یک وعده غذا در ازای ایدز؛ منطقه ممنوعه تهران!
نمیداند پدر جنینی که در شکم دارد کدامیک از مصرفکنندگان اطرافش است. آدمهایی که به دلیل مصرف و روابط متعدد جنسی در این بیابانهای غریب، عمدتا حامل ویروس اچآیوی هستند.
روزنامه شرق: نمیداند پدر جنینی که در شکم دارد کدامیک از مصرفکنندگان اطرافش است. آدمهایی که به دلیل مصرف و روابط متعدد جنسی در این بیابانهای غریب، عمدتا حامل ویروس اچآیوی هستند. اینجا تصویری از «موج سوم» اچآیوی دیده میشود؛ موجی که نه از سرنگهای مشترک، بلکه از روابط پرخطر، بارداریهای ناخواسته و سازوکار فروپاشیده حمایتهای اجتماعی نیرو میگیرد. این گزارش نشان میدهد چگونه بستهشدن مراکز کاهش آسیب، کمبود خدمات پایدار و انگ سنگین مبتلایان، دوباره زمینه را برای گسترش ویروس فراهم کرده است؛ گسترشی آرام و بیصدا که از پاتوقهای بیابانی آغاز میشود اما پیامدهایش تنها به همانجا محدود نخواهد ماند.

اچآیوی در بیابانهای اتوبان آزادگان
صدای آواز زنی از دور میآید. در وسط این بیابان ایستاده و برای سکوهای فرضی سالن کنسرتی، بلند بلند میخواند. باد پاییزی موهای مجعدش را به رقص درآورده و دستانش هماهنگ با آنچه میخواهند در هوا تکان میخورد. سوز طنین صدایش کنار قطرههای اشک روی گونههای تیرهاش رد روشنی انداخته است. چشمانش را باز میکند. تماشاگران روی سکو، همپاتوقیهایش هستند که هر کدام پایپ و طلقی برای کشیدن در دست دارند. «پریچهر» عاشق خواندن است؛ زنی میانسال که 20 سال به بیمکانی عادت کرده و حالا باردار است؛ شاید برای بیستمین بار در سالهای زندگیاش در بیمکانی، دوباره در او چیزی از خودش شکل گرفته است. روی شکمش دست میکشد: «اسمش هستی است، برایم از آنچه دیگران خبر ندارند، میگوید. باید تمرکز کنم تا حرفهایش را بفهمم». چند ثانیه سکوت میکند و به مردی اشاره میکند که بین دیگر آدمهای وسط این زمین خاکی نشسته؛ مردی با پیراهنی سفید: «بین ما عملیها چرخیده آن پسر، سرنگهای ایدزی را به ما میدهد تا ما را هم درگیر کند».

سرنگها کم شده
چند دقیقه بعد همان مرد جوان جلو میآید، مواد مخدر چهره جوانش را گرفته: «اینجا دیگر مثل قدیمها سرنگ نداریم، سرنگها کم شده است. بچهها با هم رابطه دارند ولی من در تست آخر سالم بودم. البته خیلیها از همین روابط درگیر بیماری میشوند؛ چون یا کاندوم ندارند یا اصلا حواسشان نیست که بخواهند از آن استفاده کنند. آنها برای کمی مواد یا مقداری غذا وارد رابطه میشوند که همین هم دردسر میشود. خودت میدانی جماعت معتاد دیگر با اهل خانه ارتباطی ندارند. معمولا با همسرانشان مثل خواهر و برادرند». شیشه عطری زنانه جلوی پریچهر میاندازد و میرود. غروب این بیابان در جادههای اطراف آزادگان، با دود غلیظی که در هوا پراکنده شده، همه چیز را تیرهتر نشان میدهد. پریچهر سعی دارد قطرهای از عطر داخل شیشه خالی را روی لباسش بزند. به آدمهای دورش نگاه میکند و دستان سیاه و ترکخوردهاش را نشان میدهد: «دستهای من خشک شدهاند، کسی کرم دست ندارد»؟ درخواست او همپاتوقیهایش را به خنده میاندازد. در آخرین تست اچآیوی و هپاتیت سالم بوده، اما از این ماجرا ماهها میگذرد. کسی نمیداند پدر این جنین کدامیک از مصرفکنندگان است؟ سالم بوده یا ویروسی را به جان بدن نحیف پریچهر انداخته است؟ مرد میانسال با بدنی لاغر و خمیده تکه طلقی بین انگشتانش نگه میدارد و لوله فلزی نازکی را در دست دیگرش مشت میکند. «احمد» لاغر است، مثل تمام آدمهای این بیابان که گوشهای دور هم جمع شدهاند و چیزی میکشند: «دو سالی میشود زنم را ندیدهام. همیشه مراقب بودم درگیر اچآیوی و هپاتیت نشوم. مثلا از سرنگ کسی استفاده نمیکنم. ولی بین ما چندین نفرند که همه میدانیم مریض شدهاند؛ زن و مردهایی که رابطه جنسی زیادی با هم دارند». او حرفهای دیگر هم میزند: «مثلا بین ما، چند نفر بودند که بعد از دستگیری متوجه شدند درگیر ویروس شدهاند. در بازداشت یکدفعه حالشان بد شد و متوجه شدند مبتلا هستند. وقتی مواد میزنیم ترس در وجودمان از بین میرود و در رابطه دیگر چیزی برایمان مهم نمیشود». این اولین بارداری پریچهر نیست. دستش را روی شکمش میگذارد و از سقط جنین آخرش میگوید که درد زیادی داشته: «یادم نیست چند بار تا الان باردار شدهام، ولی یک دختر از گذشته دارم، قبل از اینکه درگیر مواد شوم، اما او دیگر نمیخواهد مرا ببیند». پریچهر نمیداند پدر این بچه کیست، شبیه به بارداریهای قبلی، در تنهایی بیابان میایستد و آواز میخواند. گاهی دیگر معتادها برایش دست میزنند و گاهی ناسزایش میگویند. اما او کاری به این حرفها ندارد، دستش را روی برآمدگی کم روی شکمش میگذارد و ادامه ترانهاش را میخواند؛ احتمالا سه، چهار ماهه باشد. نمیداند سرنوشت این جنین چیست؛ میماند، نمیماند، قرار است سقط شود؟ خیلی هم برایش فرقی ندارد. در آخر نوزاد را یا تحویل بهزیستی میدهد یا از طریق همین آدمها آن را در ازای چندرغاز میفروشد. جلوی ماشین خدمات مجموعه «نور سپید هدایت» میایستد، چند دست لباس و تعدادی کاندوم میگیرد و در بیابان آنقدر پیش میرود که محو میشود. مددکار جوان که هفتهای چند بار به این منطقه میآید، توضیح میدهد: «مصرف شیشه این زن را تباه کرده است. از ماه قبل تا الان شرایطش بد و بدتر شده است. هر بار که میآییم حالش بدتر شده است». مددکاران این مجموعه همیشه کیتهای تست اچآیوی دارند، بااینحال میگویند: «ما همیشه آماده تست هستیم، ولی به اجبار از آنها تست نمیگیریم. هر وقت خودشان بخواهند برایشان انجام میدهیم. البته در بیشتر موارد چون خجالت میکشند و نمیخواهند کسی بداند بیمارند، تمایلی به انجامدادن تست نشان نمیدهند».

