خشایارشا پس از ۲۵۰۰ سال، قهرمان بلامنازع مهر ۱۴۰۵ شد
اما فارغ از درستی یا نادرستی روایت روبیو و اختلافنظرها درباره رویدادهای ۲۵۰۰ سال پیش، شاید نکته شگفتانگیزتر، زنده بودن نام پادشاهی باشد که پس از گذشت ۲۵ قرن، همچنان میتواند موضوع بحث سیاستمداران، تاریخپژوهان و افکار عمومی قرار بگیرد.
برترینها: نام خشایارشا، پادشاه نامدار هخامنشی، این روزها بار دیگر به صدر بحثها و جدلهای تاریخی بازگشته است. ماجرا از اظهارات بحثبرانگیز مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره یورش سپاه خشایارشا به آتن و ویرانی معابد این شهر آغاز شد؛ سخنانی که واکنشهای گستردهای در میان ایرانیان برانگیخت و بار دیگر پای یکی از بزرگترین فرمانروایان ایران باستان را به مناقشات سیاسی امروز باز کرد.
اما فارغ از درستی یا نادرستی روایت روبیو و اختلافنظرها درباره رویدادهای ۲۵۰۰ سال پیش، شاید نکته شگفتانگیزتر، زنده بودن نام پادشاهی باشد که پس از گذشت ۲۵ قرن، همچنان میتواند موضوع بحث سیاستمداران، تاریخپژوهان و افکار عمومی قرار بگیرد. در میان تحلیلهای منتشرشده، نوشته مهدی تدینی را شاید بتوان یکی از خواندنیترین و قابلفهمترین توصیفها از عظمت تاریخی خشایارشا و ماندگاری نام او دانست؛ نگاهی که فراتر از جدالهای سیاسی روز، معنای دیگری از شکوه و قدرت یک شخصیت تاریخی را پیش چشم میگذارد.

عظمت بیشکوشبهه
تدینی در این رابطه مینویسد: ایشون — خشایارشا — قهرمان بلامنازع مهر ماه ۱۴۰۵ هستند... پس از گذشت ۲۵۰۰ سال، زندهتر از همهست و سر عظمتش دعواست. همه سر عظمتش توافق دارند؛ چه اون آمریکایی که از دید بیگانه ناگزیره ازش با عنوان رهبر بزرگترین امپراتور جهان در اون زمان یاد کنه، چه کسانی که همیشه به ایران باستان افتخار کردند و چه کسانی که هر از گاهی بر حسب نیاز یاد عظمت ایران باستان میافتند. چه کسی رو سراغ دارید که همه سر عظمتش در آن واحد اتفاقنظر داشته باشند؟ خودی و بیگانه! عاشق واقعی و قلابی.
به این میگن "عظمت تاریخی" که مشمول گذر زمان نیست؛ میبینید چقدر زندهست؟ چقدر در معادلات روز حضور پررنگ داره و چطور همهٔ جناحها و جبههها رو مجبور به اعتراف به عظمت خودش کرده؟!
ایران اینه. فانوسی دریایی در گذشته که راهنمای کشتیشکستگان امروزه؛ فانوسی همیشه تابان... پدران تابناکِ بنیانگذار ایران.
خشایارشا در آتن چه کرد و سرانجام چه شد؟
اما بد نیست در میانه این بحثها، نگاهی هم به آنچه واقعاً در تاریخ اتفاق افتاده بیندازیم. خشایارشا، فرزند داریوش بزرگ و نوه دختری کوروش، در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، با سپاهی عظیم به سوی یونان لشکر کشید. این لشکرکشی در ادامه اختلافات و جنگهای ایران و دولتشهرهای یونانی صورت گرفت و هدف آن گسترش نفوذ هخامنشیان در سرزمین اصلی یونان بود.

سپاه ایران ابتدا موفقیتهای چشمگیری به دست آورد. نیروهای خشایارشا در نبرد ترموپیل بر مقاومت یونانیان غلبه کردند و سپس به آتن رسیدند. بسیاری از ساکنان آتن پیش از ورود ایرانیان شهر را ترک کرده بودند. سپاه هخامنشی آتن را تصرف کرد و بخشهایی از شهر، از جمله معابد آکروپولیس، در جریان این حمله به آتش کشیده شد؛ واقعهای که آثار باستانشناسی نیز وقوع آن را تأیید میکنند.
بااینحال، ورق جنگ در نبرد دریایی سالامیس برگشت. ناوگان ایران در برابر ائتلاف دولتشهرهای یونانی شکست خورد و خشایارشا تصمیم گرفت به آسیا بازگردد. بخشی از سپاه ایران به فرماندهی مردونیه در یونان باقی ماند، اما شکست این نیروها در نبرد پلاته در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، عملاً به تلاش هخامنشیان برای تسلط بر سرزمین اصلی یونان پایان داد.
با وجود این، خلاصه کردن دوران پادشاهی خشایارشا در نتیجه جنگهای یونان، تصویری ناقص از کارنامه او به دست میدهد. او از سال ۴۸۶ تا ۴۶۵ پیش از میلاد بر یکی از پهناورترین امپراتوریهای جهان باستان فرمان راند؛ در آغاز سلطنت با شورشهایی در مصر و بابل روبهرو شد و آنها را سرکوب کرد و در کنار اداره قلمرو وسیع هخامنشی، پروژههای عمرانی بزرگی را پیش برد.

بخش مهمی از شکوه معماری تخت جمشید نیز حاصل دوران فرمانروایی اوست. تکمیل کاخ آپادانا، ساخت دروازه ملل و احداث کاخ اختصاصی خشایارشا، از جمله اقدامات برجسته این دوره به شمار میروند. بناهایی که پس از حدود ۲۵ قرن همچنان از مهمترین یادگارهای تمدن هخامنشی محسوب میشوند.
و شاید اینجا بتوان بهتر به منظور مهدی تدینی پی برد. خشایارشا در یونان هم پیروزی داشت و هم شکست؛ شهری را فتح کرد، اما نتوانست به هدف نهایی لشکرکشی خود دست یابد. بااینهمه، نامش در تاریخ ماند و امروز، پس از گذشت ۲۵ قرن، همچنان موضوع سخن سیاستمداران و تاریخپژوهان است.
ارسال نظر