عادل چکار کند که شما عزیزان به او فحش ندهید؟
هر چقدر هم از سوی جریان موسوم به ارزشی مورد انتقاد قرار گیرد که چرا الان موضع گرفته و چرا در جملاتش به موردی خاص اشاره نکرده یا از سوی جریان مخالف به "وسطبازی" متهم شود شاید خیلی سخت باشد که موقعیت او را به اندازه یک دوقطبی نخنما و پوسیده تنزل داد.
برترینها: از دیشب تا حالا چند ثانیه از گزارش عادل فردوسیپور به شدت دیده شده، جایی که گزارش را با چیدمان معنادار چند کلمه ساده آغاز کرد: "فوتبال و تماشاش، تنها یک لحظه توقفه نه نقطه فراموشی! فراموش نمیکنیم که بیرون از زمین، در این چندماه، چه روزهای سختی بر مردم عزیز ما گذشته و میگذره و چه جانهای عزیز و بیگناهی از دست رفتن.
گزارش این بازی رو به همه مردمی که مظلومانه از بین ما رفتن و میتونستن تماشاگر پرشور این بازی باشن تقدیم میکنم."
دوباره یک دوقطبی نخنما
کات! برمیگردیم به پاییز 401، جایی که فردوسیپور در شریف دور سفرهای که دانشجویان در حیاط پهن کردهاند نشسته و فردایش روزنامه سازندگی تیتر زد "حیات شریف". البته بعدتر رفتار فردوسیپور به گفتمان موسوم به اصلاحات نسبت داده شد و او مثل همه این سالها به قعر یک دوقطبی رفت. اما حالا انگار کمی شرایط فرق دارد. هر چقدر هم از سوی جریان موسوم به ارزشی مورد انتقاد قرار گیرد که چرا الان موضع گرفته و چرا در جملاتش به موردی خاص اشاره نکرده یا از سوی جریان مخالف به "وسطبازی" متهم شود شاید خیلی سخت باشد که موقعیت او را به اندازه یک دوقطبی نخنما و پوسیده تنزل داد.

صدای او صرفاً صدای یک مسابقه نیست
مساله اینجاست که عادل فردوسیپور در جرگه گزارشگران حال حاضر فوتبال ایران موقعیتی یگانه دارد و خروج اجباری او از صداوسیما نیز لیمپرشن هر ویدیوی لایو یا غیرلایو مرتبط بلا او را تا حد زیادی افزایش میدهد. فردوسیپور طی دو دهه گذشته، خواسته یا ناخواسته، از یک گزارشگر فوتبال به بخشی از حافظه جمعی چند نسل از ایرانیان تبدیل شده است. برای بسیاری از مخاطبان، صدای او صرفاً صدای یک مسابقه نیست؛ صدای دورهای از زندگی، خاطرات مشترک و لحظاتیست که در بزنگاههای مختلف شنیده شده است.
شاید به همین دلیل باشد که هر جمله او، حتی اگر از نظر سیاسی محافظهکارانه یا حداقلی به نظر برسد، واجد معنایی فراتر از خود کلمات میشود. او نه در جایگاه یک فعال سیاسی سخن میگوید و نه در قامت یک کنشگر اجتماعی تماموقت؛ اما سرمایه نمادینی که در طول سالها اندوخته، باعث میشود هر اشارهاش به رنج عمومی، هر یادآوریاش از فقدان و هر تلاشش برای پیوند زدن فوتبال با زندگی واقعی مردم، به موضوعی برای بحث و تفسیر بدل شود.
در چنین وضعیتی شاید پرسش اصلی این نباشد که فردوسیپور دقیقاً در کدام سوی منازعه ایستاده است؛ بلکه این باشد که چرا هنوز بخش مهمی از جامعه هنگام شنیدن موضع خود از زبان او، نسبتش را با وقایع زمانه از خلال چند جمله کوتاه او بازخوانی کند.
کاربری به نام محمد در انتقاد به فردوسیپور این کامنت را منتشر کرده: عادل فردوسیپور با بهره هوشی بالاش بعد از چندماه سکوت رندانه وسطِ وسطِ مواضع را گرفت و با جملاتی که نه سیخ بسوزه نه کباب فینال لیگ قهرمانان اروپا را گزارش کرد!
مجید فضائلی نیز این دیدگاه را در نقد اظهارات عادل مطرح کرده: حرفهای فردوسیپور مهوع بود، آن جانهای عزیز در رانش زمین و برخورد صاعقه از دست نرفتند. آنها را اسرائیل و آمریکا کشتند. دشمن به این خاک حمله کرد و آقای گزارشگر حتا بعد از نود روز جرأت گفتن همین کلمات ساده را هم نداشت. خوشخیالی ما بود که فکر میکردیم در برنامه ۹۰ شجاعتی دارد.
اما کامنت امیرعلی هم پربازدید شده: مگه حرف اشتباهی زده؟ مگه همه موافق نیستن؟ مگه اصن واقعیت نیست؟
و موحد که همسو با امیرعلی نوشته: میشه بفرمایید نسخه درستش چطور باید میبود؟ دقیقا باید چیکار کنه که فحش نخوره؟
ارسال نظر