۱۱ فیلم برتر سال ۲۰۱۱
این یک فهرست، نه لزوماً از بهترین آثار سینمایی نمایشداده شده در سال ۲۰۱۱، که از چند تا از مهمترین فیلمهای این سال است. فیلمهایی که احتمالاً تماشای آنها میتواند متر و معیار خوبی برای بررسی کلی یک سال سینمایی باشد.
این یک فهرست، نه لزوماً از بهترین آثار سینمایی نمایشداده شده در سال ۲۰۱۱، که از چند تا از مهمترین فیلمهای این سال است.
فیلمهایی که احتمالاً تماشای آنها میتواند متر و معیار خوبی برای بررسی کلی یک سال سینمایی باشد. تلاش شده که از سلیقهها و اشکال مختلف سینما، نمایندههایی در این فهرست وجود داشته باشد.
۱) بران (DRIVE) (نیکلاس ویندینگ رفن): این فیلم و شخصیت اصلیاش، شبیه هیچ فیلم و شخصیت دیگر سینمای ۲۰۱۱ نیستند. راننده این فیلم، وقتی موفق است که دیده نشود. وقتی مثل یک شبح کارها را مرتب کند و در عین حال کسی او را نبیند.
وقتی که نخواهد برای آینده برنامه بریزد و فقط به زمان حال توجه کند. اینگونه است که میتواند اتمسفر محیط اطرافش را به طور کامل در اختیار داشته باشد. سامورایی قرن بیست و یک، اعتبار سینمای مستقل در سال ۲۰۱۱ است.
۲) جی. ادگار (J. EDGAR) (کلینت ایستوود): نتیجه چه خوب و چه بد، یکی از آثار کنجکاویبرانگیز سال است. به خصوص به این خاطر که ایستوود و هوور لااقل از یک جهت به هم شباهت دارند. جی. ادگار هوور کسی بوده که به طرز مرموزی در طول یک دوره تقریباً چهار دههای، فارغ از این که چه دیدگاهی بر سیاست آمریکا حاکم بوده، جایگاه خودش را با قدرت حفظ کرد و از آن طرف کلینت ایستوود هم کسی است که در طول پنج دهه، علیرغم تمام تحولاتی که در سینما پدید آورد، توانسته خودش را در سطح اول سینمای جهان حفظ کند. روایت یک کارگردان راستگرای آمریکایی از کسی که یکی از مظاهر قدرت آمریکا در نیمه اول قرن بیستم تلقی میشود، کنجکاویبرانگیز نیست؟
۳) دختری با خالکوبی اژدها (THE GIRL WITH THE DRAGON TATTOO) (دیوید فینچر): همه چیز برای تماشای یک شاهکار دیگر از دیوید فینچر آماده است. فینچر با این فیلم (که دومین اقتباس مهم از کتاب مشهوری به همین نام است) به فضای آثار مهم اولیهاش از جمله هفت و باشگاه مشتزنی نزدیک شده است.
ضمن این که مثل آن فیلمها و بر خلاف دو فیلم اخیر فینچر، دختری با خالکوبی اژدها نه در فصل جوایز چندان تحویل گرفته شده و نه منتقدان آن گونه که انتظار میرفت از آن استقبال کردهاند. اما فینچر که اثبات کرده یکی از کارگردانان مؤلف دوران ما است، همیشه راه خودش را به خوبی طی کرده است. اولین واکنشها روی سیاه بودن فراوان فیلم تأکید دارند. حس و حالی که به نظر میرسد در سالهای اخیر از فینچر دور شده است.
۴) خیزش سیاره میمونها (RISE OF THE PLANET OF THE APES) (روپرت وایات): این فیلم یک بار دیگر ثابت میکند که رد کردن سینمای استودیویی به طور کامل چه قدر کار اشتباهی است. این فیلم روپرت وایات نه صرفاً فیلمی درباره طغیان میمونها، که مثل هر فیلم خوب دیگری، درباره ذات انسان است.
