طنز؛ چرا فردوسی پور دو بهم زنی را دوست دارد؟
حسام حیدری در ستون طنز روزنامه قانون نوشت: آن گزارشگر سیار، آن تیکهانداز قهار، آن مجری بیمانند، آنکه موقع خواندن آمارها میخند، آن بچه رفسنجان، آن جان ماتسن ایران، آن از استادان لبخوانی، آن شرکتکننده مسابقه هفته در جوانی، آن طراح برنامه نود، آنکه هر هفته یکی را به....
حسام حیدری در ستون طنز روزنامه قانون نوشت:
آن گزارشگر سیار، آن تیکهانداز قهار، آن مجری بیمانند، آنکه موقع خواندن آمارها میخند، آن بچه رفسنجان، آن جان ماتسن ایران، آن از استادان لبخوانی، آن شرکتکننده مسابقه هفته در جوانی، آن طراح برنامه نود، آنکه هر هفته یکی را به فنا میدهد، آن لیورپولی اصیل که هیچ وقت تنها قدم برنمیداشت، آن که در ورلدساکر مینوشت یادداشت، آن صاحب پلیورهای رنگیرنگی، آنکه روی صندلی داشت حرکات آونگی، آن از مریدان باب پیزلی و بیل شنکلی، آن برنامهاش مظلومان را تسلی، آن برای مافیا عین کابوس، آن معروف به آقای فردهپوس، آن گاهی کمنمک و گاهی شور، شیخنا و مولانا عادل فردوسیپور (اعلی ا... نوده الی صده) از اکابر فوتبال ایران بود و در ریاضت و کرامت شأنی رفیع داشت و محضر اردشیر لارودی درک کرده بود و عکس با شورت ورزشی داشت.
در منزلت مقام او همین بس که چون به دنیا آمد، طبیب او را پرسید:«عادل فردوسیپور شما هستید؟» گفت: «بله» طبیب گفت:«همون که فوتبال ایران رو...؟» عادل گفت:«بله بله» و این از عجیبترین حوادث بود. نقل است که از همان ابتدا بچهای فجیع بود و نق بسیار میزد و شب تا صبح به گریه بیدار بود. پس جمله نزدیکان بغلش میکردند و قاقا و پفک و اسباببازیاش میدادند و با او حرف میزدند اما هرچه میگفتند: عادل میگفت: «اجازه میدید قانع نشم؟» و باز هم گریه میکرد. اعلیا... مقامه.
آوردهاند که دعوا و درگیری دوستتر داشت و چون به سن بلوغ رسید به خیابان میرفت و در دعواها قضاوت میکرد و چون دو ماشین تصادف میکردند، میگفت: «او لالا... چه تصادفی شده» و زود میرفت وسط و حرف رانندهها را گوش میکرد و مامور بیمه را روی خط میآورد و مقصر را معلوم میکرد. نقل است روزی رانندهای خواست دروغ گفتن، زود مچش را گرفت و گفت:«یعنی چیییییییی؟ آقاجان مگه میشه؟» و میگفت:«دلم میخواد سرمرو بکوبم به این کاپوت». پس بزرگان گفتند باید او را بر کاری گماریم که دعوا و درگیری و پول زیاد و مافیا و پشت پرده داشته باشد. دیدند همه کارها دارد. پس گفتند به فوتبالش میگذاریم که با ما کارش نباشد. پس گزارشگر شد. نقل است که گزارشهای زیبا داشت و در گزارشش به زمین و زمان تیکه میانداخت و حال همه را میگرفت و چوب دو سر طلا بود و استقلالیها میگفتند پرسپولیسی است و پرسپولیسیها میگفتند استقلالی است و او همان است که شاعر در مورد او گوید: «تیمم باخت
عادل فردوسی پور را در کوچه کتک زدم».