رابطه جنسی برای یک وعده غذا
او درباره وضعیت پاتوقها نیز توضیح میدهد: «در پاتوقها بارداری ناخواسته زیاد اتفاق میافتد. پیشگیری وجود ندارد، رابطهها پرخطر است. آدمها برای نیازهای اساسی، حتی برای یک لباس تمیز یا یک وعده غذا هم راضی به رابطه میشوند. این گروهها شرکای متعدد دارند و ریسک انتقال بالاست. اما حواسمان به آنها نیست. مثلا یکی، دو موبایلون مثل ونِ سیار ما که خدمت میدهد، چه کاری میتوانند بکنند؟ مراکز ثابت را بستند و آدمها را دوباره به پاتوقها برگرداندیم. حالا یک ون میرود، چند دقیقه خدمات میدهد و میرود. بااینحال، این اسمش برنامه پایدار نیست». او درباره فرایندهای اداری برای کودکانی که از مادران پرخطر به دنیا میآیند هم شرایط سختی را یادآوری میکند: «تحویلدادن بچه به بهزیستی یا گرفتن حکم قضائی، آنقدر بوروکراسی دارد که گاهی مسئله از دست میرود. این بچهها صدا ندارند، اگر اتفاقی بیفتد، هیچکس متوجه نمیشود. این سیستم بهروز نیست و محدودیتهای قانونی خودش هم بخشی از مشکل است». او میگوید بزرگترین بخش بحران، «انگ و تبعیض» است: «حدود 40 درصد مسئله همین است. هنوز خیلی از خانوادهها نمیگذارند در مدرسه یا اطرافیان بفهمند آنها یا کودکشان مبتلا هستند. هنوز آدمها، فرد مبتلا را مجرم میبینند، نه بیمار. وقتی اطلاعات درست داده نشود، شایعه و ترس جای آن را میگیرد. مردم خیال میکنند با یک اشتباه، هیچوقت ممکن نیست خودشان در معرض خطر قرار بگیرند، درحالیکه یک رابطه، یک بیاحتیاطی، میتواند زندگی را برگرداند».
تبلیغات متنی
-
زنبورها «ویروسها» را در غذا تشخیص میدهند
-
قهرمانی زودهنگام اینتر در سریآ
-
ترامپ عفو مجدد نتانیاهو را خواستار شد
-
فال روزانه دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
جنجال ستاره فرانسوی در آستانه الکلاسیکو
-
لحظه اصابت صاعقه به یک ساختمان در تبریز
-
فرود اضطراری هواپیمای حامل آقای نخستوزیر در ترکیه
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
شوک جدید تیم ملی به امیر قلعهنویی
-
ایران از عربستان قدردانی کرد
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
سفر ترامپ به چین طبق برنامه انجام میشود
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
ویتکاف: در حال انجام گفتوگو با ایران هستیم
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
خبرگزاری فارس: آمریکا شروط خود را تعدیل کرد
-
حمله حزبالله به خودروی حامل فرماندهان اسرائیل
-
چندین محموله سلاح وارد فرودگاه «بنگوریون» شد
-
آمریکا پاسخ طرح ۱۴ بندی ایران را داد
-
پیشنهاد دولت برای افزایش دو برابری کالابرگ
-
چند نکته درباره سخنان امام جمعه رشت علیه زنان بیحجاب
-
ادعای ترامپ: پیشنهاد جدید ایران خوب نیست
-
سلام یونایتد به لیگ قهرمانان با شکست رقیب دیرینه
-
ادعای مقام آمریکایی مبنیبر تعطیلی تاسیسات نفتی ایران
-
واکنش یاسر آسانی به پیشنهاد جدید و خبر جدایی
-
ادعای الجزیره درباره محتوای طرح پیشنهادی ایران
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
جنگ از تنگه هرمز به سوپرمارکتها و مراکز خرید رسید
-
داستان یک بیلبورد که آینده قالیباف را پیشبینی کرد
-
حرکات عجیب ترامپ در سخنرانی دیشب سوژه شد
-
مجری فاکسنیوز سلاح جدید انتحاری ایران را معرفی کرد
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
این موارد سالهاست مخفی نگهداری میکردند،
بجای حلّ مشکلات مردم وجامعه واصلاح فرهنگ ووووو...
افراد ضعیف وکارتون خواب را از شهر دور میکردند واصل مسئله را در ظاهرا پاک شده.
دیگه جای برای دورریختن مشکلات وجود ندارد.
جابجای معضلات را جائ برای معضلات نو باز میکند.
مشکل را حلّ کنید
اینا که ترک کن نیستند
دولت بهشون سرنگ و کاندوم رایگان توزیع کنه
خب بمن چ ، راهیه ک انتخاب کردن
پاسخ ها
خدا روشکر که دراین جامعه بچه دار نشدم وموجبات بدبختی انسانی دیگر رادراین جامعه پر آسیب فراهم نکردم.خدایا شکرت.
فقر چه بلایی داره سر این کشور میاره
تادیر نشده جلوی آسیب های اجتماعی رو بگیرید .معتادان را درمان کنید وبازتوانی کنید.اجنبی های افغان رابیرون کنید