکانه هستند و محمد ١٢ساله هم که این بچهها را با خودش به سفر پرماجرایی برد، الان فقط به مدرسه میرود و از کاری که کرده پشیمان است. این حال و روز ٦ کودک گرمساری است که اواسط روزهای فروردینماه به طرز عجیبی ناپدید و پس از ٩روز در یکی از پارکهای تهران صحیح و سالم پیدا شدند.
گمشدن این ٦ دخترعمو و پسرعمو و پیدا شدن آنها ماجرای عجیبی بود که در همان هفتههای نخست پس از تعطیلات عید، خبرساز شد؛ روزها زندگی در خیابانها و پارکهای تهران بدون آنکه حتی اسم و نشان آنها را بلد باشند. این کودکان همه این روزها را بدون پول و سرپناه در خیابانهای تهران پرسه زدند. مقداری نان و چند بطری آب تنها چیزی بود که آنها در آن مدت برای خوردن داشتند که پول خرید آنها را هم از دستفروشی درآوردند. باورکردنی نیست اما آنها از پس همه این شرایط سخت برآمدند و درنهایت توسط پلیس در یکی از پارکهای تهران پیدا و به خانوادهشان بازگردانده شدند. اما آنچه تاکنون درباره این حادثه عجیب بازگو نشده یا کمتر به آن پرداخته شده، سرگذشت ٩روز زندگی این کودکان و دلیل رفتن آنها از گرمسار به تهران است.
این ماجرا دوازدهم فروردینماه کلید خورد؛ وقتی که عظیم دید از سعیده و سمیره خبری نیست. آنها آخرینبار با دختر عمو و پسرعموهایشان مشغول بازی بودند، اما از آن به بعد هیچکس از آنها خبر نداشت. چند ساعت پس از ناپدید شدن این کودکان پلیس در جریان قرار گرفت. تحقیقات پلیسی نشان میداد که آنها از گرمسار خارج شدهاند. در همان روزهای نخست با بررسیهای انجام شده مشخص شد که این بچهها روز دوازدهم فروردین سوار یکی از خطیهای گرمسار شده و به تهران رفتهاند.
در ادامه تحقیقات هم راننده همان خودرو به پلیس گفت که آن ٦ کودک را حوالی سهراه افسریه تهران پیاده کرده و ٢٢هزار تومان کرایه هم از آنها گرفته است. این آخرین سرنخی بود که از این ٦ کودک به دست آمد. از آن به بعد هیچکس از این دخترعموها و پسرعموها خبر نداشت. خانوادهها به دنبال ردی از فرزندانشان بودند. عظیم و همسرش برای سعیده ٨ ساله و سمیره ٤ساله نگران بودند. کمال، برادر عظیم برای ریحانه، سیده، محمد و موسی بیتابی میکرد. این دو برادر برای پیدا شدن فرزندانشان دست به دامن اقوامشان در تهران شدند تا شاید از این طریق بتوانند این ٦ کودک را پیدا کنند، اما هیچ ردی از آنها نبود.
روایت محمد از ٩ روز دستفروشی در خیابانهای تهران
همزمان محمد و ٥ کودک دیگر روزها در خیابانها و پارکها مشغول دستفروشی بودند تا بتوانند با پول آن شکمشان را سیر کنند. درواقع این پیشنهاد محمد بود که آنها دستمال کاغذی بفروشند. محمد خودش را مسئول میدانست، چون خودش آنها را راهی تهران کرده بود. او درباره آن روزهای سخت و عذابآور به«شهروند» میگوید: «میخواستم بچهها را به خانه عمویم در تهران ببرم. من خانه آنها را بلد بودم. کرایه ماشین هم داشتم، اما وقتی به تهران رسیدیم، انگار همهچیز از ذهنم پاک شده بود. اصلا خانه عمویم یادم نمیآمد. فقط در خاطرم بود که خانه او نزدیک یک پارک است. شب اول در یک پارک ماندیم. تا صبح پلک نزدم، مراقب بچهها بودم. فردا صبح که هوا روشن شد دوباره راه افتادیم. هرچه میرفتیم بیشتر گم میشدیم، اصلا شبیه مسیر خانه عمویم نبود.»
روز دوم هم به همین منوال گذشت و محمد و ٥کودک گرمساری دیگر شب را در یک پارک تا صبح سپری کردند. آنها گرسنه بودند و پول زیادی هم نداشتند. محمد با همان پول ناچیزی که برایش مانده بود، چندتایی دستمال کاغذی خرید و به هر کدام از بچهها چندتایی داد تا با فروش آنها بتوانند غذایی تهیه کنند: «پول زیادی نداشتیم، ولی با سود فروش دستمالکاغذی توانستیم نان و آب بخریم. البته چندباری هم مردم به ما غذا دادند. روزها را با پیادهروی و دستفروشی میگذراندیم و شبها در پارک یا جایی که فکر میکردم امن است استراحت میکردیم. این کار ما در آن مدت ٩ روز بود.»
از سوی دیگر پلیس تهران هم از طریق آگاهی گرمسار در جریان حادثه بود و در مناطق شرقی تهران به دنبال ردی از این کودکان بود. تا اینکه درنهایت این ٦ کودک در یکی از پارکهای جنوبشرقی تهران پیدا و به خانوادههایشان تحویل داده شدند. حالا حدود دوماه از آن روزها میگذرد و این کودکان زندگی عادی خود را از سر گرفتهاند. پدر سعیده و سمیره به «شهروند» میگوید: «سعیده به مدرسه میرود. البته الان موقع امتحانات است و درخانه درس میخواند. سمیره هم در خانه پیش مادرش است.
