وضع ایرانیان در سفارت آمریکا در دبی
شاید کسی نداند اولین بار چه کسی عبارات «مهد آزادی» و یا «سرزمین فرصت ها» را برای ایالات متحده به کار برد ولی همین حلوا حلوا کردن ها دهان خیلی ها را شیرین کرده است تا جایی که یکی از آرزوهای دور و غیرقابل دسترسیشان شده چند روز، فقط چند روز تنفس در این سرزمین دور...
خبرآنلاین: شاید کسی نداند اولین بار چه کسی عبارات «مهد آزادی» و یا «سرزمین فرصت ها» را برای ایالات متحده به کار برد ولی همین حلوا حلوا کردن ها دهان خیلی ها را شیرین کرده است تا جایی که یکی از آرزوهای دور و غیرقابل دسترسیشان شده چند روز، فقط چند روز تنفس در این سرزمین دور...
همه شان از چند وقت قبل، فرم پر کرده اند و وقت گرفته اند برای سفارت. از بین کشورهای واسط مثل امارات، ترکیه، ارمنستان و غیره، امارات و سفارت آمریکا در دبی را انتخاب کرده اند. امروز، روز رسیدگی به درخواست کسانیست که می خواهند ویزای توریستی سرزمین فرصت ها را بگیرند. توی فرمی که اینترنتی پر کرده اند، از وضع خانوادگیشان، کارشان، تحصیلاتشان، گذشته شان و خلاصه هر چیزی که می شد نوشت و دانست نوشته اند و فرستاده اند برای بررسی و طبق برنامه ی زمان بندی شده ای که بهشان داده شده، الان آمده اند در صفی طولانی جلوی در سفارت آمریکا به انتظار ایستاده اند.
سی چهل نفری توی صف هستند؛ شاید هم بیشتر. به همه شان گفته شده که وقتشان ساعت ۹ صبح است و به همه شان هم تذکر داده شده که زودتر از یک ربع به ۹ مراجعه نکنند اما کسانی که یک ربع به نه می رسند تقریبا آخرهای صف اند!
و تازه آنجاست که هفت خوان چک و خنثی برای ورود به سفارت و رسیدن به سالن اصلی مصاحبه آغاز می شود.
مرحله اول، که در همان صفِ جلوی در سفارت صورت می گیرد، چک کردن مدارک اولیه است.
پرینت فرم درخواستی که اینترنتی پر کرده ای را نشانشان می دهی و اسمت را که در لیستشان نوشته اند تیک می زنند.
سربازهای دم در، اکثرا هندی و پاکستانی اند و کمتر عربی را می بینی که به این شغل اشتغال داشته باشد. در این مرحله معطلی زیاد نیست. بسته به جایت در صف، از ۲۰ دقیقه تا یک ساعت می ایستی تا دونفر دونفر یا سهنفر سهنفر راهت بدهند داخل. اولین مرحله بعد از رفتن به داخل، رد شدن از دستگاه کمک بازرسی یا همان ایکس ری است. قبلش باید کیف، کلید، گوشی و خلاصه هر چیز به غیر از مدارک داری را تحویل دهی و خودت و خودت بروی تو. در همان مرحله مدارکت را چک می کنند و اگر داخل مدارک پاکت چسب خورده ای باشد، بیرونت می کنند تا خارج از سفارت آن را باز کنی و دوباره برگردی تو! وقتی از گیت رد می شوی و امن بودنت تضمین می شود، می توانی پا بگذاری به سفارت سرزمین فرصت ها!
حیاطِ سفارت را که پشت سر گذاشتی و از کنار پرچم بزرگ رقصان قرمز و سفید آن سرزمین که رد شدی، می رسی به سالن اصلی. جایی که قرار است همه ی اتفاق ها آن جا بیفتد!