آخرالزمانی که در این فیلم به تصویر کشیده میشود، بیش از این که به واسطه عوامل ماورایی یا حوادث طبیعی رخ دهند (مثلاً این که یک سیاره ناگهان به سمت زمین حرکت و با آن برخورد کند!)، زائیده اشتباهات انسانی هستند و این باعث میشود تصویری که خیزش سیاره میمونها از زمین در حال نابودی ارائه میدهد، هولناکتر شود.
۵) درخت زندگی (TREE OF LIFE) (ترنس مالیک): این فیلمی است که در آن با یک سبک جدید روایی طرفیم. چه فیلم را دوست داشته باشیم و چه نه، درخت زندگی از آن دست فیلمهایی است که بعدها به عنوان یک فیلم مؤثر در روند حرکتی سینما از آن یاد خواهد شد.
مالیک در ایدهای جاهطلبانه، فلسفه خلقت را به زندگی یک خانواده عادی آمریکایی مرتبط میکند و این،کار کوچکی نیست. اتفاق عجیبی بود که مهمترین فیلم منتسب به سینمای روشنفکرانه در سال ۲۰۱۱، نه از میان آثار اروپایی،که از دل سینمای آمریکا به وجود آمد
۶) ساقدوشها (BRIDESMAIDS) (پل فیگ): کمتر پیش میآید یک فیلم کمدی بتواند به فهرستهای دهتایی سال راه پیدا کند. این اتفاق در سال ۲۰۱۱ برای فیلم جدید یاران جاد آپاتوف رخ داده است.
ساقدوشها (که میتوان آن را از نظر کلیت داستانی یک نوع خماری (HANGOVER) زنانه دانست) فیلمی است درباره پیچیدگیهای زندگی و روابط انسانها. جاد آپاتوف که سالها است به آدم مهمی در صنعت سینمای آمریکا بدل شده است. اما موفقیت هنری ساقدوشها باعث میشود که به وجوه هنری آثار او بیشتر توجه شود.
۷) فرزندان (THE DESCENDANTS) (آلکساندر پاین): پاین گزیدهکار که فیلمهای معرکهای چون درباره اشمیت و راههای جانبی را در کارنامهاش دارد، این بار داستان یک پدر و دو دختر را روایت میکند که باید با مرگ مادر خانواده روبهرو شوند.
پاین که بیش از این اثبات کرده که در نمایش تنهایی آدمهای کاملاً معمولی تخصص دارد، این بار هم در حوزه مورد علاقهاش کار کرده است. جرج کلونی یکی از بهترین بازیهای عمرش را در فیلم انجام داده و پاین مثل همیشه با افزودن رگههای رقیق طنز به فیلمش، باعث شده تا تلخی نهفته در عمق داستان بیشتر نمایان شود.
۸) مانیبال (MONEYBALL) (بنت میلر): در این دوران که فیلمهای زیادی به تبعیت از جریان غالب اجتماعی در تمام جهان، رو به انعکاس سرخوردگیها و ناامیدیها آوردهاند، هنوز گاهی اوقات فیلمهایی را مشاهده میکنیم که درباره سرسختی، مبارزه و امید به زندگی هستند. مانیبال یکی از این فیلمها است. این فیلم با بازی تحسینشده براد پیت، داستان واقعی شخصی به نام بیلی بین را نشان میدهد که علیرغم تمام مشکلاتی که پیش رویش وجود دارد، تلاش میکند تا یک تیم بیسبال را به جایگاه شایستهاش برساند.
آرون سورکین پس از نوشتن فیلمنامه شبکه اجتماعی، یک بار دیگر نوشتن یک فیلمنامه پر شاخ و برگ و جزئینگر را با موفقیت انجام داده و میلر و پیت هم آنقدر خوب کار کردهاند تا پتانسیل بالای فیلمنامه سورکین هدر نرود.