خدا را شکر حال آنها خوب است. آن روزی که سعیده و سمیره پیدا شدند وقتی چشمم به آنها افتاد باورم نمیشد. روز بدون غذا و جای خواب مناسب. دستشویی و حمام هم که نداشتند، اصلا باورم نمیشد که آنها پیدا شدند.» این پدر که همراه با دو برادر دیگرش گچکاری میکنند هنوز دلیل اصلی کار محمد برای رفتن به تهران را نمیداند و هنوز هم از دست محمد ناراحت است و میگوید که از آن روز تاکنون حاضر نشده او را ببیند: «کار خیلی خطرناکی کرد. من هنوز نمیدانم چرا بیخبر از گرمسار به تهران رفت. خودش میگوید میخواسته به خانه برادرم برود، اما اینکه چرا این بچهها را دنبال خودش تا آنجا برده است را نمیدانم. اگر اتفاقی برای آنها میافتاد چه میشد؟ ٦ کودک کمسنوسال در تهران آن هم بدون هیچ سرپناهی واقعا ترسناک است. محمد الان مدرسه میرود، مشکل مالی هم ندارد، برادرم هرچه محمد و بقیه بچههایش لازم دارند را در اختیارشان قرار میدهد.»
تبلیغات متنی
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
چای برای این افراد مفید است
-
محمدعلی فردین: دوست داشتم با مهرجویی کار کنم
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
بعد از خوردن این خوراکیها نیاز به مسواک نیست
-
واتساپ میتواند افسردگی شما را تشخیص دهد!
-
میثاقی: شاید بازیهای استقلال سه بر صفر شود!
-
اعلام لیست خرید کالابرگیِ المیرا شریفیمقدم روی آنتن زنده
-
اسرار قتل پدربزرگ در اعترافات نوه خشمگین
-
عکس خبرسازی که دولت بهخاطر آن عذرخواهی کرد
-
نطق جدید ترامپ درباره ایران توجهبرانگیز شد
-
آب را چطور بخوریم تا سوخت و ساز بدن فعالتر شود؟
-
مشاور رهبر انقلاب: ترامپ تسلیم میشود
-
فال روزانه سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
عکس خبرسازی که دولت بهخاطر آن عذرخواهی کرد
-
نطق جدید ترامپ درباره ایران توجهبرانگیز شد
-
بیانیه ایران درباره سفر وزیرخارجه اسرائیل به باکو
-
نمره توجهبرانگیز صداوسیما به خودش در پی وقایع اخیر
-
معاون پزشکیان بهخاطر یک جمله درباره اینترنت برکنار شد
-
هشدار فوری سپاه: ناو آبراهام لینکلن را میزنیم
-
معنای بازگشت حامی مشهور ایران به نخستوزیری عراق
-
اظهارات کمسابقه درباره قطعی اینترنت در شبکه افق
-
عکس پرحاشیه از شهرام جزایری در آغوش علی دایی
-
یک روایت تازه از آنچه این روزها بین ایران و ترامپ میگذرد
-
اینترنت این افراد تا دو روز آینده وصل میشود
-
قیمت فیلترشکن در روزهای اخیر عجیب شد
-
دیدار مشکوک وزیر امور خارجه اسرائیل با مقام آذربایجانی
-
گزارش جدید نت بلاکس از وضعیت اتصال اینترنت در ایران
-
پیغام وزارت خارجه روسیه درباره رایزنی مهم با ایران
-
پوستر معنادار رسانه مرتبط با سپاه جلبتوجه کرد
-
دو سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
استقرار زیردریاییهای ایران در تنگه هرمز
-
طرز تهیه کیک یخچالی موز و گردو در چند دقیقه
-
اوج بارشها را مردم این مناطق تجربه خواهند کرد
-
موضع غیرمنتظره خبرگزاری فارس درباره قطع اینترنت
-
بارش برف ۹ جاده را مسدود کرد
-
ناو آبراهام لینکلن به دریای عرب رسید
-
قیچی برگردان استثنایی یامال، زیباترین گل فصل اسپانیا
-
دیدار فرمانده سنتکام با رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل
-
آخرین خروجی پرسپولیس یک نام بزرگ است
-
تلاش لحظه آخری پزشکیان برای به تعویق انداختن جنگ
-
پیشبینی بارشهای پیدرپی در بهمنماه
-
تکلیف تعطیلی مدارس تهران برای فردا اعلام شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
من میدونم چرا محمد بچها را برداشته برده .اینها همش تقصیر سریال اوای بارانه چون فقر و دست فروشی را در ذهن مخاطبش جذاب جلوه داده..........
پاسخ ها
پس شمام برو دستفروش شو ببین بدبختیه یا جذابه
میتونه اوای باران القاکرده باشه ! امااین پسربزرگ بشه اگه ایران باشه شک نداشته باشیدروزی مغزمتفکرباندخلاف میشه! سالی که نیکوست ازبهارش پیداست توقع نداریم نخبه بشه درحالی که کودکان خودمون گرسنه هستند
پاسخ ها
واقعآ باور کردنی نیست کودک تهران کجا گرمسار کجا اگرمن بودم بجای پدر محمد بخدا جوری میزدمش که دیگه از این بازیا درنیاره