توی صف ایستادن ها دوباره شروع می شود. در مرحله ی اول شماره ای می دهندت که راهنماییت کند برای باجه تحویل مدارک. در باجه ی تحویل مدارک عکس متقاضیان را تحویل می دهی و با اصل تطبیق می دهندشان. بعد دوباره در یک صف طولانی می ایستی تا انگشت نگاری شوی و بعد از انگشت نگاری، معطل می مانی تا نوبتت شود برای مرحله ی نهایی و سختِ مصاحبه!
به غیر از ایرانی، اتباع کشورهای دیگر هم آن روز نوبت دارند اما ایرانی ها بیشترند.از همه قشری در بین متقاضیان پیدا می شود. پیر، جوان، میانسال، محجبه، بی حجاب، پزشک، بازاری، کارمند...چندتا چندتا همدیگر را پیدا می کنند و کنار هم می نشینند و حرف می زنند. از این که چرا می خواهند بروند و چند بار است رفته اند و چطور شد که به فکر رفتن افتاده اند و غیره تا دوسه ساعت معطلیِ همراه با استرس، زودتر و راحت تر بگذرد.
هر متقاضی، باید یک دلیل محکم برای درخواست مهاجرتش داشته باشد. متقاضیان ویزای توریستی هم باالطبع باید دلیل مستدلی داشته باشند که توجیه خوبی باشد برای این درخواست. از همه چیز مهمتر در اخذ ویزای توریستی، این است که مصاحبه کننده را قانع کنی که برمی گردی! باید تمامی انرژی و هم و غمت را بگذاری وسط و از هر چه مدرک و شواهد است استفاده کنی تا مطمئن شوند که قرار نیست بروی و کنگر سرزمین فرصت ها لنگراندازت کند. اکثر متقاضیان کسی را در آن سرزمین دارند که می خواهند بروند ببینندش. یکی بچه اش آنجاست، دیگری خواهرش، آن یکی پسرخاله اش...در هر حال اگر کسی آنجا باشد، توجیهِ رفتن منطقی تر خواهد بود.
شماره ها یکی پس از دیگری اعلام می شوند و صاحب شماره ها، تکی یا دو سه نفره می روند پشت باجه. باجه های مصاحبه بی شباهت به باجه های بانکهای خودمان نیست؛ با این تفاوت که کسانی که پشت باجه هستند کاملا در فضایی دیگرند و اینطرفی ها در اتاقی دیگر. یک شیشه کلفت چند جداره بینشان کشیده شده و تنها راه ارتباطی برای تبادل مدارک، شیار کوچکی است که آن هم در دارد و مصاحبه کننده ها با احتیاط از داخل آن مدارک را برمی دارند! مصاحبه کننده میکروفونی دارد که صدایش از این طرف شنیده می شود وگرنه شیشه ها آن قدر کلفتند که صدای اصلیش هرگز این طرف نمی آید!
مصاحبه شونده ها می روند پشت باجه. شماره شان را تحویل می دهند و مامور سفارت توی کامپیوترش شماره پرونده شان را می زند و هر چه از آنها می داند می آید جلوی چشمش. مصاحبه کننده ها به زبان فارسی مسلطند. با لهجه ی غلیظ آمریکایی فارسی صحبت می کنند و از هر کس، بنا بر شرایطی که دارد سوالاتی می پرسند. از یکی می پرسند که چرا می خواهد برود؟ از دیگری می پرسند اقوامت آنجا چه می کنند و دقیقا کجا زندگی می کنند؟ از کارشان می پرسد و درسی که می خوانند. از کشورهایی که سفر کرده اند و انگیزه شان از سفرهای قبلی! خلاصه گپ و گفت دوستانه چند دقیقه ای طول می کشد تا مصاحبه کننده به جمع بندی برسد. خیلی ها می گویند نتیجه از قبل معلوم است و این مصاحبه ی فرمالیته، تاثیر چندانی در دادن ویزا ندارد. خیلی ها هم معتقدند که کارمندان مصاحبه کننده ی سفارت، یک پا روانشناسند برای خودشان و تا لب باز می کنی، می فهمند دروغ می گویی یا راست!