۹) نیمه ماه مارس (THE IDES OF MARCH) (جرج کلونی): جرج کلونی که یکی از سیاستمدارترین آدمهای هالیوود است، بعد از ناکامی فیلم کلهچرمیها، با یک اثر سیاسی دیگر قدرت خودش را نشان داده است. فیلم جدید او (که نام کناییاش را از تاریخ به قتل رسیدن ژولیوس سزار گرفته) داستان انتخابات درونحزبی حزب دموکرات را برای انتخابات ریاستجمهوری روایت میکند؛ و البته همان طور که انتظار میرود، زد و بندها و اقدامات ریاکارانه سیاسی پنهان در پس پرده در این فیلم فاش میشود.
اما آن چه که جدیدترین فیلم جرج کلونی را از حد یک فیلم سیاسی شعارزده بالاتر میبرد و آن را به یکی از بهترین فیلمهای سال تبدیل میکند، این است که کلونی به طرز هوشمندانهای به جای تمرکز صرف بر اتفاقات سیاسی، ماجرا را به بررسی نیات و احساسات آدمها اختصاص میدهد. نمای پایانی فیلم را به خاطر بسپارید. این پایان درست و مناسب فیلمی است که در آن آدمها از اتفاقات اهمیت بیشتری دارند.
۱۰) هنرمند (THE ARTIST) (میشل هازاناویسیوس): عجیبترین چیزی که در سال ۲۰۱۱ از سینما انتظار داریم، این است که کسی یک فیلم سیاه و سفید صامت بسازد. میشل هازاناویسیوس هم مشکلات فراوان ساخت یک فیلم صامت در این دوران را به جان خریده و هم ریسک عدم توجه به فیلمش. اما پاسخی که هازاناویسیوس تاکنون از علاقهمندان به سینما گرفته، بسیار فراتر از حد انتظار بوده است.
فیلم هازاناویسیوس نه تنها در دهه ۲۰ و انتهای دوران صامت سینما میگذرد و میتواند حال و هوای آن دوران را به خوبی برای تماشاگر بازسازی کند، تجیلی هم هست از سینمای پر زرق و برق و عظیم آن دوره سینما و احتمالاً این بعد از فیلم به موفقیت حیرتانگیز آن در فصل جوایز در آمریکا هم کمک کرده است.
۱۱) هوگو (HUGO) (مارتین اسکورسیزی): تغییر مسیر حیرتانگیز اسکورسیزی از آثار به غایت بدبینانه و تلخی چون جدا افتاده و شاتر آیلند به فانتزی کودکانه و سرخوشانهای مثل هوگو، یک غافلگیری بزرگ است. اسکورسیزی علاوه بر این که در هوگو، علاقه شدیدش به تاریخ سینما را نشان میدهد، این نکته را هم اثبات میکند که تا چه حد آدم بهروز و مدرنی است. در اثبات این حرف همین بس که جیمز کامرون اعلام کرده هوگو بهترین فیلم سهبعدی بوده که تا به حال تماشا کرده است.
منبع: کافه سینما
فیلمهایی که احتمالاً تماشای آنها میتواند متر و معیار خوبی برای بررسی کلی یک سال سینمایی باشد. تلاش شده که از سلیقهها و اشکال مختلف سینما، نمایندههایی در این فهرست وجود داشته باشد.
۱) بران (DRIVE) (نیکلاس ویندینگ رفن): این فیلم و شخصیت اصلیاش، شبیه هیچ فیلم و شخصیت دیگر سینمای ۲۰۱۱ نیستند. راننده این فیلم، وقتی موفق است که دیده نشود. وقتی مثل یک شبح کارها را مرتب کند و در عین حال کسی او را نبیند.
وقتی که نخواهد برای آینده برنامه بریزد و فقط به زمان حال توجه کند. اینگونه است که میتواند اتمسفر محیط اطرافش را به طور کامل در اختیار داشته باشد. سامورایی قرن بیست و یک، اعتبار سینمای مستقل در سال ۲۰۱۱ است.
