شوخیهای جالب شبکههای اجتماعی (۱۷۴)
نوشته های طنزِ حاصل ذهن خلاق هموطنان ایرانی از ابتدای پیدایش SMS و ایمیل تا به امروز در شبکههای اجتماعی نظیر توئیتر، وایبر، لاین، واتس آپ و .... حضور همیشگی و پررنگی داشته و دارند.
سعی داریم در این سری مطالب گزیده ای از این نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد.
******
۱. علم روان شناسی ثابت کرده که خندیدن، خوب است، قهقهه عالی است، گریستن، آدم را آرام می کند، اما باور کنید فحش دادن چیزی دیگریست.
۲. سوار تاکسی شدم ۲۰۰ تومن بدهکار شد، گفت حلال کن، گفتم حلال نمیکنم. گفت به درک! بزرگوار خیلی به حلال و حروم معتقد بود.
۳. چگونه یک دختر را در دو مرحله عصبانی کنیم؟ ۱. از او عکس بگیرید. ۲ عکس را به او نشان ندهید. (ترجیحاً فرار کنید)
۴. عشق را از جوراب زنانه باید آموخت، يه دونش سوراخ ميشه اون يکی خودشو از شير حموم دار میزنه... سرفرصت بازم براتون از عشق میگم. عشق خیلی پیچیدس.
۵. ما پیر شدیم اخرشم نفهمیدیم فلاکس درسته یا فلاسک.
۶. مرده به زنش sms میده: "عزیزم، من دیشب با رژلبت رو سنگ توالت نوشتم دوستت دارم"
خانمه هم جواب میده: "نفسم، منم دیشب با همون مسواکی که صبح دستت بود، پاکش کردم"
زوج خاصي اند اينا، خدا حفظشون كنه.
۷. لذتی که در پس گردنی زدن به بچه های لوس مهمونا دور از چشم والدینشون هست، در قتل عمد نیست.
۸. یکی از سخت ترین کارای این دوره و زمونه اینه که بدونی چه جوری با یه بچه رفتار کنی که بهت فحش نده.
۹. قبول دارین بیسکویت مادرای قدیم بهتر بودن؟ دیروز یکی خریدم مزه پدر می داد.
۱۰. عکس العمل های خانواده بعد از اینکه من با سر و دستی خونین مال در اثر تصادف به خونه اومدم: مامانم: صاف می ری حموم خودتو به جایی نمیزنی نجس کاری بشه. داداشم: باز رفتی تو دیوار. بابام: به بیمه خبر دادی؟ مامانبزرگم: ناهار خوردی مادرجون؟
۱۱. امروز تو صف نونوایی بودم که یه دفه نونوا گفت: کی سیر خورده؟ منم گفتم: من. گفت: بیا جلو نونتو بدم برو سریع. تا حالا اینجوری تخریب شخصیتی نشده بودم.
۱۲. طرف رفت انجمن اهدای اعضای بدن، عضو بشه جوگیر شد همه رو تیک زد، بعد از مرگش بیمارستان یه شلوار با یه مشت سبیل تحویل خانوادش دادن!
۱۳. یه مدل خودآزاری هست که آدم عاشق کسی می شه که نمی تونه کوچکترین ارتباطی باهاش داشته باشه.
۱۴. شما یادتون نمیاد بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المسائل بود. از اختلاس هم جرمش سنگین تر بود!
۱۵. نشستیم کل خانواده داریم فیلم نگاه می کنیم تیکه حساس فیلم، بابا گوشیش زنگ می خوره جای اینکه بره تو اتاق صحبت کنه، خیلی شیک و مجلسی همونجا می شینه و صدای تلویزیون رو کم می کنه! پدر جان، ما در نقش گلدونیم؟
۱۶. وقتی بچه بودم هر وقت می گفتن واسه شفای مریضا دعا کنید، اول از همه واسه شفای قلب مریض میزوگی دعا می کردم.
۱۷. زن داداشم پاش رفته رو سوسک، شب موقع خوابیدن پاشو از تخت آویزون کرده که از خودش دور باشه. نمی دونم دادشم با چه انگیزه ای ادامه می ده به این زندگی.
۱۸. نیم ساعته می خوام برم دستشویی اما بابام تو پذیرایی کمین کرده یکی رد بشه گیرش بیاره تحلیلش رو درباره سوریه و عربستان بگه!
۱۹. بچه که بودم باورم نمی شد دو سوم بدن ما رو آب تشکیل میده تا اینکه این کارتون های ژاپنی رو دیدم لامصبا گریه می کنن سیل میاد.