استرس در چهره کسانی که شماره شان اعلام می شود و می روند برای مصاحبه به وضوح دیده می شود؛ حتی آنهایی که چندباری رفته اند و این شرایط را چند بار تجربه کرده اند و یا کسانی که رفتن و نرفتن تفاوت چندانی برایشان ندارد هم از این قاعده مستثنی نیستند.
لازم نیست برگه سبز یا زرد را در دستشان ببینی؛ کاملا از چهره از مصاحبه برگشته ها معلوم است که شیرهستند یا روباه! آنها که سرشان پایین است و غمگین، اکثرا ریجکت شده ها هستند و آنها که برای بقیه دست تکان می دهند موفق شده ها!
کسانی که جواز رفتن را به طور قطعی گرفته اند، یک برگه ی سبز دستشان است و همان موقع، پاسپورت هایشان را تحویل داده اند. گروهی دیگر که برگه ی زرد در دست دارند، در مصاحبه مشکلی نداشتند و باید صبر کنند تا پروسه «کلیرنس» انجام شود. این افراد باید از دو هفته بعد از مصاحبه تا دوماه به سایتی که بهشان معرفی شده رجوع کنند تا ببینند نتیجه چیست. گروهی هم هستند که نتوانسته اند مصاحبه کننده را قانع کنند و بهشان گفته شده که فعلا شرایط لازم برای گرفتن جواز سفر را ندارند. با یک نگاه کلی هم می شود فهمید چه کسانی شانسشان بیشتر است و چه کسانی کمتر. مثلا پدر و مادری که با جوانشان آمده اند به خاطر خطرِ ماندن جوان در سرزمین فرصت ها ریجکت می شوند اما مادرهای پیری که بقیه ی بچه هایشان و همسرشان اینجا هستند و خودشان می خواهند بروند یکی از بچه هایشان را ببینند، راحت پذیرفته می شوند.
یکی از ناراحت کننده ترین صحنه ها بعد از پذیرفته نشدن، صحنه ی اصرار و بعضا التماس به مصاحبه کننده هاست. کسانی که مدارکشان نتوانسته سفارت را متقاعد کند، آخرین شانسشان را امتحان می کنند و به همه چیز توسل می جویند تا رضایت بدست آورند اما تجربه نشان داده که این اقدام جواب نمی دهد و وقت تلف کردنی بیش نیست.
سرانجام، سرنوشت متقاضیان و سفرشان با سه ساعتِ تمام بالا و پایین و چک و خنثی و هفت هشت دقیقه مکالمه و مصاحبه، که به خاطرش مجبور شدند سفری نسبتا پرهزینه را به یک کشور دیگر داشته باشند تعیین می شود و مجوز داده شده ها می روند تا ببینند سرزمینی که به آن سفر می کنند همان سرزمین رویاهایشان هست یا نه؟!
همه شان از چند وقت قبل، فرم پر کرده اند و وقت گرفته اند برای سفارت. از بین کشورهای واسط مثل امارات، ترکیه، ارمنستان و غیره، امارات و سفارت آمریکا در دبی را انتخاب کرده اند. امروز، روز رسیدگی به درخواست کسانیست که می خواهند ویزای توریستی سرزمین فرصت ها را بگیرند. توی فرمی که اینترنتی پر کرده اند، از وضع خانوادگیشان، کارشان، تحصیلاتشان، گذشته شان و خلاصه هر چیزی که می شد نوشت و دانست نوشته اند و فرستاده اند برای بررسی و طبق برنامه ی زمان بندی شده ای که بهشان داده شده، الان آمده اند در صفی طولانی جلوی در سفارت آمریکا به انتظار ایستاده اند.
سی چهل نفری توی صف هستند؛ شاید هم بیشتر. به همه شان گفته شده که وقتشان ساعت ۹ صبح است و به همه شان هم تذکر داده شده که زودتر از یک ربع به ۹ مراجعه نکنند اما کسانی که یک ربع به نه می رسند تقریبا آخرهای صف اند!