۲) جی. ادگار (J. EDGAR) (کلینت ایستوود): نتیجه چه خوب و چه بد، یکی از آثار کنجکاویبرانگیز سال است. به خصوص به این خاطر که ایستوود و هوور لااقل از یک جهت به هم شباهت دارند. جی. ادگار هوور کسی بوده که به طرز مرموزی در طول یک دوره تقریباً چهار دههای، فارغ از این که چه دیدگاهی بر سیاست آمریکا حاکم بوده، جایگاه خودش را با قدرت حفظ کرد و از آن طرف کلینت ایستوود هم کسی است که در طول پنج دهه، علیرغم تمام تحولاتی که در سینما پدید آورد، توانسته خودش را در سطح اول سینمای جهان حفظ کند. روایت یک کارگردان راستگرای آمریکایی از کسی که یکی از مظاهر قدرت آمریکا در نیمه اول قرن بیستم تلقی میشود، کنجکاویبرانگیز نیست؟
۳) دختری با خالکوبی اژدها (THE GIRL WITH THE DRAGON TATTOO) (دیوید فینچر): همه چیز برای تماشای یک شاهکار دیگر از دیوید فینچر آماده است. فینچر با این فیلم (که دومین اقتباس مهم از کتاب مشهوری به همین نام است) به فضای آثار مهم اولیهاش از جمله هفت و باشگاه مشتزنی نزدیک شده است.
ضمن این که مثل آن فیلمها و بر خلاف دو فیلم اخیر فینچر، دختری با خالکوبی اژدها نه در فصل جوایز چندان تحویل گرفته شده و نه منتقدان آن گونه که انتظار میرفت از آن استقبال کردهاند. اما فینچر که اثبات کرده یکی از کارگردانان مؤلف دوران ما است، همیشه راه خودش را به خوبی طی کرده است. اولین واکنشها روی سیاه بودن فراوان فیلم تأکید دارند. حس و حالی که به نظر میرسد در سالهای اخیر از فینچر دور شده است.
۴) خیزش سیاره میمونها (RISE OF THE PLANET OF THE APES) (روپرت وایات): این فیلم یک بار دیگر ثابت میکند که رد کردن سینمای استودیویی به طور کامل چه قدر کار اشتباهی است. این فیلم روپرت وایات نه صرفاً فیلمی درباره طغیان میمونها، که مثل هر فیلم خوب دیگری، درباره ذات انسان است.
آخرالزمانی که در این فیلم به تصویر کشیده میشود، بیش از این که به واسطه عوامل ماورایی یا حوادث طبیعی رخ دهند (مثلاً این که یک سیاره ناگهان به سمت زمین حرکت و با آن برخورد کند!)، زائیده اشتباهات انسانی هستند و این باعث میشود تصویری که خیزش سیاره میمونها از زمین در حال نابودی ارائه میدهد، هولناکتر شود.
۵) درخت زندگی (TREE OF LIFE) (ترنس مالیک): این فیلمی است که در آن با یک سبک جدید روایی طرفیم. چه فیلم را دوست داشته باشیم و چه نه، درخت زندگی از آن دست فیلمهایی است که بعدها به عنوان یک فیلم مؤثر در روند حرکتی سینما از آن یاد خواهد شد.
مالیک در ایدهای جاهطلبانه، فلسفه خلقت را به زندگی یک خانواده عادی آمریکایی مرتبط میکند و این،کار کوچکی نیست. اتفاق عجیبی بود که مهمترین فیلم منتسب به سینمای روشنفکرانه در سال ۲۰۱۱، نه از میان آثار اروپایی،که از دل سینمای آمریکا به وجود آمد
۶) ساقدوشها (BRIDESMAIDS) (پل فیگ): کمتر پیش میآید یک فیلم کمدی بتواند به فهرستهای دهتایی سال راه پیدا کند. این اتفاق در سال ۲۰۱۱ برای فیلم جدید یاران جاد آپاتوف رخ داده است.
ساقدوشها (که میتوان آن را از نظر کلیت داستانی یک نوع خماری (HANGOVER) زنانه دانست) فیلمی است درباره پیچیدگیهای زندگی و روابط انسانها. جاد آپاتوف که سالها است به آدم مهمی در صنعت سینمای آمریکا بدل شده است. اما موفقیت هنری ساقدوشها باعث میشود که به وجوه هنری آثار او بیشتر توجه شود.
