طنز، پینوکیوی چوپان و مفسدان اقتصادی
پینوکیو بعد از اینکه گربه نره و روباه مکار پولهایش را بردند، سرخورده شد و به روستایی دورافتاده مهاجرت کرد و با چراندن گوسفندهای آن روستا زندگی را گذراند. اما پینوکیو یک عیب خیلی بزرگ داشت و آن هم دروغگوییاش بود که نتوانسته بود در تمام این....
مهرشاد مرتضوى در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
پینوکیو بعد از اینکه گربه نره و روباه مکار پولهایش را بردند، سرخورده شد و به روستایی دورافتاده مهاجرت کرد و با چراندن گوسفندهای آن روستا زندگی را گذراند. اما پینوکیو یک عیب خیلی بزرگ داشت و آن هم دروغگوییاش بود که نتوانسته بود در تمام این سالها ترک کند. متاسفانه فرشته مهربون هم کار را ول کرده بود و چسبیده بود به شوهر و بچهداری و هر بار که پینوکیو دروغ میگفت، کسی نبود کمکش کند و مجبور بود هفت هشت میلیون تومن پول جراحی بینی بدهد.
پینوکیو هر بار فریاد میزد «گرگ، گرگ» و مردم روستا منتظر میماندند تا ببینند دماغ پینوکیو به روستا میرسد یا نه. چون اگر میرسید (که همیشه هم میرسید) میفهمیدند دارد دروغ میگوید. یک روز مردم صدای فریادهای پینوکیو را شنیدند، اما هرچه منتظر ماندند خبری از بینی چوبی پینوکیو نشد. هر چه دم دستشان بود برداشتند و برای مقابله با گرگ به سمت گله دویدند. اما وقتی رسیدند، خبری از گله نبود و گرگها نشسته بودند و داشتند از اعضای بدن پینوکیو به عنوان خلال دندان استفاده میکردند. بعد هم تکههای پینوکیو را همانجا انداختند و رفتند. مردم از روی بروشور، قطعات پینوکیو را به هم چسباندند و او را به حالت اول برگرداندند. پینوکیو از اینکه مردم به فریادهایش توجه نکرده بودند دلخور شد و وسایلش را جمع کرد و به سمت شهر راه افتاد.
در راه به رابین هود برخورد کرد، ولی ترسید برای خودش و ما شر بشود. پس مسیرش را تغییر داد و چند کیلومتر جلوتر کودکی را دید. کودک خودش را «آقازاده کوچولو» از سیارهای دور معرفی و برای پینوکیو تعریف کرد که روباه مکار سر او را هم کلاه گذاشته و پول چهار ترم کلاسهای موفقیت و کارگاه «چگونه اهلی کنیم؟» را گرفته و فرار کرده. دوتایی به شهر آمدند و یک خانه اجاره کردند و دنبال کار گشتند. در این بین، پینوکیو با فردی به نام ف.پ. آشنا شد. ف.پ. از پینوکیو پرسید: «بزرگترین آرزویت چیست؟» پینوکیو گفت: «دوست دارم آدم شوم» ف.پ. گفت: «دوای دردت پیش من است» و او را با خود همراه کرد و همه جا برد. پینوکیو که روز اول با شلوار پلیسهای و پیرهن گل گلی و پشت موی کفتری وارد شهر شده بود، حالا کم کم احساس آدم بودن میکرد و برای خودش کسی شده بود. حتی یک جراح پلاستیک تمام وقت استخدام کرده بود که هر وقت دروغ میگفت بلافاصله قضیه را رفع و رجوع کند. پینوکیو که تا دیروز فرق قهوه و چای را نمیدانست، الان برای خودش موکافراپاچینوی دوبل با شکر اضافه سفارش میداد.
اما همانطور که در اکثر داستانها شنیدهاید، خوشیهای پینوکیو دیری نپایید و ورق برگشت. ف.پ. به زندان افتاد و پینوکیو هم به عنوان متهم ردیف دوم کنار او قرار گرفت. پینوکیو که میدانست اگر دروغ بگوید سه سوته تابلو میشود، مجبور شد واقعیت را اعتراف کند و در کنار ف.پ. به اشد مجازات محکوم شد و الان هم در صنایع تزيینی و دکوراسیون داخلی از او استفاده میشود. اما آقازاده کوچولو زرنگ بود و خودش را درگیر این حواشی نمیکرد و ژن خوب هم داشت و همین باعث پیشرفتش شد و سالها بعد به یک پست خوب رسید و زیر پر و بال بچههای سیارهشان را گرفت.
پس ما نتیجه میگیریم که آدم شدن چندان چیز خوبی هم نیست و اگر پشت فرمان کسی بهمان گفت یابو، لبخند بزنیم و تشکر کنیم.