و تازه آنجاست که هفت خوان چک و خنثی برای ورود به سفارت و رسیدن به سالن اصلی مصاحبه آغاز می شود.
مرحله اول، که در همان صفِ جلوی در سفارت صورت می گیرد، چک کردن مدارک اولیه است.
پرینت فرم درخواستی که اینترنتی پر کرده ای را نشانشان می دهی و اسمت را که در لیستشان نوشته اند تیک می زنند.
سربازهای دم در، اکثرا هندی و پاکستانی اند و کمتر عربی را می بینی که به این شغل اشتغال داشته باشد. در این مرحله معطلی زیاد نیست. بسته به جایت در صف، از ۲۰ دقیقه تا یک ساعت می ایستی تا دونفر دونفر یا سهنفر سهنفر راهت بدهند داخل. اولین مرحله بعد از رفتن به داخل، رد شدن از دستگاه کمک بازرسی یا همان ایکس ری است. قبلش باید کیف، کلید، گوشی و خلاصه هر چیز به غیر از مدارک داری را تحویل دهی و خودت و خودت بروی تو. در همان مرحله مدارکت را چک می کنند و اگر داخل مدارک پاکت چسب خورده ای باشد، بیرونت می کنند تا خارج از سفارت آن را باز کنی و دوباره برگردی تو! وقتی از گیت رد می شوی و امن بودنت تضمین می شود، می توانی پا بگذاری به سفارت سرزمین فرصت ها!
حیاطِ سفارت را که پشت سر گذاشتی و از کنار پرچم بزرگ رقصان قرمز و سفید آن سرزمین که رد شدی، می رسی به سالن اصلی. جایی که قرار است همه ی اتفاق ها آن جا بیفتد!
توی صف ایستادن ها دوباره شروع می شود. در مرحله ی اول شماره ای می دهندت که راهنماییت کند برای باجه تحویل مدارک. در باجه ی تحویل مدارک عکس متقاضیان را تحویل می دهی و با اصل تطبیق می دهندشان. بعد دوباره در یک صف طولانی می ایستی تا انگشت نگاری شوی و بعد از انگشت نگاری، معطل می مانی تا نوبتت شود برای مرحله ی نهایی و سختِ مصاحبه!
به غیر از ایرانی، اتباع کشورهای دیگر هم آن روز نوبت دارند اما ایرانی ها بیشترند.از همه قشری در بین متقاضیان پیدا می شود. پیر، جوان، میانسال، محجبه، بی حجاب، پزشک، بازاری، کارمند...چندتا چندتا همدیگر را پیدا می کنند و کنار هم می نشینند و حرف می زنند. از این که چرا می خواهند بروند و چند بار است رفته اند و چطور شد که به فکر رفتن افتاده اند و غیره تا دوسه ساعت معطلیِ همراه با استرس، زودتر و راحت تر بگذرد.
هر متقاضی، باید یک دلیل محکم برای درخواست مهاجرتش داشته باشد. متقاضیان ویزای توریستی هم باالطبع باید دلیل مستدلی داشته باشند که توجیه خوبی باشد برای این درخواست. از همه چیز مهمتر در اخذ ویزای توریستی، این است که مصاحبه کننده را قانع کنی که برمی گردی! باید تمامی انرژی و هم و غمت را بگذاری وسط و از هر چه مدرک و شواهد است استفاده کنی تا مطمئن شوند که قرار نیست بروی و کنگر سرزمین فرصت ها لنگراندازت کند. اکثر متقاضیان کسی را در آن سرزمین دارند که می خواهند بروند ببینندش. یکی بچه اش آنجاست، دیگری خواهرش، آن یکی پسرخاله اش...در هر حال اگر کسی آنجا باشد، توجیهِ رفتن منطقی تر خواهد بود.