۷) فرزندان (THE DESCENDANTS) (آلکساندر پاین): پاین گزیدهکار که فیلمهای معرکهای چون درباره اشمیت و راههای جانبی را در کارنامهاش دارد، این بار داستان یک پدر و دو دختر را روایت میکند که باید با مرگ مادر خانواده روبهرو شوند.
پاین که بیش از این اثبات کرده که در نمایش تنهایی آدمهای کاملاً معمولی تخصص دارد، این بار هم در حوزه مورد علاقهاش کار کرده است. جرج کلونی یکی از بهترین بازیهای عمرش را در فیلم انجام داده و پاین مثل همیشه با افزودن رگههای رقیق طنز به فیلمش، باعث شده تا تلخی نهفته در عمق داستان بیشتر نمایان شود.
۸) مانیبال (MONEYBALL) (بنت میلر): در این دوران که فیلمهای زیادی به تبعیت از جریان غالب اجتماعی در تمام جهان، رو به انعکاس سرخوردگیها و ناامیدیها آوردهاند، هنوز گاهی اوقات فیلمهایی را مشاهده میکنیم که درباره سرسختی، مبارزه و امید به زندگی هستند. مانیبال یکی از این فیلمها است. این فیلم با بازی تحسینشده براد پیت، داستان واقعی شخصی به نام بیلی بین را نشان میدهد که علیرغم تمام مشکلاتی که پیش رویش وجود دارد، تلاش میکند تا یک تیم بیسبال را به جایگاه شایستهاش برساند.
آرون سورکین پس از نوشتن فیلمنامه شبکه اجتماعی، یک بار دیگر نوشتن یک فیلمنامه پر شاخ و برگ و جزئینگر را با موفقیت انجام داده و میلر و پیت هم آنقدر خوب کار کردهاند تا پتانسیل بالای فیلمنامه سورکین هدر نرود.
۹) نیمه ماه مارس (THE IDES OF MARCH) (جرج کلونی): جرج کلونی که یکی از سیاستمدارترین آدمهای هالیوود است، بعد از ناکامی فیلم کلهچرمیها، با یک اثر سیاسی دیگر قدرت خودش را نشان داده است. فیلم جدید او (که نام کناییاش را از تاریخ به قتل رسیدن ژولیوس سزار گرفته) داستان انتخابات درونحزبی حزب دموکرات را برای انتخابات ریاستجمهوری روایت میکند؛ و البته همان طور که انتظار میرود، زد و بندها و اقدامات ریاکارانه سیاسی پنهان در پس پرده در این فیلم فاش میشود.
اما آن چه که جدیدترین فیلم جرج کلونی را از حد یک فیلم سیاسی شعارزده بالاتر میبرد و آن را به یکی از بهترین فیلمهای سال تبدیل میکند، این است که کلونی به طرز هوشمندانهای به جای تمرکز صرف بر اتفاقات سیاسی، ماجرا را به بررسی نیات و احساسات آدمها اختصاص میدهد. نمای پایانی فیلم را به خاطر بسپارید. این پایان درست و مناسب فیلمی است که در آن آدمها از اتفاقات اهمیت بیشتری دارند.
۱۰) هنرمند (THE ARTIST) (میشل هازاناویسیوس): عجیبترین چیزی که در سال ۲۰۱۱ از سینما انتظار داریم، این است که کسی یک فیلم سیاه و سفید صامت بسازد. میشل هازاناویسیوس هم مشکلات فراوان ساخت یک فیلم صامت در این دوران را به جان خریده و هم ریسک عدم توجه به فیلمش. اما پاسخی که هازاناویسیوس تاکنون از علاقهمندان به سینما گرفته، بسیار فراتر از حد انتظار بوده است.
