طنز؛ تجربه شادی جمعی
آیدین سیارسریع در روزنامه قانون نوشت:
وقتی را خالی کردم که بروم در سینما سپیده فیلم ابد و یک روز را ببینم. فیلمی که هر چه سیمرغ در جشنواره بود را درو کرده بود و تعدادی فنچ و بلدرچین برای بقیه فیلمها باقی گذاشته بود. یک ربع از شروع فیلم گذشته بود که به سینما رسیدم. مشکلی که آن روز بیخ گلویم را چسبیده بود کاملا گیجم کرده بود برای همین به جای خرید بلیط به طریق معمول وارد سینما شدم و به مردی که به صندلی پلاستیکی تکیه کرده بود گفتم: یه بلیط برای ابد و یک روز میخوام. گفت: برید بیرون از سینما، از پشت گیشه بلیط تهیه کنید. گفتم: حالا که اومدم تو، یه بلیط بده عجله دارم. گفت: نمیشه. برو بیرون! ارشاد گیر میده. یک نگاه به اینور و آنور کردم، گفتم: ساعت چهار و نیم بعد از ظهر ارشاد کجا بود بزرگوار؟ گفت: بفرما خواهش می کنم. برای ما مشکل درست نکن. نگاه غضب آلودی بهش انداختم و رفتم پشت گیشه. شبیه به خاله بازی شده بود. خانم بلیط فروش در جایگاه قرار گرفت و خودش را برای پذیرش تنها مشتریای که من بودم آماده کرد! رفتم از پشت شیشه گفتم: چقدر میشه؟ گفت فلان قدر. پرداخت کردم و وارد سالن شدم. چون شنیده بودم ابد و یک روز فیلم تلخی است انتظار داشتم با صدای فین فین تماشاگران روبرو شوم ولی فقط صدای خنده بود که سالن را پر کرده بود. آمدم از در بروم بیرون، به آقایی که چراغ قوه دستش بود گفتم: آقا من مسخره شمام؟ گفت: حرف دهنتو بفهم. چی میگی؟ گفتم: منو آوردی سالن «من سالوادور نیستم» الکی میگی ابد و یک روزه؟ پرده را نشان داد و گفت: خوب چشماتو وا کن ببین تو سالوادور نوید محمدزاده بازی میکنه!؟ مسئولان سینما سپیده به درستی دریافتهاند که یک سینمای خوب باید در نهایتِ تاریکی فیلمها را اکران کند و سینما سپیده هم کاملا این نکته را رعایت کرده فقط یک خواهشی که من از این عزیزان دارم این است که میزان تاریکی به حدی باشد که بشود فیلم را هم روی پرده دید! گفتم: برادر چراغ بنداز رو پرده! چراغ انداخت. دیدم ابد و یک روز است. به تماشاگرها اشاره کردم و گفتم: پس اینا چرا می خندن؟ مسئول سالن شانه بالا انداخت و گفت: نمیدونم. از وقتی سالوادور و آلبالو رو اکران کردیم اینجوری شده. گفتیم حتما فیلمای جدید یه ته مایه بامزهای دارن. یه فیلم غمگین قدیمی اکران کنیم. گفتم: خب چی شد؟ گفت: هیچی دیگه. م مثل مادر رو اکران کردیم، مادره دارو به دست ميافتاد زمين، همه ميزدن زير خنده. آخرش هم اومدن گفتن: خوب بود ولی يهكم آهنگش شل بود. وای اونجایی که مادره ميميره خیلی باحال بود. (از خنده ریسه میرود). گفتم: بهرحال مردم اینقدر تجربه گریه جمعی داشتن دیگه خسته شدن، یه کم تجربه خنده جمعی ... جملهام تمام نشده بود که دیدم در حالی که سه مامور قلچماق کمپ اجباری آمدهاند محسن (نوید محمدزاده) را به زور ببرند و خواهرها هم گریه میکنند مردم میزنند زیر خنده. به مسئول سالن گفتم: داداش گند بزنم تو این تجربه شادی جمعیمون! اینجا رو بکوب سیرک بزن بهتره. در را باز کردم و از سالن زدم بیرون.