شماره ها یکی پس از دیگری اعلام می شوند و صاحب شماره ها، تکی یا دو سه نفره می روند پشت باجه. باجه های مصاحبه بی شباهت به باجه های بانکهای خودمان نیست؛ با این تفاوت که کسانی که پشت باجه هستند کاملا در فضایی دیگرند و اینطرفی ها در اتاقی دیگر. یک شیشه کلفت چند جداره بینشان کشیده شده و تنها راه ارتباطی برای تبادل مدارک، شیار کوچکی است که آن هم در دارد و مصاحبه کننده ها با احتیاط از داخل آن مدارک را برمی دارند! مصاحبه کننده میکروفونی دارد که صدایش از این طرف شنیده می شود وگرنه شیشه ها آن قدر کلفتند که صدای اصلیش هرگز این طرف نمی آید!
مصاحبه شونده ها می روند پشت باجه. شماره شان را تحویل می دهند و مامور سفارت توی کامپیوترش شماره پرونده شان را می زند و هر چه از آنها می داند می آید جلوی چشمش. مصاحبه کننده ها به زبان فارسی مسلطند. با لهجه ی غلیظ آمریکایی فارسی صحبت می کنند و از هر کس، بنا بر شرایطی که دارد سوالاتی می پرسند. از یکی می پرسند که چرا می خواهد برود؟ از دیگری می پرسند اقوامت آنجا چه می کنند و دقیقا کجا زندگی می کنند؟ از کارشان می پرسد و درسی که می خوانند. از کشورهایی که سفر کرده اند و انگیزه شان از سفرهای قبلی! خلاصه گپ و گفت دوستانه چند دقیقه ای طول می کشد تا مصاحبه کننده به جمع بندی برسد. خیلی ها می گویند نتیجه از قبل معلوم است و این مصاحبه ی فرمالیته، تاثیر چندانی در دادن ویزا ندارد. خیلی ها هم معتقدند که کارمندان مصاحبه کننده ی سفارت، یک پا روانشناسند برای خودشان و تا لب باز می کنی، می فهمند دروغ می گویی یا راست!
استرس در چهره کسانی که شماره شان اعلام می شود و می روند برای مصاحبه به وضوح دیده می شود؛ حتی آنهایی که چندباری رفته اند و این شرایط را چند بار تجربه کرده اند و یا کسانی که رفتن و نرفتن تفاوت چندانی برایشان ندارد هم از این قاعده مستثنی نیستند.
لازم نیست برگه سبز یا زرد را در دستشان ببینی؛ کاملا از چهره از مصاحبه برگشته ها معلوم است که شیرهستند یا روباه! آنها که سرشان پایین است و غمگین، اکثرا ریجکت شده ها هستند و آنها که برای بقیه دست تکان می دهند موفق شده ها!
کسانی که جواز رفتن را به طور قطعی گرفته اند، یک برگه ی سبز دستشان است و همان موقع، پاسپورت هایشان را تحویل داده اند. گروهی دیگر که برگه ی زرد در دست دارند، در مصاحبه مشکلی نداشتند و باید صبر کنند تا پروسه «کلیرنس» انجام شود. این افراد باید از دو هفته بعد از مصاحبه تا دوماه به سایتی که بهشان معرفی شده رجوع کنند تا ببینند نتیجه چیست. گروهی هم هستند که نتوانسته اند مصاحبه کننده را قانع کنند و بهشان گفته شده که فعلا شرایط لازم برای گرفتن جواز سفر را ندارند. با یک نگاه کلی هم می شود فهمید چه کسانی شانسشان بیشتر است و چه کسانی کمتر. مثلا پدر و مادری که با جوانشان آمده اند به خاطر خطرِ ماندن جوان در سرزمین فرصت ها ریجکت می شوند اما مادرهای پیری که بقیه ی بچه هایشان و همسرشان اینجا هستند و خودشان می خواهند بروند یکی از بچه هایشان را ببینند، راحت پذیرفته می شوند.