پینوکیو بعد از اینکه گربه نره و روباه مکار پولهایش را بردند، سرخورده شد و به روستایی دورافتاده مهاجرت کرد و با چراندن گوسفندهای آن روستا زندگی را گذراند. اما پینوکیو یک عیب خیلی بزرگ داشت و آن هم دروغگوییاش بود که نتوانسته بود در تمام این سالها ترک کند. متاسفانه فرشته مهربون هم کار را ول کرده بود و چسبیده بود به شوهر و بچهداری و هر بار که پینوکیو دروغ میگفت، کسی نبود کمکش کند و مجبور بود هفت هشت میلیون تومن پول جراحی بینی بدهد.
پینوکیو هر بار فریاد میزد «گرگ، گرگ» و مردم روستا منتظر میماندند تا ببینند دماغ پینوکیو به روستا میرسد یا نه. چون اگر میرسید (که همیشه هم میرسید) میفهمیدند دارد دروغ میگوید. یک روز مردم صدای فریادهای پینوکیو را شنیدند، اما هرچه منتظر ماندند خبری از بینی چوبی پینوکیو نشد. هر چه دم دستشان بود برداشتند و برای مقابله با گرگ به سمت گله دویدند. اما وقتی رسیدند، خبری از گله نبود و گرگها نشسته بودند و داشتند از اعضای بدن پینوکیو به عنوان خلال دندان استفاده میکردند. بعد هم تکههای پینوکیو را همانجا انداختند و رفتند. مردم از روی بروشور، قطعات پینوکیو را به هم چسباندند و او را به حالت اول برگرداندند. پینوکیو از اینکه مردم به فریادهایش توجه نکرده بودند دلخور شد و وسایلش را جمع کرد و به سمت شهر راه افتاد.
در راه به رابین هود برخورد کرد، ولی ترسید برای خودش و ما شر بشود. پس مسیرش را تغییر داد و چند کیلومتر جلوتر کودکی را دید. کودک خودش را «آقازاده کوچولو» از سیارهای دور معرفی و برای پینوکیو تعریف کرد که روباه مکار سر او را هم کلاه گذاشته و پول چهار ترم کلاسهای موفقیت و کارگاه «چگونه اهلی کنیم؟» را گرفته و فرار کرده. دوتایی به شهر آمدند و یک خانه اجاره کردند و دنبال کار گشتند. در این بین، پینوکیو با فردی به نام ف.پ. آشنا شد. ف.پ. از پینوکیو پرسید: «بزرگترین آرزویت چیست؟» پینوکیو گفت: «دوست دارم آدم شوم» ف.پ. گفت: «دوای دردت پیش من است» و او را با خود همراه کرد و همه جا برد. پینوکیو که روز اول با شلوار پلیسهای و پیرهن گل گلی و پشت موی کفتری وارد شهر شده بود، حالا کم کم احساس آدم بودن میکرد و برای خودش کسی شده بود. حتی یک جراح پلاستیک تمام وقت استخدام کرده بود که هر وقت دروغ میگفت بلافاصله قضیه را رفع و رجوع کند. پینوکیو که تا دیروز فرق قهوه و چای را نمیدانست، الان برای خودش موکافراپاچینوی دوبل با شکر اضافه سفارش میداد.
اما همانطور که در اکثر داستانها شنیدهاید، خوشیهای پینوکیو دیری نپایید و ورق برگشت. ف.پ. به زندان افتاد و پینوکیو هم به عنوان متهم ردیف دوم کنار او قرار گرفت. پینوکیو که میدانست اگر دروغ بگوید سه سوته تابلو میشود، مجبور شد واقعیت را اعتراف کند و در کنار ف.پ. به اشد مجازات محکوم شد و الان هم در صنایع تزيینی و دکوراسیون داخلی از او استفاده میشود. اما آقازاده کوچولو زرنگ بود و خودش را درگیر این حواشی نمیکرد و ژن خوب هم داشت و همین باعث پیشرفتش شد و سالها بعد به یک پست خوب رسید و زیر پر و بال بچههای سیارهشان را گرفت.
پس ما نتیجه میگیریم که آدم شدن چندان چیز خوبی هم نیست و اگر پشت فرمان کسی بهمان گفت یابو، لبخند بزنیم و تشکر کنیم.
تبلیغات متنی
-
کلینتونها مجبور به بازجویی تحت سوگند شدند
-
آمریکا و اسرائیل رزمایش مشترک برگزار میکنند
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
استوری رویا جاویدنیا: اینجا حال همگی خراب است
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
فرهیختگان: آمریکا میخواهد نیروهای مسلح ما را خسته کند
-
ماجرای مرموز قتل تاجر لوازم یدکی خودرو
-
ترکیب احتمالی پرسپولیس برای بازی با چادرملو
-
بعد از یاسر آسانی، بند فسخ مدافع خارجی هم رو شد!
-
روزنامه جوان: موسوی و این ۱۷ نفر خائن هستند
-
وزیر دفاع آمریکا: ترامپ نمیخواهد کار به جنگ بکشد
-
فیبر بالا و کلسترول صفر را در این غذاها جستوجو کنید
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
۵ گزینه هلدینگ برای مدیرعاملی استقلال چه کسانی بودند؟
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
امروز بارش گسترده در این مناطق رخ خواهد داد
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
طنز های جالبی میذارید..اشارات خوبی به موضوعات روز جامعه داره.سپلس