نقل است که مدرس زبان بود و تحقیقات فراوان میکرد و سوالات بسیار داشت. او را گفتند:«این همه تحقیق که کردی هیچ به مساله غامضی برخوردی که پاسخش ندانی؟» گفت:«عمری در فوتبال سپری کردم و جمله صحنهها و پشتپردهها و عجایب دیدم ولی آخر نفهمیدم آنچه شیخنا تاج در نود میگفت چیست که: وقتی گردش کنی میخ میشه و وقتی پهنش کنی سیخ میشه».
از عجایب کار او این بود که ۱۷سال برنامه ۹۰ به روی آنتن برد و یک شب سر وقت برنامهاش شروع نشد و یک لحظه آرام روی صندلی ننشست و از همه چیز و همه کس سخن میگفت غیر از حق پخش فوتبال که همیشه زیرسبیلی رد میکرد و میگفت زیرساختهایش آماده نیست. و او را جملات عالی است. میگفت: «فدراسیون دست ما رو تو پوست حنا گذاشته» و میگفت:«مسی نفس همه رو تو سینهاش حبس میکنه» و میگفت:«چیه این فوتبال اصلا؟» و میگفت:«جام باشگاههای اروپا نمیتونه الکسیس سانچز رو ارضا کنه» و حقا که بررسی کرده بود و راست میگفت. نقل است که بسیاری از شیوخ در کار او ابا کردند که او را در فوتبال قدمی نیست از جمله شیخ مایلی (اشکه دم مشکه) که کیروشیپورش میخواند و شیخنا قلعهنویی و شیخنا کفاشیان. اما او همه را دوست داشت و در اینستاگرام فوولوو میکرد. نقل است که چون قابضالروح بر او وارد شد تا جانش بگیرد، گفت: «عجب جون بگیری شدی تو...» و زود جانش داد تا به فوتبال شب برسد و پس از مرگش هاتفی ندا سر میداد:«حتی خوشبینترین هوادارهای فردوسیپور هم همچین پایانی رو پیشبینینمیکردند». رحمه ا... علیه.
آن گزارشگر سیار، آن تیکهانداز قهار، آن مجری بیمانند، آنکه موقع خواندن آمارها میخند، آن بچه رفسنجان، آن جان ماتسن ایران، آن از استادان لبخوانی، آن شرکتکننده مسابقه هفته در جوانی، آن طراح برنامه نود، آنکه هر هفته یکی را به فنا میدهد، آن لیورپولی اصیل که هیچ وقت تنها قدم برنمیداشت، آن که در ورلدساکر مینوشت یادداشت، آن صاحب پلیورهای رنگیرنگی، آنکه روی صندلی داشت حرکات آونگی، آن از مریدان باب پیزلی و بیل شنکلی، آن برنامهاش مظلومان را تسلی، آن برای مافیا عین کابوس، آن معروف به آقای فردهپوس، آن گاهی کمنمک و گاهی شور، شیخنا و مولانا عادل فردوسیپور (اعلی ا... نوده الی صده) از اکابر فوتبال ایران بود و در ریاضت و کرامت شأنی رفیع داشت و محضر اردشیر لارودی درک کرده بود و عکس با شورت ورزشی داشت.
در منزلت مقام او همین بس که چون به دنیا آمد، طبیب او را پرسید:«عادل فردوسیپور شما هستید؟» گفت: «بله» طبیب گفت:«همون که فوتبال ایران رو...؟» عادل گفت:«بله بله» و این از عجیبترین حوادث بود. نقل است که از همان ابتدا بچهای فجیع بود و نق بسیار میزد و شب تا صبح به گریه بیدار بود. پس جمله نزدیکان بغلش میکردند و قاقا و پفک و اسباببازیاش میدادند و با او حرف میزدند اما هرچه میگفتند: عادل میگفت: «اجازه میدید قانع نشم؟» و باز هم گریه میکرد. اعلیا... مقامه.