فیلم هازاناویسیوس نه تنها در دهه ۲۰ و انتهای دوران صامت سینما میگذرد و میتواند حال و هوای آن دوران را به خوبی برای تماشاگر بازسازی کند، تجیلی هم هست از سینمای پر زرق و برق و عظیم آن دوره سینما و احتمالاً این بعد از فیلم به موفقیت حیرتانگیز آن در فصل جوایز در آمریکا هم کمک کرده است.
۱۱) هوگو (HUGO) (مارتین اسکورسیزی): تغییر مسیر حیرتانگیز اسکورسیزی از آثار به غایت بدبینانه و تلخی چون جدا افتاده و شاتر آیلند به فانتزی کودکانه و سرخوشانهای مثل هوگو، یک غافلگیری بزرگ است. اسکورسیزی علاوه بر این که در هوگو، علاقه شدیدش به تاریخ سینما را نشان میدهد، این نکته را هم اثبات میکند که تا چه حد آدم بهروز و مدرنی است. در اثبات این حرف همین بس که جیمز کامرون اعلام کرده هوگو بهترین فیلم سهبعدی بوده که تا به حال تماشا کرده است.
منبع: کافه سینما
باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir
تبلیغات متنی
-
جشن غیرمعمول یک خانواده اهل ترکیه در کعبه
-
کودتای رونالدو ۳۰ میلیون دلار به عربستان ضرر زد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
حمله بازیکن پیشین پرسپولیس به مجری شبکه افق
-
زعفران کیلویی ۲۰۰ میلیون تومان را رد کرد!
-
ایده عجیب یک مسجد برای جذب نمازگزاران خبرساز شد
-
خانه ۱۰ متری زهرا خانم بعد طلاق دیدن دارد
-
عراقچی: ۱۸ تا ۲۰ دی ربطی به اعتراضات نداشت
-
موقعیت احتمالی ناو لینکلن روی نقشه مشخص شد
-
مردی که دو دهه در سردترین جنگل جهان دوام آورد
-
گبرلو، حساب پناهی را از فرخنژاد و کرمی جدا کرد
-
جزئیات «پیشنهاد جدید» مصر برای مذاکره ایران و آمریکا
-
توضیح کرملین درباره امکان انتقال اورانیوم مازاد ایران
-
واکنش تند رضا رشیدپور به اظهارات زننده مجری شبکه افق
-
جزئیات خبر آمادهسازی قبر برای سربازان آمریکایی
-
عراقچی: ۱۸ تا ۲۰ دی ربطی به اعتراضات نداشت
-
موقعیت احتمالی ناو لینکلن روی نقشه مشخص شد
-
گبرلو، حساب پناهی را از فرخنژاد و کرمی جدا کرد
-
پزشکیان دستور آغاز مذاکرات با آمریکا را صادر کرد
-
یک خبرگزاری داخلی مدعی مذاکره ایران و آمریکا شد
-
کاهش هزار تومانی نرخ دلار در بازار امروز
-
ایران تمام سفرای عضو اتحادیه اروپا را احضار کرد
-
بابک زنجانی کارزار مبارزه با فساد راه انداخت!
-
محدودیتهای ترافیکی آخر هفته اعلام شد
-
خانم الناز ملک، میدانستی فحش میخوری، خب نمیرفتی!
-
هزینه زندگی در ایران، عربستان و امارات یکسان شد!
-
صداوسیما، اهداف ایران در جنگ احتمالی را لو داد
-
خبر واریز کالابرگ ماه رمضان تکذیب شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
لودگی دو مجری شبکه سه روی آنتن زنده خبرساز شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
حضور بازیگر پرحاشیه در جشنواره فجر به چشم آمد
-
اندونگ نه؛ بمب پرسپولیس یک استقلالی دیگر است
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
مشتری جدید سوخو ۵۷ مشخص شد
-
تکذیب شایعه حمله پهپادی به ساختمان نیروی دریایی سپاه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل












نظر کاربران
به نظر من هیوگو باید حداقل در رتبه 3 قرار می گرفت