۲۰. کاش مثانه رو می شد قبل خواب درآورد بعد از خواب گذاشت سر جاش.
۲۱. تقریبا ۹۷ درصد آدمایی که توی اتوبوس و مترو می بینیم پشت تلفن دارن جایی که الان هستن رو می گن دروغ می گن. حداقل سه ایستگاه جلوتر رو می گن.
۲۲. انقدر که زمین فوتبال به نام تختی داریم، سالن کشتی به نامش نداریم!
۲۳. اینبار دیگه چیکار کردم؟
ترجمه: اینبار چطوری مچم رو گرفتی؟
چه جالب، بعد چی شد؟
ترجمه: هنوز داری حرف می زنی؟ بس کن دیکه
نتونستم پیداش کنم
ترجمه: شیء مورد نظتر بیش از یه متر با من فاصله داشت حوصله نداشتم پاشم
برای تمام کارام یه دلیل منطقی دارم
ترجمه: یه کم فرصت بده یه خالی بندی جور کنم
24. کلاس اول دبستان بودم با خوشحالی دست تو نمره ام بردم و 9 رو کردم 19 بردمش پیش بابام گفتم 19 شدم جایزه می خوام! اونم گوشم رو گرفت و گفت حالا برا 91 که گرفتی چی میخوای؟!
25. دقت کردین هر وقت پول خرد نداشته باشین سوار تاکسی شیم، حتما راننده تاکسی با یه مسافر دیگه که قبل از ما پیاده میشه سر پول خرد بحث شون می شه؟
26. یکی از دوستام مغازه فروش سوسیس و کالباس دارن ... یه مشتری اومد تو مغازه گفت 500 گرم کالباس مرغ می خوام دوستم که می کشید دختره پرسید خیالم راحت باشه که خوبن؟ دوستم گفت آره برا خودمون تو خونه از همین می برم بعد گفت شد 700 گرم اشکال نداره؟ دختره گفت نه سگم چاق می شه کمش کن!
27. بعضیا دوست دارن بیشتر آرایش کنن ولی متاسفانه صورتشون تموم می شه.
28. این چینی ها واقعا زبون همدیگرو می فهمن یا جلو بقیه آبروداری می کنن؟
29. سلیقه من به خواهر همه فروشنده ها نزدیکه! می رم هر مغازه ای دست رو هر چی می ذارم میگه اتفاقا من واسه خواهرم خودم اینو برداشتم خیلی راضیه.
30. به مامانم میگم: گشنمه، میگه: عزیزم نون هست، تخم مرغ هست، روغنم هست. برو هر چی دوس داری درست کن بخور.
تبلیغات متنی
-
تصادفی که پرده از راز یک قتل هولناک برداشت
-
اتهام سنگین میثاقی به بازیکنان لیگ برتر
-
راز قتل در کمپ ترک اعتیاد مخفی نماند
-
عکس لو رفته از شروین حاجیپور و ترلان پروانه شر شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
رایزنیهای مداوم تهران و ریاض در روزهای اخیر
-
منوچهر هادی: به ما برچسب «قاتل» زدند
-
پری سیمای سریال ستایش: حرفی برای گفتن ندارم
-
رد پای یک سفارتخانه خارجی در اوضاع آشفته فوتبال
-
پیامک مسخرهای که وسط اتفاقات مهم به دست مردم رسید
-
تراکتور با پرداخت پول به دنبال تغییر رأی کمیته انضباطی
-
نطق اردوغان در آستانه دیدار مهم ایران و آمریکا
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
پهپاد سپاه بالای سر ناو هواپیمابر آمریکا قرار گرفت
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
مرسی ازشما خیلی عالی بود...
30 حکایت خیلی هاست
وری گود
16:)) الهیییییییییییییییییییییییییییی
یکی از فانتزیای من اینه که به سبک بعضی فیلمها وقتی یه مرد بعد از اینکه چند تا نصیحتم کرد و خط و نشون برام کشید با یه قلدری خاصی ته حرفهاش ازم بپرسه "روشنه؟ " من با یه آرامش خاصی برگردم بهش بگم: تا همین چند دقیقه پیش روشن بود دیدم داره اسراف میشه خاموشش کردم!
بعدشم تو افق محو بشم!
من کاربری هستم که یکی از فانتزیامو نوشته بودم اگر به نظرتان جالب بود و قابل نمایش اولا این کامنتم را نمایش ندهید و ثانیا اگر احیانا اشتباهی اخر جمله ام بجای خاموشش کردم نوشتم روشنش کردم خودتان اصلاح کنید حواس پرتیه دیگه ! با تشکر