آوردهاند که دعوا و درگیری دوستتر داشت و چون به سن بلوغ رسید به خیابان میرفت و در دعواها قضاوت میکرد و چون دو ماشین تصادف میکردند، میگفت: «او لالا... چه تصادفی شده» و زود میرفت وسط و حرف رانندهها را گوش میکرد و مامور بیمه را روی خط میآورد و مقصر را معلوم میکرد. نقل است روزی رانندهای خواست دروغ گفتن، زود مچش را گرفت و گفت:«یعنی چیییییییی؟ آقاجان مگه میشه؟» و میگفت:«دلم میخواد سرمرو بکوبم به این کاپوت». پس بزرگان گفتند باید او را بر کاری گماریم که دعوا و درگیری و پول زیاد و مافیا و پشت پرده داشته باشد. دیدند همه کارها دارد. پس گفتند به فوتبالش میگذاریم که با ما کارش نباشد. پس گزارشگر شد. نقل است که گزارشهای زیبا داشت و در گزارشش به زمین و زمان تیکه میانداخت و حال همه را میگرفت و چوب دو سر طلا بود و استقلالیها میگفتند پرسپولیسی است و پرسپولیسیها میگفتند استقلالی است و او همان است که شاعر در مورد او گوید: «تیمم باخت
عادل فردوسی پور را در کوچه کتک زدم».
نقل است که مدرس زبان بود و تحقیقات فراوان میکرد و سوالات بسیار داشت. او را گفتند:«این همه تحقیق که کردی هیچ به مساله غامضی برخوردی که پاسخش ندانی؟» گفت:«عمری در فوتبال سپری کردم و جمله صحنهها و پشتپردهها و عجایب دیدم ولی آخر نفهمیدم آنچه شیخنا تاج در نود میگفت چیست که: وقتی گردش کنی میخ میشه و وقتی پهنش کنی سیخ میشه».
از عجایب کار او این بود که ۱۷سال برنامه ۹۰ به روی آنتن برد و یک شب سر وقت برنامهاش شروع نشد و یک لحظه آرام روی صندلی ننشست و از همه چیز و همه کس سخن میگفت غیر از حق پخش فوتبال که همیشه زیرسبیلی رد میکرد و میگفت زیرساختهایش آماده نیست. و او را جملات عالی است. میگفت: «فدراسیون دست ما رو تو پوست حنا گذاشته» و میگفت:«مسی نفس همه رو تو سینهاش حبس میکنه» و میگفت:«چیه این فوتبال اصلا؟» و میگفت:«جام باشگاههای اروپا نمیتونه الکسیس سانچز رو ارضا کنه» و حقا که بررسی کرده بود و راست میگفت. نقل است که بسیاری از شیوخ در کار او ابا کردند که او را در فوتبال قدمی نیست از جمله شیخ مایلی (اشکه دم مشکه) که کیروشیپورش میخواند و شیخنا قلعهنویی و شیخنا کفاشیان. اما او همه را دوست داشت و در اینستاگرام فوولوو میکرد. نقل است که چون قابضالروح بر او وارد شد تا جانش بگیرد، گفت: «عجب جون بگیری شدی تو...» و زود جانش داد تا به فوتبال شب برسد و پس از مرگش هاتفی ندا سر میداد:«حتی خوشبینترین هوادارهای فردوسیپور هم همچین پایانی رو پیشبینینمیکردند». رحمه ا... علیه.