یکی از ناراحت کننده ترین صحنه ها بعد از پذیرفته نشدن، صحنه ی اصرار و بعضا التماس به مصاحبه کننده هاست. کسانی که مدارکشان نتوانسته سفارت را متقاعد کند، آخرین شانسشان را امتحان می کنند و به همه چیز توسل می جویند تا رضایت بدست آورند اما تجربه نشان داده که این اقدام جواب نمی دهد و وقت تلف کردنی بیش نیست.
سرانجام، سرنوشت متقاضیان و سفرشان با سه ساعتِ تمام بالا و پایین و چک و خنثی و هفت هشت دقیقه مکالمه و مصاحبه، که به خاطرش مجبور شدند سفری نسبتا پرهزینه را به یک کشور دیگر داشته باشند تعیین می شود و مجوز داده شده ها می روند تا ببینند سرزمینی که به آن سفر می کنند همان سرزمین رویاهایشان هست یا نه؟!
تبلیغات متنی
-
ترامپ: میخواهیم به اورانیوم ایران دست پیدا کنیم
-
رایگان بودن مترو و اتوبوس در تهران ادامه دارد؟!
-
با مصرف روزانه مولتی ویتامینها دیرتر پیر شوید
-
تصاویری از وضعیت کاخ سفید پس از حادثه تیراندازی
-
گل ترابی، نامزد بهترین گل فصل نخبگان آسیا
-
پیام توجهبرانگیز عراقچی خطاب به ترامپ و امارات
-
بیانیه عربستان درباره درگیری اخیر ایران و آمریکا
-
جهانبخش در آستانه جامجهانی مصدوم شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
تساوی پر گل منچسترسیتی به کام توپچیها شد
-
جمله خبرساز ترامپ درباره زمان پایان جنگ با ایران
-
حضور شرکتکننده عشق ابدی در تجمعات امشب تهران
-
واکنش سازمان ملل به درگیری تازه ایران و آمریکا
-
پیام حنظله درباره حمله به سامانه پدافندی امارات
-
در نزدیکی محل اقامت ترامپ تیراندازی شد
-
جمله خبرساز ترامپ درباره زمان پایان جنگ با ایران
-
در نزدیکی محل اقامت ترامپ تیراندازی شد
-
پاسخ ترامپ به ادعای نقض آتشبس توسط ایران
-
اقدام تازه و هماهنگ آمریکا و کشورهای عربی علیه ایران
-
ایران: آمریکا باید پاسخگوی حمله امروز به امارات باشد
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
تصاویری از انفجار در امارات پس از اصابت پرتابه
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
آمادهباش در اسرائیل و بحرین برای حمله احتمالی
-
بعد از امارات، عمان نیز هدف حمله قرار گرفت
-
اطلاعیه سنتکام درباره عملیات نظامی در تنگه هرمز
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
اماراتیها از آمریکا و اسرائیل کمک خواستند
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
امارات مدعی حمله ایران به بندر فجیره شد
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
بعد از امارات، عمان نیز هدف حمله قرار گرفت
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
اقدام خودسرانه شهرداری تهران خبرساز شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بازهم آمریکاییه! آیا کسی بخواهد بیاید ایران اصلا" میتونه؟
خوبه که اشاره کردی چققققدر ایرانی از این مملکت خارج میشه ؟ چرا نمی پرسی چرا؟
پاسخ ها
معلومه دیگه اکثرا بی پولی
نیازی نیست سفارت آمریکا رو تو دبی مثال بزنی یا حتی سفارتهای اروپایی رو تو تهران که رفتاری با مراجعین دارن یه سر به سفارت کشور دوست و برادر لبنان بزنید تا معنای واقعی توهین به مراجعه کننده و شروط عجیب و غریب برای دادن ویزا رو بفهمید.
متاسفانه سفارت کشورهای اروپایی در تهرانم وضعش همینطوریه