وقتی را خالی کردم که بروم در سینما سپیده فیلم ابد و یک روز را ببینم. فیلمی که هر چه سیمرغ در جشنواره بود را درو کرده بود و تعدادی فنچ و بلدرچین برای بقیه فیلمها باقی گذاشته بود. یک ربع از شروع فیلم گذشته بود که به سینما رسیدم. مشکلی که آن روز بیخ گلویم را چسبیده بود کاملا گیجم کرده بود برای همین به جای خرید بلیط به طریق معمول وارد سینما شدم و به مردی که به صندلی پلاستیکی تکیه کرده بود گفتم: یه بلیط برای ابد و یک روز میخوام. گفت: برید بیرون از سینما، از پشت گیشه بلیط تهیه کنید. گفتم: حالا که اومدم تو، یه بلیط بده عجله دارم. گفت: نمیشه. برو بیرون! ارشاد گیر میده. یک نگاه به اینور و آنور کردم، گفتم: ساعت چهار و نیم بعد از ظهر ارشاد کجا بود بزرگوار؟ گفت: بفرما خواهش می کنم. برای ما مشکل درست نکن. نگاه غضب آلودی بهش انداختم و رفتم پشت گیشه. شبیه به خاله بازی شده بود. خانم بلیط فروش در جایگاه قرار گرفت و خودش را برای پذیرش تنها مشتریای که من بودم آماده کرد! رفتم از پشت شیشه گفتم: چقدر میشه؟ گفت فلان قدر. پرداخت کردم و وارد سالن شدم. چون شنیده بودم ابد و یک روز فیلم تلخی است انتظار داشتم با صدای فین فین تماشاگران روبرو شوم ولی فقط صدای خنده بود که سالن را پر کرده بود. آمدم از در بروم بیرون، به آقایی که چراغ قوه دستش بود گفتم: آقا من مسخره شمام؟ گفت: حرف دهنتو بفهم. چی میگی؟ گفتم: منو آوردی سالن «من سالوادور نیستم» الکی میگی ابد و یک روزه؟ پرده را نشان داد و گفت: خوب چشماتو وا کن ببین تو سالوادور نوید محمدزاده بازی میکنه!؟ مسئولان سینما سپیده به درستی دریافتهاند که یک سینمای خوب باید در نهایتِ تاریکی فیلمها را اکران کند و سینما سپیده هم کاملا این نکته را رعایت کرده فقط یک خواهشی که من از این عزیزان دارم این است که میزان تاریکی به حدی باشد که بشود فیلم را هم روی پرده دید! گفتم: برادر چراغ بنداز رو پرده! چراغ انداخت. دیدم ابد و یک روز است. به تماشاگرها اشاره کردم و گفتم: پس اینا چرا می خندن؟ مسئول سالن شانه بالا انداخت و گفت: نمیدونم. از وقتی سالوادور و آلبالو رو اکران کردیم اینجوری شده. گفتیم حتما فیلمای جدید یه ته مایه بامزهای دارن. یه فیلم غمگین قدیمی اکران کنیم. گفتم: خب چی شد؟ گفت: هیچی دیگه. م مثل مادر رو اکران کردیم، مادره دارو به دست ميافتاد زمين، همه ميزدن زير خنده. آخرش هم اومدن گفتن: خوب بود ولی يهكم آهنگش شل بود. وای اونجایی که مادره ميميره خیلی باحال بود. (از خنده ریسه میرود). گفتم: بهرحال مردم اینقدر تجربه گریه جمعی داشتن دیگه خسته شدن، یه کم تجربه خنده جمعی ... جملهام تمام نشده بود که دیدم در حالی که سه مامور قلچماق کمپ اجباری آمدهاند محسن (نوید محمدزاده) را به زور ببرند و خواهرها هم گریه میکنند مردم میزنند زیر خنده. به مسئول سالن گفتم: داداش گند بزنم تو این تجربه شادی جمعیمون! اینجا رو بکوب سیرک بزن بهتره. در را باز کردم و از سالن زدم بیرون.
تبلیغات متنی
-
در نزدیکی محل اقامت ترامپ تیراندازی شد
-
ترامپ درباره نقض آتشبس توسط ایران حرف زد
-
صداوسیما محاصره دریایی امارات را اعلام کرد
-
هیات داوران کن ۲۰۲۶ معرفی شدند
-
اقدام تازه و هماهنگ آمریکا و کشورهای عربی علیه ایران
-
ادعای تازه و خبرساز امارات درباره حمله ایران
-
خارجی استقلال در راه بازگشت به تهران
-
صداوسیما: آمریکا مقصر اتفاق امروز در امارات بود
-
زمان واریز کالابرگ اعلام شد
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
روسیه با اوکراین اعلام آتشبس کرد
-
ادموند بزیک در پرسپولیس پست گرفت
-
تصاویری از انفجار در امارات پس از اصابت پرتابه
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
تصویری از چند موشک در آسمان سواحل جنوبی ایران
-
در نزدیکی محل اقامت ترامپ تیراندازی شد
-
ترامپ درباره نقض آتشبس توسط ایران حرف زد
-
اقدام تازه و هماهنگ آمریکا و کشورهای عربی علیه ایران
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
تصاویری از انفجار در امارات پس از اصابت پرتابه
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
آمادهباش در اسرائیل و بحرین برای حمله احتمالی
-
بعد از امارات، عمان نیز هدف حمله قرار گرفت
-
اطلاعیه سنتکام درباره عملیات نظامی در تنگه هرمز
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
اماراتیها از آمریکا و اسرائیل کمک خواستند
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
امارات مدعی حمله ایران به بندر فجیره شد
-
فعال شدن پدافند هوایی امارات در پی تهدید موشکی
-
قطر، حملات ایران در تنگه هرمز را محکوم کرد!
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
من نگرفتم منظور نویسنده رو واسه همین به نظرم مسخره اومد