تبلیغات متنی
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
-
احتمال شنیده شدن صدای انفجار در این منطقه
-
ترامپ درحال آموزش رقص مشهورش در کاخ سفید
-
آخرین خبر از پناهندگی دختران ایرانی در استرالیا
-
حمله به ۲ کشتی آمریکایی در تنگه هرمز
-
اطلاعیه مهم | بروزرسانی اپلیکیشن برترینها و اخبار داغ
-
عضو هیاتمدیره انجمن روزنامهنگاران: اینترنت آزاد حق همه مردم است
-
تصاویری از بدرقه کربلا اولیها در میدان انقلاب
-
هلما و الهام؛ قصه تلخ آخرین اسپک در عصر نهم اسفند
-
«بچه مردم» از ۲۲ اردیبهشت در سینما آنلاین فیلم نت
-
شعار موزون و متفاوت تجمعکنندگان تهرانی علیه ترامپ
-
آقای صداوسیما، اصلا شما بُردی، آن ۲۴ درصد را چه میکنی؟
-
وقوع زمین لرزه ۴.۱ ریشتری در استان فارس
-
صحبتهای هگست درباره دلفینهای انتحاری ایران
-
تنش نظامی به شمال ایران کشیده میشود؟
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
-
اطلاعیه مهم | بروزرسانی اپلیکیشن برترینها و اخبار داغ
-
تصاویری از بدرقه کربلا اولیها در میدان انقلاب
-
هلما و الهام؛ قصه تلخ آخرین اسپک در عصر نهم اسفند
-
شعار موزون و متفاوت تجمعکنندگان تهرانی علیه ترامپ
-
آقای صداوسیما، اصلا شما بُردی، آن ۲۴ درصد را چه میکنی؟
-
صحبتهای هگست درباره دلفینهای انتحاری ایران
-
تنش نظامی به شمال ایران کشیده میشود؟
-
روایت یکی از کسبه مجتمع ارغوان از آتشسوزی دیشب
-
ماموریت ویژه پزشکیان به عارف برای بازگشت اینترنت
-
تصویری از دیدار عراقچی با وزیر خارجه چین در پکن
-
ترامپ توقف موقت «پروژه آزادی» را اعلام کرد
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
دقایقی پیش، زلزله ۵ ریشتری این استان را لرزاند
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
جمله خبرساز ترامپ درباره زمان پایان جنگ با ایران
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
دو شغلی که این روزها پرطرفدار شده است
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
سه زن بالای ۵۰ سال سینمای ایران که این روزها بیننده دارند
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
بعد از امارات، عمان نیز هدف حمله قرار گرفت
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
پاسخ ترامپ به ادعای نقض آتشبس توسط ایران
-
اقدام تازه و هماهنگ آمریکا و کشورهای عربی علیه ایران
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
آقای لنگ دوستی پور صحیح تر است
مشتی جملات چرت و پرت ، که وقت خواننده را می گیرد.
ازنظر سبک نگارش بحرطویل ظنز زیبایی داشت که مرا یاد مجلات فکاهی توفیق درقدیم و وگل اقای جدیدتر می اندازد ولی از نظر محتوی ومفهوم سعی درمعرفی عادل وبرنامه وعلایق درونی اش داشتید واز نقدهایی که به زمین وزمان می کند وروی همه چیز بجز «حق پخش تلویزیونی»مانور می دهد واینجا که حیات خود وبرنامه اش بدان بسته است ورود جدی نمی کند. شاد باید وسرفراز
....زندگیش ازاین راه می گذرد..
چون به نفعش منافع وطن وهم وطنان به پول وبرنامش میفروش پول کجاس فردوسی پور۲زنه وطن فروش خاین وقتی افغانیاس توکشورندارن دارنبودجه۱۰۰سال مملکت میخورن هزینه میکنن ویابیشترمیاد بازیهاشونم نشان میده چای شیرینی میکنه و خوشحال افغانیا۹۰نگاه میکنن انگارالمانیا دارن نگاه میکنم تیتاپ وزوق زده میش خداکنه بلاسرش بیاد دلمون خنک بش فک کنم ایران با افغانستان عقب افتادم بازی کنه میره اوناروتشویق کنه خاین
متولد مهر ماه خود آتش بیار معرکه هست با آنکه علامت ترازو ورفع مرافعه و مجادله دارد برای او معلول مهمتر از علت است.